تكواندوي بانوان استان قم

|
|
بسم الله الرحمن الرحيم |
|
|
هر كاري را با نام خدا و ياد او و درك حضور او شروع كنيد. · قال رسول الله(ص): كل امر ذي بال لم يبدا ببسم ا... فهو ابتر هر كار با ارزشي كه با نام خدا شروع نشود ناقص خواهد ماند. · بسم ا... يعني با نام آن خدايي شروع كنيد كه رحمان و بخشنده و عالم و قادر مطلق است. · بسم ا... يك جريان مثبت و سازنده از آگاهيها است. تنها لفظ نيست. · آغاز با بسم ا... يعني طلب خير و بركت و دوري از مكر شيطان. · اگر كاري با نام خدا شروع شود، ما را از وابستگي افراطي به نتيجه بينياز ميكند و باعث بيتوقعي و بينيازي ميشود. · آغاز با بسم ا... يعني رنگ خدايي زدن به كليه اعمال، حركات، رفتارها، احساسات و ... · خواب و بيداري، حركت و سكون، نشستن و برخاستن، نگاه كردن و گوش دادن، خوردن و آشاميدن و در يك كلام، كل زندگي را ميتوان به زنجيرهاي از حركات الهي تبديل نمود، حتي تكون اعمالي و اورادي كلها ورداً واحداً. · انسان ها با تمام عالم در ارتباط هستند. در آغاز هر كاري با بسم ا...، مهر قبولي آن را بزنيد. · شرايط و آثار كارهايي را كه با نام خدا شروع ميشود قبل، حين و بعد از عمل، شناسايي كنيد. |
||
|
2نوشته شده در شنبه بیست و نهم اسفند 1388 توسط سخايي وطن
|
||
|
|
انتخاب مجدد سید محمد پولادگر |
|
|
سيد محمد پولادگر سرپرست فدراسيون ، غلامرضا ابراهيمي دبير فدراسيون ، سيد حسين عباسي دبير سابق فدراسيون ، غلامرضا كشتكار رئيس هيات تكواندو بوشهر ، جمشيد سهرابي رئيس هيات تكواندو تهران ، سردار علي خليلي رئيس هيات تكواندو ناجا ، لقمان كشاورز پيشكسوت تكواندو و مسعود لشگري دبير سابق سازمان ليگ تكواندو نامزدهاي تصدي پست رياست اين فدراسيون هستند . انتخاب مجدد سید محمد پولادگر را به عنوان ریاست محترم فدراسیون تکواندو به کلیه تکواندو کاران تبریک می گویم |
||
|
2نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388 توسط سخايي وطن |
|
||
|
|
راههاي عملي مقابله با آنفلوآنزا و سرماخوردگي |
|
|
ويروس آنفلوانزاي خوکي، زيرگونه ويروس H1N1 ميباشد كه ميزبان اصلياش خوک است، اما ميتواند مرغها و انسانها را نيز آلوده کند. تركيب ويروس آنفلوآنزاي انساني با گونههاي جانوري ديگر نظير آنفلوآنزاي پرندگان و اخيراً آنفلوآنزاي خوكي، موجب توليد انواع جديد و نوظهوري از اين بيماري ميشود. با تغييرات طي سالها، انواع متفاوت ويروسهاي آنفلوانزا پديدار شدهاند. تاكنون صدها گونه مختلف ويروس شناسايي شده است. ويروس آنفلوانزاي خوکي بسيار متفاوت با ويروسهاي انساني است. اين بيماري چگونه منتقل ميشود؟ ويروس آنفلوانزا مانند هر نوع سرماخوردگي ديگر، از راه ترشحات حلق و بيني، سرفه و عطسه و با تماس پوستي و انتقال آلودگي به دهان و چشمها، چه مستقيم (مثل دست دادن) و چه غير مستقيم (مانند تماس دست با سطوح آلوده ميز، صندلي و دستگيره در) منتقل ميشود. سرماخوردگي و آنفلوآنزا به راحتي از شخص بيمار، به اشخاص ديگر قابل انتقال است. هنگامي که شخص بيمار عطسه يا سرفه ميکند اگر جلوي دهان خود را با دستمال نگيرد، قطرات مخاطي حاوي ويروس که در فضا پخش ميشوند، وارد دهان، بيني يا چشم اشخاص سالم شده و باعث گسترش آلودگي ويروسي خواهند شد. اين بيماري از راه موادغذايي مانند گوشت، و يا روشهاي انتقال ديگر، نظير خون، مدفوع، ترشحات جنسي و منتقل نميشود. چگونه به اين بيماري دچار ميشويم؟ آنفلوانزا يک بيماري مجاري تنفسي است و محيط رشد آلودگي، در فضاي دهان، حلق و سينوسها ميباشد. دهان انسان، آلودهترين دهانها در بين موجودات زنده است. به اين جهت گازگرفتگي انسان خطرناكتر از ساير حيوانات ميباشد. دين مبين اسلام تأكيد زيادي بر بهداشت دهان و دندان دارد. براي مثال دو ركعت نماز با مسواك، برتر از هفتاد ركعت نماز بدون مسواك ذكر شده است. هميشه در دهان انسان ميكروبهايي وجود دارند كه توسط سيستم ايمني بدن مهار شده و به شدت تحت كنترل مكانيسمهاي دفاعي بدن هستند. بدن انسان پادگانهاي مهمي در گلو دارد. سيستم لنفاوي و لوزهها، در محل تقاطع دهان، بيني، ناي و مري، وظيفه كنترل و مهار عوامل بيماريزا را برعهده دارند. وقتي كه بدن ضعيف شود، زمينه مناسبي براي تكثير و شورش ميكروبها فراهم شده و با افزايش تعداد آنها، سيستم دفاعي ضعيف بدن، ديگر توان و زمان لازم براي كنترل آنها را نخواهد داشت. به همين دليل به ميكروبهاي فرصتطلب معروف هستند. با بروز سرماخوردگي و درگير شدن سيستم دفاعي بدن، از فرصت بهدست آمده استفاده ميكنند و سر به شورش برداشته، منجر به عفونت و التهاب گلو ميگردند. در واقع اين مسائل از عوارض ثانوي سرماخوردگي هستند كه درصورت عدم كنترل بهموقع و ضعيف شدن سيستم دفاعي بدن، بروز ميكنند. علت سرماخوردگي و آنفلوآنزا، ويروسهايي هستند كه محيط گلو را فضاي مناسبي براي رشد خود مييابند. در واقع با برهم خوردن تعادل بين سيستم ايمني بدن و عوامل مهاجم، فرصت براي بروز بيماري ايجاد ميشود. اين مشكل به دو صورت ايجاد ميشود: 1) ضعيف شدن سيستم ايمني و كاهش گلبولهاي سفيد بدن. 2) ورود تعداد زيادي ميكروب و هجوم گسترده آنها به بدن. در هر حال علت هرچه باشد، بيماري درصورت مغلوب شدن مدافعين بدن در مقابل مهاجمين بروز ميكند. بنابراين بايد دو كار مهم براي مقابله با اين بيماري انجام داد: 1) تقويت سيستم دفاعي بدن 2) كاهش احتمال ورود ويروس. چگونه ميتوان از اين بيماري دوري نمود؟ اغلب بروز بيماري آنفلوآنزا خفيف است. ولي گاهي هجوم شديدي ميآورد و عده زيادي را بيمار ميكند. همهگيري نوع خوكي اين بيماري در سال جاري، موجب نگراني جهاني شده است. اما بايد دقت كنيم كه بسياري از ناقلين ويروس آنفلوآنزا، بدون علامت هستند. واقعيت اين است كه نميتوان 100 درصد از ورود ويروس به بدن جلوگيري كرد. پرهيز و مراقبت دائمي از ارتباط با افراد و محيطهايي كه روزانه با آنها سروكار داريم، امري مشكل و حتي غيرممكن است. نگراني و استرس از بهداشت پيرامون خود، نه تنها كمكي به ما نميكنند، بلكه با ايجاد تنشهاي عصبي، زندگيمان را مختل نموده و موجب تضعيف بدن و افزايش احتمال بيماري ميگردند. تشديد نگراني، خطرناكتر از خود بيماري است. در روزنامهها تيتر ميزنند «خانمها تا اطلاع ثانوي باردار نشوند!» و يا «بيشاز هشتاد درصد زائران حج به آنفلوآنزاي خوكي مبتلا خواهند شد؟» نتيجه اينگونه جوّسازيها، دامن زدن به ترس و وحشت در جامعه است. بايد بهجاي چند حرف كلي و نامفهوم، راهكاري عملي به مردم عرضه كرد. در يكي از پوسترهاي اطلاعرساني نوشته بود: «تغذيه مناسب داشته باشيد» چه چيزي از اين جمله برداشت ميكنيد؟ چه چيزي مناسب و چه چيزي نامناسب است؟ اينگونه كلّيگوييها نميتواند راه صحيحي براي پيشگيري باشد. حكايت كردهاند روزي طبيب معروفي در خواب ديد طاعون به شهر آنها آمده و به او گفت: من 10 هزار نفر را خواهم كشت. از قضا طاعون همهگير شده و 100 هزار نفر را كشت. طبيب بازهم طاعون را در خواب ديد و از او پرسيد: «گفته بودي 10 هزار نفر را ميكشم، چرا 100 هزار نفر را كشتي؟» طاعون پاسخ داد: «من 10 هزار نفر را كشتم، 90 هزار نفر ديگر از ترس مردند!» واکسن آنفلوانزا مفيد است؟ خير، ويروس آنفلوآنزا گونههاي مختلفي دارد. واکسنهاي مورد استفاده براي آنفلوانزاي فصلي انسان، براي جلوگيري از ابتلا به ويروسهاي آنفلوانزاي خوکي (نه در بدن خوک و نه در بدن انسان) ايمني ايجاد نميکند. واکسن آنفلوانزاي فصلي، ممکن است بر ضد ويروس H3N2 کمک کننده باشد، ولي مطمئنا به ايمني و پيشگيري از آنفلوانزاي H1N1 کمک نخواهد کرد. مسؤولان مرکز کنترل و پيشگيري از بيماريهاي آمريکا ميگويند آزمايشات آنها بيانگر عدم ايجاد مصونيت در دريافت کنندگان واکسن آنفلوانزا است. درحاليكه شاهديم عدهاي سودجو از فروش اين واكسنها سودهاي سرشاري برده و حتي واكسنها در بازار ناياب شدهاند. چگونه پيشگيري كنيم؟ ويروس و ميكروب همه جا وجود دارند. براي مثال، در محيط كاري شما، چند نفر سرما ميخورند اما چند نفر ديگر بيمار نميشوند. ويروس وارد بدن آدم سالم هم ميشود اما شرايط بدن او براي رشد و بقاي ويروس يا ميكروب مناسب نيست. شما اگر شرايطي را فراهم نكنيد كه ويروسها رشد كرده و قدرتمند شوند، به هيچ وجه بيمار نميشويد. با رعايت چند نکته ساده ميتوانيد به پيشگيري از سرماخوردگي و آنفلوآنزا کمک کنيد: 1) تغييرات دما، سرد شدن و كاهش درجه حرارت مجاري تنفسي (بخصوص در هواي متغير پاييز) از عوامل اصلي بيماري ميباشد. با سرد شدن حلق و سينوسها، سيستم دفاعي بدن آسيب ديده و ويروسها سريعاً از فرصت استفاده كرده و تكثير ميشوند. به همين دليل بدن با افزايش دما در ناحيه سر و گردن، سعي در مقابله با آنها نموده و محيط را براي رشدشان نامساعد ميكند. تب ويروسي خطرناكتر از تب عفوني ناشي از باكتريها است. زيرا در اين نوع تب، دست و پاي بيمار سرد است، اما سر و گردن از درون داغ ميباشد. به همين دليل فريبنده بوده و درصورت عدم تشخيص بهموقع، اين حرارت به مغز آسيب رسانده موجب تشنج ميگردد. 2) زماني كه فكر ميكنيد تغييرات دما داشته باشيد (بخصوص در هواي پاييز) حتما پوشش كافي داشته باشيد! اگر مجبوريد در هواي سرد بيرون برويد، مكاني كه محل شروع بيماري است را محافظت كنيد! (دهان و سينوسهاي سر و صورت) استفاده از يك شال گردن موجب گرم نگه داشته شدن حلق، بيني و حنجره ميشود (مكانهايي كه ويروس در آنجا تكثير ميشود). همچنين استفاده از يك هدبند (كه سينوسهاي پيشاني را ميپوشاند) ميتواند بسيار مفيد باشد. 3) از امام صادق(ع) روايت است كه خود را از باد بهاري نپوشانيد، اما از باد پاييزي بپوشانيد. زيرا آنچه باد پاييزي با برگ درختان ميکند با تنوجان انسان نيز ميکند. دوره شيوع آنفلوآنزا، فصل پاييز است (در اغلب شهرها از ابتداي مهر تا پايان آبان) پاييز بعد از تابستان آمده و انواع ميكروبها، قارچها، عفونتها و عوامل بيماريزا، در گرماي تابستان رشد كرده و گسترش يافتهاند. اين بيماري با بارش اولين برف كاهش مييابد. باد پاييزي مملو از بيماري است. تغييرات ناگهاني دما نيز در اين فصل مزيد بر علت بوده و زماني مساعد براي شيوع آنفلوآنزا محسوب ميشود. در مقابل، در فصل بهار كه بعد از زمستان است، سرما موجب نابودي و تضعيف بيماريها شده و باد بهاري لطافت و شادابي خاصي دارد. بنابراين تأكيد ميشود كه در بهار لباس كمتري از آنچه بهنظر ميرسد نياز است، پوشيده و در پاييز لباس بيشتري بپوشيد. 4) پزشكان توصيه ميكنند كه اختلاف دماي داخل اتاق با بيرون زياد نباشد. اين تغيير دما، عامل مهم درگير شدن افراد با سرماخوردگي و آنفلوآنزا است. وزارت بهداشت آمريكا تاكيد دارد، براي پيشگيري از آنفلوآنزا، دماي اتاق خود را 5 درجه كمتر كنيد! 5) نوشيدن آب سرد (و بدتر از آن، آب يخ) موجب تغيير ناگهاني دماي سر و حلق ميگردد. در اين فصل بايد از نوشيدنيهاي گرم استفاده كرد. سر و گردن را در مقابل باد سرد بپوشانيد. وقتي تازه استحمام كردهايد، با بدن و موهاي خيس در مقابل باد سرد قرار نگيريد. 6) از عوامل مهم بيماري در اين فصل، خوردن غذاهاي سردي (نظير هندوانه، نارنگي، ماست، دوغ، نوشابه، شكر و شيريني) است. اينغذاها با اسيدي كردن خون، موجب اسيدوز، كاهش حرارت بدن، تضعيف سيستم لنفاوي و كاهش ايمني بدن ميگردند. امام رضا(ع) ميفرمايند: در فصل گرما، سردي و در فصل سرما، گرمي بخوريد تا بدنتان صحت يابد. استفاده از غذاهايي كه طبع سرد دارند در فصل سرما مضر است، مقاومت بدن را كاهش ميدهد و باعث بيماري ميشود. متأسفانه فرهنگ غلطي در جامعه رايج شده كه در چله زمستان هندوانه ميخورند! به ياد داشته باشيد كه خداوند تبارك و تعالي، هر ميوهاي را در فصل خود آفريده است. درفصل تابستان هندوانه و درفصل پاييز شلغم و انگور را براي ما مهيا نموده است. هندوانه، گوجه و خيار ميوههاي تابستان هستند كه امروزه بهلطف گلخانهها و سردخانهها، در فصل زمستان نيز يافت ميشوند! قديميترها از اين اشتباهات غذايي پرهيز ميكردند، اما امروزيها بهعلت ضعف دانش تغذيه، درگير با انواع مشكلات و بيماريها هستند. 7) شلغم در فصل سرما بهترين خوردني است. براي پيشگيري از سرماخوردگي و بيماريهاي تنفسي اقلا چند بار در هفته شلغم بخوريد. شلغم بدن را تميز كرده و مواد سمي را از بدن خارج ميسازد. البته شلغم خام خواص بيشتري از شلغم پخته دارد. 8) عسل و ميوههاي گرم مثل سيب، موز، خرما، انگور و بادام، بدن را گرم، سيستم ايمني را تقويت و ويتامينهاي مورد نياز را تامين ميكند. 9) مصرف سير و پياز از ابتلا به سرماخوردگي جلوگيري كرده و در صورت ابتلاي يكي از افراد خانواده، قرار دادن پياز خردشده در منزل ميتواند از ابتلا افراد ديگر بكاهد. 10) هواي منزل و يا محيط کار را با استفاده از دستگاه بخور مرطوب نگه داريد. بهتر است هر روز کمي پنجره را باز بگذاريد تا هواي كهنه درون منزل عوض شود. 11) از افرادي كه مبتلا به سرماخوردگي هستند دوري كنيد. بخصوص در فازي كه بيماري آنها فعال و شديد است. آنها يك مخزن متحرك ويروس هستند. از آنها بخواهيد حتما با دستمالي جلوي مجاري تنفسي خود را بگيرند. هرگز با اين افراد در يك مكان بسته بهسر نبريد. بهترين كار، رعايت بهداشت شخصي و در صورت امکان جلوگيري از تماس نزديک با افرادي است که مبتلا شدهاند. از حوله مشترك در منزل استفاده نكنيد و حولهها را مرتباً بشوييد. 12) سيگار نکشيد، سيگار باعث تضعيف دستگاه ايمني بدن شده و درصد بيماري و سرماخوردگي را در افراد افزايش ميدهد. 13) شستن دستها با آب و صابون يکي از موثرترين راههاي مقابله با انتقال آلودگي است. شستن صحيح دستها بطور مرتب (بخصوص قبل از غذا)، آلودگيها و ميکروب را برطرف ميکند. اما برخلاف آنچه كه در آگهيهاي تبليغاتي ميبينيد، شويندههاي آنتيباكتريال موجب مقاوم شدن ميكروبها به طيف وسيعي از آنتيبيوتيكها شده است. بههمين دليل ديگر امروزه برخلاف گذشته، آنتيبيوتيكهاي معمولي جواب نميدهد و پزشكان ناچار به تجويز دوزهاي بالايي از داروهاي قويتر و خطرناكتر شدهاند. و باز هم بههمين دليل عفونتهاي بيمارستاني بسيار سختتر از عفونتهاي خانگي هستند، زيرا ميكروبهايي كه در محيط بيمارستان زندگي ميكنند، به انواع داروهاي آنتيبيوتيك و شويندهها عادت كرده و مقاوم شدهاند. پس اصراري بر استفاده از شويندههاي آنتيباكتريال نداشته باشيد، زيرا ويروسها كه باكتري نيستند! كافي است با همان مايعهاي معمولي دستانتان را خوب بشوييد. در اين كار عجله نكنيد و حداقل 3 دقيقه دستانتان را با صابون ماساژ داده و سپس با آب بشوئيد. اگر مبتلا شديم، چكار كنيم؟ زماني كه علايم اوليه بيماري شروع شد، كافي است جلوي رشد و گسترش آن را بگيريد. از آنجا كه مجاري تنفسي مركز رشد و تكثير عوامل بيماريزا هستند، به بهداشت دهان و دندان توجه ويژهاي داشته باشيد. بعد از هر غذا مسواك بزنيد. قبل از خواب با قطره گياهي پرسيكا مسواك كنيد. درصورت مشاهده هرگونه علائم بيماري در گلو، آبنمك رقيق غرغره كنيد تا محيط حلق را براي تكثير ميكروبها نامساعد شود. نمك ميتواند رشد ميكروبها را مختل كند. 1) مراقب تغييرات دما باشيد. دماي اتاق را زياد نكنيد. دهان، پيشاني و گلوي خود را در مقابل باد و سرما با شال بپوشانيد. از غذاها و نوشيدنيهاي بسيار سرد پرهيز كنيد. دائماً مايعات گرم مصرف كنيد (نوشيدن چاي سياه توصيه نميشود، چاي سياه كه در جامعه رايج است، مدر بوده و موجب تخليه آب بدن ميگردد) 2) غذاهايي با طبع سرد نظير هندوانه، ماست، دوغ، نوشابه و نارنگي را محدود كنيد و از غذاهايي با طبع گرم نظير زنجبيل، سير، چايكوهي و خرما استفاده كنيد. 3) بهداشت را رعايت كنيد. از دستمال و حوله مشترك استفاده نكنيد. از تماس با افراد بيمار، دست دادن و روبوسي خودداري كنيد. هنگام عطسه يا سرفه، با دست جلوي دهان خود را نگيريد، بلكه از دستمال استفاده كنيد. دستان خود را دائماً و بخصوص قبل از غذا با آب و صابون بشوئيد. 4) درصورت مشاهده علائم بيماري، سريعاً بدن خود را گرم كنيد. دوش گرم بگيريد، در رختخواب گرم استفاده كنيد، مايعات گرم بنوشيد، بخور گرم بدهيد. يك حبه سير را در غذا رنده كرده و ميل كنيد. (سير تببر، مسكن و آنتيبيوتيك قوي است) 5) مايعات زياد بنوشيد. چرا که مرطوب نگه داشتن راههاي هوايي باعث ميشود که ويروسها ديگر رشد نکنند. تب موجب از دست رفتن آب زيادي از بدن بيمار شده و با كاهش حجم خون، ميتواند سبب تشنج شود. سالانه بيشتر از ده هزار نفر در ايالات متحده آمريكا كه اكثرا سالخورده هستند به علت آنفولانزا فوت ميكنند. يك علت عمومي فوت، خشكي بدن بعلت آنفولانزاي طولاني است. مصرف آنتي بيوتيكها، خشكي بدن را تشديد ميكند. بنابراين لازم است که در سرتاسر دوره بيماري به طور مرتب آب و مايعات گرم بنوشيد. نوشيدن شربت (عسل + زنجبيل + چايكوهي + كمي آبليمو) در تقويت عمومي بدن بسيار مؤثر است. براي رقيق كردن مخاط، تامين آب بدن، اين شربت را تهيه كرده و بنوشيد. در صورت داشتن تب شديد، شربت را خنك استفاده كنيد. 6) از غذاهاي چرب، سرخكردني، مانده (بخصوص گوشت، سيبزميني و ماكاراني) لبنيات و نوشيدنيهاي سرد كه موجب تحريك و عفونت گلو ميشود پرهيز كنيد. 7) استراحت كنيد تا علاوه بر تقويت قواي بدن، موجب بيماري ديگران نشويد. مصرف آنتيبيوتيكها مفيد است؟ خير، ويروس با دارو از بين نميرود. براي درمان يك بيماري ويروسي نبايد از آنتيبيوتيك استفاده كرد. زيرا تجويز آنتيبيوتيك هيچ تأثيري ندارد. بنابراين پزشك خود را وادار به تجويز آنتيبيوتيك نكنيد. زيرا فقط عوارض آنتيبيوتيكها را به جان ميخريد. آنتيبيوتيكها فقط بر روي عفونتهاي باكتريايي مؤثر هستند. آنتيبيوتيكها نه تنها كاري با ويروسها ندارند، بلكه باكتريهاي مفيد سيستم ايمني را هم از بين ميبرند. آنها منجر به مقاوم شدن ميكروبها، نياز به دوز دارويي بيشتر، استفاده از آنتيبيوتيكهاي قويتر، از بين رفتن باكتريهاي مفيد و ضروري بدن، تضعيف سيستم ايمني، خشك شدن و ضعيف شدن بدن ميگردند. (محمدي) منابع: سايت وزارت بهداشت آمريكا، ماهنامه شفاء (تير 88) ماهنامه دانشمند كتاب سيردرماني اطلاعيه وزارت بهداشت سايت شركت واكسنسازي پاستور فرانسه |
||
|
2نوشته شده در دوشنبه دوم آذر 1388 توسط سخايي وطن |
|
||
|
|
رابطه جومونگ و راهب يهودي |
|
|
قرنهاي متوالي، وقتي در كشورهاي اروپايي اسم «يهودي» برده ميشد، هميشه مترادف با دو عبارت «فحشا» و «ربا» بود. مسيحيان اروپايي از يهوديان متنفر بودند و سالها در اروپا خطاب به يهوديان عبارت «موش کثيف» گفته ميشد كه در واقع نشاندهنده شدت انزجار مردم از ثروتاندوزي، اباحهگري، موذيگري و رفتارهاي مرموزانه آنها بود. اما لقب «موش کثيف» در يک جريان پنهان فرهنگي-رسانهاي طي چند سال عملا استحاله شده و دگرگون شد. همه ما انيميشن جذاب «ميکي ماوس» که بازگوکننده ماجراهاي موشي زيرک در مقابله با توطئههاي دشمنانش است، را ديدهايم. بخش اول عبارت Mickey Mouse که به معناي «ميکي موشه» است يعني Mickey، در ذهن واژه Mike مخفف ميکائيل که از اسامي عبراني است را متبادر ميسازد. «موشه» هم در زبان عبري به موسي ميگويند. اين موش زيرک و دوستداشتني آن چنان در دلهاي بينندگان نفوذ ميکند که ديگر لقب «موش کثيف»، ترکيبي ناخوشايند و ناچسب به نظر ميآيد.
در موردي ديگر که بيشک شاهکار تاريخ انيميشنسازي جهان است يعني «تام و جري»، پيروز بلامنازع هميشه داستان «جري» يا کاراکتر موش است. تا جايي که بيننده آرزو ميکند کاراکتر گربه يا «تام» هم گاهي پيروز شود. ولي گويا قرار است اين يک سرنوشت محتوم و لايتغير تاريخ باشد که هميشه موش پيروز خواهد بود، موشي که در خود بار معنايي يهودي را نهفته دارد. به هر حال کودکان اروپايي و ساير نقاط جهان که طي دو يا سه دهه پيش، اين انيميشنها را نگاه ميکردند. اکنون بزرگسالاني هستند که ديگر برايشان عبارت «موش کثيف» به معناي «يهودي» مفهومي ندارد. در اروپايي كه قبلاً anti-Semitism (ضد يهود) بود، امروز موش کثيف ترکيبي نامأنوس بوده و «موش دوستداشتني» به عنوان موجودي زيرک، مهربان، هميشه پيروز و جذاب، بار معنايي جديدي يافته است. اما نكته جالب اين ماجرا متوليان محترم فرهنگي کشور ما هستند که اکنون با آگاهي از اهداف پشتپرده صهيونيستها، اقدام به جلوگيري از پخش گسترده اين انيميشنها کردهاند که به نظر حقير، نوش دارويي پس از پوسيدن کفن نوادگان سهراب است. نميدانم شايد بيست سال ديگر هم نگه داشتن سيدي افسانه جومونگ جرم محسوب شود. صهيونيستها، با مديريت پنهان بر عرصه رسانه و آموزش (بخصوص از سطوح پيشدبستاني) با برنامهريزي بلندمدت و صبر و حوصله زياد، كمكم عقايد و تفكرات جهان و عليالخصوص اروپا و آمريكا را به نفع خودشان تغيير دادهاند. حالا به اين مقدمه نسبتاً طولاني، ميرسيم به بحث اصلي خودمان يعني «سريال جومونگ». جومونگ همچون موسي(ع) در خانه فرعون (امپراطور) رشدونمو ميكند، برعليه وي ميشورد و در نهايت مردم آواره را با گذراندن از رودخانهاي پهناور (كه گذر موسي(ع) از رود نيل را تداعي ميكند)، به سرزمين خالي از سكنه (!) پدرانش يعني چوسان قديم (ارض موعود) وارد ميكند. چوسان در ذهن عبارت «جوسان» Jew Sun يعني «خورشيد يهود» را متبادر ميسازد و ماجرا آنجا شگفتآور ميشود كه خورشيد در تورات، نماد ارض موعود يا سرزمين مادري باشد! چوسان كه ارض موعود شد، منجي اين قوم (جومونگ) نيز راهبي يهودي ميشود (Jew Monk يعني راهب يهودي) و پايههاي ابتدايي امپراطوري خود را در جولبن (Jew Lebun يعني لبنان يهودي) بنا ميكند. در اكثر واژههاي كليدي اين افسانه كرهاي، «جو» و يا چيزي شبيه آن (كه دقيقآ با همين تلفظ، در زبان لاتين به معناي يهودي است) به كار رفته است. البته لازم نيست دقيقاً املاي اين لغات صحيح باشد. بلكه نويسندگان اين افسانه كوشيدهاند از اسامي و يا كلماتي بهره ببرند كه بيشترين شباهت را با اسامي و مفاهيم يهود داشته باشند و تلفظ مشابه آنها (نه الزاماً املاء) اهداف صهيونيستي عناصر پشت پرده اين مجموعه را در ذهن بينندگان نهادينه كند. جالب اينكه بيشتر اين عبارات، اسامي خاص هستند تا درصورت ترجمه و دوبله به زبانهاي ديگر، تغيير نكنند. البته آنچه ذكر شد، سواي موارد متعدد نمادگرايي تصويري - صهيونيستي اين سريال است. اگر نقشه چوسان قديم كه بر روي پوست ترسيم شده را ديده باشيد، فقط كافيست تا نقشه فرضي ارض موعود صهيونيست ها (نيل تا فرات) را قبلآ ديده باشيد تا از اين شباهت بي اندازه به شگفت آييد. همچنين در زمينه سكانسهاي مختلف اين سريال، ستاره شش گوش و يا تصاوير متعدد پرچمهايي با نقش خورشيد كه نماد ارض موعود صهيونيستها است مواجه ميشويد.
از اينها كه بگذريم، نقش «كابالا» يا عرفان يهود و پيشگوييهايشان در اين سريال غوغا ميكند. گويا قرار نيست هيچ تصميمي بدون اذن پيشگوهاي زن اين سريال انجام گيرد و تصميمات و نظرات آنها حتي فرمان امپراتور را هم تحت تاثير خود قرار ميدهند. لابد آنها هم حداقل يك «نوستراداموس» يا «ربي يهودا»، «اري مقدس»، «ربي شمعون» و ديگر كاباليستهاي يهودي لازم دارند تا برايشان، واقعه 11 سپتامبر را پيشگويي كند و از آينده روشن قومشان بگويد. تأكيد بسيار بر مسئله پيشگويي، پرده از نيتي شوم و شيطاني برميدارد كه آن چيزي جز نامگذاري دهه دوم قرن بيستويكم به نام دهه كابالا نيست. آنچه در اين سريال و ديگر فعاليتهاي فرهنگي – رسانهاي يهود به آن پرداخته ميشود، آمادهسازي ذهن مردم جهان براي پياده شدن مفاهيم دلخواهشان است. همانگونه كه فيلمها، سريالها و آوازهخوانيهاي سبك متال و ... دهه نود، جهان را براي ورود به عصر ترانس مدرنيسم كه همان Satanism و يا شيطانپرستي بود، آماده كرد. جومونگ كه گويا «ماشيح يهود» بوده و قومش نيز همان فرزندان برتر خداوند هستند، ارتباطي تنگاتنگ با تورات و تلمود دارد. آنگونه كه همواره مورد عنايت الهي است و حتي دشمنانش كه براي شكست او دعا ميكردند، با خشم خدا و رعدوبرق آسماني نابود ميشوند. او حتي همچون پيامبران بنياسرائيل (طالوت و داوود)، خداوند به او روش بافت و ساخت زره را آموخته و سربازانش با تعدادي كم، بر دشمنان بسيار خود از امپراطوري چينيها (هان) پيروز ميشود. نقش زنان در اين سريال (اعم از كاركترهاي مثبت و منفي)، انسان را به ياد پيامبران زن هفتگانه يهود و يا حداقل ديگراني چون ريوقا، ساره و يائل مياندازد. شخصيت بانو «سوسانو»، بسيار شبيه «دبورا» پيامبر زن يهودي است كه بنابر فصلهاي 4 و 5 كتاب شوفطيم از مجموعه عهد عتيق، بر سربازان سيسرا پيروز ميگردد. اقدامات تجاري وي، «گراسيا ناسي» زن تاجر معروف يهودي و عامل اصلي نفوذ يهوديان در دربار عثماني را در خاطر زنده ميكند. بانو سويا (همسر جومونگ) نيز كه ابتدا به اسارت ميرود، ولي پس از بازگشت، بخاطر هدف والاي همسرش، از معرفي مجدد خود سر باز ميزند، شما را ياد داستان «هدسه» كه بنابر فيلم صهيونيستي «يك شب با پادشاه»، به زور از خانه عمويش مردخاي ربوده شد و به همسري خشايار شاه درآمد مياندازد كه با نفوذ در دربار ايران، مقدمات قتل 77000 ايراني را فراهم نمود و شرح آن در دفتر استر از مجموعه عهد عتيق آمده است. در بررسي شخصيتهاي زن اين سريال، به ياد «ركسلانه» يهودي ميافتيم كه با نفوذ در دربار سليمان، پادشاه عثماني به همسري وي درآمد و با قتل وليعهد «مصطفي»، بالاخره منجر به قتل سلطان سليم دوم و شعلهور شدن آتش فتنه جنگهاي ايران و عثماني شد. در ديالوگهاي اين سريال، فراوان عبارات: هدف والا، آوارگي، اسارت، سرزمين مادري و تاريخي، كوچ و ... به چشم ميخورد كه همگي يادآور فرازهايي از تورات است. جومونگ براي دفاع از خود، حق دارد از سلاحهاي نامتعارف زمان خودش مانند شمشير فولادي، بمبهاي آتشزا و ... برعليه دشمنان خود استفاده كند. تا جايي كه بيننده، اين برتري تسليحاتي را نوعي حق مسلم وي ميداند كه حاصل هوشمندي و تخصص كارگزاران اوست. همانگونه كه بايد صدها كلاهك اتمي رژيم صهيونيستي را به رسميت بشناسد. دشمن اصلي جومونگ، امپراطوري چين يا همان «هان» است كه سربازهايش، با پري كه بر روي كلاهخودهايشان دارند، بيشباهت به جنگاوران مسلمان نيستند. منطقي هم به نظر ميرسد. بايد در مقابل نفوذ روزافزون اقتصادي چينيهاي كمونيست در مقابل ايالات متحده كه 80 درصد ثروتش در اختيار جمعيت حداكثر 6 درصدي يهوديان است، ايستاد. يكي از اين راهها، قدرت گرفتن كره به عنوان رقيب اصلي براي چين و متحد امريكا و اسرائيل در حياط خلوت چين است. توجه بيش از حد اين سريال به مقوله تجارت، بيشك براي يهوديان زرپرست، زيبندهتر است تا مذاهب شينتويستها و مائويستهاي روح گراي شرق آسيا. شايد هم صهيونيست نميتواند قبول كند كه پيروان مكتب كمونيسم (چين)، امروز اينگونه در اقتصاد آزاد جهان جولان دهند. لابد كره هم به عنوان همپيمان ايالات متحده و اسرائيل، با توجه بيش از حد به مقوله تجارت در اين افسانه تازهساز(!)، به دنبال ايجاد مقدمات فرهنگي جهت سرازير نمودن هرچه بيشتر توليدات خود در كشورهاي هدف (مانند ايران) است. البته با تمام تلاش و زبردستياي كه نويسندگان و دستاندركاران كرهاي - اسرائيلي اين مجموعه به خرج دادند، هيچگاه نخواهند توانست اسامي برخي شخصيتها و كاركترهاي اين سريال مانند «مگول»، «ياگاك» و «ماگاك» را كه از ديدگاه ترمينولوژي يا اصطلاحشناسي، همان «مغول»، «يأجوج» و «مأجوج» خودمان هستند را با پوشش فرهنگي بپوشانند. چرا كه همواره در پشت اين اسامي، قتل، غارت، خونريزي و توحش نهفته است. البته اين افراد، بد نيست بدانند كه مردمان اين سرزمين، همان صاحبان فرهنگي هستند كه مغولها را مسلمان نمودند و همچنين بنابر برخي تفاسير، اين ذوالقرنين يا كوروش ايراني بود كه اسلاف و اجداد آنها يعني يأجوج و مأجوج را از اين سرزمين بيرون راند. به هر حال اگر يکي از قسمتهاي اين سريال را از دست داديد چندان نگران نباشيد چون صدا و سيما آنرا سه بار برايتان پخش خواهد نمود. |
||
|
2نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388 توسط سخايي وطن |
|
||
|
|
نکته های کوچک برای زیبا زیستن |
|
|
محروميت مادر خلاقيت است.
هرگز اجازه نده كسي تو را افتان و خيزان ببيند. در قدرداني از كساني كه كمكت كردهاند عجله كن. به افكار بزرگ فكر كن ولي از شاديهاي كوچك لذت ببر. فراوان لبخند بزن. هزينهاي ندارد اما ارزشش قابل تصور نيست. هميشه بخند و شاد باش. شوخطبعي درمان همه بيماريها است. اگر انديشههاي منفي را به ذهنات وارد كني، موفقيت را از زندگيات بيرون كردهاي. |
||
|
2نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388 توسط سخايي وطن |
|
||
|
|
برگزاری اولین دوره مسابقات لیگ بانوان استان قم |
|
|
با لطف و عنایت خداوند متعال هیات تکواندو استان در بخش بانوان با تلاش و پیگیری های بسیار، در نظر دارد اولین دوره مسابقات لیگ بانوان ،در بخش کیوروگی را در رده سنی خردسالان،نونهالان،نوجوانان و جوانان برگزار نماید.
از مربیان محترم و مسئولین باشگاهها که علاقه مند به شرکت در این مسابقات هستند، خواهشمند است جهت ارائه مدارک و ثبت نام تا تاریخ ۱۲/۷/۸۸ به دفتر هیات تکواندو مراجعه نمایند. |
||
|
2نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388 توسط سخايي وطن |
|
||
|
|
داوران نابلد از جرگه داوري حذف مي شوند |
|
|
سيروس رضايي رئيس كميته داوران فدراسيون تكواندو درگفتگو با روابط عمومي فدراسيون گفت: كارگاه يك روزه اي براي داوران پومسه كشور قبل از آغاز دور برگشت مسابقات ليگ برگزار مي شود. وي افزود: تمامي داوراني كه قصد قضاوت در مسابقات ليگ برتر را دارند بايد در اين كلاس شركت كنند تا امتياز لازم از لحاظ اجراي فرم را بدست آورند. رضايي تصريح كرد: يك داور پومسه بايد تمامي فرمها را به خوبي بشناسد و درك درستي از اجراي آنها داشته باشد تا در هنگام قضاوت خطاها را شناسايي كرده و نمره لازم را ثبت كند. وي افزود: كميته داوران قصد دارد نمره گذاري و ارزش گذاري اجراي فرم درمسابقات به واقعيت نزديك باشد اما اگر اينطور نباشد در پيكارهاي جهاني حائز رتبه دوم جهاني نمي شديم. رضايي گفت: كميته داوران توقع و كارآمدي بالايي از داوران دارد و تا امروز مسير درستي را طي كرده است در غير اينصورت رضايتمندي وجود نداشت. وي خاطر نشان كرد: از ابتداي مسابقات ليگ امسال اعلام كرديم اين سمينار برگزار مي شود و هر داوري كه نتواند به اجراي فرم بپردازد از جرگه قضاوت در سطح پومسه حذف مي شود. رضايي در مورد زمان برگزاري كارگاه داوري پومسه گفت: منتظر اعلام زمان دور برگشت ليگ پومسه در دور برگشت هستيم و يك هفته قبل از آغاز مسابقات اين دوره برگزار خواهد شد. |
||
|
2نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 توسط سخايي وطن |
|
||
|
|
تیم ملی بانوان با باشگاه های مختلف تمرین می کند |
|
|
خانم آذرمهرسرمربي تيم ملي بانوان: براي آمادگي بيشترتكواندو كاران با باشگاه هاي مختلف تمرين مي كنيم . مريم آذرمهر سرمربي تيم ملي تكواندو بانوان در گفتگو با روابط عمومي فدراسيون اظهار داشت : براي مسابقاتي كه در پيش رو داريم روزانه دو نوبت صبح و بعد از ظهر تمرين مي كنيم . وي ادامه داد : تمامي تكواندوكاران از لحاظ فني و روحي در وضعيت مناسبي قرار دارند و خود را براي حضور قدرتمند در مسابقات دانمارك آماده مي كنند . آذر مهر گفت : با نفرات مختلف و با تيمهاي باشگاهي براي تغيير محيط ورزشكاران و عوض شدن حريفانشان تمرين مي كنيم تا تكواندوكاران تنها با يك وضعيت به مبارزه نپردازند . وي در خصوص نفرات اعزامي به مسابقات قهرماني جهان در دانمارك گفت : عجله اي براي انتخاب نفرات نداريم و در حال حاضر تكواندوكاران را محك مي زنيم و تا 2 هفته ديگر يك مسابقه انتخابي برگزار مي كنيم . |
||
|
2نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 توسط سخايي وطن |
|
||
|
|
مشخصات باشگاههاي تكواندو قم |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مشخصات باشگاههاي تكواندو قم براساس اطلاعات ثبت شده در بانك اطلاعات فدراسيون تكواندو
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 توسط سخايي وطن |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
تقويم ورزشي فدراسيون تكواندو - آبان 88 |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 توسط سخايي وطن |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
تقويم ورزشي فدراسيون تكواندو - مهر 88 |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 توسط سخايي وطن |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
تقويم ورزشي فدراسيون تكواندو - شهریور 88 |
|
||||||||||||
|
||||||||||||||
|
2نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 توسط سخايي وطن |
|
||||||||||||||
|
|
تقويم ورزشي فدراسيون تكواندو - مرداد 88 |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر 1388 توسط سخايي وطن |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
خنده |
|
|
تحقيقات نشان ميدهد كه خنده و نگرش مثبت به زندگي ميتواند شفابخش باشد. خنده نه تنها به تقويت سيستم ايمني بدن بلکه به درمان بيماريها نيز کمک ميکند. براي مثال کريستين کليفورد که مبتلا به سرطان سينه بود، از خنده به عنوان آخرين داروي ممکن جهت درمان خود استفاده کرده است. در سال ۱۹۹۴ بود كه بيماري سرطان وي تشخيص داده شد. او و همسرش موضوع بيماري را براي دو پسرشان توضيح دادند و يادآور شدند که مادر آنها بايد تحت درمان قرار گيرد شايد تمام موهاي سرش بريزد. پسر ۱۱ساله آنها گفت: « معرکه است! آن وقت تو شبيه کاپيتان پيکارد در فيلم فضايي Star Trek ميشوي. » کريستين ۴۳ ساله، اهل مينسوتا ميگويد، «اولين بار بود که در اين 8 سال ميخنديدم. درد من چند دقيقهاي از بين رفت و فهميدم که هنوز ميتوانم بخندم و از آنچه دارم، لذت ببرم.» از آن پس او شروع به نوشتن کتابي تحت عنوان: Not Now … I’m Having a No-Hair Day كرد او در اين كتاب، لحظات شاد و خندهدار زندگي خودش را طي دوران مداواي بيماري و بهبودي توضيح داده است. کريستين ميگويد: « اگر شوخ طبعي و خنده را فراموش کنيد کار شما تمام است.» طبق گفته پروفسور ويليام فراي، استاد روانپزشکي دانشگاه استنفورد، خنده ماهيچههاي شکم، قفسه سينه، شانهها و گردن را به حرکت درميآورد. خنده به انجام فعاليتهاي مغز کمک ميکند، هواي ريهها را تصفيه ميکند، ضربان قلب را افزايش ميدهد و گردش خون را بهبود ميبخشد. طبق نظر دکتر فراي «خنده بر تمام اندامهاي بدن تأثير مثبت ميگذارد». |
||
|
2نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 توسط سخايي وطن |
|
||
|
|
چرا بايد در انتخابات شركت كنيم؟ |
|
|
تمدّن ايران يكي از كهنترين و ريشهدارترين تمدّنهاي جهان است. يك نگاه ساده به گذشتههاي چند هزار ساله نشان ميدهد كه در هيچ دوره و حكومتي، مردم حق انتخاب بالاترين مقام اجرايي كشور را نداشتند. از سلسلههاي اشكانيان و ساسانيان گرفته تا حكومت ايلخانان، غزنويان؛ خوارزمشاهيان و تيموريان و اخيراً قاجاريه و پهلوي. هميشه حكومتها، سلطنتي و موروثي بود و شاه تمام مناصب حكومتي را عزل و نصب ميكرد و مردم هيچ نقشي در ادارهي كشور نداشتند. يكي از آثار و بركات انقلاب اسلامي، ارزش و اهميتي است كه به نظر و خواست مردم داده شده و براي اولينبار، مردم مجاز به تعيين سرنوشت خود و كشورشان شدهاند. رأيگيري و حق انتخاب بالاترين مقام اجرايي كشور، امري است كه در هيچ دورهاي در كشور ما سابقه نداشته است. كافي است نگاهي به كشورهاي اطراف خود بيندازيم، اكثر كشورهاي مسلمان جهان بهصورت پادشاهي اداره ميشوند و حتي كشورهايي نظير ژاپن و انگلستان هنوز هم امپراتور دارند. اغلب كشورهاي منطقه ما نيز سلطاننشين و يا اميرنشين هستند. مانند: عربستان، كويت، بحرين، اردن و امارات. يا با كودتا رويكار آمده و خود را رئيسجمهور مادامالعمر و غيرقابل تغيير معرفي كردهاند. مانند: مصر، ليبي، سوريه و عراق سابق. مردم در اين كشورها حق رأي دادن ندارند و حتّي امروز نيز در برخي از كشورهاي عربي، زنان ابداً حق شركت در انتخابات و تعيين سرنوشت كشور ندارند. تنها در برخي كشورها مانند كويت، تعدادي از نمايندگان مجلس توسط مردم انتخاب شده و در ساير كشورها، نمايندگان مجلس مشورتي تنها توسط شاه آن كشور تعيين ميگردد و مردم نقشي در انتخاب آنها ندارند. اكنون كه به بركت انقلاب اسلامي و رهبري امامخميني(ره) و آيتالله خامنهاي، كشور عزيز ما ايران در راه عدالت و احترام به آراء مردم قرار گرفته و به نظر و رأي ما ارزش داده شده است، ما نيز وظيفه داريم به مسئوليت سنگين شرعي و اجتماعي خود عمل كنيم و شايستگي خود را براي رأي دادن و آزادي انديشه ثابت كنيم. ما بايد به تمامي جهان و به خصوص دشمنان انسانيت و اسلام، اثبات كنيم كه بلوغ فكري داريم و قادريم سرنوشت و آيندهي خود را تعيين كنيم و نياز نداريم كه آنها كفيل و قيّم ما باشند و براي ما سرنوشت تعيين كنند. إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ (رعد/11) همانا خداوند سرنوشت هيچ قومي را تغيير نميدهد مگر آنكه خود تغيير دهند |
||
|
2نوشته شده در پنجشنبه هفتم خرداد 1388 توسط سخايي وطن |
|
||
|
|
طرح درس تكواندو آمريكا - کمربند سبز |
|
|
1. Kids: 2. Blocking Set: #4 (Adults only) 3. Poomse: Tae Geuk Sahm Jang (First ½ - 10 Moves for kids only) 4. Kicking Set: #4 5. One Step Sparring: #1-4 (Adults only) 6. Breaking: Axe Kick 7. Kicking Techniques: Chun Jin Step and Kick ( 3 times each side) 8. Theme Word: COOPERATION 9. Terminlogy: 10. Questions: Items you must bring to the promotion test: |
||
|
2نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388 توسط سخايي وطن |
|
||
|
|
تقويم ورزشي فدراسيون تكواندو - تیر 88 |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388 توسط سخايي وطن |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
تقويم ورزشي فدراسيون تكواندو - ادامه خرداد 88 |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388 توسط سخايي وطن |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
انرژي كي |
|
|
«جو هيامز» نويسنده و روزنامهنگار معروف روزنامه «نيويورك هرالد تريبون» كه داراي كمربند مشكي در چندين رشته رزمي و سبكهاي مختلف (نظير كاراته، جودو، جيتكاندو، كنپو و وينگچان) است، در كتاب «ذن در هنرهاي رزمي» درباره انرژي حياتي مينويسد: مطلع شدم كه يك استاد جوان آيكيدو (هنر انرژي آرام)، در لندن هنر خود را به نمايش گذاشته است. بنابراين براي ديدن كار او به محل اجراي نمايش رفتم. او با آرامي و خونسردي تمام و بدون كوچكترين خستگي، شش مرد قوي هيكل و خشن را در مدت كوتاهي مغلوب ميكند و در ميان بهت و حيرت مدعيان انگليسي خود، مورد تشويق تماشاگران قرار ميگيرد. از او ميخواهم كه در مورد قدرت انرژي «Qi» توضيح دهد. وي در پاسخ از چند تماشاگر داوطلب ميخواهد تا روي صحنه آمده و او را از جايش بلند كنند. اما وقتي كه آن مردان تنومند (كه من هم يكي از آنها بودم) قادر به تكان دادن استاد نشدند، بر تعجب همگان افزوده شد. سپس از من خواست تا مشت محكمي به او بزنم. من با تمام تجربيات و توان خود، مشتي به سمت او آوردم. اما هنوز ضربه من به نيمه راه نرسيده بود كه احساس كردم بدنم بهطور محكم ولي آرام به تشك كوبيده شد. تا آن زمان چنين به زمين كوبيده نشده بودم و چنين قدرتي را نديده بودم! در حالي كه به من كمك ميكرد تا از جايم برخيزم، گفت: «اين نمونهاي از انرژي Qi است.» پرسيدم: «چگونه ميتوانم آن را در خود تقويت كنم؟» جواب داد: «فقط با تمرينات مناسب و حالت روحي صحيح. هركس مقداري از آن را دارد، حتي يك بچه. آيا تا بهحال سعي كردهاي بچهاي را كه تمايل به بلند شدن ندارد، از جاي خود بلند كنيد؟ زماني كه بچه مايل نباشد، سنگينتر به نظر ميرسد ولي زماني كه خود بچه مايل به بلند شدن باشد، بسيار سبكتر به نظر ميرسد. علت اين امر قدرت ذهني او است و زماني كه ذهن با جسم هماهنگ شود، نمود پيدا ميكند.» پرسيدم" «منشأ انرژي Qi از كجا است؟» گفت: «مركز Qi روي نقطهاي در مركز تقارن بدن و در زير ناف است كه مركز فيزيكي ثقل بدن نيز ميباشد. تمام انرژي شما از اين نقطه سرچشمه ميگيرد و به پاها، دستها و سر شما ميرسد. به كمك ذهن خود ميتوانيد اين انرژي را در بدن و مسيرهايي كه ميخواهيد هدايت كنيد» |
||
|
2نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 توسط سخايي وطن |
|
||
|
|
تقويم ورزشي فدراسيون تكواندو - خرداد 88 |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 توسط سخايي وطن |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
تقويم ورزشي فدراسيون تكواندو - ارديبهشت 88 |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 توسط سخايي وطن |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
تقويم ورزشي فدراسيون تكواندو - فروردين 88 |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2نوشته شده در شنبه یکم فروردین 1388 توسط سخايي وطن |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
اخراج مجري اسرائيلي كه براي غزه گريه كرد |
|
|
«يونيت ليفي» مجري شبكه 2 تلويزيون رژيم صهيونيستي، هنگام خواندن اخبار غزه غمگين به نظر ميرسيد و در پايان برنامه، به دليل حجم گسترده جنايات جنگي برعليه مردم بيدفاع غزه گريه كرد. وي در روز سوم جنايت غزه در پايان اخبار گفته: «بسيار سخت است كه افكار عمومي را راضي كنيم كه اين جنگ عادلانه است! در حالي كه از ما يك نفر كشته ميشود و از طرف فلسطيني بيش از 350 نفر كشته ميشوند!» |
||
|
2نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1387 توسط سخايي وطن |
|
||
|
|
بارديگر خون بر شمشير پيروز شد |
|
|
سرانجام پس از 22 روز مقاومت جانانه مردم مظلوم غزه در برابر فجيعترين جنايات جنگي تاريخ، رژيم خونخوار صهيونيستي با اعلام آتشبس يكطرفه، شكست را پذيرفت و در برابر ملت مقاوم فلسطين تسليم شد. ارتش اسرائيل چنان در باتلاق خودساخته فرو رفت كه چارهاي جز اعلام شكست براي بيرون آمدن از اين باتلاق را نداشت. آنها حتي اگر موفق به نابودي مقاومت مردم ميشدند و رهبران حماس را دستگير ميكردند، بازنده جنگ بودند! زيرا زمينگير شدن 22 روزه مجهزترين ارتش دنيا كه از حمايت سراسري برخوردار بود، در مقابل ضعيفترين مردم دنيا، پيروزي بهشمار نميآمد! وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنفِقُ كَيْفَ يَشَاء وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء إِلَي يَوْمِ الْقِيَامَةِ و يهود گفتند دست خدا به زنجير بسته است!، دستهايشان بسته باد و بخاطر اين سخن از رحمت الهي دور شوند! بلكه هر دو دست قدرت خدا گشاده است هر گونه بخواهد ميبخشد، و اين آيات كه بر تو از طرف پروردگارت نازل شده بر طغيان و كفر بسياري از آنها ميافزايد، و در ميان آنها عداوت و دشمني تا روز قيامت افكنديم، كُلَّمَا أَوْقَدُواْ نَارًا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللّهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ (مائده 64) و هر زمان آتش جنگي افروختند آنرا خداوند خاموش ساخت. آنها براي فساد در زمين تلاش ميكنند و خداوند مفسدان را دوست ندارد. اعتراف به شكست روزنامه «هاآرتص» چاپ رژيم صهيونيستي، با انتقاد از عملكرد ضعيف حاكمان اين رژيم، جنگ غزه را براي مجهزترين ارتش منطقه، شرمآور خواند و نوشت اين جنگ نتيجهاي جز بيآبرويي و رسوايي جهاني براي ما نداشت! عمليات «سرب گداخته» اگرچه ممكن است غزه را تحت فشار قرار دهد، اما اسرائيل را به نابودي كشاند. اين جنگ با جنون شروع شد. حمله به شهرهاي پرجمعيت و كشتار انسانها، اشتباه فاحشي است كه بارها تكرار شده. وقتي سالها است براي مشروعيت دولت اسرائيل تلاش ميكنيم، اين جنگها چيزي جز ديوانگي محض نيست! حمله به ساختمانهاي سازمان ملل، درست در زمانيكه دبيركل آن در بيتالمقدس است، چه چيزي جز ديوانگي محض ميتواند باشد؟ هاآرتص در پايان تصريح كرد: «در چند روز آينده آتش جنگ خاموش خواهد شد، ابرها كنار خواهند رفت و عمق فاجعه نمايان ميگردد. جشنهاي سال نو ميلادي پايان يافته و شبكههاي خبري سراسر دنيا، ناچار به پاسخگويي به مطالبات مردم خواهند بود! مرزها باز شده و سيل خبرنگاران و تصاوير و گزارشات خبري از كشتارها، زخميها و خرابيها به سراسر جهان سرازير ميگردد. بعداز آن است كه ما بايد هزينه جنگ را با آبروي از دست رفته، چهره تخريب شده و روحيه ويران شده فرزندانمان بپردازيم!»
ساركوزي، رئيسجمهور فرانسه گفت: «سه هفته جنگ در غزه براي اسرائيل هيچ نتيجهاي نداشت. اين جنگ چهره مظلوم اسرائيل را در ميان مردم جهان از بين برده و باعث تضعيف اسرائيل و سران ميانهرو عرب شده است! در مقابل موجب تقويت حماس و نهضت مقاومت و مشروعيت بينالمللي آنها گرديد.» «مارك لوين» مورخ آمريكايي در مقالهاي با عنوان «اسرائيل را از دست خوش نجات دهيد!» نوشت: «اقدامات وحشيانه و مغاير با حقوق بشر اسرائيل در دو سال گذشته، نتيجهاي جز تضعيف و تخريب خود، و تقويت مقاومت نداشته است. هم اكنون جبهه ايران در برابر اسرائيل و آمريكا، روزبهروز قويتر شده و طرفداران بيشتري پيدا ميكند!» «ديويد ميليبند» وزير خارجه انگليس، با انتشار مقالهاي در روزنامه گاردين با عنوان «جنگ عليه تروريسم اشتباه بود!» تأكيد كرد: «غرب ديگر نميتواند با جنگ و كشتار با تهديدهايش مقابله كند. اكنون 7 سال از حادثه 11 سپتامبر و آغاز جنگهاي پيشگيرانه با عنوان «جنگ عليه ترور» ميگذرد. اما اين مفهوم اشتباه و گمراهكننده است! ما هرچه بيشتر سعي كنيم خط سادهلوحانهاي در صحنه نبرد بكشيم و جهان را به دو گروه «خير و شر» تقسيم كنيم، بيشازپيش اختيارات خود را از دست دادهايم. ما بايد نسبت به قوانين بينالمللي، حقوق بشر و عرف جامعه جهاني در خارج از مرزهايمان متعهد باشيم!» استفاده بيشرمانه از سلاحهاي كشتارجمعي دفتر هماهنگ كننده امور بشردوستانه سازمان ملل (OCHA) با تاييد استفاده رژيم صهيونيستي از بمبهاي حرارتي فسفر سفيد، خسارات و تلفات ناشي از سوختن انسانها، مزارع و اماكن را منزجركننده خواند و براي وضعيت سوختگان و مجروحين كه بيشتر آنها كودك هستند، ابراز نگراني نمود.
صهيونيستها در اين جنگ نابرابر از هيچ جنايت و وحشيگري كه برايشان امكان داشت، فروگذار نبودند و با انواع سلاحهاي مخرب كشتارجمعي كه تنها براي كشتار زجرآور مردم، زنان و كودكان ساخته شده است، آنها را بيرحمانه مورد بمباران قرار دادند. اگر در مورد بمبهاي كشتار جمعي خوشهاي و فسفري تحقيق داشته باشيد، ميبينيد كه اين سلاحهاي مخوف و ممنوعه كه توسط آمريكاي جنايتكار توليد ميگردد، تنها براي چرخ كردن گوشت زنان و كودكان و سوزاندن زجرآور آنها ساخته شده است. هولوكاستي واضحتر از اين؟ نيازي نيست در تاريخ به دنبال آثاري از كورههاي آدمسوزي بگرديد! برنده واقعي جنگ كيست؟ رژيم صهيونيستي اسرائيل، در آغاز جنگ اين نابرابر، اهداف خود را بيان نموده و خواستار مهلت 14 روزه براي اتمام آن شد! اهداف اين رژيم عبارت بودند از: 1) شكست دولت حماس و دستگيري رهبران آن 2) نابودي كامل توان جنگي مقاومت و موشكهاي آن 3) ايجاد شكاف بين مردم و دولت منتخب حماس بر اثر فشارهاي سنگين وارده 4) نابودي تفكر شيعه و سركوب مقاومت بهگونهاي كه ديگر كس در منطقه جرأت عرض اندام نداشته باشد. اما ميبينيم كه بهحول و قوه الهي و با وحدت و ايستادگي بينظير مردم كه در طول 100 سال گذشته بينظير بوده است، اين رژيم خونخوار به هيچكدام از مقاصد شوم خود نرسيد زيرا دولت حماس اكنون محبوبتر شده، توان و تجربه جنگي مقاومت بيشتر گرديده، جشن پيروزي موجب وحدت و اعتمادبهنفس بيشتر مردم غزه گرديده و سرانجام همانند پيروزي 2 سال قبل حزبالله لبنان، اقبال عمومي مردم و اعراب نااميد از مقابله با اسرائيل، به تفكر شيعي و جهاد عاشورايي بيشتر گرديده است. دستاوردهاي اسرائيل در جنگ غزه 1) تشديد اختلافات داخلي بين مسئولين رژيم صهيونيستي 2) سرافكندگي و نفرت جهاني و تخريب چهره جهاني اين رژيم 3) نابودي افسانه هولوكاست و مظلومنمايي آنها و آشكارشدن چهره واقعي صهيونيستها 4) افزايش روحيه جهادي و مقاومت در بين مردم منطقه 5) و دردناكتر از همه براي اين رژيم، فروريختن هيمنه پوشالي ارتش آنها در مقابل چشم جهانيان. دستاوردهاي غزه و حماس اگرچه براي غزه تلفات گسترده انساني و ويراني بهجا مانده است. اما روحيه مردم و خودباوري آنها براي نبرد و پيروزي افزايش يافته و بهسرعت زندگي عادي خود را از سر گرفتهاند. آنها براي بازسازي و آمادگي دفاعي تلاش ميكنند. هنوز با قدرت و شجاعت حرف ميزنند و از موضع برتر سخن ميگويند. پيروزي غزه موجب جسارت بيشتر مردم كرانه غربي و افزايش روحيه جهادي در بين آنها خواهد گرديد. اين امر عرصه را بر صهيونيستها تنگتر خواهد نمود. بنابراين پذيرش اين امر براي آنها بسيار تلخ است. آنها سعي خواهند كرد همانند روزهاي بعداز شكست خود در لبنان، بهطور گسترده اقدام به ايجاد تفرقه و اختلاف نموده و همچنين مانع از بازسازي توان اقتصادي و نظامي غزه گردند. وحدت و روحيه مقاومت، عامل اصلي شكست اسرائيل ارتش تا دندان مسلح صهيونيست با وعده فتح غزه در ظرف 3 روز و نابودي مقاومت مردمي آن؛ ديوانهوار به مردم بيدفاع و در محاصره حمله كرد. آنها از ماهها قبل با محاصره شديد غزه و جنگ رواني گسترده سعي در ترساندن مردم و تضعيف اراده و روحيه جهادي آنها كرده بودند. از اين رو، بر اين باور بودند كه با شروع حمله، مردم بيدفاع غزه سراسيمه به اطراف فرار كرده و تسليم خواهند شد. به همين دليل، اولمرت گفته بود: «كاري ميكنيم كه مردم بهراحتي منطقه را ترك كنند و ما به سرعت غزه را فتح كنيم» ليكن از همان روزهاي اول آغاز حمله وحشيانه آنها، ثابت شد كه مردم غزه سالها است كه با روحيات ددمنشانه اسرائيليها آشنا هستند و ميدانند كه آنها به دنبال كشتار بيرحمانه مردم و بيرون راندن آنها از سرزمين اجداديشان هستند. آنها تجربه قتلعام صبرا و شتيلا به ياد دارند و ميدانند كه هيچ قدرتي جز اراده مردم و الطاف الهي به كمك آنها نخواهد آمد. نكته مهمي كه خبرنگاران خارجي به آن پرداختند اين بود كه مردم غزه براي فرار از اين بمبارانهاي وحشيانه، به گذرگاهها هجوم نياوردند! هيچ تجمعي در مسيرهاي خروجي ديده نميشد! درحالي كه اغلب مردم ساحلنشين غزه قايقهاي ماهيگيري دارند، تلاشي براي خروج خانوادههاي خود از اين مهلكه حتي در تاريكي شب نداشتند! مردم غزه متعلق به غزه هستند و ديگر نميخواهند اشتباه گذشته خود را تكرار كنند، زيرا هر زماني كه خانه و كاشانه خود را ترك كرده و آواره شدند، دشمن صهيونيستي زمينهاي آنها را غصب كرده و ديگر نتوانستند به سرزمين اجدادي خود بازگردند. آنها مرگ با عزت را بر زندگي با ذلت ترجيح دادند. براي شهداي خود سوگواري نميكنند بلكه به آنها افتخار ميكنند! إِن يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِّثْلُهُ وَتِلْكَ الأيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ اگر به شما در ميدان نبرد جراحتي رسيد (و ضربهاي وارد شد)، به آن قوم نيز (دشمنان)، جراحتي همانند آن وارد گرديده است. و ما اين روزهاي پيروزي و شكست را در ميان مردم ميگردانيم؛ تا افرادي كه ايمان آوردهاند شناخته شوند وَيَتَّخِذَ مِنكُمْ شُهَدَاء وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الظَّالِمِينَ (آلعمران 140) و خداوند ميخواهد از ميان شما شهيد بگيرد، و خداوند ظالمان را دوست نميدارد. زماني كه آن كودك را زخمي و خسته از زير آوار بيرون آوردند، فرياد ميزد: «حسبنا الله و نعم الوكيل» اين فرياد مستحكم و با اراده، يعني اي جهان اسلام و اي ملت عرب، بدانيد كه ما را به شما هيچ نيازي نيست! تنها به خداوند قادر متعال توكل ميكنيم كه او براي ما بس است و بهترين حافظ ما خواهد بود. غزه يعني مقاومت! تمامي جمعيت 5/1 ميليوني غزه تبديل به نيروهاي جانبركف مقاومت شده و با پشتيباني از دولت مردمي خود، كه طي انتخابات قانوني و با حضور ناظران بينالمللي آن را برگزيده بودند، يكپارچه در مقابل خونخوارترين و رزلترين مزدوران جهان ايستادند. «بن ويدمن» خبرنگار شبكه CNN نخستين خبرنگار غربي است كه توانسته پس از سه هفته از مرز رفح وارد غزه شود. وي در اولين گزارش ارسالي خود، روحيه مردم غزه را پس از محاصره طولاني و بمباران شديد، بسيار عالي توصيف كرد و گفت: «بايد اعتراف كنم كه روحيه اين مردم مرا شگفتزده كرده است، آنها قادرند تحت اين شرايط سخت و دشوار بخندند! آنها وقتي سر از پنجره آپارتمانهاي خود بيرون ميآورند، واقعاً شجاع و مبارز بهنظر ميرسند.» |
||
|
2نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387 توسط سخايي وطن |
|
||
|
|
كودك غزه چه تنهاست! |
|
||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387 توسط سخايي وطن |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
هنگام ترس، تظاهر به شجاعت كنيد |
|
|
در يكي از اردوهاي تمريني كه شاگردان خود را براي تمرين مشترك با يكي از اساتيد مطرح كشور برده بودم، ديدم كه شاگردان تيم ميزبان براي آمدن در ميدان بيقراري ميكردند و وقتي استاد، داوطلبي براي مبارزه ميخواست، همه دست بلند كرده و سعي در جلب توجه استاد و انتخاب شدن داشتند. اما عليرغم آمادگي خوبي كه تيم ما داشت، بعضي از بچههاي ما زمينگير شده بودند! انگار جوّ سالن و اسم و عنوان تيم ميزبان آنها را گرفته بود. انرژي و انگيزه آنها نيز موجب تضعيف روحيه بچهها شده بود. كسي داوطلب نميشد و وقتي يكي را صدا ميزدم، با نگراني و ترديد وارد زمين شده و بهراحتي ميباختند! آنها اعتقاد پيدا كرده بودند كه حريف بسيار قويتر است و ما نميتوانيم مثل آنها كار كنيم. خيلي زود فهميدم كه آموزشهاي من اگرچه خوب و مفيد بودند، اما كافي نبوده و لازم است براي بچهها يك دوره جسارت و «روداري» بگذارم. زيرا يك مبارز هرچقدر هم كه كاركرده باشد، ولي در ظاهر و چهره، حتي در رقص پا علائمي از يك مبارز جسور و شجاع نداشته باشد، نميتواند موفقيتي كسب كند. پس ژست افراد قوي را گرفتن و اداي افراد شجاع را درآوردن، واقعاً به انسان روحيه داده و او را شجاع ميكند. بنابراين يكي از شاگردان شلوغ و پرانرژي خود را بعنوان «خطشكن» انتخاب كرده و به او گفتم كه «وقتي داوطلب خواستم، بلند شو و شلوغ كن، من انتخابت نميكنم، فقط شلوغ كن!» خيلي زود اين روش مفيد واقع شد و بچههاي ديگر هم دست بلند كرده و سعي در پيشيگرفتن از هم داشتند. جوّ شكسته شد و حالا نوبت عمل بود. يكي از بچههاي جسور را انتخاب كردم و قبل از رفتن به زمين به او گفتم: «برد يا باخت اصلاً مهم نيست، فقط شلوغ كن، كيهاپ بكش و موقع مبارزه از اون اداهاي هميشگي دربيار، اگر تونستي جوّ بچهها را بشكني، پيش من يه جايزه خوب داري!» وقتي دوتا ضربه سر خوب از حريف گرفت، فرياد تشويق بچهها سالن را ميلرزاند. بچهها يكي بعد از ديگر وارد زمين شده و درخشش خوبي داشتند. درآخر هم مربي ميزبان سه نفر از آنها را بعنوان برتر معرفي كرده و مورد تشويق قرار گرفتند. شجاع باش. حتي اگر قلباً شجاع نيستي، تظاهر به شجاعت كن. هيچ كس تفاوتش را نخواهد فهميد! |
||
|
2نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی 1387 توسط سخايي وطن |
|
||
|
|
عاشورا |
|
|
يِل ياتار، طوفان ياتار ياتماز حسينين پرچمي كاخ نامردان ياتار ياتماز حسينين پرچمي تمامي حوادث عالم تمام ميشوند، اما حادثه عاشورا هيچ وقت تمام نميشود و پرچم امام حسين(ع) هيچگاه بر زمين نخواهد افتاد. |
||
|
2نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی 1387 توسط سخايي وطن |
|
||
|
|
اصل غافلگيري |
|
|
غافلگيري در لغت حالتي است كه در اثر حمله بيخبر شخصي به شخص ديگر يا ديده شدن شـخصي در حال انجام عملي غير منتظره به وجود مي آيد و در اصطلاح رزمي عبارت است از وارد ساختن ضربت به حريف در زمان ، مكان و حالتي كه انتظار وآمادگي پذيرش و واكنش لازم عليه آن را نداشته باشد. لزومـي ندارد كه حريف كاملا از عمليات محتمل الوقوع بيخبر باشد، تنها ضروري است كه او ديـرتـر از آنكـه بـتـوانـد واكـنـش مـؤ ثـري نـشـان دهـد، بـه اهـمـيـّت قـضـيـه پيبرد و آگاه شود. اگـر چـه غـافلگيري تنها يكي از شيوههاي اجراي تاكتيكهاي رزمي است ، امّا اهميتش آن را تا سـطـح اصلي از اصول مبارزه ارتقاء داده است. غافلگيري را ((راه ميانبر)) پيروزي ناميدهاند، زيـرا نـقـش مـسـتـقـيـم و بـسـيـار اثـرگـذاري در موفقيت هر مبارزي دارد. غـافـلگـيـري چـنـانـچه با تركيبهاي مختلفي از پنهانكاري ، سرعت ، فريب ، منحصر به فرد بـودن و جـسارت تقويت گردد، ميتواند تعادل قدرت را قاطعانه جابهجا كند و راه دستيابي به پيروزي را با تلاشي بسيار كمتر از حدّ تصور هموار نمايد. در اجـراي ايـن اصـل بـايـد فضا و زمان را از حريف سلب كرد، يعني نه فضا براي گسترش و جـابـه جـايـي و تـغـيـيـر حـالت در اخـتـيـار داشـتـه بـاشـد و نـه زمـان بـراي اجـراي اعمال مذكور. غـافلگيري در بـرخـي مـوارد شـيـوهاي بـراي تـحـقـق اصـول ديـگـر مـانـنـداصـل صـرفـهجـويـي در قـوا اسـت و مـلازم و تـوام بـا اصـل حمله بـوده و لازمـه اجـراي عـمـليـات غـافـلگـيـرانـه، اجـراي اصل دفاع است. |
||
|
2نوشته شده در جمعه ششم دی 1387 توسط سخايي وطن |
|
||
|
|
بندگي كن |
|
|||
|
|||||
|
2نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 توسط سخايي وطن |
|
|||||
|
|
قدرت چشمانداز |
|
|
امروز ميخواهم يكي از مهمترين نكات موفقيت را برايتان بازگو كنم: بهعنوان مربي متوجه شدم كه بهترين شاگردانم هميشه ميدانستند هدفشان چيست و ميخواهند در زندگي چهكار كنند. وقتي كتاب «هنر كشف آينده» را خواندم، دريافتم كه تحقيقاتم با مطالعات ديگران كاملاً تقويت شده است. تحقيقاتم نشان ميداد كه شاگردان ضعيف، هيچ تصوري از آينده خود نداشتند. آنها از لحاظ شخصيتي ضعيف بودند، دامنه توجهشان بسيار كم بود و معتقد بودند كه آينده را تنها تقدير است كه رقم ميزند! در مقابل شاگردان موفق احساس ميكردند كه كنترل آينده بيشتر در دست خودشان است و به افقهاي 5 تا 10 ساله ميانديشيدند. يك چيز مخصوصاً توجه مرا جلب كرد. در شاگردان موفق، زمينههاي هوشي، مالي و يا خانواده، نشانههاي كليدي موفقيت نبودند! زيرا برخي از موفقترين شاگردان از خانوادههاي محنت كشيده بوده، اوضاع نابسامان اجتماعي داشتند و در مدارس ضريب هوشي خوبي كسب نكرده بودند! در مقابل، برخي از ناموفقترين شاگردان، ضريب هوشي بالايي در حدّ نوابغ داشته و از بهترين خانوادهها ميآمدند! پس اصليترين عامل تمايز چيست؟ |
||
|
2نوشته شده در پنجشنبه هفتم آذر 1387 توسط سخايي وطن |
|
||