تكواندوي بانوان استان قم

|
|
بسم الله الرحمن الرحيم |
|
|
هر كاري را با نام خدا و ياد او و درك حضور او شروع كنيد. · قال رسول الله(ص): كل امر ذي بال لم يبدا ببسم ا... فهو ابتر هر كار با ارزشي كه با نام خدا شروع نشود ناقص خواهد ماند. · بسم ا... يعني با نام آن خدايي شروع كنيد كه رحمان و بخشنده و عالم و قادر مطلق است. · بسم ا... يك جريان مثبت و سازنده از آگاهيها است. تنها لفظ نيست. · آغاز با بسم ا... يعني طلب خير و بركت و دوري از مكر شيطان. · اگر كاري با نام خدا شروع شود، ما را از وابستگي افراطي به نتيجه بينياز ميكند و باعث بيتوقعي و بينيازي ميشود. · آغاز با بسم ا... يعني رنگ خدايي زدن به كليه اعمال، حركات، رفتارها، احساسات و ... · خواب و بيداري، حركت و سكون، نشستن و برخاستن، نگاه كردن و گوش دادن، خوردن و آشاميدن و در يك كلام، كل زندگي را ميتوان به زنجيرهاي از حركات الهي تبديل نمود، حتي تكون اعمالي و اورادي كلها ورداً واحداً. · انسان ها با تمام عالم در ارتباط هستند. در آغاز هر كاري با بسم ا...، مهر قبولي آن را بزنيد. · شرايط و آثار كارهايي را كه با نام خدا شروع ميشود قبل، حين و بعد از عمل، شناسايي كنيد. |
||
|
2نوشته شده در شنبه بیست و نهم اسفند 1388 توسط سخايي وطن
|
||
|
|
خنده |
|
|
تحقيقات نشان ميدهد كه خنده و نگرش مثبت به زندگي ميتواند شفابخش باشد. خنده نه تنها به تقويت سيستم ايمني بدن بلکه به درمان بيماريها نيز کمک ميکند. براي مثال کريستين کليفورد که مبتلا به سرطان سينه بود، از خنده به عنوان آخرين داروي ممکن جهت درمان خود استفاده کرده است. در سال ۱۹۹۴ بود كه بيماري سرطان وي تشخيص داده شد. او و همسرش موضوع بيماري را براي دو پسرشان توضيح دادند و يادآور شدند که مادر آنها بايد تحت درمان قرار گيرد شايد تمام موهاي سرش بريزد. پسر ۱۱ساله آنها گفت: « معرکه است! آن وقت تو شبيه کاپيتان پيکارد در فيلم فضايي Star Trek ميشوي. » کريستين ۴۳ ساله، اهل مينسوتا ميگويد، «اولين بار بود که در اين 8 سال ميخنديدم. درد من چند دقيقهاي از بين رفت و فهميدم که هنوز ميتوانم بخندم و از آنچه دارم، لذت ببرم.» از آن پس او شروع به نوشتن کتابي تحت عنوان: Not Now … I’m Having a No-Hair Day كرد او در اين كتاب، لحظات شاد و خندهدار زندگي خودش را طي دوران مداواي بيماري و بهبودي توضيح داده است. کريستين ميگويد: « اگر شوخ طبعي و خنده را فراموش کنيد کار شما تمام است.» طبق گفته پروفسور ويليام فراي، استاد روانپزشکي دانشگاه استنفورد، خنده ماهيچههاي شکم، قفسه سينه، شانهها و گردن را به حرکت درميآورد. خنده به انجام فعاليتهاي مغز کمک ميکند، هواي ريهها را تصفيه ميکند، ضربان قلب را افزايش ميدهد و گردش خون را بهبود ميبخشد. طبق نظر دکتر فراي «خنده بر تمام اندامهاي بدن تأثير مثبت ميگذارد.» |
||
|
2نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 توسط سخايي وطن |
|
||
|
|
چرا بايد در انتخابات شركت كنيم؟ |
|
|
تمدّن ايران يكي از كهنترين و ريشهدارترين تمدّنهاي جهان است. يك نگاه ساده به گذشتههاي چند هزار ساله نشان ميدهد كه در هيچ دوره و حكومتي، مردم حق انتخاب بالاترين مقام اجرايي كشور را نداشتند. از سلسلههاي اشكانيان و ساسانيان گرفته تا حكومت ايلخانان، غزنويان؛ خوارزمشاهيان و تيموريان و اخيراً قاجاريه و پهلوي. هميشه حكومتها، سلطنتي و موروثي بود و شاه تمام مناصب حكومتي را عزل و نصب ميكرد و مردم هيچ نقشي در ادارهي كشور نداشتند. يكي از آثار و بركات انقلاب اسلامي، ارزش و اهميتي است كه به نظر و خواست مردم داده شده و براي اولينبار، مردم مجاز به تعيين سرنوشت خود و كشورشان شدهاند. رأيگيري و حق انتخاب بالاترين مقام اجرايي كشور، امري است كه در هيچ دورهاي در كشور ما سابقه نداشته است. كافي است نگاهي به كشورهاي اطراف خود بيندازيم، اكثر كشورهاي مسلمان جهان بهصورت پادشاهي اداره ميشوند و حتي كشورهايي نظير ژاپن و انگلستان هنوز هم امپراتور دارند. اغلب كشورهاي منطقه ما نيز سلطاننشين و يا اميرنشين هستند. مانند: عربستان، كويت، بحرين، اردن و امارات. يا با كودتا رويكار آمده و خود را رئيسجمهور مادامالعمر و غيرقابل تغيير معرفي كردهاند. مانند: مصر، ليبي، سوريه و عراق سابق. مردم در اين كشورها حق رأي دادن ندارند و حتّي امروز نيز در برخي از كشورهاي عربي، زنان ابداً حق شركت در انتخابات و تعيين سرنوشت كشور ندارند. تنها در برخي كشورها مانند كويت، تعدادي از نمايندگان مجلس توسط مردم انتخاب شده و در ساير كشورها، نمايندگان مجلس مشورتي تنها توسط شاه آن كشور تعيين ميگردد و مردم نقشي در انتخاب آنها ندارند. اكنون كه به بركت انقلاب اسلامي و رهبري امامخميني(ره) و آيتالله خامنهاي، كشور عزيز ما ايران در راه عدالت و احترام به آراء مردم قرار گرفته و به نظر و رأي ما ارزش داده شده است، ما نيز وظيفه داريم به مسئوليت سنگين شرعي و اجتماعي خود عمل كنيم و شايستگي خود را براي رأي دادن و آزادي انديشه ثابت كنيم. ما بايد به تمامي جهان و به خصوص دشمنان انسانيت و اسلام، اثبات كنيم كه بلوغ فكري داريم و قادريم سرنوشت و آيندهي خود را تعيين كنيم و نياز نداريم كه آنها كفيل و قيّم ما باشند و براي ما سرنوشت تعيين كنند. إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ (رعد/11) همانا خداوند سرنوشت هيچ قومي را تغيير نميدهد مگر آنكه خود تغيير دهند |
||
|
2نوشته شده در پنجشنبه هفتم خرداد 1388 توسط سخايي وطن |
|
||
|
|
طرح درس تكواندو آمريكا - کمربند زرد 2 |
|
|
1. Kids: 2. Blocking Set: #4 (Adults only) 3. Poomse: Tae Geuk Sahm Jang (First ½ - 10 Moves for kids only) 4. Kicking Set: #4 5. One Step Sparring: #1-4 (Adults only) 6. Breaking: Axe Kick 7. Kicking Techniques: Chun Jin Step and Kick ( 3 times each side) 8. Theme Word: COOPERATION 9. Terminlogy: 10. Questions: Items you must bring to the promotion test: |
||
|
2نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388 توسط سخايي وطن |
|
||
|
|
تقويم ورزشي فدراسيون تكواندو - تیر 88 |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388 توسط سخايي وطن |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
تقويم ورزشي فدراسيون تكواندو - ادامه خرداد 88 |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388 توسط سخايي وطن |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
انرژي كي |
|
|
«جو هيامز» نويسنده و روزنامهنگار معروف روزنامه «نيويورك هرالد تريبون» كه داراي كمربند مشكي در چندين رشته رزمي و سبكهاي مختلف (نظير كاراته، جودو، جيتكاندو، كنپو و وينگچان) است، در كتاب «ذن در هنرهاي رزمي» درباره انرژي حياتي مينويسد: مطلع شدم كه يك استاد جوان آيكيدو (هنر انرژي آرام)، در لندن هنر خود را به نمايش گذاشته است. بنابراين براي ديدن كار او به محل اجراي نمايش رفتم. او با آرامي و خونسردي تمام و بدون كوچكترين خستگي، شش مرد قوي هيكل و خشن را در مدت كوتاهي مغلوب ميكند و در ميان بهت و حيرت مدعيان انگليسي خود، مورد تشويق تماشاگران قرار ميگيرد. از او ميخواهم كه در مورد قدرت انرژي «Qi» توضيح دهد. وي در پاسخ از چند تماشاگر داوطلب ميخواهد تا روي صحنه آمده و او را از جايش بلند كنند. اما وقتي كه آن مردان تنومند (كه من هم يكي از آنها بودم) قادر به تكان دادن استاد نشدند، بر تعجب همگان افزوده شد. سپس از من خواست تا مشت محكمي به او بزنم. من با تمام تجربيات و توان خود، مشتي به سمت او آوردم. اما هنوز ضربه من به نيمه راه نرسيده بود كه احساس كردم بدنم بهطور محكم ولي آرام به تشك كوبيده شد. تا آن زمان چنين به زمين كوبيده نشده بودم و چنين قدرتي را نديده بودم! در حالي كه به من كمك ميكرد تا از جايم برخيزم، گفت: «اين نمونهاي از انرژي Qi است.» پرسيدم: «چگونه ميتوانم آن را در خود تقويت كنم؟» جواب داد: «فقط با تمرينات مناسب و حالت روحي صحيح. هركس مقداري از آن را دارد، حتي يك بچه. آيا تا بهحال سعي كردهاي بچهاي را كه تمايل به بلند شدن ندارد، از جاي خود بلند كنيد؟ زماني كه بچه مايل نباشد، سنگينتر به نظر ميرسد ولي زماني كه خود بچه مايل به بلند شدن باشد، بسيار سبكتر به نظر ميرسد. علت اين امر قدرت ذهني او است و زماني كه ذهن با جسم هماهنگ شود، نمود پيدا ميكند.» پرسيدم" «منشأ انرژي Qi از كجا است؟» گفت: «مركز Qi روي نقطهاي در مركز تقارن بدن و در زير ناف است كه مركز فيزيكي ثقل بدن نيز ميباشد. تمام انرژي شما از اين نقطه سرچشمه ميگيرد و به پاها، دستها و سر شما ميرسد. به كمك ذهن خود ميتوانيد اين انرژي را در بدن و مسيرهايي كه ميخواهيد هدايت كنيد» |
||
|
2نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 توسط سخايي وطن |
|
||
|
|
تقويم ورزشي فدراسيون تكواندو - خرداد 88 |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 توسط سخايي وطن |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
تقويم ورزشي فدراسيون تكواندو - ارديبهشت 88 |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 توسط سخايي وطن |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
تقويم ورزشي فدراسيون تكواندو - فروردين 88 |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2نوشته شده در شنبه یکم فروردین 1388 توسط سخايي وطن |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
اخراج مجري اسرائيلي كه براي غزه گريه كرد |
|
|
«يونيت ليفي» مجري شبكه 2 تلويزيون رژيم صهيونيستي، هنگام خواندن اخبار غزه غمگين به نظر ميرسيد و در پايان برنامه، به دليل حجم گسترده جنايات جنگي برعليه مردم بيدفاع غزه گريه كرد. وي در روز سوم جنايت غزه در پايان اخبار گفته: «بسيار سخت است كه افكار عمومي را راضي كنيم كه اين جنگ عادلانه است! در حالي كه از ما يك نفر كشته ميشود و از طرف فلسطيني بيش از 350 نفر كشته ميشوند!» |
||
|
2نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1387 توسط سخايي وطن |
|
||
|
|
بارديگر خون بر شمشير پيروز شد |
|
|
سرانجام پس از 22 روز مقاومت جانانه مردم مظلوم غزه در برابر فجيعترين جنايات جنگي تاريخ، رژيم خونخوار صهيونيستي با اعلام آتشبس يكطرفه، شكست را پذيرفت و در برابر ملت مقاوم فلسطين تسليم شد. ارتش اسرائيل چنان در باتلاق خودساخته فرو رفت كه چارهاي جز اعلام شكست براي بيرون آمدن از اين باتلاق را نداشت. آنها حتي اگر موفق به نابودي مقاومت مردم ميشدند و رهبران حماس را دستگير ميكردند، بازنده جنگ بودند! زيرا زمينگير شدن 22 روزه مجهزترين ارتش دنيا كه از حمايت سراسري برخوردار بود، در مقابل ضعيفترين مردم دنيا، پيروزي بهشمار نميآمد! وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنفِقُ كَيْفَ يَشَاء وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء إِلَي يَوْمِ الْقِيَامَةِ و يهود گفتند دست خدا به زنجير بسته است!، دستهايشان بسته باد و بخاطر اين سخن از رحمت الهي دور شوند! بلكه هر دو دست قدرت خدا گشاده است هر گونه بخواهد ميبخشد، و اين آيات كه بر تو از طرف پروردگارت نازل شده بر طغيان و كفر بسياري از آنها ميافزايد، و در ميان آنها عداوت و دشمني تا روز قيامت افكنديم، كُلَّمَا أَوْقَدُواْ نَارًا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللّهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ (مائده 64) و هر زمان آتش جنگي افروختند آنرا خداوند خاموش ساخت. آنها براي فساد در زمين تلاش ميكنند و خداوند مفسدان را دوست ندارد. اعتراف به شكست روزنامه «هاآرتص» چاپ رژيم صهيونيستي، با انتقاد از عملكرد ضعيف حاكمان اين رژيم، جنگ غزه را براي مجهزترين ارتش منطقه، شرمآور خواند و نوشت اين جنگ نتيجهاي جز بيآبرويي و رسوايي جهاني براي ما نداشت! عمليات «سرب گداخته» اگرچه ممكن است غزه را تحت فشار قرار دهد، اما اسرائيل را به نابودي كشاند. اين جنگ با جنون شروع شد. حمله به شهرهاي پرجمعيت و كشتار انسانها، اشتباه فاحشي است كه بارها تكرار شده. وقتي سالها است براي مشروعيت دولت اسرائيل تلاش ميكنيم، اين جنگها چيزي جز ديوانگي محض نيست! حمله به ساختمانهاي سازمان ملل، درست در زمانيكه دبيركل آن در بيتالمقدس است، چه چيزي جز ديوانگي محض ميتواند باشد؟ هاآرتص در پايان تصريح كرد: «در چند روز آينده آتش جنگ خاموش خواهد شد، ابرها كنار خواهند رفت و عمق فاجعه نمايان ميگردد. جشنهاي سال نو ميلادي پايان يافته و شبكههاي خبري سراسر دنيا، ناچار به پاسخگويي به مطالبات مردم خواهند بود! مرزها باز شده و سيل خبرنگاران و تصاوير و گزارشات خبري از كشتارها، زخميها و خرابيها به سراسر جهان سرازير ميگردد. بعداز آن است كه ما بايد هزينه جنگ را با آبروي از دست رفته، چهره تخريب شده و روحيه ويران شده فرزندانمان بپردازيم!»
ساركوزي، رئيسجمهور فرانسه گفت: «سه هفته جنگ در غزه براي اسرائيل هيچ نتيجهاي نداشت. اين جنگ چهره مظلوم اسرائيل را در ميان مردم جهان از بين برده و باعث تضعيف اسرائيل و سران ميانهرو عرب شده است! در مقابل موجب تقويت حماس و نهضت مقاومت و مشروعيت بينالمللي آنها گرديد.» «مارك لوين» مورخ آمريكايي در مقالهاي با عنوان «اسرائيل را از دست خوش نجات دهيد!» نوشت: «اقدامات وحشيانه و مغاير با حقوق بشر اسرائيل در دو سال گذشته، نتيجهاي جز تضعيف و تخريب خود، و تقويت مقاومت نداشته است. هم اكنون جبهه ايران در برابر اسرائيل و آمريكا، روزبهروز قويتر شده و طرفداران بيشتري پيدا ميكند!» «ديويد ميليبند» وزير خارجه انگليس، با انتشار مقالهاي در روزنامه گاردين با عنوان «جنگ عليه تروريسم اشتباه بود!» تأكيد كرد: «غرب ديگر نميتواند با جنگ و كشتار با تهديدهايش مقابله كند. اكنون 7 سال از حادثه 11 سپتامبر و آغاز جنگهاي پيشگيرانه با عنوان «جنگ عليه ترور» ميگذرد. اما اين مفهوم اشتباه و گمراهكننده است! ما هرچه بيشتر سعي كنيم خط سادهلوحانهاي در صحنه نبرد بكشيم و جهان را به دو گروه «خير و شر» تقسيم كنيم، بيشازپيش اختيارات خود را از دست دادهايم. ما بايد نسبت به قوانين بينالمللي، حقوق بشر و عرف جامعه جهاني در خارج از مرزهايمان متعهد باشيم!» استفاده بيشرمانه از سلاحهاي كشتارجمعي دفتر هماهنگ كننده امور بشردوستانه سازمان ملل (OCHA) با تاييد استفاده رژيم صهيونيستي از بمبهاي حرارتي فسفر سفيد، خسارات و تلفات ناشي از سوختن انسانها، مزارع و اماكن را منزجركننده خواند و براي وضعيت سوختگان و مجروحين كه بيشتر آنها كودك هستند، ابراز نگراني نمود.
صهيونيستها در اين جنگ نابرابر از هيچ جنايت و وحشيگري كه برايشان امكان داشت، فروگذار نبودند و با انواع سلاحهاي مخرب كشتارجمعي كه تنها براي كشتار زجرآور مردم، زنان و كودكان ساخته شده است، آنها را بيرحمانه مورد بمباران قرار دادند. اگر در مورد بمبهاي كشتار جمعي خوشهاي و فسفري تحقيق داشته باشيد، ميبينيد كه اين سلاحهاي مخوف و ممنوعه كه توسط آمريكاي جنايتكار توليد ميگردد، تنها براي چرخ كردن گوشت زنان و كودكان و سوزاندن زجرآور آنها ساخته شده است. هولوكاستي واضحتر از اين؟ نيازي نيست در تاريخ به دنبال آثاري از كورههاي آدمسوزي بگرديد! برنده واقعي جنگ كيست؟ رژيم صهيونيستي اسرائيل، در آغاز جنگ اين نابرابر، اهداف خود را بيان نموده و خواستار مهلت 14 روزه براي اتمام آن شد! اهداف اين رژيم عبارت بودند از: 1) شكست دولت حماس و دستگيري رهبران آن 2) نابودي كامل توان جنگي مقاومت و موشكهاي آن 3) ايجاد شكاف بين مردم و دولت منتخب حماس بر اثر فشارهاي سنگين وارده 4) نابودي تفكر شيعه و سركوب مقاومت بهگونهاي كه ديگر كس در منطقه جرأت عرض اندام نداشته باشد. اما ميبينيم كه بهحول و قوه الهي و با وحدت و ايستادگي بينظير مردم كه در طول 100 سال گذشته بينظير بوده است، اين رژيم خونخوار به هيچكدام از مقاصد شوم خود نرسيد زيرا دولت حماس اكنون محبوبتر شده، توان و تجربه جنگي مقاومت بيشتر گرديده، جشن پيروزي موجب وحدت و اعتمادبهنفس بيشتر مردم غزه گرديده و سرانجام همانند پيروزي 2 سال قبل حزبالله لبنان، اقبال عمومي مردم و اعراب نااميد از مقابله با اسرائيل، به تفكر شيعي و جهاد عاشورايي بيشتر گرديده است. دستاوردهاي اسرائيل در جنگ غزه 1) تشديد اختلافات داخلي بين مسئولين رژيم صهيونيستي 2) سرافكندگي و نفرت جهاني و تخريب چهره جهاني اين رژيم 3) نابودي افسانه هولوكاست و مظلومنمايي آنها و آشكارشدن چهره واقعي صهيونيستها 4) افزايش روحيه جهادي و مقاومت در بين مردم منطقه 5) و دردناكتر از همه براي اين رژيم، فروريختن هيمنه پوشالي ارتش آنها در مقابل چشم جهانيان. دستاوردهاي غزه و حماس اگرچه براي غزه تلفات گسترده انساني و ويراني بهجا مانده است. اما روحيه مردم و خودباوري آنها براي نبرد و پيروزي افزايش يافته و بهسرعت زندگي عادي خود را از سر گرفتهاند. آنها براي بازسازي و آمادگي دفاعي تلاش ميكنند. هنوز با قدرت و شجاعت حرف ميزنند و از موضع برتر سخن ميگويند. پيروزي غزه موجب جسارت بيشتر مردم كرانه غربي و افزايش روحيه جهادي در بين آنها خواهد گرديد. اين امر عرصه را بر صهيونيستها تنگتر خواهد نمود. بنابراين پذيرش اين امر براي آنها بسيار تلخ است. آنها سعي خواهند كرد همانند روزهاي بعداز شكست خود در لبنان، بهطور گسترده اقدام به ايجاد تفرقه و اختلاف نموده و همچنين مانع از بازسازي توان اقتصادي و نظامي غزه گردند. وحدت و روحيه مقاومت، عامل اصلي شكست اسرائيل ارتش تا دندان مسلح صهيونيست با وعده فتح غزه در ظرف 3 روز و نابودي مقاومت مردمي آن؛ ديوانهوار به مردم بيدفاع و در محاصره حمله كرد. آنها از ماهها قبل با محاصره شديد غزه و جنگ رواني گسترده سعي در ترساندن مردم و تضعيف اراده و روحيه جهادي آنها كرده بودند. از اين رو، بر اين باور بودند كه با شروع حمله، مردم بيدفاع غزه سراسيمه به اطراف فرار كرده و تسليم خواهند شد. به همين دليل، اولمرت گفته بود: «كاري ميكنيم كه مردم بهراحتي منطقه را ترك كنند و ما به سرعت غزه را فتح كنيم» ليكن از همان روزهاي اول آغاز حمله وحشيانه آنها، ثابت شد كه مردم غزه سالها است كه با روحيات ددمنشانه اسرائيليها آشنا هستند و ميدانند كه آنها به دنبال كشتار بيرحمانه مردم و بيرون راندن آنها از سرزمين اجداديشان هستند. آنها تجربه قتلعام صبرا و شتيلا به ياد دارند و ميدانند كه هيچ قدرتي جز اراده مردم و الطاف الهي به كمك آنها نخواهد آمد. نكته مهمي كه خبرنگاران خارجي به آن پرداختند اين بود كه مردم غزه براي فرار از اين بمبارانهاي وحشيانه، به گذرگاهها هجوم نياوردند! هيچ تجمعي در مسيرهاي خروجي ديده نميشد! درحالي كه اغلب مردم ساحلنشين غزه قايقهاي ماهيگيري دارند، تلاشي براي خروج خانوادههاي خود از اين مهلكه حتي در تاريكي شب نداشتند! مردم غزه متعلق به غزه هستند و ديگر نميخواهند اشتباه گذشته خود را تكرار كنند، زيرا هر زماني كه خانه و كاشانه خود را ترك كرده و آواره شدند، دشمن صهيونيستي زمينهاي آنها را غصب كرده و ديگر نتوانستند به سرزمين اجدادي خود بازگردند. آنها مرگ با عزت را بر زندگي با ذلت ترجيح دادند. براي شهداي خود سوگواري نميكنند بلكه به آنها افتخار ميكنند! إِن يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِّثْلُهُ وَتِلْكَ الأيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ اگر به شما در ميدان نبرد جراحتي رسيد (و ضربهاي وارد شد)، به آن قوم نيز (دشمنان)، جراحتي همانند آن وارد گرديده است. و ما اين روزهاي پيروزي و شكست را در ميان مردم ميگردانيم؛ تا افرادي كه ايمان آوردهاند شناخته شوند وَيَتَّخِذَ مِنكُمْ شُهَدَاء وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الظَّالِمِينَ (آلعمران 140) و خداوند ميخواهد از ميان شما شهيد بگيرد، و خداوند ظالمان را دوست نميدارد. زماني كه آن كودك را زخمي و خسته از زير آوار بيرون آوردند، فرياد ميزد: «حسبنا الله و نعم الوكيل» اين فرياد مستحكم و با اراده، يعني اي جهان اسلام و اي ملت عرب، بدانيد كه ما را به شما هيچ نيازي نيست! تنها به خداوند قادر متعال توكل ميكنيم كه او براي ما بس است و بهترين حافظ ما خواهد بود. غزه يعني مقاومت! تمامي جمعيت 5/1 ميليوني غزه تبديل به نيروهاي جانبركف مقاومت شده و با پشتيباني از دولت مردمي خود، كه طي انتخابات قانوني و با حضور ناظران بينالمللي آن را برگزيده بودند، يكپارچه در مقابل خونخوارترين و رزلترين مزدوران جهان ايستادند. «بن ويدمن» خبرنگار شبكه CNN نخستين خبرنگار غربي است كه توانسته پس از سه هفته از مرز رفح وارد غزه شود. وي در اولين گزارش ارسالي خود، روحيه مردم غزه را پس از محاصره طولاني و بمباران شديد، بسيار عالي توصيف كرد و گفت: «بايد اعتراف كنم كه روحيه اين مردم مرا شگفتزده كرده است، آنها قادرند تحت اين شرايط سخت و دشوار بخندند! آنها وقتي سر از پنجره آپارتمانهاي خود بيرون ميآورند، واقعاً شجاع و مبارز بهنظر ميرسند.» |
||
|
2نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387 توسط سخايي وطن |
|
||
|
|
كودك غزه چه تنهاست! |
|
||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387 توسط سخايي وطن |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
هنگام ترس، تظاهر به شجاعت كنيد |
|
|
در يكي از اردوهاي تمريني كه شاگردان خود را براي تمرين مشترك با يكي از اساتيد مطرح كشور برده بودم، ديدم كه شاگردان تيم ميزبان براي آمدن در ميدان بيقراري ميكردند و وقتي استاد، داوطلبي براي مبارزه ميخواست، همه دست بلند كرده و سعي در جلب توجه استاد و انتخاب شدن داشتند. اما عليرغم آمادگي خوبي كه تيم ما داشت، بعضي از بچههاي ما زمينگير شده بودند! انگار جوّ سالن و اسم و عنوان تيم ميزبان آنها را گرفته بود. انرژي و انگيزه آنها نيز موجب تضعيف روحيه بچهها شده بود. كسي داوطلب نميشد و وقتي يكي را صدا ميزدم، با نگراني و ترديد وارد زمين شده و بهراحتي ميباختند! آنها اعتقاد پيدا كرده بودند كه حريف بسيار قويتر است و ما نميتوانيم مثل آنها كار كنيم. خيلي زود فهميدم كه آموزشهاي من اگرچه خوب و مفيد بودند، اما كافي نبوده و لازم است براي بچهها يك دوره جسارت و «روداري» بگذارم. زيرا يك مبارز هرچقدر هم كه كاركرده باشد، ولي در ظاهر و چهره، حتي در رقص پا علائمي از يك مبارز جسور و شجاع نداشته باشد، نميتواند موفقيتي كسب كند. پس ژست افراد قوي را گرفتن و اداي افراد شجاع را درآوردن، واقعاً به انسان روحيه داده و او را شجاع ميكند. بنابراين يكي از شاگردان شلوغ و پرانرژي خود را بعنوان «خطشكن» انتخاب كرده و به او گفتم كه «وقتي داوطلب خواستم، بلند شو و شلوغ كن، من انتخابت نميكنم، فقط شلوغ كن!» خيلي زود اين روش مفيد واقع شد و بچههاي ديگر هم دست بلند كرده و سعي در پيشيگرفتن از هم داشتند. جوّ شكسته شد و حالا نوبت عمل بود. يكي از بچههاي جسور را انتخاب كردم و قبل از رفتن به زمين به او گفتم: «برد يا باخت اصلاً مهم نيست، فقط شلوغ كن، كيهاپ بكش و موقع مبارزه از اون اداهاي هميشگي دربيار، اگر تونستي جوّ بچهها را بشكني، پيش من يه جايزه خوب داري!» وقتي دوتا ضربه سر خوب از حريف گرفت، فرياد تشويق بچهها سالن را ميلرزاند. بچهها يكي بعد از ديگر وارد زمين شده و درخشش خوبي داشتند. درآخر هم مربي ميزبان سه نفر از آنها را بعنوان برتر معرفي كرده و مورد تشويق قرار گرفتند. شجاع باش. حتي اگر قلباً شجاع نيستي، تظاهر به شجاعت كن. هيچ كس تفاوتش را نخواهد فهميد! |
||
|
2نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی 1387 توسط سخايي وطن |
|
||
|
|
عاشورا |
|
|
يِل ياتار، طوفان ياتار ياتماز حسينين پرچمي كاخ نامردان ياتار ياتماز حسينين پرچمي تمامي حوادث عالم تمام ميشوند، اما حادثه عاشورا هيچ وقت تمام نميشود و پرچم امام حسين(ع) هيچگاه بر زمين نخواهد افتاد. |
||
|
2نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی 1387 توسط سخايي وطن |
|
||
|
|
اصل غافلگيري |
|
|
غافلگيري در لغت حالتي است كه در اثر حمله بيخبر شخصي به شخص ديگر يا ديده شدن شـخصي در حال انجام عملي غير منتظره به وجود مي آيد و در اصطلاح رزمي عبارت است از وارد ساختن ضربت به حريف در زمان ، مكان و حالتي كه انتظار وآمادگي پذيرش و واكنش لازم عليه آن را نداشته باشد. لزومـي ندارد كه حريف كاملا از عمليات محتمل الوقوع بيخبر باشد، تنها ضروري است كه او ديـرتـر از آنكـه بـتـوانـد واكـنـش مـؤ ثـري نـشـان دهـد، بـه اهـمـيـّت قـضـيـه پيبرد و آگاه شود. اگـر چـه غـافلگيري تنها يكي از شيوههاي اجراي تاكتيكهاي رزمي است ، امّا اهميتش آن را تا سـطـح اصلي از اصول مبارزه ارتقاء داده است. غافلگيري را ((راه ميانبر)) پيروزي ناميدهاند، زيـرا نـقـش مـسـتـقـيـم و بـسـيـار اثـرگـذاري در موفقيت هر مبارزي دارد. غـافـلگـيـري چـنـانـچه با تركيبهاي مختلفي از پنهانكاري ، سرعت ، فريب ، منحصر به فرد بـودن و جـسارت تقويت گردد، ميتواند تعادل قدرت را قاطعانه جابهجا كند و راه دستيابي به پيروزي را با تلاشي بسيار كمتر از حدّ تصور هموار نمايد. در اجـراي ايـن اصـل بـايـد فضا و زمان را از حريف سلب كرد، يعني نه فضا براي گسترش و جـابـه جـايـي و تـغـيـيـر حـالت در اخـتـيـار داشـتـه بـاشـد و نـه زمـان بـراي اجـراي اعمال مذكور. غـافلگيري در بـرخـي مـوارد شـيـوهاي بـراي تـحـقـق اصـول ديـگـر مـانـنـداصـل صـرفـهجـويـي در قـوا اسـت و مـلازم و تـوام بـا اصـل حمله بـوده و لازمـه اجـراي عـمـليـات غـافـلگـيـرانـه، اجـراي اصل دفاع است. |
||
|
2نوشته شده در جمعه ششم دی 1387 توسط سخايي وطن |
|
||
|
|
بندگي كن |
|
|||
|
|||||
|
2نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 توسط سخايي وطن |
|
|||||
|
|
قدرت چشمانداز |
|
|
امروز ميخواهم يكي از مهمترين نكات موفقيت را برايتان بازگو كنم: بهعنوان مربي متوجه شدم كه بهترين شاگردانم هميشه ميدانستند هدفشان چيست و ميخواهند در زندگي چهكار كنند. وقتي كتاب «هنر كشف آينده» را خواندم، دريافتم كه تحقيقاتم با مطالعات ديگران كاملاً تقويت شده است. تحقيقاتم نشان ميداد كه شاگردان ضعيف، هيچ تصوري از آينده خود نداشتند. آنها از لحاظ شخصيتي ضعيف بودند، دامنه توجهشان بسيار كم بود و معتقد بودند كه آينده را تنها تقدير است كه رقم ميزند! در مقابل شاگردان موفق احساس ميكردند كه كنترل آينده بيشتر در دست خودشان است و به افقهاي 5 تا 10 ساله ميانديشيدند. يك چيز مخصوصاً توجه مرا جلب كرد. در شاگردان موفق، زمينههاي هوشي، مالي و يا خانواده، نشانههاي كليدي موفقيت نبودند! زيرا برخي از موفقترين شاگردان از خانوادههاي محنت كشيده بوده، اوضاع نابسامان اجتماعي داشتند و در مدارس ضريب هوشي خوبي كسب نكرده بودند! در مقابل، برخي از ناموفقترين شاگردان، ضريب هوشي بالايي در حدّ نوابغ داشته و از بهترين خانوادهها ميآمدند! پس اصليترين عامل تمايز چيست؟ |
||
|
2نوشته شده در پنجشنبه هفتم آذر 1387 توسط سخايي وطن |
|
||
|
|
ضرورت داشتن چشم انداز |
|
|
كسي كه بازي خيرهكننده يك «مبارز همواره پيروز» را تماشا ميكند، ممكن است به سادگي فكر كند كه داشتن استعداد ذاتي، امكانات تمريني، شانس و يا رابطه، عامل موفقيت وي است! اما در واقع، پيروزي در گرو اشتياق بيشازحدّ، ثبات قدم و برخورداري از يك بينش عميق نسبت به آينده است. چندي پيش در اخبار اعلام شد كه كنفدراسيون فوتبال آسيا وضعيت تيم ذوبآهن در سال 1386 را بررسي نموده و در گزارش رسمي خود آورده است: «اين تيم اگرچه از امكانات سختافزاري، نرمافزاري و بازيكنان خوبي برخوردار بود، اما پس از صعود به جام ملتهاي آسيا، به علت بيبرنامگي و عدم پيشبيني موقعيتهاي بعدي، حذف شده و از ادامه صعود باز ماند. بزرگترين مشكل اين تيم نداشتن يك چشمانداز حداقل 10 ساله است!» اگرچه داشتن چشمانداز لازم است، اما به تنهايي كافي نيست! بلكه بايد براي آن برنامهريزي كرد و به عمل رساند. تصور يك هدف خوب، مراحل و اجزايي دارد تا به تكامل رسيده و به ثمر برسد: تصور بيعمل، صرفاً يك رؤيا است! عمل بيتصور، وقتگذراني است! تنها تصور توأم با عمل ميتواند دنيا را دگرگون كند. |
||
|
2نوشته شده در پنجشنبه هفتم آذر 1387 توسط سخايي وطن |
|
||
|
|
چرا اینقدر غافلیم؟ |
|
|
چرا چند لحظه عبادت به درگاه الهي خيلي سخت ميگذره؟ اما 90 دقيقه تماشاي بازي فوتبال مثل باد ميگذره! چرا وقتي مسابقه فوتبال به وقت اضافي ميكشه، از خوشحالي بال درميآوريم؟ اما وقتي نماز جماعت به طول ميكشه، شاكي ميشيم! چرا شايعات روزنامهها را به راحتي باور ميكنيم؟ اما حرفهاي خدا در قرآن را بهسختي باور ميكنيم! چرا خواندن يك صفحه قرآن سخته؟ اما خواندن 100 صفحه رمان راحته! چرا؟ چرا همه دوست دارند بدون اينكه به خدا اعتقاد پيدا كنند، به بهشت بروند؟ |
||
|
2نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر 1387 توسط سخايي وطن |
|
||
|
|
درخشش ساعی در المپیک 2008 |
|
|
پيروزي درخشان و پرافتخار «هادي ساعي» قهرمان طلائي تكواندو و تنها اميد كشورمان در المپيك 2008 را به ملت ايران و تمامي ورزشكاران تبريك ميگويم.
آفرین بر این همه غیرت و جوانمردی |
||
|
2نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387 توسط سخايي وطن |
|
||
|
|
برنامه رقابتهاي تکواندو المپيک 2008 پکن |
|
|
فدراسيون جهاني تکواندو برنامه حضور 128 تکواندوکار حاضر در رقابتهاي المپيک 2008 پکن را اعلام کرد. اين رقابتها طي روزهاي 29 مرداد تا دوم شهريورماه ( 19 تا 23 آگوست) در سالن ورزشي دانشگاه علوم و فناوري پکن برگزار ميشود. براساس برنامه اعلام شده از سوي کميته برگزاري اين مسابقات آئين قرعهکشي اين رقابتها 28 مرداد ماه (18 آگوست) برگزار ميشود و سپس به مدت چهار روز مسابقات برگزارخواهد شد که روزانه رقابتهاي يک وزن بانوان و يک وزن مردان انجام ميشود. وزنکشي بازهاي روزنخست 29 مردادماه (19 آگوست) انجام مي شود و طي آن تکواندوکاران اوزان 58- کيلوگرم مردان و 49- کيلوگرم بانوان به روي باسکول وزنکشي خواهند رفت. اين مسابقات 30 مردادماه (20 آگوست) رسما" گشايش مي يابد و سارا خوش جمال و رضا نادريان به نمايندگي از ايران به مصاف رقباي خود مي روند. در روز دوم مبارزات تکواندو، نفرات حاضر در وزن دوم آقايان و بانوان به روي "شي هاپ چانگ" خواهند رفت که تيم ايران نماينده اي در اين بخش ندارد. اما در سومين روز اين مسابقات اول شهريورماه تکواندوکاران اوزان سوم به ميدان خواهند رفت که هادي ساعي پراميد ترين تکواندوکارايران براي کسب مدال به مصاف حريفان خود ميروند. درآخرين روز رقابتهاي تکواندو نيز دوم شهريورتکواندوکاران اوزان چهارم به ميدان مي روند. درجريان رقابتهاي تکواندو 128 تکواندو مرد و زن (در هر وزن 16 تکواندوکار) در چهار وزن به ميدان خواهند رفت. |
||
|
2نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 توسط سخايي وطن |
|
||
|
|
قانون جاذبه |
|
|
«سکرت» در جرگه فيلمهاي (مستند) ارزشمندي است که محصول 2006 استراليا بوده شده و نظر بسياري از مردم جهان و کارشناسان را به خود جلب کرد. اين فيلم يک فيلم داستاني نيست. بلكه يک مستند برگرفته از وقايع حقيقي و با دانش بزرگترين محققان است كه پرده از يک راز بزرگ برميدارد. قانوني که به اعتقاد باب پراکتور (فيلسوف)، کائنات بر اساس آن ساخته شده است. سراسر اين فيلم؛ نظرات نويسندههاي بزرگ، فيلسوفان، روانشناسان و درمانگراني است که همه به وجود قانون جذب و اثرات آن اعتقاد دارند و بيننده را هم تشويق ميکنند تا آن را در زندگي جدّي گرفته و به تاثيرات شگرف آن ايمان بياورند. (ميتوانيد به سايت theSecret.tv مراجعه كنيد) راز معروف و ادعايي اين مجموعه پرسروصدا، قانون جاذبه است که ميگويد فقط چيزهايي به سمت تو ميآيند و نصيبات ميشوند كه خودت خواستهاي. هر چيزي که روي آن متمرکز شويد، چه ببينيد، چه به خاطر آوريد و چه تصور کنيد، به سوي خود جذب خواهيد کرد. و هرگاه اين تمرکز همراه با احساسات شديد باشد جذب آن سريعتر خواهد بود. هرچيزي را که وارد زندگيمان ميشود را خودمان جذب کردهايم. تمام چيزهايي را که در ذهنمان ميگذرد را خودمان جذب ميکنيم. قانون جاذبه اهميتي نميدهد که شما چه چيزي را ميخواهيد و چه چيزي را نميخواهيد. حتي وقتي به چيزي فکر ميکنيد يا نگاه ميکنيد که آن را نميخواهيد و با آن مخالفت ميکنيد. در واقع آن را به طرف خودتان جذب ميکنيد. در آن موقع قانون جاذبه در حال عمل است. انسان به منزله علاء الدين و کائنات به منزله چراغ جادو است. کائنات فقط منتظر فرمان انسانهاست و همانند غول چراغ جادو ميگويد: «فرمانبردارم سرورم» و هميشه فقط همين حرف را تکرار ميکند. پس کافي است که شما فقط آن چيزي را که دوست داريد طلب کنيد، تا غول چراغ جادو به شما بگويد «فرمانبردارم سرورم» و خواستهتان را برآورده کند. اگر دانسته يا ندانسته در مورد چيزي که نميخواهيد يا دوست نداريد، حرف بزنيد يا گله و شکايت کنيد، يا احساس ناراحتي کنيد، غول چراغ جادو باز هم ميگويد: «فرمانبردارم سرورم» و همان رابرايتان فراهم ميکند. موفق باشید سخایی وطن |
||
|
2نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 توسط سخايي وطن |
|
||
|
|
فركانس خود را تنظيم كنيد |
|
|
هر آنچه که تا به امروز داريم، نتيجه افکار و احساسات گذشته ما بوده که الان نتيجهاش را ميبينيم. پس اگر ميخواهيم آيندهاي درخشان (بنا به خواسته خود) داشته باشيم، بايد از هم اکنون تمام افکار و احساسات خود را به صورت مثبت و به آن سمت هدايت کنيم. به خوبي ميدانيم که دو چيز مشابه، يکديگر را جذب ميکنند، پس دقت داشته باشيم که چه چيزهايي را ميخواهيم و آنها را در ذهنمان مشخص کنيم. سادهترين ذهنيتي که ميتوان از قانون جاذبه داشت، اين است که خودمان را به شکل يک راديو فرض کنيم. ميدانيد که برنامههاي مختلفي را با راديو ميتوانيد دريافت كنيد. هر فکري و هر چيزي داراي يک فرکانس است. مهم اين است كه راديوي خود را روي چه فركانسي تنظيم كنيد. چيزي که بيشتر مردم از آن اطلاع ندارند اين است که هر فکر فرکانس خاص خودش را دارد. ما ميتوانيم تأثيرات يک فکر را با دستگاههاي پيشرفته پزشكي اندازه بگيريم. به همين خاطر اگر يک فکر را بارها و بارها در ذهنتان بياوريد: مثل پيروزي در مسابقات، خريدن ماشين آخرين مدل، تاسيس يک شرکت، پيدا کردن همسر دلخواه و .... شما داريد آن فرکانس را دريافت ميکنيد. مثلا وقتي داشتن يک ماشين مدل بالا را آرزو ميکنيم، در حقيقت اين فرکانس را به کائنات ميفرستيم و اين فرکانس منتشر ميشود و شرايط براي خريدن ماشين مورد نظر فراهم ميشود. اگر چه اين قانون شايد به ظاهر چيز عجيبي به نظر برسد .اما اگر هر کدام از ما زندگي گذشتهمان را نگاه کنيم، به اين که اين قانون در زندگي ما بوده و ما بدون آن که متوجه شويم از آن استفاده ميکرديم، پيخواهيم برد و شگفتزده خواهيم شد. دوستي را مدت زيادي است ملاقات نکردهايم. اما وقتي به او فکر ميکنيم، اتفاق جالبي رخ ميدهد: او را به طور اتفاقي ملاقات ميکنيم و يا خبري از او ميشنويم.
|
||
|
2نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 توسط سخايي وطن |
|
||
|
|
دختران كمتحرك، دچار پوكي استخوان ميشوند |
|
|
تحقيقات نشان ميدهد،بيشاز 30 درصد دختران نوجوان كمتحرك، در آينده دچار پوكي استخوان ميشوند. درحالي كه اين رقم در دختران ورزشكار بسيار كمتر ميباشد. نشريه علمي «ساينس ديلي» فعاليت جسمي اندك دختران نوجوان را عامل اصلي مشكلات اسكلتي، مفصلي و نرمي و پوكي استخوان در آنها ميداند. محققان دريافتند كه اغلب دختران دبيرستاني داراي فاكتورهاي پايين سطح انرژي، كمبود مواد معدني و مشكلات استخواني هستند. اما دختراني كه ورزش ميكنند، در وضعيت بسيار مطلوبتري قرار دارند. نكته مهم ديگر در تحقيقات اين بود كه دختران ورزشكار، بهمراتب تصوير ذهني بهتري از خود داشته و از اعتمادبهنفس بالاتري برخوردار بودند. كه اين امر عامل مهمي در نگرش مثبت و داشتن زندگي سالمتر و استرس كمتر ميباشد. توصيه من به همه والدين اين است كه عزيزان و جگرگوشههاي خود را به ورزش و فعاليتهاي مفيد تشويق نموده و آنها را به محيطهاي سالم و زير نظر مربيان بااخلاق و كارآزموده بفرستند تا بزرگترين خدمت را براي زندگي آنها بكنند. موفق باشيد سخاييوطن |
||
|
2نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 توسط سخايي وطن |
|
||
|
|
حدود 50 درصد مرگومير كشور در اثر بيماريهاي قلبيعروقي است |
|
|
دكتر حسن حسيني، عضو كميسيون بهداشت مجلس در دهمين كنگره تازههاي قلب و عروق گفت: از حدود 800 مرگ روزانه، بيشاز 360 مورد آن مربوط به بيماريهاي قلبيعروقي است كه 198 مورد آن در اثر سكته قلب و 82 نفر در اثر سكته مغزي جان خود را از دست ميدهند.
در صورت محاسبه ضريب دالي كه معادل يكسال عمر از دست رفته است، متاسفانه مردم ايران روزانه 3000 سال عمر مفيد خود را در اثر بيماريهاي قلبيعروقي از دست ميدهند. اصليترين عامل بيماريهاي قلبيعروقي، تغذيه نادرست جامعه ما است. مصرف زياد برنج، ماكاراني و آرد سفيد (كه فاقد سبوس لازم ميباشند) و كاهش مصرف غذاهاي سبوسدار مانند آش، سوپ، سبزيجات و ميوهها، مهمترين عامل در گسترش اين بيماري ها هستند. تغذيه ناسالم عامل اصلي مشكلات سلامتي جامعه ما است. بيش از 60 درصد روغنهاي خوراكي ناسالم هستند! كشور ما رتبه اول مصرف روغن نباتي را در منطقه دارد و سرانه مصرف روغن نباتي در كشور ما حدود 17 كيلوگرم است كه ريسك بسياري ايجاد ميكند. نوشابههاي گازدار نيز ارمغان غرب هستند كه فرهنگ غذايي ما را مختل نموده است. متاسفانه مردم نوشابهخورترين كشور جهان هستند. سران مصرف اين كالاي مضر سلامتي، در كشور ما 42 ليتر است، درحالي كه سرانه جهاني آن كمتر از 10 ليتر ميباشد. استعمال دخانيات نيز يكي ديگر از فاكتورها ميباشد. ساليانه 54 ميليارد نخ سيگار در كشور دود ميشود و بيشاز 5 برابر درآمد حاصل از فروش سيگار، صرف درمان عوارض آن ميگردد. روزنامه جوان، پنجشنبه 23/3/1387 صفحه 3 |
||
|
2نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 توسط سخايي وطن |
|
||
|
|
فيبر غذايي چيست؟ |
|
|
كربوهيدراتهاي غيرقابل هضم، مانند سلولز و پكتين كه به مقدار زيادي در سبزيها و ميوههايي مانند سيب، حبوبات و سبوس وجود دارد، به فيبر معروف است. بهطور كلي متخصصان تغذيه از سبوس با عنوان فيبر ياد كرده و آنرا عامل مهمي در سلامتي ميدانند. زيرا فيبرها وضعيت استثنايي دارند. آنها جذب بدن نميشوند و تقريباً بدون تغيير از دستگاه گوارشي دفع ميشوند و ضمن جلوگيري از يبوست، به هضم و جذب بهتر غذا، دفع مواد زائد، كاهش سرطان و كلسترول بدن كمك ميكنند. فيبرها اگرچه براي انسان غيرقابل هضم هستند، اما براي سلامتي بدن، جلوگيري از يبوست، بيماريهاي قلبيعروقي و سرطان اهميت بسياري دارند. چرا فيبرها اينقدر مهم هستند؟ فيبرها موادي هستند كه از سيستم هضم عبور ميكنند بدون اينكه جذب شوند اما با اين وجود براي بهسازي بدن از نظر فيزيكي ضروري هستند. آنها معمولاً به نام مواد سلولزدار شناخته ميشوند و بسياري از غذاها حاوي فيبر بالايي هستند. متاسفانه در بيشتر كشورها، مردم به غذاهاي تصفيه شده كه فيبر در آنها تا بسياركم است تمايل زيادي دارند كه منجر به افزايش يبوست، عفونتهاي روده، مشكلات قلبيعروقي و سرطان ميشود. پژوهشها نشان داده كه مردم كشورهايي كه رژيم غذايي آنها شامل نسبت بالايي از فيبر ميباشد، مقاومت بيشتري نسبت به سرطان و عفونتهاي مشابهي كه روده را مبتلا ميكنند دارند. فيبرهاي غذايي ميتوانند تقريباً به عنوان لايروبي كننده روده فرض شوند. آنها مواد ناخواسته نظير اسيدهاي صفراوي را جمع و جذب ميكنند زيرا اگر اين مواد در سيستم باقي بمانند اثرات سوء و ناخوشايندي برجاي ميگذارند. فيبرها همچنين حجم آب مدفوع را افزايش ميدهد و به عنوان رقيقكننده مواد در روده بزرگ عمل ميكند و از بيماري بواسير كه باعث ايجاد ناراحتي ميشود جلوگيري ميكند. چه موادي بيشتر فيبر دارند. فيبر فقط در محصولات گياهي مانند غلات، سبزيجات، ميرهها، حبوبات و خشكبار وجود دارد و به هيچ عنوان در محصولات حيواني نظير گوشت، لبنيات و تخممرغ يافت نميشوند. بدن ما از طريق گياهان دو نوع فيبر دريافت ميكند. فيبرهاي محلول و نامحلول. غذاهاي حاوي فيبرهاي محلول (ژلهاي) شامل سبوس برنج و جو، بلغور، باقلا، لوبيا، نخود سبز و مركبات هستند. غذاهاي حاوي فيبرهاي نامحلول نيز كلم، هويج، گلكلم، جو، چاودار و سبوس گندم ميباشند. ميوهها و سبزيها داراي ويتامينها و موادمعدني ضروري بدن هستند. فيبرهاي موجود در آنها باعث كاهش كلسترول خون شده، سموم و عوامل بيماريزا را از بدن دور ميسازند. البته جذب برخي از ويتامينها و موادمعدني مستلزم حضور مواد و عناصر خاصي است. بنابراين پيشنهاد ميشود تنوع غذايي داشته و تنها به خوردن يك يا چند نوع خاص از مواد غذايي اكتفا نكنيد. زيرا در اين صورت نميتوانيد نيازهاي بدن خود را مرتفع كنيد. توصيه مهم برنج، ماكاراني و نانها و شيرينيجات تهيه شده با آرد سفيد (كه فاقد سبوس لازم ميباشند) را كاهش داده و فرهنگ مصرف غذاهاي سبوسدار مانند نان سنگگ، آش، سوپ، سبزيجات و ميوهها را در خانواده خود نهادينه كنيد. در فرهنگ اصيل كشور ما آشپزخانه به مكاني اطلاق ميشود كه در آن آش پخته ميشود. متأسفانه امروز كمترين غذايي كه در آشپزخانه پخته ميشود، همين آش است. رويكرد غذايي جامعه به سمت مصرف بيرويه برنج است كه منشأ بسياري از بيماريها نظير يبوست، از بين رفتن ويتامينهاي ضروري B و D، و در نتيجه نرمي و پوكياستخوان، سفيدي و ريزش مو، چروك پوست و پيري زودرس ميباشد. تا حد امكان از ميوهها و سبزيجات خام استفاده كنيد، زيرا ويتامينها، مواد غذايي مفيد و فيبرها، طاقت پخته شدن را ندارند و حرارت از خواص مفيد آنها ميكاهد. موفق باشيد سخاييوطن |
||
|
2نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 توسط سخايي وطن |
|
||
|
|
دختر نابغه ۱۹ ساله ایرانی، جوان ترین استاد دانشگاه در جهان |
|
|
عالیه صبور, دختر ایرانی در سن ۱۹ سالگی موفق به کسب کرسی استادی دانشگاه شد و بدین ترتیب نام خود را در کتاب رکوردهای گینس ثبت کرد . این عنوان از ۳۰۰ سال پیش تاکنون در اختیار کولین مک لورین، شاگرد فیزیکدان مشهور ایزاک (اسحاق) نیوتن بوده است.
بیانیه مطبوعاتی کتاب رکوردهای گینس حاکی است عالیه صبور، جوانترین استاد تمام وقت دانشگاه است که تاریخ تاکنون به خود دیده است. گفتنی است شگفتی های این نابغه جوان تنها به رکورد جوانترین استاد دانشگاه ختم نمی شود. شاید عالیه صبور و گستره نبوغ او را باید مصداق عینی این گفته یوهان ولفگانگ گوته، شاعر و اندیشمند آلمانی دانست: دانایی به تنهایی کافی نیست. باید دانش را به کار بست. عالیه صبور در مصاحبه ای گفت: دانایی، توانایی است بویژه هنگامی که دانسته های خود را با دیگران شریک می شوی… و همین چند کلمه پرمغز کافی بود تا بیش از پیش تحسین عمومی را برانگیزد. عالیه صبور در سن ۱۰ سالگی وارد دانشگاه شد و در سن ۱۴ سالگی لیسانس خود را با درجه ممتاز در رشته ریاضیات کاربردی از دانشگاه ایالتی استونی بروک (در نیویورک) اخذ کرد. با این وصف او نخستین زن در تاریخ ایالات متحده است که چنین افتخاراتی را کسب کرده است. |
||
|
2نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387 توسط سخايي وطن |
|
||
|
|
جسور باشيد و سرسخت, اما سازگار و انعطافپذير |
|
|
گياهاني در طبيعت هستند که هر کاري کني, درميآيند. رشد ميکنند و هر بلايي سرشان بيايد, دوباره سبز ميشوند و قد ميکشند. آنها بسيار مقاوم و سازگار بوده و رشد سريعي دارند. اما بعضيها به اين گياهان ميگويند: «بيغيرت يا بيعار!!!» در مقابل به بعضي ديگر از گياهان ميگويند: «حساس و لطيف!!!» چون بايد دائم به آنها سرکشي کرد. نور, حرارت, رطوبت و ديگر شرايط حياتي آنها را کنترل نمود. و اگر در مراقبت از آنها کوتاهي شود, يا شرايط محيطيشان فرق کند, پژمرده شده و خشک ميشوند. يکي از مصاديق گياهان مقاوم, درخت اکاليپتوس است که هميشه و در تمام فصول سرسبز است. از گرماي سوزان 50+ درجه, تا سرماي کشنده 50- درجه را تحمل ميکند. در مقابل کمآبي و خشکسالي مقاوم است و هر سال که آن را هرس ميکنند و شاخ و برگش را کاملا ميبرند, دوباره رشد کرده و قد ميکشد. تابستان در خنکي هوا مؤثر بوده و در زمستان بهترين داروي مقابله با سرماخوردگي و آنفلوآنزا است. اين درخت از گياهان هميشه سبز بوده و در توليد اکسيژن نقش مهمي دارد. مقاوم به شرايط سخت آبوهوايي و بدون نياز به رسيدگي خاصي, خود را با شرايط مختلف زيستي تطبيق ميدهد. اين اشتباه بزرگي است که به اين گياهان باارزش, برچسبهاي منفي بزنيم و در مقابل از گياهاني که از تطبيق خود در مقابل کوچکترين تغييراتي عاجزند, با عناوين مثبت و باارزش ياد کنيم. شايد چنين تعريفي را نيز در مورد انسانها داشته باشيم. اما متأسفانه اين نگرش بسيار غلط است. مانند آب باشيد
انساني که خود را با شرايط تطبيق ميدهد, با دشواريها کنار ميآيد و راه رشد و حرکت خود را پيدا ميکند, مانند آب جاري است که هيچ مانعي نميتواند جلوي حرکتش را بگيرد. اگر به مانعي برسد, آن را دور ميزند و يا در زمين فرو ميرود, يا سعي در يافتن کوچکترين روزنهاي براي حرکت مينمايد و درصورت يافتن شکافي, از آنجا جاري شده و مانع را درهم ميشکند. اگر هم پشت سد محکمي باشد, يا از روي آن سرريز ميشود و يا بخار شده و بهصورت ابر حرکت کرده و با قطرههاي باران, خود را به مناطق دور ميرساند. چطور ممکن است به چنين انسان سرسخت و مقاومي بگوييم: «بيعار و بيخيال!!!» چون ميخندد؟؟؟ شاد است؟؟؟ نميگذارد سختيها روحيهاش را خراب کنند؟؟؟ هميشه بهفکر رشد و سربلندي بوده و مشکلات را با انعطاف و تدبير پشتسر ميگذارد؟؟؟ برعکس, به انساني که با کمترين مانعي از حرکت ميايستد و به قول قديميها «با يک غوره سردي ميکند و با يک کشمش, گرمي» ميگويند «ظريف است!!!». چرا نميگويند: «ضعيف است؟», «ناتوان در برخورد با زندگي است؟» منظور ما اين نيست که چنين فردي آدم بدي است. بلکه او ضعيف است, زيرا قوي کردن رفتارهاي خود را نياموخته و سادهترين فرمول زندگي و موفقيت را که اصل سازگاري است, در زندگي بهکار نگرفته است. چنين فردي با کوچکترين مشکلي, ميدان را خالي ميکند و ديگر فرصتي ندارد که تغيير کند و عامل حرکت باشد. برعکس همه بايد مواظب او باشند تا طبع حساسش گل نکند و خداي ناکرده سردياش نشود !!! برچسبهاي صحيح
اگر به طبيعت خودمان برگرديم, ميبينيم که انسانها نيز موجوداتي سرسخت و مقاوم بودهاند. آنان با زندگي در غارها, تطبيق با شرايط مختلف و تحمل سختيهاي بسيار, حيات خود را تاکنون حفظ کردهاند. اما متأسفانه امکانات, رفاه اجتماعي و نوع تربيت ما در دوران اخير, موجب شده تا نسبت به خودمان, طبيعت و اجتماع پرتوقع و ناسازگار باشيم. اجداد ما در شرايطي که بخاري و اجاق گاز, يا کولر و فريزر نداشتند, قرنها زندگي سالم و کمتوقعي داشتند. براي مثال آنها در سرماي سخت و کشنده زمستان, راه سادهاي براي حفظ انرژي و تطبيق خود با شرايط يافته بودند. «کرسي» روشي ساده متشکل از يک چهارپايه, يک وسيله گرمايش و يک لحاف بزرگ است که براي توليد گرما و حفظ آن بسيار کارآمد ميباشد. اما امروزه ما سازگاري را فراموش کردهايم و به برکت نعمتها و رفاه امروزي, هيچ توجهي به اين غفلت خود نداريم. زماني که بخاري يا کولر روشن است, به بهانه ورود هواي تازه, در و پنجرهها را باز ميگذاريم!!! توقع داريم که در زمستان هم مانند تابستان با يک زيرپوش نازک بگرديم و در سرماي سخت بيرون, دماي منزل ما بالاي 27 درجه باشد!!! نبايد برچسبهاي «ظريف» و «حساس» را مثبت تلقي کنيم. «ناسازگاري» حُسن نيست که به آن افتخار کنيم. «سازگار بودن» پسنديده است. گي | ||