تكواندوي بانوان استان قم

|
|
بگذاريد ذهن ناخودآگاهتان عمل كند |
|
|
درجريان مسابقات استاني، متوجه شدم كه تعدادي از تماشاچيان با فرياد به يكي از مبارزين ميگويند: «كيهاپ بكش! كيهاپ يادت نره». اما او كه اتفاقاً مبارز خوبي هم بود، بازي خوبي را ارائه نداده و كاملاً مشخص بود كه در اجراي ضرباتش مردّد است. مربي او پيش من آمد و گفت: «ابوالفضل كارش خوب است، اما اگر هنگام اجراي ضربات كيهاپ نكشد، شانس موفقيتش در مسابقات كشوري بسيار كم ميشود. ما هرچه به او گفتهايم فايدهاي نداشته. شما اين مطلب را به او تذكر بدهيد. اگر اينطور پيش برود حتماً خواهد باخت!» در پاسخ گفتم: «الان وقت ياد دادن نيست. او هرچه تاكنون ياد گرفته را بايد اجرا كند. توجه كنيد كه تكنيكها از ذهن ناخودآگاه اجرا ميشوند و اگر ذهن او متمركز به كيهاپ كشيدن شود، نتيجهاش همين شك و ترديد در اجراي تكنيك خواهد بود. اين نكته را بايد در طول تمرينات از او خواست نه در زمين مسابقه» سپس به سراغش رفتم و گفتم: «خيلي خوب بود. اصلاً به كيهاپ كشيدن فكر نكن، فقط هرچه بلدي را اجرا كن. اگر تكنيكي به ذهنت آمد، شك نكن، همان درست است. بگذار ذهنت آزاد باشد و كار خود را بهخوبي انجام دهد» وقتي كه ابوالفضل در مسابقات بعدي بسيار خوب درخشيد و مدال طلا را تصاحب نمود، به قدرت ذهن ناخودآگاه يقين پيدا كردم. حتماً اين ضربالمثل را به ياد داريد كه «كلاغ خواست راهرفتن كبك بياموزد، راه رفتن خود را فراموش كرد». استاد «تاكوآن» در كتاب روانشناسي شمشيرزني مينويسد: «وقتي يك شمشيرزن روبروي حريف خود قرار ميگيرد، نه در مورد حريف ميانديشد، نه در مورد خودش. او در حالي كه شمشيرش را در دست دارد فقط ميايستد و در حالي كه تمامي فنون رزمي را به فراموشي سپرده، آماده پيروي از دستورات ضمير ناخودآگاهش ميباشد. وقتي كه شمشير ميزند، ضرباتش به صورت ناخودآگاه و غيرارادي عمل ميكنند.» ذهن بايد هميشه در جريان باشد. وقتي كه آن را متوقف ميكنيم، اين جريان قطع ميشود كه براي يك مبارز بسيار خطرناك ميباشد. اگر عصباني شده و يا دچار ترس شويد، ذهنتان از جريان باز خواهد ماند. در نتيجه كنترل شما روي جسمتان كم شده و از اجراي واكنشهاي غيرارادي ناتوان خواهيد شد. به اين ترتيب شكست خواهيد خورد. بگذاريد ذهنتان آزادانه عمل كند. همينكه توجه شما به جايي جلب شود، جريان آزاد ذهن دچار اخلال خواهد شد. بهاين ترتيب اگر توجه شما صرفاً به حمله يا دفاع جلب شود، وقفهاي در ذهنتان ايجاد ميشود كه به نفع حريف است. زيرا اين وقفه، سرعت تصميمگيري و واكنش بهموقع شما را كم ميكند. پس از آنكه به شاگردان آموزش «ذهن ناخودآگاه» داده شد، يكي از آنها گفت: «من با اطمينان و سرشار از اعتمادبهنفس مبارزه ميكنم و ميدانم كه اگرچه شكست ناپذير نيستم، ولي دستكم قوي هستم. اما در حين مبارزه همه چيز بهخوبي پيش نميرود و هرچه منتظر عمل ذهن ناخودآگاه ميشوم، فايدهاي ندارد و فقط حريف امتياز ميگيرد. هرچه بيشتر بهاين موضوع فكر ميكنم، بيشتر مضطرب شده و كنترلم كمتر ميشود» بهنظر شما ذهن ايشان آزاد بود؟ آيا درگير شدن با افكار مختلف، ذهن را متوقف نميكند؟ اغلب ديده ميشود وقتي كه هنرجويي بر روي اجراي دقيق تكنيكها متمركز ميشود و يا مكرراً از او خواسته ميشود كه دقت كرده و اشتباهاتش را اصلاح نمايد، در تمرينات موفق نبوده و قادر به بهبود تكنيكهاي خود نميباشد. در حقيقت او در يك وضعيت انفعالي قرار گرفته و ذهنش آشفته است. به او بگوييد: «تنها ذهن آرام است كه قادر به تصميمگيري خلاق ميباشد. پس آرام باش و به خودت فشار نياور، آرامش بيشتر مساوي است با كيفيت و سرعت بيشتر» بهتر است كه از تعداد نكات آموزش بكاهيد و به او فرصت بدهيد تا ذهن خود را منظم و آماده كند. |
||
|
2نوشته شده در سه شنبه ششم اردیبهشت 1384 توسط سخايي وطن |
|
||