تبليغاتX
تكواندوي بانوان استان قم
    تكواندوي بانوان استان قم   
مقالات علمي و اخبار هنر رزمي تكواندو
نزاع خياباني

جو هيامز مي‌نويسد: (ذن در هنرهاي رزمي، ص 144)

زماني كه تازه ورزش‌هاي رزمي را شروع كرده بودم، صحنه‌هاي خيالي را تجسم مي‌كردم كه من و همسرم در خياباني تاريك عبور مي‌كرديم. ناگهان چند نفر اوباش جلوي ما را گرفتند. سردستة آنها جلو آمد و من با ضرباتي قوي، همراه با غرش ترسناك، حمله او را دفع كردم. در گونه‌هاي مختلف خيال‌پردازي، حملات مختلفي از طرف آنها را دفع كرده و آنها را شكست مي‌دادم. وقتي هم كه اوباش پا به فرار مي‌گذاشتند، من در نظر همسرم يك قهرمان جلوه مي‌كردم.

پس از گذشت 25 سال كه مقداري در هنرهاي رزمي مهارت پيدا كردم، سناريوي ذهني‌ام تفاوت بسياري پيدا كرده است. اكنون مي‌دانم كه تنها دليل انسان‌ها براي جنگيدن، احساس عدم امنيت و اطمينان دروني آنها است. اين شخاص مي‌خواهند با جنگيدن، برتري خود را نسبت به ديگران اثبات كنند. اما فردي كه از خودش مطمئن است و احساس امنيت مي‌كند، نيازي به اثبات چيزي از طريق زور ندارد. در نتيجه او با سرافرازي و سربلندي ميدان را ترك مي‌كند. يك هنرمند واقعي رزمي اين‌گونه است. او در باطن آن‌قدر قوي است كه نيازي به نمايش ظاهري ندارد. هنر آن است كه بدون درگيري، پيروز شويد. در اين‌صورت در حالي كه از تحمل و صبر به‌خود مي‌باليد، با سربلندي قدم برمي‌داريد.

به‌هر حال، اطمينان داشتن به توانايي‌هاي خود، به معني انجام دادن كارهاي بي‌حساب و ريسك كردن نيست. روزي در يك برنامه تلويزيوني از من سؤال شد كه اگر كسي چاقويي را روي سينه‌ام بگذارد و كيف پولم را بخواهد، چه‌كار مي‌كنم؟ من هم بدون تأمل پاسخ دادم: «خوب پولم را خواهم داد. گاهي بايد جنگيد و گاهي هم بايد مصالحه كرد. اما زماني مي‌جنگيم كه ارزش آن را داشته باشد. به اين مي‌گويند پيروزي در باخت. من هيچ هنرمند رزمي را نمي‌شناسم كه به‌خاطر مقداري پول، زندگي خود را در خطر قرار دهد!»

2نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1384 توسط سخايي وطن  |