تبليغاتX
تكواندوي بانوان استان قم
    تكواندوي بانوان استان قم   
مقالات علمي و اخبار هنر رزمي تكواندو
با ترس دوست شويد 2

«جو هيامز» كه خود در چندين سبك رزمي تبحر دارد، درخصوص تمرين در كلاس تكواندوي استاد «بونگ سو هان» مي‌نويسد: (ذن در هنرهاي رزمي، ص 111)

«آن فقط يك پاي برهنه بود، ولي با اين حال من قادر به جلوگيري از فرود آمدن آن بر بدنم نبودم. به زحمت نفس مي‌كشيدم، دست‌ها و پاهايم مثل وزنه‌هاي سربي سنگين بودند. هر بار كه من حركتي مي‌كردم، او فرصت مي‌يافت تا با پايش ضربه‌اي به من بزند. اگر يك لحظه غفلت مي‌كردم، ممكن بود آرواره مرا از جا در بياورد و يا بشكند. البته حريف من دست نيز داشت، اما پاهايش مرا به شدت به وحشت انداخته بود.

وقتي مبارزه به اتمام رسيد، ديگر ناي حركت نداشتم و كاملاً انرژيم را از دست داده بودم. دهانم كاملاً خشك شده بود و مدام عرق مي‌ريختم استاد «هان» كه درحال تماشاي مبارزه ما بود، مرا صدا زد. به سوي او رفته، تعظيم نمودم و در سكوت منتظر اوامر او ايستادم.

او گفت شما نمي‌توانيد در داخل شياپ‌جانگ از ترس بگريزيد. در حقيقت شياپ‌جانگ محل مناسبي براي فراگيري نحوه رويارويي با ترس است. در اكثر موارد ما خود ترس‌ها را ايجاد مي‌كنيم و اين موضوع زماني كه با وضعيتي ناآشنا و غيرمعمولي مواجه مي‌شويم، بيش‌تر صادق است. اين همان حالتي است كه امروز شما دچار آن شده و در اثر ترس، اعتمادبه‌نفس خود را دست داديد.

ناگهان پايش را از روي كف اتاق بلند كرده و بدون اين‌كه هشداري به من بدهد، آن‌را به طرف سرم پرتاب كرد. من دستانم را به حالت دفاع گرفته و قدمي بلند به عقب برداشتم. استاد دستور داد: «حركت نكن، من قصد ضربه‌زدن به شما را ندارم» بار ديگر پايش را به‌سمت بالا از جا كنده و به فاصله يك مو از سمت راست آرواره‌ام آن را متوقف كرد (ضربه دوليوچاگي) سپس به‌سرعت پايش را به سمت چپ صورتم نزديك كرد (ضربه باندا دوليوچاگي) من هر بار كه با پايش تماس كوچكي با نوك بيني‌ام ايجاد مي‌كرد، فقط صداي به‌هم خوردن پارچه شلوارش را مي‌شنيدم. از ترس به‌شدت مي‌لرزيدم و كوچكترين تكاني نمي‌خوردم. او گفت: «بسيار خوب، همان‌طور بايست و مطمئن باش كه واقعاً در خطر نيستي» من هم طبق دستورش عمل كردم و فقط صداي به‌هم خوردن پارچه شلوارش را كه در اثر حركات سريع پايش ايجاد مي‌شد، مي‌شنيدم.

استاد «هان» پس از تمرين گفت: «شما بايد اعتمادبه‌نفس خود را براي غلبه بر احساس ترس، تقويت كنيد. من از يكي از شاگردانم مي‌خواهم كه هر روز ضربه‌هاي پا را بر روي شما تمرين كند، ولي ضربه‌اي به شما نزند تا ترس شما ريخته و اعتمادبه‌نفس بيابيد. شما فقط با حفظ آرامش خود بايستيد و هيچ عكس‌العملي نشان ندهيد. مطمئن باشيد كه ديگر نخواهيد ترسيد»

2نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1384 توسط سخايي وطن  |