تمرين زدگي

تمرين‌زدگي شامل مجموعه‌اي از نشانه‌هاي ناخوشايند گوناگون (بويژه خستگي طولاني مدت) در آن دسته از ورزشكاراني است كه حجم يا شدت برنامه تمرين‌شان بيش از ظرفيت جسمي و رواني‌شان باشد. در اين‌صورت ورزشكار دچار افت عملكرد شده و اعضاي اصلي بدن وي مانند مغز، قلب و عروق، غدد داخلي، ريه‌ها و اعصاب، دچار اختلال در عملكرد شده  و بيمار خواهند شد.

علت اصلي تمرين‌زدگي، شدت بيش‌از حدّ تمرين و كاهش زمان استراحت در بين تمرينات است.

 

علل مهم تمرين‌زدگي:

·       تمرينات قدرتي شديد و طولاني

·       كافي نبودن ميزان خواب و استراحت

·       تغيير ناگهاني در نوع تمرينات (مسافت، مدت، شدت تمرين)

·       تعداد زياد مسابقات و سفرها

·       آسيب‌ديدگي و يا بيماري ورزشكار

·       تغذيه نادرست و بارگيري انرژي ناكافي

·       اضطراب، فشارهاي روحي و مشكلات زندگي

·       بي‌انگيزه‌ بودن، باخت‌ها و شكست‌هاي مكرر در زندگي

«تمرين‌زدگي، دكتر شهرام فرج‌زاده»

اخلاق در تكواندو

در ورزش تكواندو، به غير از بُعد جسماني كه به مسائل فنّي، اعم از اجراي ضربات، فرم‌ها، مبارزه و شكستن اجسام، مي‌پردازد، بُعد ديگري نيز وجود دارد كه همان پرورش سجاياي اخلاقي، فضايل معنوي، منش پهلواني و دوري از رذايل مي‌باشد. مربيان عزيز نيز از اين مهم غفلت ننمايند كه  هيجانات و قهرماني در ورزش، جوانان عزيزي كه قشر عظيمي از خانواده تكواندو را تشكيل مي‌دهند، از مسائل معنوي و اخلاقي به‌دور سازد.

ورزش در اصل هدف نيست، بلكه وسيله‌اي براي رسيدن به اهداف اصلي در زندگي مي‌باشد. بنابراين بايد به حفظ ارزش‌هاي ديني، ملّي و مذهبي در ورزش، اهميت زيادي داده شود. براي مثال حركت پهلوانانه قهرمان جهان و المپيك، «هادي ساعي» كه با فروش مدال‌هاي با ارزش خود، به حمايت از زلزله‌زدگان بم قيام كرد، همه را به ياد مرحوم جهان پهلوان تختي انداخت كه منش پهلواني او هنوز هم در خاطره‌ها زنده است.

در ورزش تكواندو، به غير از بُعد جسماني كه به مسائل فنّي، اعم از اجراي ضربات، فرم‌ها، مبارزه و شكستن اجسام، مي‌پردازد، بُعد ديگري نيز وجود دارد كه همان پرورش سجاياي اخلاقي، فضايل معنوي، منش پهلواني و دوري از رذايل مي‌باشد. مربيان عزيز نيز از اين مهم غفلت ننمايند كه  هيجانات و قهرماني در ورزش، جوانان عزيزي كه قشر عظيمي از خانواده تكواندو را تشكيل مي‌دهند، از مسائل معنوي و اخلاقي به‌دور سازد.

ورزش در اصل هدف نيست، بلكه وسيله‌اي براي رسيدن به اهداف اصلي در زندگي مي‌باشد. بنابراين بايد به حفظ ارزش‌هاي ديني، ملّي و مذهبي در ورزش، اهميت زيادي داده شود. براي مثال حركت پهلوانانه قهرمان جهان و المپيك، «هادي ساعي» كه با فروش مدال‌هاي با ارزش خود، به حمايت از زلزله‌زدگان بم قيام كرد، همه را به ياد مرحوم جهان پهلوان تختي انداخت كه منش پهلواني او هنوز هم در خاطره‌ها زنده است.

 

به يقين، علاقه گروه عظيمي از ورزشكاران و مردم ايران به‌خاطر كسب مدال‌هاي طلاي جهاني و المپيك توسط وي نبوده است. چرا كه بسياري از قهرماناني بودند كه مدال‌ها و عناوين زيادي داشتند. تنها چيزي كه تختي را در دل‌ها زنده نگه داشته است، اخلاق و سيرت نيكو و مردم‌داري وي مي‌باشد. جهان پهلوان تختي در ميادين ورزشي و رقابت‌هاي جهاني، منش والاي خود را به نمايش مي‌گذاشت.

«الکساندر مدويد»، کشتي‌گير صاحب نام شوروي و رقيب تختي، مي‌گويد:

«در مسابقات 1962 آمريكا، پاي راست من به شدت ضرب‌ديده و روحيه‌ام را خراب کرده بود. در ديدار نهايي با تختي مسابقه داشتم و نگران بودم که با اين درد، چگونه با او مبارزه کنم؟ تا آن موقع از خصوصيات اخلاقي و رفتار والاي انساني تختي خبر نداشتم. او که شنيده بود پاي راست من ضرب‌ديده، با اين پا به خوبي مدارا کرد و هرگز نخواست با هجوم به آن، مرا زجر دهد. او تا آخرين لحظه، جوانمردانه و خوب کشتي گرفت و از پاي ناراحت من اصلاً استفاده نکرد. در آنجا بود كه به عظمت، انسانيت و جوانمردي وي پي‌بردم. تختي با اين کار نشان داد که يک قهرمان به معناي واقعي است و مرا تحت تاثير قرار داد. پس از آن، ما دو دست صميمي شديم.»

جوانمردي، فتوت و صفات انساني تختي، که ريشه در اعتقادات و باورهاي عميق او داشت، هرگز به عرصه‌هاي ورزشي محدود نمي‌شد. مردم‌داري و دستگيري از نيازمندان، يکي از خصايص بارز وي بود. در شهريور 1341 پس از زلزله ويرانگر «بويين زهرا»، جهان پهلوان تختي بدون هيچ تبليغي در خيابان‌هاي تهران، دو روز پياده‌روي كرد و تصميم خود را براي جمع‌آوري كمك براي زلزله‌زدگان، به اطلاع مردم رساند. پس از آن غوغايي به پا شد که در تاريخ مشارکت‌هاي مردمي ايران بي‌نظير بود.

 

در دوره حاضر نيز قهرمان قهرمانان «هادي ساعي» با اقدامي جوانمردانه مدال‌هاي خود را كه تمامي سرمايه و يادگار دوران طلايي او بودند، براي حمايت از زلزله‌زدگان بم فروخته و روح والاي گذشت و مردانگي ملت ايران را ‌‏به‌رخ جهانيان كشيد. وي در اين خصوص گفت:

«من قصد داشتم با اين كار خودم را امتحان كنم، همه مي‌گويند خواستن توانستن است، در حالي كه من قصد داشتم ثابت كنم كه نخواستن هم توانستن است و الان خوشحالم كه به هدف خود دست يافتم، گذشتن از كنار مدالي كه با زحمات و ملامت فراوان به دست آمده خيلي سخت بود كه خوشبختانه از اين امتحان سربلند خارج شدم.»

 

رياست محترم فدراسيون تکواندوي ايران، جناب آقاي «سيد محمد پولادگر» كه به‌حقّ يكي از بهترين و با اخلاق‌ترين اساتيد بوده و سال‌ها است كه فدراسيون تكواندو را به فدراسيون نمونه كشور مبدّل ساخته‌اند، راه را براي تمامي ما روشن نموده‌اند:

«ورزش تکواندو در دفاع از دستاوردهاي انقلاب و ارزش‌هاي نظام جمهوري اسلامي ارزش دارد. در غير اين‌صورت اگر بخواهد تکواندو از چهار چوب فرهنگ اصيل اسلامي خارج گردد و فرهنگ بيگانه به آن تزريق شود، محکوم به فنا و نابودي است. ورزش وسيله‌اي است براي حفظ ارزش‌هاي اسلام و انقلاب، در اين‌صورت است که اين ورزش ارزش پيدا مي‌کند ... در فرهنگ ما «پورياي ولي» تنها به خاطر اين ارزش مي‌يابد که پهلواني است که نفس خودش را با سجاياي اخلاقي آراسته است. آنچه تختي را در دل‌ها زنده نگه داشته است، منش  پهلواني او بوده است، نه مقام جهاني»

 

هادي ساعي كه پرورش يافته مكتب اين سلاله پاك پيامبر(ص) است، پس از قهرماني المپيك آتن مي‌گويد‌‏:

«سكوي قهرماني وفا ندارد, 4 سال براي كسب اين مدال زحمت كشيدم‌‏, 4 سال انتظار كشيدم تا قهرمان المپيك شدم, ولي مدتي كه روي سكو بودم تنها 5 دقيقه طول كشيد و بعد از من شخص ديگري از آن سكو بالا رفت. به نظر من، آدم بايد كاري كند تا در قلب مردم قهرمان باشد نه روي سكوها»