تکرار لزوماً موجب مهارت نمي‌شود

مطالعات اخير محققين نشان مي دهد، ساعات بي شماري را که ورزشکاران صرف تمرين در رشته‌هاي ورزشي مي‌کنند، ظاهرا کاري جز اتلاف وقت نيست! زيرا نتيجه اين تحقيقات حاکي از اين نکته است که تکرار هر حرکت لزوما منجر به بهتر انجام شدن آن نمي‌گردد.

مارک چرچلند (Mark Churchland) و همکارانش در دانشگاه استنفورد ايالت کاليفرنياي آمريکا، با آزمايشاتي که بر روي گونه‌اي از ميمون‌هاي دم‌کوتاه که شباهت بسياري به انسان دارند، انجام داده‌اند، چنين واقعيتي را کشف کرده‌اند.آنها ابتدا به تربيت ميمون‌ها پرداختند تا بتوانند يک حرکت ساده را صدها بار تکرار کنند.

تيم تحقيقاتي چرچلند که بر روي نحوه برنامه‌ريزي و محاسبات مغز نسبت به حرکت مطالعه مي‌کند، در پي آزمايشات انجام شده اعلام کرد : «سيستم عصبي به گونه‌اي نيست که بتواند يک حرکت ثابت را چندين بار، به حالتي کاملا مشابه تکرار نمايد

در اين آزمايشات تعدادي نقطه رنگي به ميمون‌ها نشان دادند و به آنها آموختند که با سرعت هاي متفاوت به سمت اين نقاط حرکت کرده و به آنها برسند. در طول انجام اين عمل، اعضاي تيم قسمتي از مغز ميمون‌ها را که کنترل حرکت در آن انجام مي‌گيرد، مورد بررسي قرار دادند و هر بار سرعت انجام حرکت را اندازه‌گيري نمودند.

در زمان انجام حرکات از ابتدا تا انتهاي آزمايش، تنها در چند مورد انگشت‌شمار، ميمون‌ها سرعت ثابتي داشتند. هر تغيير جزئي که در سرعت انجام حرکت مشاهده مي‌شد، ناشي از تغييرات کوچکي بود که در بخش مربوطه در مغز رخ داده بود.

پندار عمومي بر اين اصل استوار است که سرعت و نحوه انجام هر حرکت به فعاليت ماهيچه ها بستگي دارد، اما تيم چرچلند به اين نتيجه رسيده که 50 درصد از تفاوت هاي موجود در حرکات، به فعاليت سيستم عصبي مربوط است.

به بيان ديگر، از آنجائي‌که حالت و رفتار مغز ثابت نيست، تکرار يک حرکت، پرورش ماهيچه ها و تمرين زياد باعث نمي‌شود که بتوانيم حرکتي را در دفعات مختلف به يک صورت واحد انجام دهيم، اين مسئله علي‌الخصوص در پرتاب توپ و اجرای تکنيک در رشته‌هاي مختلف ورزشي و تماريني که بازيکنان به اين منظور انجام مي دهند، شايان توجه است.

به گفته کريشنا شنوي (Krishna Shenoy)، يکي از اعضاي تيم تحقيقاتي، پس از پايان دوره اوليه آموزش ميمون‌ها، با گذشت زمان هيچ‌گونه بهبودي در دقت آنها در انجام حرکات، حاصل نشد و در حقيقت تکرار زياد تنها کنترل ميمون ها را افزايش داد.

به عقيده محققين انسان و حيوان هر بار در انجام يک حرکت ثابت نوعي بديهه و خلاقيت را به کار مي‌گيرند، هر بار برخورد و عکس‌العملش متفاوت است. تلاش ورزشکاران براي رسيدن به حالتي ثابت در انجام مهارت هاي مختلف، ظاهرا روشي است که در طول تاريخ تکرار شده بدون اين‌که تاثير آن از نظر علمي به اثبات رسيده باشد.

اين تيم اميدوار است با پي بردن به روشي که مغز توسط آن کنترل حرکات را انجام مي دهد، بتواند نارسايي‌هاي عصبي در انسان را که منشاء بيماري‌هايي چون پارکينسون است، بهبود بخشد.

تقويت نفس با تمرينات سرعتي

يكي ديگر از اشتباهات رايج، دو سرعتي و طناب‌زدن در زمان نرمش است. يعني در نيم ساعت اول شروع كلاس!!! البته با بهانه‌هايي مانند تقويت نَفَس و ... در حالي كه مي‌دانيم بهترين روش براي تقويت سيستم قلبي‌عروقي، ورزش‌هاي هوازي است نه سيستم اسيدلاكتيك. تمرينات با شدت و سرعت زياد، به‌هيچ عنوان موجب تقويت نفس و توسعه سيستم قلبي‌عروقي نمي‌گردند، بلكه بالعكس عوارض زيادي هم دارند. اين تمرينات تنها براي سازگاري بدن و بازيابي اسيدلاكتيك طراحي شده و تنها يك‌بار در هفته آن هم در ست‌هايي با مدت 30 ثانيه مجاز است.

موفق باشید

سخایی‌وطن

تجربه‌هاي موفق گذشته

یک ضرب‌المثل قديمي مي‌گويد: «موفقيت از هر چيزي موفق‌تر است» اين گفته بر يك اصل علمي استوار است. به نظر پژوهشگران، عامل عمده و اساسي انگيزش و تحرك در انسان، تصوري است كه از خود دارد. چه حقيقي باشد يا كاذب.

در يك آزمايش، به چند نفر ده معما داده شد تا راه حل آنها را بجويند. اين افراد پس از مدتي تحقيق و تفحص، نقطه نظرهاي خود را ارائه كردند. پژوهشگران براي اين كه بدانند تجربه‌هاي مطلوب يا نامطلوب گذشتة افراد تا چه ميزان در عملكرد آينده آنها مؤثر است، نتايج درست اين آزمايش را اعلام نكردند. به بياني ديگر، كار نيمي از افراد را مطلوب اعلام كردند و گفتند كه به هفت سئوال از ده سئوال پاسخ صحيح داده‌اند و نتيجة آزمايش نيمي ديگر را رضايت‌بخش اعلام نكردند و در حقيقت گفتند كه پاسخ هفت سئوال آنان نادرست است.

بارديگر ده پرسش ديگر در اختيار اين افراد قرار گرفت. ده نفري كه در دور اول كارشان مطلوب اعلام شده بود، اين بار واقعاً كارشان را نسبت به قبل بهتر انجام دادند و كساني كه پاسخ‌هايشان را نامطلوب دانسته بودند، اين بار واقعاً پاسخ‌هايي نامطلوب و بدتر دادند. ظاهراً آنچه ما را به فعاليت و تحرك بيشتر وا مي‌دارد، تجربه موفقيت‌هاي گذشته است كه در ذهن تداعي مي‌شود.

تجربه‌هاي ناموفق گذشته

يكي از علت‌هاي ترس از شكست، كه توان انديشه صحيح را سلب، و تمركز و انسجام تلاش آدمي را پراكنده مي‌كند، تجربه‌هاي ناموفق گذشته است. در چنين شرايطي، فرد تصوير تيره و تاري از شكست و ناكامي را به اشكال مختلف در ذهن خويش تصور مي‌كند. هر مانعي در مسير هدف‌هايش به اين احساس ويرانگر دامن مي‌زند، اعتماد به نفس او را در هم مي‌شكند و سلطان بي‌رقيب وجودش مي‌شود. به بياني ديگر، هر ناكامي چنان ذهنيت شكست را در فرد تقويت مي‌كند كه آن ذهنيت جزيي از سرشت او مي‌شود. او نتيجه مي‌گيرد كه زندگي يعني تحمل ضربه‌هاي سخت پي‌درپي و شكست‌ها و نامرادي‌هاي مداوم. هرگاه كسي را هم رأي و متفق خود نيابد، انگ ناداني و دورويي بر او مي‌زند. ترديدي نيست كه امواج منفي، تأثير فوق‌العاده زيادي بر روند زندگي انسان دارد، و او را به سوي تنگدستي و ناشادماني سوق مي‌دهد. به عكس، گرمي و نشاط از چهرة كساني كه معتقدند اقبال‌شان با نيك‌بختي آميخته، نمايان است. اختيار با شماست؛ با ياري گرفتن از اصول نوشته شده در اين كتاب، در ديدگاه خود تجديد نظر كنيد و به طور شگفت‌انگيزي پيشرفت و موفقيت را كه حق طبيعي و حيات شماست، به دست آوريد.

شگفت‌آور است كه بعضي از افراد، در برابر موفقيت از خود مقاومت زيادي نشان مي‌دهند. در اندرون ناكامان، گويي نيروي سهمگيني هست كه اجازه نمي‌دهد علت شكست خود را بشناسند. آنان به طور مداوم سخنان يأس‌آميزي مي‌گويند و گويي با منفي بافي‌هايي چون: (به هيچ وجه از پس اين كار برنمي‌آيم، من بداقبالم، باخت در پيشاني‌ام نوشته شده)، خود را هيپنوتيزم مي‌كنند. شمار زيادي از مردم بر اين باورند كه بايد در انتظار نشست، و ديد كه دست روزگار چه سرنوشتي را براي‌شان تدارك مي‌بيند. معناي اين اعتقاد اين است كه بايد نشست و ديد كه آيا معجزه‌اي رخ مي‌دهد يا خير؟

حال وقت آن است كه قلمي به دست گيريد با مرور زندگي گذشته خويش، بهانه‌هايي را كه مانع دستيابي شما به موفقيت شده گردآوري كنيد. به هنگام تهيه اين فهرست، بكوشيد كه با خود رك و رو راست باشيد. بگذاريد انديشه‌هاي كهنه و محدودكننده كه در مسير توانگري شما قد علم كرده‌اند، از عمق ذهن‌تان بجوشد و بالا آيد.