تجربههاي ناموفق گذشته
يكي از علتهاي ترس از شكست، كه توان انديشه صحيح را سلب، و تمركز و انسجام تلاش آدمي را پراكنده ميكند، تجربههاي ناموفق گذشته است. در چنين شرايطي، فرد تصوير تيره و تاري از شكست و ناكامي را به اشكال مختلف در ذهن خويش تصور ميكند. هر مانعي در مسير هدفهايش به اين احساس ويرانگر دامن ميزند، اعتماد به نفس او را در هم ميشكند و سلطان بيرقيب وجودش ميشود. به بياني ديگر، هر ناكامي چنان ذهنيت شكست را در فرد تقويت ميكند كه آن ذهنيت جزيي از سرشت او ميشود. او نتيجه ميگيرد كه زندگي يعني تحمل ضربههاي سخت پيدرپي و شكستها و نامراديهاي مداوم. هرگاه كسي را هم رأي و متفق خود نيابد، انگ ناداني و دورويي بر او ميزند. ترديدي نيست كه امواج منفي، تأثير فوقالعاده زيادي بر روند زندگي انسان دارد، و او را به سوي تنگدستي و ناشادماني سوق ميدهد. به عكس، گرمي و نشاط از چهرة كساني كه معتقدند اقبالشان با نيكبختي آميخته، نمايان است. اختيار با شماست؛ با ياري گرفتن از اصول نوشته شده در اين كتاب، در ديدگاه خود تجديد نظر كنيد و به طور شگفتانگيزي پيشرفت و موفقيت را كه حق طبيعي و حيات شماست، به دست آوريد.
شگفتآور است كه بعضي از افراد، در برابر موفقيت از خود مقاومت زيادي نشان ميدهند. در اندرون ناكامان، گويي نيروي سهمگيني هست كه اجازه نميدهد علت شكست خود را بشناسند. آنان به طور مداوم سخنان يأسآميزي ميگويند و گويي با منفي بافيهايي چون: (به هيچ وجه از پس اين كار برنميآيم، من بداقبالم، باخت در پيشانيام نوشته شده)، خود را هيپنوتيزم ميكنند. شمار زيادي از مردم بر اين باورند كه بايد در انتظار نشست، و ديد كه دست روزگار چه سرنوشتي را برايشان تدارك ميبيند. معناي اين اعتقاد اين است كه بايد نشست و ديد كه آيا معجزهاي رخ ميدهد يا خير؟
حال وقت آن است كه قلمي به دست گيريد با مرور زندگي گذشته خويش، بهانههايي را كه مانع دستيابي شما به موفقيت شده گردآوري كنيد. به هنگام تهيه اين فهرست، بكوشيد كه با خود رك و رو راست باشيد. بگذاريد انديشههاي كهنه و محدودكننده كه در مسير توانگري شما قد علم كردهاند، از عمق ذهنتان بجوشد و بالا آيد.