طب سوزنی
مصاحبه با دكتر «ايرج روئين دژ» انستزيولوژيست و رئيس انجمن طب سوزني در ايران.
نخستين كسي كه از غرب به چين رفت و طب چيني را به طور كامل آموخت، «سوليه دوموران»، ديپلمات فرانسوي بود كه در سن ۲۰ سالگي در سال ۱۸۹۸ به چين اعزام شد. در اين موقع همهگيري وبا در ايالت «يونان-فو» ظاهر شده بود و او با كمال حيرت مشاهده كرد كه در بيمارستانها بيماران به طريقه طب سوزني بهتر از درمان با داروهاي متداول آن زمان بهبود مييابند. اين طريقه درمان سخت مورد توجه وي واقع شد و «سوليه دوموران» مشغول مطالعه در اين زمينه شد و بالاخره رسماً مشغول كارآموزي در اين رشته شد. به طوري كه در سال ۱۹۰۸ ديپلم ابريشم داير بر لياقت و كفايت او در طب سوزي و سنتي چين به وسيله صد نفر از آكادميسين هاي چين امضا و به او تقديم شد.
«سوليه دوموران» پس از ۲۰ سال اقامت در چين به فرانسه بازگشت. اولين كار او در بيمارستان «سنت آنتوان» بوده كه در مورد درمان بيمار مبتلا به فلج نصف بدن طريقه طب سوزني را به كار برد. بيمار زني بود كه از چند سال قبل مبتلا به فلج نيمه بدن شده بود. «سوليه» در سه نوبت سوزنكاري، اندام فلج او را كه سالها بيحركت مانده بود به كار انداخت. سپس در بيمارستان «بيشا» و ساير بيمارستانها با روش طب سوزني به درمان بيماران پرداخت. همزمان به ترجمه آثار چيني اشتغال داشت و در سال ۱۹۲۸ كتاب تشخيص بيمار يها به وسيله نبض چيني و در ۱۹۳۴ كتاب «خلاصهاي از طب سوزني» را انتشار داد.
كار سوليه در سالهاي آخر زندگي او از طرف پزشكان مغرض و مقامات رسمي، غيرقانوني اعلام شد و به اين ترتيب سوليه خانهنشين شد. در اين زمان دولت آمريكا به او پيشنهاد كرد كه تصدي كرسي طب سوزني را در يكي از دانشگاههاي آمريكا به عهده بگيرد. ولي او اين پيشنهاد را نپذيرفت و حاضر به ترك زادگاه خود نشد. در سال ۱۹۵۰ كميسيون فيزيولوژي، سوليه را به عنوان تنها نامزد فرانسوي جايزه نوبل پيشنهاد كرد.
سوليه در سال ۱۹۵۵ در سن ۷۷ سالگي چشم از جهان فرو بست، ولي به حق ميتوان او را پايهگذار طب سوزني چين در غرب ناميد. پس از وي افراد برجسته ديگري در اروپا، در اين زمينه فعاليت نمودهاند از جمله «پروفسور نوژيه» در دانشگاه ليون فرانسه كه پايه گذار مكتب طب سوزني گوشي است. دكتر «فول» در آلمان و دكتر «فيليكس من» در انگلستان.
در سال ۱۹۷۵ با سفر نيكسون رئيس جمهور آمريكا به چين و بيماري يكي از خبرنگاران همراه وي كه نياز به عمل جراحي پيدا كرد، پزشكان چيني با روش طب سوزني وي را بيهوش يا در واقع بيدرد كردند و تحت عمل جراحي قرار دادند. مطالب بسيار زيادي در مورد طب سوزني چين در مطبوعات آمريكا منتشر شد و اين مسئله موجب توجه پزشكان آمريكايي به طب چيني شد. از همان زمان پزشكان آمريكايي عازم چين شدند.
در حال حاضر در بيش از ۴۰ دانشكده طب سوزني در آمريكا تدريس مي شود. همچنين در اروپا دانشكده هاي بسياري مشغول تدريس طب چيني هستند. طبق آمار FDA تخمين زده مي شود سالانه بين ۹ تا ۱۲ ميليون نفر در آمريكا ويزيت طب سوزني مي شوند. تعداد متخصصين طب سوزني داراي مجوز كار در آمريكا بين سال هاي ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۸ دو برابر شده و به ۱۰۵۱۲ نفر رسيده است. مشابه اين وضعيت را در كانادا و كشورهاي اروپايي هم به خوبي ميتوان ديد.
آنچه امروز ما به صورت طب سوزني مدرن ميشناسيم، مربوط به ۲۵۰۰ سال پيش است و از آن زمان به بعد، سير تكاملي خود را طي كرده و به همين ترتيب كاملتر شد، تا اينكه در چين، اين علم در كتابي به نام امپراتوري زرد به عنوان ماخذ مورد استفاده قرار گرفت. اولين كسي كه از غرب به طب سوزني يا به عبارتي طب چيني علاقهمند شد «سوليه» بود كه از طرف دولت فرانسه با سفر خود به چين، به اين علم علاقهمند شد و سپس آن را در كشور خود گسترش داد. مرحله دوم عبور طب سوزني از حائل طب غربي، بعد از سفر نيكسون رئيس جمهور آمريكا به چين بود كه تعدادي از همراهان وي، در آنجا با طب سوزني درمان شدند و از آنجا توجه محققان غربي به اين طب جلب شد. تا آنجا كه امروزه دانشكدههاي آمريكا و اروپا طب سوزني و طب گياهي را به عنوان يك رشته تحصيلي تدريس ميكنند.
به خاطر دارم در دوران كودكي افرادي كه كارشان زالو انداختن بود، در كوچههاي آن روز تهران در رفت و آمد بودند و با بانگ بلند، ورود خود را در كوچه به اطلاع اهالي ميرساندند. شخص زالوانداز سوادي نداشت و تنها به صورت سنتي ميدانست كه براي بيماريهاي مختلف زالوها را در چه نقاطي قرار دهد. امروز پس از ۲۵ سال كه از آشنايي من با طب سوزني ميگذرد، ميبينيم كه اين نقاط كاملاً با نقاط طب سوزني چين تطابق داشت. جالب است بدانيد با اينكه زالو انداختن در كشور ما منسوخ شده، ولي در كشورهاي پيشرفته مانند فرانسه، آلمان، روسيه و انگلستان رايج بوده و در حال حاضر انگلستان يكي از صادر كنندگان زالو به ساير كشورها ميباشد.
تاريخچه طب سوزني در ايران
تاريخچه طب سوزني به شكل چيني آن در كشور ما مربوط به دهه پنجاه خورشيدي ميشود كه يك هيأت چيني به دعوت دولت ايران به كشور ما آمدند و نزديك به يكسال در كرج، رامسر و بيمارستان شهداي تجريش مستقر بودند. پس از آن آقاي دكتر رضوان اوحدي كه متخصص اورولوژي از فرانسه و طب سوزني را در فرانسه آموخته بود به ايران آمد و به همراه آقاي دكتر مهاجر، اولين كتاب طب سوزني را به فارسي تاليف و توسط انتشارات دانشگاه تهران منتشر كردند.
فردي كه به طب سوزني اشتغال دارد، بايد آناتومي بدن و فيزيولوژي آن را به طور كامل بشناسد، و با بيمار ارتباط برقرار كند. نكته اين جا است كه شناخت اين موارد، فطري نيست، بايد از قبل علم آن را آموخت وكاركردهاي هر يك از اندام را به خوبي دانست. اين موضوع خيلي متفاوت از تشخيص در انرژي درماني است كه فردي بنا به انرژي موجود در وجود خود، ديگران را درمان مي كند. در واقع تشخيص درطب سوزني بسيار ظريف است چرا كه هر نوع عدم تعادلي كه بين اندام ها به وجود آمده را با توجه به شناخت كامل اعضا بايد تشخيص داده شده و آنها را به حالت اوليه برگرداند.
سازمان بهداشت جهاني، ۴۳ مورد از بيماري هايي را مطرح كرده كه با طب سوزني، درمان پذير است. ولي مسئله اساسي اين جاست كه بيماران وقتي به متخصص طب سوزني مراجعه مي كنند كه از روش هاي ديگر، به خصوص داروهاي شيميايي نااميد شده اند و از طب سوزني انتظار معجزه دارند، در حالي كه چنين نيست. اگر هر دو در كنار هم باشند، مطمئنا مفيدتر خواهند بود و در واقع آنچه مهم است. اين است كه زمينه طب سوزني در كشور ما، بيشتر به خاطر تسكين دردهاست. به طور مثال: درد ميگرن كه تا به حال به واسطه طب غربي و داروهاي شيميايي درمان نشده است به جرأت ميتوان گفت كه طب سوزني، به عنوان يك طب كل نگر، درد ميگرن را كاهش داده يا حداقل آن را كنترل مي كند. و يا يكي از روشهاي كم خطر و كم ضرر و مفيد براي درمان اعتياد است.
طب سوزني يكي از موثرترين روش هاي ترك اعتياد و مواد مخدر است. زيرا با اين روش اندروفينهايي كه در واقع مورفين و ماده ضد درد طبيعي بدن است و در اثر مصرف مواد مخدر اين مراكز فعاليت خود را از دست مي دهند، مجدداً فعال شده و اندروفين به مقدار كافي در بدن ترشح مي شود و علائم ترك را از بين مي برد و همچنين از طريق كاربرد اين سوزن ها و ترشح سروتوفين كه ماده ضد افسردگي است، سبب برطرف شدن افسردگي و شادابي فرد ترك كننده ميشود.