روش‌های سنتی ماساژ مانند شياتسو (Shiatsu) و جا انداختن ستون مهره‌ها و استخوان‌های در رفته با دست، اثرات درمانی زيادي دارد. در اين روش‌ها نوعی از انرژی آزاد می‌شود که حتی می‌تواند دردهای مزمن را از بين ببرد و درمان کند.

درمان توسط دست به منظور کاهش درد، ريشه ديرينه‌اي دارد و از زمان‌های بسيار قديم انجام می‌شده است. بر اين اساس روش شياتسو (يا فشار انگشت) به تکنيک‌های ماساژ چينی‌ها و ژاپنی‌ها در قرن‌های خيلی دور بر می‌گردد. در روش شياتسو، شخص درمان‌گر با فشار نرم ولی آشکار شست يا برآمدگی کف دست خود بر روی خطوط انرژی فرد بيمار که در زبان ژاپنی "کی" (ki) ناميده می‌شود، به درمان مي‌پردازد. اين خطوط انرژی طبق آموزش‌های روش شياتسو و نيز طب سوزنی، از تمام بدن عبور می‌کنند. روش شياتسو برای به دست آوردن سلامتی و تمدد اعصاب و همچنين برای تحريک نيروهای خود درمانی، تقريبا برای همه مناسب است. علاوه بر اين، شياتسو براي دردهايی مثل کشيدگی عضلات، درد مفاصل، مشکلات گوارشی و ميگرن اثرات درمانی دارد.

روش‌های سنتی ديگر مانند جا انداختن ستون مهره‌ها و استخوان‌های در رفته با دست، در کشورهای مغرب زمين امروزی توسط کليساهای کاتوليک ايجاد شده است. در همين رابطه يک تاجر مواد خوراکی آمريکايی به نام ديويد پالمر در سال 1895، همکاران خود را با تماس‌های مخصوص دست در ناحيه ستون فقرات، درمان کرد. همين تجربه، باعث تاسيس مدرسه‌ای به همين منظور شد. تقريبا 20 سال قبل از آن دکتری به نام آندره تيلور، مدرسه استخوان درمانی را تاسيس کرد. او به تدريج متوجه اين موضوع در بيمارانش شد که تغييرات جزئی در استخوان‌ها، مفاصل يا عضلات، کل اندام‌ها را می‌توانند تحت تاثير قرار دهند. او متقاعد شده بود که نيروهای خود درمانی متناسبی در بدن وجود دارد که چنين اختلالاتی را تنظيم می‌کند. اگر اين نيروهای خود درمانی در بدن ديگر به وظيفه خود عمل نکنند، کافی است که تحريک کوچکی از بيرون به بدن داده شود. بنابراين، استخوان درمانی، اختلالات اندام‌های حرکتی را با اثر نرم فشار دست بر طرف می‌کند.

امروزه، طب مكمل هم درمان جا انداختن استخوان را در بر مي‌گيرد که شکلی خاص از فيزيوتراپی است و هم شامل تکنيک‌های آزمايشی مخصوص پزشکی و آناليز دقيق درد مي‌شود. به كمك طب مكمل می‌توان علائم مختلف بيماری را مانند سردرد، درد مفاصل و حتی اختلالات بينايی، شنوايی و تمرکزی را مورد درمان و معالجه قرار داد.

ولفرام زايدل، رئيس بخش طب مكمل در يکی از بيمارستان‌های آلمان می‌گويد: «بسياری از بيمارانی که دردهای مزمن دارند، با دردهايی رجوع می‌کنند که علت اين دردها کلاً در جای ديگری نهفته است، مثلا اختلالات عملکردی در عضلات يا ستون مهره‌ها» اغلب اوقات، عملکرد درد مستقل است و در جاهای ديگری غير از جای اوليه خود بروز می‌کند.

سيستم عضلانی نسبت به تحريک درد واکنش نشان می‌دهد. بر همين اساس، نوعي انرژی حاصل می‌شود که حس‌کننده‌های ديگر درد به آن عکس‌العمل نشان می‌دهند. اين حس‌کننده‌ها علائم درد را به مغز ارسال می‌کنند. سپس درد بيشتر شده يا در نقاط ديگری پديدار می‌شود. طبق گفته زايدل، مهم‌تر از همه اين است که قبل از درمان، آناليز درد انجام شود. در يک نشست تخصصی نيز، درباره نقش سلسله اعصاب که بين ستون‌فقرات و مغز و همچنين مو، عضلات و مفاصل قرار دارند، به طور مختصری صحبت و بحث شد. در اين نواحی، سلول‌های عصبی وجود دارند که دريافت و درک درد را تشديد می‌کنند، مانند دريافت‌هايی که اثر کاهنده بر روی درد دارند. قسمت عمده‌ای از حفاظت در برابر بيماری در خود بدن وجود دارد؛ فقط بايد شخص آنها را در خود بيدار کند. طب مكمل بر روی اعصاب داخلی تغيير درد اثر می‌گذارند. در غير اين صورت، از بين رفتن ناگهانی احساس کَری، غلغلک و درد پس از يک دوره درمانی قابل توصيف نيست.

به كمك طب مكمل درد شناخته می‌شود و سپس به بدن کمک می‌شود که درد را شناسايی و سيستم کاهش درد را فعال کند. با وارد آوردن يك فشار نرم که می‌تواند شدت و ضعف داشته باشد، تحريک حرکتی کوتاهی انجام می‌پذيرد، به مفاصل و بافت‌های پيوندی تحرک داده می‌شود و از طريق فعال کردن عضلات، انرژی آزاد می‌شود. اين تحريک آشکار، 3 سيستم را فعال می‌كند که بدن را قادر می‌سازد مواد کاهنده درد را خارج کند. بنابراين، بافت‌های عصبی پس از ماساژ، حرکت درمانی و تکنيک‌های استخوان درمانی، به صورت ضد درد فعال می‌شوند. طب سوزنی، تحريک با سرما و تمرينات دراز مدت، باعث دفع و بيرون ريختن مواد شبه مخدر از بدن مي‌شوند. نوع ديگري از سلسله اعصاب ميانی که ماده کاهنده دارد، سروتونين، آزاد می‌کند و با تماس ساده و معمولی فعال می‌شود.

تاثير بر روی گروه سوم سلسله اعصاب کاهنده درد را نمی‌توان دست کم گرفت. رنج بردن از استرس‌های روانی، تاثير فاجعه‌آميزی بر روی قسمت‌های کاهنده درد در بدن می‌گذارد. از اين رو، درمان جامع و کامل بايد شغل و خانواده فرد را نيز در برگيرد. به همين دليل است که ارتوپدها با روان‌شناسان در اين رابطه مشترکاً فعاليت می‌کنند.