كاهش موضعي چربي، حقيقت يا ادعا؟
در دهه اخير نسبت محيط كمر به باسن، بهعنوان يكي از روشهاي سنجش تناسب بدن و سلامتي مطرح شده و بعد از درصد چربي، بهعنوان دومين شاخص چاقي پذيرفته شده است. مطالعات بسياري نشان دادهاند كه داشتن نسبت بالاي 95/0 براي مردان و 80/0 براي زنان، احتمال بروز گرفتگي شريان قلب، فشار خون، چربي خون، مرض قند، سكته مغزي و سرطان را افزايش ميدهد كه اين امر ناشي از افزايش ذخاير چربي در شكم و احشاء داخلي ميباشد.

توزيع چربي در نواحي بدن انتخابي نبوده و به عوامل جنسيت، وراثت و هورموني بستگي دارد. بهطور كلي تجمع و ذخيره چربي در مردان بيشتر در ناحيه شكمي است كه به آن چاقي سيبي شكل (Android obesity) گفته ميشود. درحاليكه در زنان ذخيره چربي بيشتر در ناحيه باسن و رانها صورت ميگيرد كه به آن چاقي گلابي شكل (Gynoid obesity) ميگويند.
نحوه ذخيره چربي در بدن
همانطور كه ميدانيد، هرگاه ميزان كالري دريافتي از غذاها، بيشاز كالري مصرفي باشد، مواد غذايي اضافي به روشهاي مختلف تبديل به انواع گليسيريدها شده و در بافت سلولي ذخيره ميگردند. مهمترين سلولهايي كه ظرفيت بالايي براي ذخيره چربي دارند، «آديپوسيت» نام دارند كه تا 90 درصد از حجم آنها را چربي تشكيل ميدهد. با افزايش كالري مازاد و نياز بدن به ذخيره آنها، تعداد آديپوسيتها افزايش يافته و چربيهاي مازاد در آنها انباشت ميگردند. اين سلولها بيشتر در ناحيه شكم، باسن و رانها تجمع يافته و گسترش كمتري در ساير نواحي بدن دارند.
نحوه استفاده بدن از ذخاير چربي
هرگاه بدن نياز به انرژي داشته باشد، با ترشح هورمون ليپاز از كبد، فرمان چربيسوزي صادر شده و در صورتي كه اكسيژن كافي براي سوختوساز فراهم باشد، تريگليسيريدها هيدروليز شده و به گليسرول و اسيدهاي چرب تجزيه ميشوند. به اين ترتيب انرژي آزاد شده از طريق خون به قسمتهاي مختلف بدن منتقل شده و در اختيار سلولها قرار ميگيرند. بنابراين براي استخراج ذخاير چربي دو عامل مهم بايد وجود داشته باشند:
1) وجود اكسيژن كافي در خون براي هيدروليز چربي لازم است. به اين معنا كه تنها ورزشهاي هوازي قادر به چربيسوزي هستند و تمرينات با حجم و شدت زياد كه در سيستم بيهوازي انجام ميشود، از قند خون استفاده كرده و نقشي در تجزيه چربيها ندارند.
2) ترشح هورمون ليپاز از كبد كه وابسته به هورمون تيروئيدي بوده, موجب سوختوساز چربي ميگردد. نكته مهمي كه بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه ترشح هورمون انسولين كه در سيستم بيهوازي لاكتات براي استفاده از ذخاير قندي گليكوژن ضروري است، اثر مهاري بر هورمون ليپاز داشته و موجب كاهش ترشح ليپاز و در نتيجه كاهش تجزيه چربيها ميگردد. بنابراين ورزشهايي كه در سيستم بيهوازي لاكتات (قندسوز) ميباشند، امكان چربيسوزي و استفاده از ذخاير چربي را كاهش ميدهند. به همين دليل اغلب ورزشكاران که در این سيستم فعاليت میکنند، داراي نسبت چربي بالا و چاقی در ناحیه شکم هستند.
باتوجه به نحوه سوختوساز چربيها، از آنجا كه اكسيژن و هورمونهاي محرك لازم براي چربيسوزي در سراسر سيستم گردش خون پراكنده ميشوند، هيچ علت فيزيولوژي براي هيدروليز انتخابي چربي از يك موضع خاص وجود نداشته و اثبات نشده است:
1) در تحقيقي كه در سال 1971 روي بازيكنان برجسته تنيس به عمل آمد، محيط بازو و ضخامت چربي دست برتر (يعني دستي كه راكت را ميگيرد) و دست غير برتر را اندازهگيري كردند. همانطور كه مشخص است، اگر فعاليت عضلات يك ناحيه، منجر به كاهش چربي در آن منطقه گردد، بايد ضخامت چربي دست برتر، كمتر از دست ديگر باشد. اما در عمل مشخص شده كه چنين نيست! و ضخامت چربي هر دو دست برابر بودند. بزرگي محيط بازوي دست برتر، ناشي از حجم عضلات آن بود و ارتباطي به بافت چربي نداشت.
2) در سال 1984 گروهي از محققان اثر 27 روز برنامه تمريني شديد دراز و نشست را روي كاهش بافت چربي شكم و باسن بررسي كردند. شدت تمرين بهصورت صعودي افزايش مييافت. طوري كه در روز اول 140 بار و در روز بيستوهفتم 336 بار تكرار انجام شد. در پايان متوجه شدند كه هيچ تفاوتي از لحاظ نسبت كاهش بافت چربي در ناحيه شكم، زير كتف و باسن وجود ندارد. يعني چربي از همه نقاط بدن به يك نسبت كاسته شده بود. البته در چنين تمريناتي كه ممكن است شما هم تجربه كرده باشيد، در هفتههاي اول كاهش زيادي در محيط شكم بهدست ميآيد كه ناشي از افزايش تنش عضلاني است نه كاهش ذخاير چربي.
3) در تحقيق ديگري نيز بسياري از ابهامات در اين رابطه برطرف گرديد. در اين تحقيق 19 فرد چاق با وزن 150 كيلوگرم در دو مرحله وزنشان را كاهش دادند. در مرحله اول 46 كيلوگرم و در مرحله دوم، 28 كيلوگرم از وزن خود كاستند. نتايج بررسيها نشان ميداد كه عليرغم كاهش وزن، تعداد سلولهاي آديپوسيت ثابت مانده و تنها حجم آنها كاهش يافته بود و اين كاهش حجم نيز براي تمام آديپوسيتها به يك نسبت بوده است. اين تحقيق آشكار كرد كه اولا تعداد سلولهاي آديپوسيت ذخيرهكننده چربي كه در طي مراحل چاق شدن، افزايش يافته بودند، در مرحله لاغري و كاهش وزن, كم نشده و ثابت ماندهاند. ثانياً كاهش انتخابي چربي از يك يا چند موضع خاص امكانپذير نبوده و تمامي سلولهاي آديپوسيت به يك نسبت كاهش حجم مييابند. به اين ترتيب بايد مراقب بود كه چاق نشويم. زيرا امكان بازگشت به چاقي حتي درصورت اتخاذ رژيم سخت غذايي، زياد است كه علت آن آمادگي بدن براي ذخيره هرچه سريعتر چربيها و افزايش اشتها و پرخوري ميباشد.
بنابراين با استناد به مدارك علمي و تحقيقات معتبر دانشگاهي، ميتوان بهطور قاطع گفت كه هيچ مدركي وجود ندارد تا از كاهش چربي در نزديكي عضلات فعال حمايت كند. تحقيقات انجام شده در دو دهه اخير، تبليغات رسانهاي عدهاي افراد سودجو را كه مدعي اختراع دستگاهها و يا ژلهايي براي لاغري موضعي هستند ردّ ميكند.

اداره FTC آمريكا (The Federal Trade Commission) تبليغات كمربندهايي كه با تحريك الكتريكي عضلات، مدعي لاغري بدون نياز به ورزش بودند، را ممنوع كرده است. طبق قانون افراد از ادعاي كاهش وزن و يا افزايش حجم عضلات با اين دستگاه يا روشهاي مشابه منع شدهاند. حتي در سال 2005 يك جراح ارتوپد در كاليفرنياي شمالي، به دليل حمايت تبليغاتي از اين دستگاه به پرداخت 175000 دلار جريمه محكوم شد و فروشگاههاي زيادي نيز به همين ترتيب مجازات شدند.
لازم به ذكر است كه اين مسئله در مورد انواع لباسها، كرمها و ژلها، قرصها و برچسبها نيز صادق است زيرا اغلب آنها عوارض جبرانناپذيري داشته و تا بهحال هيچ مادهاي كشف نشده است كه بتواند بدون عوارض و بهطور هوشمندانه به ناحيهاي خاص از بدن برود و چربيهاي آنجا را مصرف كند.
باندهاي لاستيكي و كشي، گنهاي تنگ، لباسهاي حرارتي تنها موجب دفع موضعي آب از بدن شده و هيچ تريگليسيريدي را تجزيه نميكنند. بنابراين به دنبال استفاده از آنها، با مصرف كمي مايعات، آب از دست رفته جبران شده و كاهش محيطي انجام شده به سرعت به حال اول بازخواهد گشت.
اگرچه بازار تبليغات چنين وسايل تجاري هماره داغ است، اما زماني داستان غمانگيزتر ميشود كه ميبينيم عدهاي با عناوين فريبندهاي چون متخصص و دكتر، در رسانههاي جمعي اقدام به تبلغ و فروش چنين محصولاتي ميكنند.
در نهايت توصيه ميكنيم كه با استفاده از دو اصل ساده «رژيم غذايي مناسب» و «تمرينات هوازي» به زيبايي، تناسب اندام و سلامت جسمي و روحي برسيد. در پايان از همه اساتيد بزگوار دعوت ميکنم تا با ارائه نظرات خود ما را در اين تحقيق ياري کنند.
منابع:
فيزيولوژي ورزش و فعاليت بدني, جکاچ ويلمور, دکتر ضياء معيني, نشر مبتکران, 1384
فيزيولوژي پزشکي, گايتون - هال, دکتر حوري سپهري, نشر انديشه رفيع, 1385
ماهنامه دانشمند, شماره 522 فروردين 1386