گياهاني در طبيعت هستند که هر کاري کني, درمي‌آيند. رشد مي‌کنند و هر بلايي سرشان بيايد, دوباره سبز مي‌شوند و قد مي‌کشند. آنها بسيار مقاوم و سازگار بوده و رشد سريعي دارند. اما بعضي‌ها به اين گياهان مي‌گويند: «بي‌غيرت يا بي‌عار!!!» در مقابل به بعضي ديگر از گياهان مي‌گويند: «حساس و لطيف!!!» چون بايد دائم به آنها سرکشي کرد. نور, حرارت, رطوبت و ديگر شرايط حياتي آنها را کنترل نمود. و اگر در مراقبت از آنها کوتاهي شود, يا شرايط محيطي‌شان فرق کند, پژمرده شده و خشک مي‌شوند.

يکي از مصاديق گياهان مقاوم, درخت اکاليپتوس است که هميشه و در تمام فصول سرسبز است. از گرماي سوزان 50+ درجه, تا سرماي کشنده 50- درجه را تحمل مي‌کند. در مقابل کم‌آبي و خشکسالي مقاوم است و هر سال که آن را هرس مي‌کنند و شاخ و برگش را کاملا مي‌برند, دوباره رشد کرده و قد مي‌کشد. تابستان در خنکي هوا مؤثر بوده و در زمستان بهترين داروي مقابله با سرماخوردگي و آنفلوآنزا است. اين درخت از گياهان هميشه سبز بوده و در توليد اکسيژن نقش مهمي دارد. مقاوم به شرايط سخت آب‌وهوايي و بدون نياز به رسيدگي خاصي, خود را با شرايط مختلف زيستي تطبيق مي‌دهد.

اين اشتباه بزرگي است که به اين گياهان باارزش, برچسب‌هاي منفي بزنيم و در مقابل از گياهاني که از تطبيق خود در مقابل کوچک‌ترين تغييراتي عاجزند, با عناوين مثبت و باارزش ياد کنيم. شايد چنين تعريفي را نيز در مورد انسان‌ها داشته باشيم. اما متأسفانه اين نگرش بسيار غلط است.

مانند آب باشيد

انساني که خود را با شرايط تطبيق مي‌دهد, با دشواري‌ها کنار مي‌آيد و راه رشد و حرکت خود را پيدا مي‌کند, مانند آب جاري است که هيچ مانعي نمي‌تواند جلوي حرکتش را بگيرد. اگر به مانعي برسد, آن را دور مي‌زند و يا در زمين فرو مي‌رود, يا سعي در يافتن کوچک‌ترين روزنه‌اي براي حرکت مي‌نمايد و درصورت يافتن شکافي, از آن‌جا جاري شده و مانع را درهم مي‌شکند. اگر هم پشت سد محکمي باشد, يا از روي آن سرريز مي‌شود و يا بخار شده و به‌صورت ابر حرکت کرده و با قطره‌هاي باران, خود را به مناطق دور مي‌رساند.

چطور ممکن است به چنين انسان سرسخت و مقاومي بگوييم: «بي‌عار و بي‌خيال!!!» چون مي‌خندد؟؟؟ شاد است؟؟؟ نمي‌گذارد سختي‌ها روحيه‌اش را خراب کنند؟؟؟ هميشه به‌فکر رشد و سربلندي بوده و مشکلات را با انعطاف و تدبير پشت‌سر مي‌گذارد؟؟؟

برعکس, به انساني که با کم‌ترين مانعي از حرکت مي‌ايستد و به قول قديمي‌ها «با يک غوره سردي مي‌کند و با يک کشمش, گرمي» مي‌گويند «ظريف است!!!». چرا نمي‌گويند: «ضعيف است؟», «ناتوان در برخورد با زندگي است؟» منظور ما اين نيست که چنين فردي آدم بدي است. بلکه او ضعيف است, زيرا قوي کردن رفتارهاي خود را نياموخته و ساده‌ترين فرمول زندگي و موفقيت را که اصل سازگاري است, در زندگي به‌کار نگرفته است. چنين فردي با کوچک‌ترين مشکلي, ميدان را خالي مي‌کند و ديگر فرصتي ندارد که تغيير کند و عامل حرکت باشد. برعکس همه بايد مواظب او باشند تا طبع حساسش گل نکند و خداي ناکرده سردي‌ا‌ش نشود !!!

برچسب‌هاي صحيح

اگر به طبيعت خودمان برگرديم, مي‌بينيم که انسان‌ها نيز موجوداتي سرسخت و مقاوم بوده‌اند. آنان با زندگي در غارها, تطبيق با شرايط مختلف و تحمل سختي‌هاي بسيار, حيات خود را تاکنون حفظ کرده‌اند. اما متأسفانه امکانات, رفاه اجتماعي و نوع تربيت ما در دوران اخير, موجب شده تا نسبت به خودمان, طبيعت و اجتماع پرتوقع و ناسازگار باشيم. اجداد ما در شرايطي که بخاري و اجاق گاز, يا کولر و فريزر نداشتند, قرن‌ها زندگي سالم و کم‌توقعي داشتند. براي مثال آنها در سرماي سخت و کشنده زمستان, راه ساده‌اي براي حفظ انرژي و تطبيق خود با شرايط يافته بودند. «کرسي» روشي ساده متشکل از يک چهارپايه, يک وسيله گرمايش و يک لحاف بزرگ است که براي توليد گرما و حفظ آن بسيار کارآمد مي‌باشد. اما امروزه ما سازگاري را فراموش کرده‌ايم و به برکت نعمت‌ها و رفاه امروزي, هيچ توجهي به اين غفلت خود نداريم. زماني که بخاري يا کولر روشن است, به بهانه ورود هواي تازه, در و پنجره‌ها را باز مي‌گذاريم!!! توقع داريم که در زمستان هم مانند تابستان با يک زيرپوش نازک بگرديم و در سرماي سخت بيرون, دماي منزل ما بالاي 27 درجه باشد!!!

نبايد برچسب‌هاي «ظريف» و «حساس» را مثبت تلقي کنيم. «ناسازگاري» حُسن نيست که به آن افتخار کنيم. «سازگار بودن» پسنديده است. گياهي که مدتي بي‌آب بماند و باراني نبارد, سعي مي‌کند ريشه بدواند و راهي براي يافتن آب پيدا کند و اگر سرماي شديدي شود, خود را حفظ کند. به اين ترتيب موجودات زنده توانسته‌اند ميليون‌ها سال پايدار مانده و نسل خود را حفظ کنند.

زندگي پاستوريزه

اغلب ما هميشه در شرايط کنترل شده هستيم. به اين دليل است که بدن اکثر ما نه با گرما آشنا است و نه با سرما!!! حتي عرق هم نمي‌کنيم!!! بسياري تصور مي‌کنند که اگر در هواي سرد بيرون بروند, سرما مي‌خورند!!! درحالي‌که سرماخوردگي اصلاً به اين موضوع ربطي ندارد, بلکه به مقاومت بدن ما مربوط است. بدن ما ضعيف و آسيب‌پذير است, زيرا ياد نگرفته چطور با سرما و گرما کنار بيايد. هنوز هم مي‌توانيد در روستاها, کودکاني را ببينيد که در سرماي زمستان با يک تي‌شرت و يک‌جفت دمپايي در کوچه‌ها بازي مي‌کنند!!! ممکن است زندگي در روستا مشکلاتي داشته باشد, اما مهم اين است که آنها از سرما نمي‌ميرند!!! زيرا بدن‌شان به اين شرايط عادت دارد. کاري که بدن ما نيز مي‌تواند ياد بگيرد و عادت کند. در زمستان امسال, با بارش برف و سرد شدن هوا, زندگي روزمره مردم واقعاً فلج شد. مدارس قم حدود 3 هفته تعطيل بودند و خسارات جاني و مالي زيادي بر مردم تحميل شد. درحالي که شهرها و روستاهاي بسياري, هرسال چنين برف و سرمايي را مي‌گذرانند. روستاهاي زيادي هستند که تا 6 ماه راه‌هاي‌شان بسته است, و به اندازه ما شهرنشيناني که انواع امکانات و تجهزات در اختيار داريم, آسيب‌پذير نيستند و اين‌همه دست‌وپا شکسته ندارند! 

چشم‌ها را بايد شست, جور ديگر بايد ديد

بايد از آن گياهان سرسخت ياد بگيريم که پايدار و مقاوم باشيم. بايد از آن کودکان روستائي بياموزيم که جسور و سرسخت باشيم. خود را در شرايط مختلف قرار دهيم و مشکلات گوناگون را تجربه کنيم. بايد خود با سرما, گرما, بي‌خوابي, گرسنگي, کار و تمرين زياد, انضباط و نظم, برد و باخت, آموزش و کسب مهارت‌هاي مختلف بيازماييم تا ارزش پيدا کنيم. بايد خود, فرزندان‌ و اطرافيان‌مان را جسور, سازگار و قدرتمند بار بياوريم. بايد بياموزيم که براي رسيدن به اهداف خود مقاومت و پافشاري کنيم. با شجاعت زندگي کنيم و پيش برويم و ياد بگيريم که برنده زندگي خود باشيم.

يادمان باشد که همه ما آدم‌هاي سرسختي هستيم. ما ژن‌هاي قوي داريم که تجربه ميليون‌ها سال بقا و حفظ خود را پشت‌سر دارند. بنابراين همه ما مي‌توانيم بهتر زندگي کنيم. ما انسان کودن, بي‌عار, خنگ و به‌دردنخور نداريم. ممکن است انساني کم‌مهارت يا خسته باشد, ولي بد نيست. فقط يادنگرفته چطور زندگي کند! بياييد سعي کنيم انساني شاد و مقاوم باشيم. در سخت‌ترين شرايط هم بخنديم و روحيه خود را حفظ کنيم. زيرا در اين دنيا هيچ چيزي ارزش عصبانيت و تخريب وجود ما را ندارد. پس بخنديم, سازگار باشيم و بمانيم تا با جسارت پيش‌رفته و در مقابل مشکلات تسليم نشويم.

 

موفق باشید

سخایی وطن