ضرورت داشتن چشم انداز
كسي كه بازي خيرهكننده يك «مبارز همواره پيروز» را تماشا ميكند، ممكن است به سادگي فكر كند كه داشتن استعداد ذاتي، امكانات تمريني، شانس و يا رابطه، عامل موفقيت وي است! اما در واقع، پيروزي در گرو اشتياق بيشازحدّ، ثبات قدم و برخورداري از يك بينش عميق نسبت به آينده است.
چندي پيش در اخبار اعلام شد كه كنفدراسيون فوتبال آسيا وضعيت تيم ذوبآهن در سال 1386 را بررسي نموده و در گزارش رسمي خود آورده است: «اين تيم اگرچه از امكانات سختافزاري، نرمافزاري و بازيكنان خوبي برخوردار بود، اما پس از صعود به جام ملتهاي آسيا، به علت بيبرنامگي و عدم پيشبيني موقعيتهاي بعدي، حذف شده و از ادامه صعود باز ماند. بزرگترين مشكل اين تيم نداشتن يك چشمانداز حداقل 10 ساله است!»
اگرچه داشتن چشمانداز لازم است، اما به تنهايي كافي نيست! بلكه بايد براي آن برنامهريزي كرد و به عمل رساند. تصور يك هدف خوب، مراحل و اجزايي دارد تا به تكامل رسيده و به ثمر برسد:
تصور بيعمل، صرفاً يك رؤيا است!
عمل بيتصور، وقتگذراني است!
تنها تصور توأم با عمل ميتواند دنيا را دگرگون كند.