رد پاي گوساله
روزي در ميان بيشهاي قديمي، گوسالهاي همچون ساير گوسالهها به خانه ميرفت. در طول مسير خود، همانند روش هميشگي ساير گوسالهها، سراسر مرتع را بهصورت پيچدرپيچ و بازيكنان طي كرده و هرجا كه علف تازهاي ميديد، مسير خود را عوض ميكرد.


اين مسير پر پيچوخم به مرور تبديل به جادهاي شد كه مردم با زحمت از آن ميگذشتند. سالها گذشت و آن مسير، راه اصلي دهكده شد و بدون اين كه انسانها متوجه شوند، آن راه باريك و پر پيچوخم، تبديل به راه پر ازدحامي شد و با تبديل شدن آن روستا به شهر، خيابان اصلي شهر گرديد. هر روز صدها نفر از اين خيابان پيچدرپيچ كه بنيانگذار آن گوسالهاي در حال چرا بوده است، عبور كرده و در اثر ترافيك و نادرستي مسير، دچار خستگي و فشارهاي عصبي براي خود و ديگران ميشوند.
امروز صدها هزار نفر در مسير گوسالهاي كه چند قرن پيش ايجاد شده، تردّد ميكنند و همه با ناراحتي و غرلند، از طولاني بودن و نادرستي خيابان گله ميكنند. خيليها هم نظر ميدهند و انتقاد ميكنند، اما ردّ پاي گوساله ديگر بهراحتي قابل پاك شدن نيست و اين درحالي است كه عبور از اين راه نادرست، موجب از دست رفتن زمان با ارزش كاري (معادل صد سال) از مردم، در هر روز گشته و هزينههاي زياد تصادفات، كنترل ترافيك و داروي اعصاب را بر جامعه تحميل ميكند. اغلب انسانها بدون آنكه بينديشند كه آيا مسير بهتري وجود دارد، سعي در حفظ روش غلطي دارند كه به آن عادت كردهاند. اما مطمئناً درخت پير و سربهفلك كشيده كنار جاده كه سالها قبل گوساله را ديده است، دائماً به اين ماجرا ميخندد.
ردّ پاي گوساله در زندگي روزمره
ظاهراً تمايل به حركت كوركورانه، بخشي از حركت ذاتي انسانها است. بهطوري كه از طلوع تا غروب خورشيد، بيشتر اعمال ما انسانها تبعيت از ردّ پاهاي ناصحيح و بيراهه است. با كمي دقت ميتوان ردّ پاهاي زيادي را در زندگي روزمره خود ديد.
· استعمال دخانيات و مصرف جوششيرين نيز از ردّ پاهاي استعمارگر پير جهان است كه ديگر به راحتي قابل پاك كردن نيست ولي هر روز شاهد اعتراضات و گزارشات آسيبشناسي زيادي در مورد آنها هستيم.
· چند دهه است كه با معضل كندن و پر كردن خيابانها مواجه هستيم. چرا بايد هميشه عمليات عمراني خيابانهاي شهر در فصل بارندگي انجام شده و مسير عبور مردم تبديل به مرداب گردد؟
· واقعا چه كسي چاي شيرين را به سفره ما آورده و صبحانه را كه مهمترين وعده غذايي ميباشد، به بدترين عادت غذايي مبدل نموده است. چه چيزي در چاي شيرين وجود دارد كه اكثر مردم عادت به هم زدن آن به سبك كودكان دارند؟
ردّ پاي گوساله در ورزش
· چرا عده زيادي هنوز فكر ميكنند كه ورزش صبحگاهي يعني دويدن مسيري طولاني و عرق ريختن؟ در حالي كه قند خون در پايينترين سطح خود بوده و مفاصل بدن پس از استراحت شبانه، خشك است. آيا ديدن اين همه آسيبديدگي و ساييدگي زانو، نبايد ما را به فكر بيندازد؟
· يكي ديگر از رد پاهاي گوساله، ضرب و شتم هنرجويان تازه وارد به بهانه بدنسازي است. درحالي كه حداقل تا سه ماه طول ميكشد تا بدن آنها به ورزش عادت كرده و سفت شود!!! البته اين كار در رشته تكواندو وجود ندارد. حداقل تا آنجايي كه من ميدانم!
· و اما يكي ديگر از رد پاهاي رايج، دو سرعتي و طنابزدن در زمان نرمش است. يعني در نيم ساعت اول شروع كلاس!!! البته با بهانههايي مانند تقويت نَفَس و ... در حالي كه ميدانيم بهترين روش براي تقويت سيستم قلبيعروقي، ورزشهاي هوازي است نه سيستم اسيدلاكتيك. اما كي مربيان مدعي و به اصطلاح با تجربه از خواب بيدار ميشوند، خدا ميداند!!!
· اغلب ديده ميشود كه مربيان براي سر وزن رسيدن شاگردان و كاهش وزن قبل از مسابقات، متوسل به شيوههاي مضر و حتي خطرناكي مانند پوشاندن لباسهاي پلاستيكي و بادگير و دواندن ورزشكار و يا قرص ادرارآور ميشوند! و به اين ترتيب با از دست رفتن آب بدن، (حتي تا سه كيلوگرم كاهش وزن هم ديده شده) موجب كاهش شديد كارآيي بدن و افت توان ورزشكار ميگردند. اين درحالي است كه همه در كلاسهاي مربيگري، كتابهاي تخصصي ورزش و تجربه چندساله خود با مضرات شديد اين روشها آشنا شدهاند.
از دست رفتن 2 درصد مايعات بدن (معادل 5/1 ليتر براي يك فرد 70 كيلوگرمي) حدود 20 درصد از توان جسمي ورزشكار را كاهش ميدهد!
(كليدهاي رژيم غذائي و تغذيه ورزشكاران ويژه مربيان، دكتر سيدحميدرضا نقوي، سازمان تربيتبدني، ص16)
وقتي هم كه از اين مربيان پرمدعا و از خود راضي سوال ميشود كه چرا اين كار را ميكنيد؟ ميگويند در فلان مسابقه، مربي فلان تيم مطرح هم همين كار را ميكرد!!! اين هم يك ردّ پاي ديگر!
· و البته دهها رد پاي ديگر وجود دارند كه بايد اصلاح شوند و در جاي خود به آنها اشاره خواهد گرديد. اگر شما هم روشهاي غلط رايجي را ميشناسيد با ذكر راه حل آن براي ما بنويسيد. سپاسگذاريم.