تاثير فيلمهاي سينمايي رزمي
كليه صحنههايي كه روي پرده سينما نمايش داده ميشوند، از پيش طراحي و برنامهريزي شدهاند. تمامي حركات ساختگي و از پيش تعيينشده ميباشند. بازيگران نيز بايد نقش خود را با مهارت انجام دهند تا تماشاگران تصور كنند كه صحنهها واقعي ميباشند. بدل كاري و حقههاي سينمايي نيز امري ضروري، و حرفهاي اجتنابناپذير در سينما ميباشد. امروزه به كمك سيستمهاي انيميشن و تدوين كامپيوتري، خلق صحنههاي خارقالعاده و عجيب، چندان مشكل نميباشد.

فيلمهاي سينمايي و تلويزيوني هرگز به اين منظور تهيه نشدهاند كه براي ما آموزنده باشند. در واقع صحنههاي مبارزاتي هنرپيشههايي مانند «جكيجان» و «جتلي» فاقد هرگونه تكنيك و يا تاكتيك مفيد و كارآمد مبارزاتي ميباشند و تنها براي خوشآمد كارگردان و تماشاچي، مونتاژ و ساخته شدهاند. در پرشها و ضربات قهرمانان فيلمها، بهمراتب بيش از حدّ واقعي غلو و بزرگنمايي شده و در مقابل، تخصص عدهاي از بازيگران نيز در اين است كه با وارد آمدن ضربهاي هر چند كوچك، عكسالعمل شديدي نشان داده و پرتاب شوند. بهگونهاي كه بيننده تصور كند ضربه بسيار كارآمد بوده است.
در بسياري از فيلمها، قهرمان داستان ساعتها با افراد بيشماري نبرد كرده و در پايان با قدرتي بيش از شروع، كار را به نفع خود تمام ميكند. اينها اَبر انسان نيستند، بلكه حاصل تخيلات نويسنده و كارگردان فيلم ميباشند. اين مطالب براي اين گفته شده كه توجه داشته باشيم، صحنههايي را كه در فيلمها ميبينيم، با مبارزات و درگيريهاي واقعي تفاوت زيادي دارند و نبايد هرگز الگويي براي آموزش، تمرين و بهكار بردن آن تكنيكها در مبارزات واقعي باشند. پوشيدن لباسهاي هنرپيشهها، تقليد از حركات و اطوار آنها و كشيدن كيهاپ به سبك آنها، نميتواند راهي براي قهرمان شدن باشد.
