شش راز موفقيت
تقديم به دوست خوبم خاطره:
راز اول موفقيت: ياد بگيريد كه چگونه با شكست و نااميدي مبارزه كنيد:
براي اينكه موفق باشيد، بايد با شكستها كنار آمده و آنها را تحت كنترل درآوريد. هميشه دلسردي و نااميدي، برداشتهاي منفي در ذهن ايجاد كرده و قدرت روحي فرد را تضعيف ميكند. بزرگترين ضرر تفكر منفي، از بين رفتن نظم در كارها است و اگر نظم نباشد، هدف نيز از بين ميرود. افراد موفق و پيروز ميدانند كه «برد»، سكهاي است كه روي ديگر آن «باخت» است. افراد شكستخورده كساني هستند كه در همان روي «باخت» متوقف شدهاند. آنها اجازه ميدهند كه يأس بر آنها غلبه كرده و مانع از برداشتن قدمهاي لازم براي رسيدن به موفقيت گردد. در حقيقت موفقيت چيزي نيست جز مجموعهاي از ناكاميها. زيرا هر شكستي، مقدمهاي براي پيروزي است. هرجا كه موفقيتي ببينيد، انبوهي از شكستها را در مسير آن مشاهده ميكنيد و هركس خلاف اين را بگويد، از موفقيت چيزي نميداند.
درسي كه انسان از شكست ميآموزد، از پيروزي عبرت نميگيرد. (يك ضربالمثل ژاپني)
مهمترين عامل ايجاد پشتکار، انگيزة رسيدن به هدف و نتايجي است که کسب ميکند. اين نتايج ممکن است شکستها يا پيروزيهايي باشند که هر کدام به نحوي بر پشتکار شخص در رسيدن به موفقيت اثر دارد. بهاي رسيدن به موفقيت دو چيز است: «تلاش بيوفقه» و «تحمل شکست». رسيدن به موفقيت بدون تحمل شکست تقريباً غيرممکن است. بنابراين شما بايد خود را براي اينگونه شکستها آماده کنيد، در حقيقت شکست براي يک ورزشکار واژة نامفهومي است. انسانهاي موفق كساني هستند که اين حوادث را به عنوان شکست تلقي نميکنند، بلکه به آنها به چشم نتايجي نگاه ميکنند که بايد تصحيح شوند و از آنها کسب تجربه کنند. اگر به شکستهايي که در راه رسيدن به موفقيت متحمل ميشويد، بهعنوان «بهاي موفقيت» نگاه کنيد، قطعاً به هدف مطلوب خود دست خواهيد يافت.
برنده هيچگاه تسليم نميشود و تسليمشونده هيچگاه برنده نميشود. (فلورانس کدويک)
اگر نگاهي گذرا به زندگي انسانهاي مشهور بيندازيم، متوجه خواهيم شد بسياري از آنان از ابتدا تواناييها و قابليتهايي متفاوت با مردم عادي نداشتند، بلکه تنها تفاوت آنها اين بوده که هدفشان را ميشناختند و با تلاش فراوان و پشتکار باورنکردني به سوي هدفشان گام برداشتهاند.
· انيشتين در دوران دبيرستان شاگرد ممتاز نبود و حتي به زحمت توانست در درس رياضي نمره قبولي بگيرد، اما بعدها نظريات او که دنياي علم فيزيك، ستارهشناسي و كوانتوم را متحول نمود.
· آنتوني رابينز تا سن 22 سالگي در آپارتماني محقر در محلهاي فقيرنشين زندگي ميکرد و نتوانسته بود براي ادامه تحصيل وارد دانشگاه شود، ولي سه سال بعد در 25 سالگي، يکي از صاحبنظران و متخصصان روانشناسي گرديد. سمينارهاي آموزشي او، شلوغترين سمينارها و کتابهايش، پرفروشترين کتابها هستند. او قصري بزرگ در سواحل زيباي «سنديهگو» خريده و با همسر و فرزندانش زندگي مرفهاي دارد.
· جيگوروکانو بنيانگذارجودو، درجواني داراي جثهاي ضعيف بود و اغلب مورد آزار و اذيت همکلاسيهايش قرار ميگرفت. اما در نهايت سبکي را پايهگذاري کرد که سالها است در شمار پرطرفدارترين سبک هاي رزمي قرار دارد.
دهها و بلکه صدها سرگذشت مانند اينها ميتوان نقل کرد. ولي افرادي که از آنها پند بگيرند اندک هستند. اقدام به عمل، مانند گذرگاهي است که با گذشتن از آن، دير يا زود به موفقيت خواهيد رسيد. وقتي تصميم به کاري گرفتيد، زمان رسيدن به هدفتان بستگي به ميزان پشتکار و جديت شما دارد. پشتکار يعني تلاش بيوقفه، يعني شما بايد به سختي تمرين کنيد. هر روز بيشتر از روز قبل، و اين تمرين را تا زمان رسيدن به موفقيت ادامه دهيد. هرگاه دراين راه به مانعي برخورديد، با تمام قوا بکوشيد و تا از آن نگذشتهايد دست از تلاش برنداريد.
در لحظات تصميمگيري است كه سرنوشت شما شكل ميگيرد. (آنتوني رابينز)
«اديسون» مخترع بزرگي بود كه بهجز لامپ روشنايي، اختراعات بسياري را براي بشريت به يادگار گذاشت. (در حال حاضر بيش از 6 ميليون اختراع ثبت شده است که «توماس اديسون» با 1093 اختراع، رکورد را در دست دارد) وي براي اختراع لامپ، بيش از 000/10 بار آزمايش كرد و به نتيجه نرسيد. او كه بارها از همة جوانب مورد سؤال قرار گرفته بود، هيچگاه از لغت «شكست» در جملات خود استفاده نميكرد. بلكه هربار كه آزمايش او به نتيجه نميرسيد، با شور و هيجان زياد ميگفت: «بچهها! يكبار ديگر هم، راهي كه براي آزمايش انتخاب كرده بوديم به هدف نرسيد. فردا راه ديگري را كه به هدف برسد، امتحان ميكنيم!» وي كشف كرده بود كه بعضي از راهها به نتايج ديگري ختم ميشوند و همين امر موجب كشفيات تازهاي ميگشت. اديسون ميگفت: «اعتقاد به شكست، يكي از راههاي مسموم كردن ذهن است.»
اشخاص عادي با تجربه اولين شكست، دست از تلاش برميدارند،
به همين دليل است كه در زندگي با انبوه اشخاص عادي و تنها با يك «اديسون» روبرو هستيم. (ناپلئون هيل)
انسانهاي زيادي وجود دارند که راه رسيدن به موفقيت را ميدانند و از همه تواناييها وامکاناتشان براي رسيدن به آن بهره ميگيرند. اما پس از اينکه مدتي گذشت و به نتيجه مطلوب نرسيدند، نااميد شده و راهي را که آغاز کرده بودند، رها ميکنند. اين مسئله باعث شده تا خانمها در خيلي از عرصهها، مخصوصا هنرهاي رزمي کمتر موفق باشند. درحالي که اگر واقعاً کمي پشتکار داشته باشند، درهمه کارها موفقتر از مردان ظاهر ميشوند.
من «خوششانسي» را تلاش زياد همراه با فکر صحيح معنی میکنم. (آنتوني رابينز)
Luck = Labor under Correct Knowledge
به اميد موفقيت همه عزيزان
ادامه دارد...