ويژگي‌هاي هنر رزمي تكواندو

نقل از دايره‌المعارف ويكي‌پديا fa.wikipedia.org

 

تکواندو که در دسته ورزشهاي رزمي جاي دارد، حدود 20 قرن پيش خاستگاه اوليه آن در کشور کره بوده و بالغ بر سال‌ها است که جزو يکي از محبوب‌ترين ورزش‌هاي رزمي جهان است. مهم‌ترين و برجسته‌ترين خصوصيت ورزش تکواندو اين است که يک پيکار و مبارزه آزاد است و برخلاف برخي از ورزش‌هاي رزمي و دست‌ها و پاهاي ورزشكار براي ضربه زدن کاملا" آزاد هستند.

 

 

معني واژگاني تکواندو

تکواندو در لغت به معناي "طريقت ضربه زدن با دست و پا" است که ضمن نمايش قدرت، ظرافت و زيبايي را نيز نشان مي‌دهد. از سويي ديگر تکواندو جدا از اهميت ورزشي‌اش در نگاه عمومي و کلي يکي از بهترين و کامل‌ترين شيوه دفاع شخصي است که هر کسي با ياد گرفتن آن مي‌تواند در شرايط ويژه و خاص از خود محافظت کند. همه حرکات اين ورزش بر مبناي موقعيت دفاعي است که در مجموع فرد را در برابر حملات دشمن ايمن مي‌کند و ضريب سلامتي را بالا مي‌برد.

 

ورزشي مفيد براي ذهن

مهم‌ترين حقيقتي که درباره تکواندو مي‌توان گفت اين است که نه تنها اين ورزش يک هنر ممتاز و برتر در زمينه دفاع شخصي است، بلکه ورزش بسيار مفيدي براي ذهن نيز به شمار مي‌رود. تمرينات تکواندو به ورزشکار اعتماد به نفس مي‌دهد و همين مساله باعث مي‌شود تا در مواجهه با رقيب بتواند بر او غلبه کند، ضمن اين‌که با تعميم دادن آن به کل زندگي فرد قدرت وي در مقابله با مشکلات هم بالا مي‌رود. به علاوه اين توانايي ذهني به انسان در بهبود روابط اجتماعي اش نيز کمک شاياني مي‌کند. تکواندو در مجموع باعث بالا رفتن آمادگي جسمي، روحي و حسي مي‌شود. امروزه اين ورزش يکي از شناخته شده‌ترين ورزش رزمي مردم آسياي شرقي و به ويژه كره به شمار مي‌رود.

اولين بار به صورت رسمي در اواسط دهه 1950 گروهي از نظاميان کره‌اي با هم تصميم گرفتند اين ورزش را که آميزه‌اي از حرکات آزاد دست و ضربات پا است سازماندهي کنند که پس از آن به تکواندو معروف شد که به سرعت در طول 30 سال اخير به يکي از موثرترين و کاربردي‌ترين شيوه‌هاي دفاع شخصي بدون استفاده از سلاح سرد و گرم تبديل شد كه در بين چتربازان، تكاورها و در يك كلام ارتش‌هاي جهان، محبوبيت زيادي دارد. زيرا درصورت در دست داشتن اسلحه يا دستگيري توسط دشمن، در استفاده از دست محدوديت وجود خواهد داشت. درحالي كه تكنيك‌هاي پا را مي‌توان با سرعت و قدرت زياد اجرا نمود. و از اين حقيقت نمي‌توان گذشت كه تربيت و تقويت عضلات پا، موجب چابكي و سرعت عمل بسيار زيادي مي‌گردد. به همين دليل اگر دو نفر را كه با هم ورزش رزمي را شروع كرده و به اندازه برابر تمرين نموده‌اند مقايسه كنيم، سرعت عمل و چالاكي آنكه تكواندو كار كرده است ابداً قابل قياس با ورزش‌هاي رزمي ديگر نخواهد بود.

 

 

امروزه بسياري از ما به راحتي آن را در طي دوره‌هاي کوتاه مدت آموزشي فرا مي‌گيريم. اين ورزش در آسيا، آمريکا و اروپا نيز هواداران زيادي دارد و در ميان آمريکايي‌ها و بويژه سياهپوستان بسيار طرفدار دارد و در کوتاه‌ترين زمان ممکن جاي خود را درميان آنها پيدا کرده است.

تنفس صحيح هنگام تمرينات ورزشي

تنفس، (روش دم و بازدم) يکي از مهمترين موضوعات، هنگام انجام تمرينات و حرکات ورزشي هستند. تنفس صحيح و درست ميتواند انرژي زيادي را براي بدن حفظ كرده و بدن را سالمتر نگه دارد. در حالي که روش غير صحيح آن ميتواند انرژي زيادي از بدن بگيرد و به سلامت بدن آسيب وارد کند. تنفس صحيح همچنين باعث ميشود تا انتقال و تامين خون از قلب به رگهاي بدن، بهتر و مرتبتر انجام پذيرد. اين موضوع به عملکرد بهتر سيستم لنفاني انسان نيز کمک ميکند. فراموش نکنيد که التبه نوع هوايي که تنفس ميکنيد نيز بسيار مهم است. هواي تنفس شونده (بويژه هنگام انجام تمرينات و حرکات ورزشي) ميبايست پاک و غيرآلوده باشد.


روش صحيح تنفس

توجه داشته باشيد که هنگام تمرينات ورزشي، تنفس خود را ريتميک و از روي نظم کنترل کنيد. همچنين دقت کنيد که تا حد امکان آرامش را حفظ کنيد و از تند نفس کشيدن جلوگيري کنيد. سعي کنيد تا با دهان نفس نكشيد. البته براي خارج کردن سريعتر هوا ميتوانيد از دهان استفاده کنيد، اما براي کشيدن آن اصلا" از دهان استفاده نکنيد. تنفس از دهان، باعث خشکي دهان و گلو ميشود که اين موضوع به خشک شدن آب بدن و کاهش انرژي کمک ميکند. بکارگيري دهان براي عمل دم باعث ميشود تا هوا بدون اينکه فيلتر شود به حجم نامشخص وارد بدن گردد. بيني با فيلترهايي که در قسمت ورودي خود دارد، هواي دم را پاکسازي ميکند. همچنين بيني با حجم کمتري که دارد باعث ميشود تا حجم هواي دم کنترل شده و به مقدار مورد نياز باشد. روش توصيه شده اين است که دم از راه بيني و بازدم از راه دهان انجام گيرد. در اين روش البته بهتر است که هنگام کشيدن هوا، دهان کاملا" بسته باشد. اگرچه روش دم و بازدم از راه بيني بيشتر توصيه ميگردد. در اين حالت دهان در هر دو حالت (دم و بازدم) کاملا بسته است.

اما چگونگي تنفس نيز امري بسيار مهم است. براي کشيدن نفس، نگه داشتن نفس در بدن و بيرون دادن آن مدت زماني نسبي لازم است تا حرکت ريتميک حفظ گردد، که اين موضوع در هنگام انجام تمرينات امر مهمي است. همانطور که قبلا نيز اشاره شد، لازم است كه آرامش در تنفس حفظ گردد. كه اين كار به تمرين و تربيت سيستم تنفسي نياز دارد. بعد از انجام تمرينات و يا هنگام استراحت بين هر تمرين، سعي کنيد تا به صورت عميق در روش زير چند مرتبه تنفس کنيد:

اگر براي مثال يک ثانيه را صرف کشيدن نفس عميق ميکنيد، چهار برابر آن را (چهار ثانيه) ميبايست براي نگه داشتن نفس در بدن صبر کنيد. سپس در زمان دو برابر آن (دو ثانيه) بايد نفس را بيرون دهيد. اين مدت زمانها بستگي به نوع نفس کشيدن شما دارد. اما نسبتها ميبايست رعايت شوند. يعني اگر دم دو ثانيه به طول انجامد، نگه داشتن آن بايد هشت ثانيه طول کشد و بازدم نيز چهار ثانيه. اين نوع روش تنفس چه براي کساني که ورزش ميکنند و چه کساني که نميکنند، در روز سه مرتبه و هر مرتبه ده بار توصيه ميشود. يعني ده بار صبح، ده بار عصر و ده با قبل از خواب.

البته تغذيه نيز نبايد فراموش شود. اشخاص ورزشکار ميدانند که هنگام ورزش نبايد معده يا رودهشان پر باشد. چرا که اين موضوع به غير از مشکلاتي که به سلامت انسان وارد ميکند، باعث فشار به ريه نيز ميشود.

موفق باشيد...

تقويت سيستم تنفسي

بدن انسان براي ادامه حيات به سه عامل مهم نياز دارد: اكسيژن، آب و غذا. كمبود آب براي چند ساعت و كمبود غذا براي چند روز قابل تحمل است. اما كمبود اكسيژن در كمتر از 5 دقيقه منجر به مرگ مي‌شود. بنابراين تنفس مهم‌ترين نياز يك موجود زنده است. همان‌طور كه در مباحث قبل ذكر شد، تنفس و تامين اكسيژن كافي، براي حفظ قدرت و استقامت ورزشكار لازم است.

مهم‌ترين بخش از سيستم تنفسي ريه‌ها مي‌باشند. عضلات بين دنده‌اي و پرده ديافراگم، با انقباض و انبساط خود، عمل تنفس را انجام مي‌دهند. اما اين عضلات تمرين‌پذير نيستند و يا تاثير تمرينات بر روي آنها بسيار اندك مي‌باشد. تنها راه تقويت ريه‌ها، استفاده بهينه از حداكثر ظرفيت آنها مي‌باشد كه با تمرينات خاصي امكان‌پذير مي‌گردد. در جريان ورزش بيشينه، شدت فعاليت عضلات بين دنده‌اي و پرده ديافراگم بيش‌تر مي‌شود ولي بعيد به‌نظر مي‌رسد كه خسته شوند. (درد زير دنده‌ها در هنگام شدت تنفس، به علت كمبود اكسيژن در خون مي‌باشد)

 

 

سازگاري قفسه سينه با ورزش‌هاي گوناگون، اندك بوده و نظريه‌هاي موجود نشان مي‌دهند كه تمرين‌هاي بدني مزمن بر ساختار يا كاركرد ريه‌ها تاثير عمده‌اي ندارند. به همين دليل بر ساختار متابوليكي عضلات تنفسي، اثر ناچيزي مي‌گذارند. درصورتي كه اندام‌هاي تمرين‌پذير (عضلات حركتي و عضله قلب) برتري بيش‌تري نسبت به اندام‌هاي تمرين‌ناپذير ريوي داشته باشند، كاهش اكسيژن خون پيش مي‌آيد كه نشانه‌اي از عدم تناسب تهويه با نيازهاي متابوليكي ورزشكار است و اين كاهش اكسيژن‌رساني منجر به استفاده از سيستم بي‌هوازي براي تامين نياز بدن مي‌گردد.

ميزان تنفس با تهويه دقيقه‌اي سنجيده مي‌شود كه بيانگر ميزان هوايي است كه از ريه‌ها خارج مي‌شود. تهويه دقيقه‌اي، از حاصل‌ضرب حجم ريه در تعداد تنفس در دقيقه، محاسبه مي گردد. براي مثال حجم ريه يك فرد عادي 5/0 ليتر و تعداد تنفس او 12 بار در دقيقه مي‌باشد. بنابراين تهويه دقيقه‌اي اين فرد، 6 ليتر است. (6=12*5/0)

درخصوص اكسيژن‌رساني در ورزش‌هاي قندسوز، با كمال تعجب در خون سياه‌رگي ورزشكاران قندسوز، اكسيژن زيادي گزارش شده است. به اين معني كه درصد قابل توجهي از اكسيژن تحويل داده شده به عضلات، استفاده نشده و باز مي‌گردد! علت اين امر، سازگاري اندام‌هاي فعال با سيستم بي‌هوازي مي‌باشد كه عادت به استفاده از روش اسيد لاكتيك نموده و از اكسيژن دريافتي كاملا استفاده نمي‌كنند!

 

عوامل مؤثر در تنفس

1)     ظرفيت ريه‌ها

براي دم و بازدم هرچه بهتر، بايد از ظرفيت ريه‌هاي خود، حداكثر استفاده را ببريم. عمل تنفس با انبساط و انقباظ عضلات بين دنده‌هاي خارجي و عضله ديافراگم انجام مي‌شود. اگرچه ريه انسان عضوي تمرين‌پذير نيست! اما مي‌توان از ظرفيت موجود، حداكثر استفاده را نمود. براي اين‌كار، تمرين دم عميق از ناحيه شكم و بازدم كامل را هر روز انجام دهيد. دويدن آرام نيز روش خوبي براي افزايش بهره‌روي از ظرفيت ريه‌ها است.

2)     ميزان هموگلوبين بدن

در خون انسان، سلول‌هايي به نام گلبول‌هاي قرمز وجود دارد که حامل اکسيژن مورد نياز سلول‌‌ها مي‌باشند. آهن نقش مهمي در ساختن گلبول‌هاي قرمز خون و در حمل اکسيژن دارد. بنابراين آهن يكي از عوامل مهم در تنفس و اكسيژن‌رساني است و در استقامت و تنفس يك ورزشكار تكواندو، (به‌خصوص در مسابقات) بسيار مؤثر مي‌باشد.

3)     غلظت خون

افزايش غلظت خون، موجب كندي حركت خون در رگ‌ها شده و ضمن كاهش سوخت‌رساني به سلول‌هاي بدن، فشار مضاعفي نيز به قلب و عروق وارد مي‌سازد.

4)     درصد اكسيژن موجود در هوا

ورزش در هواي آزاد به تنفس سالم كمك مي‌كند. پياده‌روي و كوه‌نوردي از بهترين ورزش‌هايي هستند كه در هر شرايط و سني قابل اجرا مي‌باشند. لازم است به تمام مربيان و ورزشكاران عزيز خاطر نشان شود كه به تهويه و گردش هواي سالن‌هاي ورزشي، رساندن اكسيژن و تخليه دي‌اكسيد كربن و بوي عرق، توجه زيادي داشته باشند و از اين مهم غفلت ننمايند. در سالن‌هاي ورزشي با تهويه نادرست، كمبود اكسيژن سبب كاهش كارايي و خستگي زودرس ورزشكاران مي‌گردد. شما هم به راحتي مي‌توانيد بين تمرين در سالن‌هاي با تهويه خوب و سالن‌هايي كه در زيرزمين‌هاي بدون تهويه مي‌باشند، از لحاظ استقامت، سطح يادگيري و هوشياري ورزشكاران مقايسه به‌عمل آوريد.

 

ادامه دارد...

انتخاب شايسته سيد محمد پولادگر در كميته اجرايي W.T.F

براي نخستين بار در تاريخ تكواندو ايران سيد محمد پولاد گر، رئيس فدراسيون تكواندو كشورمان به مدت 4 سال بعنوان يكي از اعضاي 20 نفره كميته اجرايي W.T.F انتخاب شد. اين كميته بالاترين مرجع تصميم فدراسيون جهاني بوده و استاد پولادگر از بين 38 كانديد و 156 رايدهنده رؤساي فدراسيونها، با 148 راي به عضويت اين كميته در آمد.
گفتني است
استاد پولادگر بيش از 8 سال است كه عضو كميته اجرايي فدراسيون آسيا نيز ميباشد. از قاره آسيا نيز كشورهاي كره، چين، چين تايپه و قطر به عضويت اين كميته درآمدهاند

 

 

اين موفقيت را به استاد گرانقدر، سيد محمد پولادگر و جامعه ورزشي تكواندو تبريك گفته و موفقيت روزافزون ورزشكاران ايراني را از خداوند متعال خواستاريم.  

شش راز موفقيت

تقديم به دوست خوبم خاطره:

 

راز اول موفقيت: ياد بگيريد كه چگونه با شكست و نااميدي مبارزه كنيد:

براي اين‌كه موفق باشيد، بايد با شكست‌ها كنار آمده و آنها را تحت كنترل درآوريد. هميشه دلسردي و نااميدي، برداشت‌هاي منفي در ذهن ايجاد كرده و قدرت روحي فرد را تضعيف مي‌كند. بزرگ‌ترين ضرر تفكر منفي، از بين رفتن نظم در كارها است و اگر نظم نباشد، هدف نيز از بين مي‌رود. افراد موفق و پيروز مي‌دانند كه «برد»، سكه‌اي است كه روي ديگر آن «باخت» است. افراد شكست‌خورده كساني هستند كه در همان روي  «باخت» متوقف شده‌اند. آنها اجازه مي‌دهند كه يأس بر آنها غلبه كرده و مانع از برداشتن قدم‌هاي لازم براي رسيدن به موفقيت گردد. در حقيقت موفقيت چيزي نيست جز مجموعه‌اي از ناكامي‌ها. زيرا هر شكستي، مقدمه‌اي براي پيروزي است. هرجا كه موفقيتي ببينيد، انبوهي از شكست‌ها را در مسير آن مشاهده مي‌كنيد و هركس خلاف اين را بگويد، از موفقيت چيزي نمي‌داند.

 

درسي كه انسان از شكست مي‌آموزد، از پيروزي عبرت نمي‌گيرد. (يك ضرب‌المثل ژاپني)

 

مهم‌ترين عامل ايجاد پشتکار، انگيزة رسيدن به هدف و نتايجي است که کسب مي‌کند. اين نتايج ممکن است شکست‌ها يا پيروزي‌هايي باشند که هر کدام به نحوي بر پشتکار شخص در رسيدن به موفقيت اثر ‌دارد. بهاي رسيدن به موفقيت دو چيز است: «تلاش بي‌وفقه» و «تحمل شکست». رسيدن به موفقيت بدون تحمل شکست تقريباً غيرممکن است. بنابراين شما بايد خود را براي اين‌گونه شکست‌ها آماده کنيد، در حقيقت شکست براي يک ورزشکار واژة نامفهومي است. انسان‌هاي موفق كساني هستند که اين حوادث را به عنوان شکست تلقي نمي‌کنند، بلکه به آنها به چشم نتايجي نگاه مي‌کنند که بايد تصحيح شوند و از آنها کسب تجربه کنند. اگر به شکست‌هايي که در راه رسيدن به موفقيت متحمل مي‌شويد، به‌عنوان «بهاي موفقيت» نگاه کنيد، قطعاً به هدف مطلوب خود دست خواهيد يافت.

 

برنده هيچ‌گاه تسليم نمي‌شود و تسليم‌شونده هيچ‌گاه برنده نمي‌شود. (فلورانس کدويک)

 

اگر نگاهي گذرا به زندگي انسان‌هاي مشهور بيندازيم، متوجه خواهيم شد بسياري از آنان از ابتدا توانايي‌ها و قابليت‌هايي متفاوت با مردم عادي نداشتند، بلکه تنها تفاوت آنها اين بوده که هدف‌شان را مي‌شناختند و با تلاش فراوان و پشتکار باورنکردني به سوي هدف‌شان گام برداشته‌اند.

·         انيشتين در دوران دبيرستان شاگرد ممتاز نبود و حتي به زحمت توانست در درس رياضي نمره قبولي بگيرد، اما بعدها نظريات او که دنياي علم فيزيك، ستاره‌شناسي و كوانتوم را متحول نمود.

·       آنتوني رابينز تا سن 22 سالگي در آپارتماني محقر در محله‌اي فقيرنشين زندگي مي‌کرد و نتوانسته بود براي ادامه تحصيل وارد دانشگاه شود، ولي سه سال بعد در 25 سالگي، يکي از صاحب‌نظران و متخصصان روان‌شناسي گرديد. سمينارهاي آموزشي او، شلوغ‌ترين سمينارها و کتاب‌هايش، پرفروش‌ترين کتاب‌ها هستند. او قصري بزرگ در سواحل زيباي «سن‌ديه‌گو» خريده و با همسر و فرزندانش زندگي مرفه‌اي دارد.

·     جيگوروکانو بنيان‌گذارجودو، درجواني داراي جثه‌اي ضعيف بود و اغلب مورد آزار و اذيت همکلاسي‌هايش قرار مي‌گرفت. اما در نهايت سبکي را پايه‌گذاري کرد که سال‌ها است در شمار پرطرفدارترين سبک هاي رزمي قرار دارد.

 

ده‌ها و بلکه صدها سرگذشت مانند اينها مي‌توان نقل کرد. ولي افرادي که از آنها پند بگيرند اندک هستند. اقدام به عمل، مانند گذرگاهي است که با گذشتن از آن، دير يا زود به موفقيت خواهيد رسيد. وقتي تصميم به کاري گرفتيد، زمان رسيدن به هدف‌تان بستگي به ميزان پشتکار و جديت شما دارد. پشتکار يعني تلاش بي‌وقفه، يعني شما بايد به سختي تمرين کنيد. هر روز بيش‌تر از روز قبل، و اين تمرين را تا زمان رسيدن به موفقيت ادامه دهيد. هرگاه دراين راه به مانعي برخورديد، با تمام قوا بکوشيد و تا از آن نگذشته‌ايد دست از تلاش برنداريد.

 

در لحظات تصميم‌گيري است كه سرنوشت شما شكل مي‌گيرد. (آنتوني رابينز)

 

«اديسون» مخترع بزرگي بود كه به‌جز لامپ روشنايي، اختراعات بسياري را براي بشريت به يادگار گذاشت. (در حال حاضر بيش از 6 ميليون اختراع ثبت شده است که «توماس اديسون» با 1093 اختراع، رکورد را در دست دارد) وي براي اختراع لامپ، بيش از 000/10 بار آزمايش كرد و به نتيجه نرسيد. او كه بارها از همة جوانب مورد سؤال قرار گرفته بود، هيچ‌گاه از لغت «شكست» در جملات خود استفاده نمي‌كرد. بلكه هربار كه آزمايش او به نتيجه نمي‌رسيد، با شور و هيجان زياد مي‌گفت: «بچه‌ها! يك‌بار ديگر هم، راهي كه براي آزمايش انتخاب كرده بوديم به هدف نرسيد. فردا راه ديگري را كه به هدف برسد، امتحان مي‌كنيم!» وي كشف كرده بود كه بعضي از راه‌ها به نتايج ديگري ختم مي‌شوند و همين امر موجب كشفيات تازه‌اي مي‌گشت. اديسون مي‌گفت: «اعتقاد به شكست، يكي از راه‌هاي مسموم كردن ذهن است.»

 

اشخاص عادي با تجربه اولين شكست، دست از تلاش برمي‌دارند،

به همين دليل است كه در زندگي با انبوه اشخاص عادي و تنها با يك «اديسون» روبرو هستيم. (ناپلئون هيل)

 

انسان‌هاي زيادي وجود دارند که راه رسيدن به موفقيت را مي‌دانند و از همه  توانايي‌ها وامکانات‌شان براي رسيدن به آن بهره مي‌گيرند. اما پس از اين‌که مدتي گذشت و به نتيجه مطلوب نرسيدند، نااميد شده و راهي را که آغاز کرده بودند، رها مي‌کنند. اين مسئله باعث شده تا خانم‌ها در خيلي از عرصه‌ها، مخصوصا هنرهاي رزمي کمتر موفق باشند. درحالي که اگر واقعاً کمي پشتکار داشته باشند، درهمه کارها موفق‌تر از مردان ظاهر مي‌شوند.

من «خوش‌شانسي» را تلاش زياد همراه با فکر صحيح معنی می‌کنم. (آنتوني رابينز)
Luck = Labor under Correct Knowledge

به اميد موفقيت همه عزيزان

ادامه دارد...

مديريت زمان

خيلي از پروانه‌ها فقط يک روز عمر مي‌کنند. به همين دليل وقت را بهتر از ما آدم‌ها مي‌فهمند. اگر بنا بود آدمها هم صبح متولد شوند و غروب با رفتن خورشيد بميرند، حتما براي هر ثانيهشان خيالاتي داشتند اما اغلب آدمها با آن که هزاران طلوع و غروب خورشيد را تلف ميکنند، باز وقت مرگ، به بهانه آرزويي محال، ميخواهند يک روز بيش‌تر زنده بمانند.

همه ما در انتظار فرصتي براي انجام کارهاي نشده هستيم، اما هر چه انتظار مي‌کشيم آن را پيدا نمي‌کنيم. ايتاليايي‌ها مي‌گويند کساني که در انتظار زمان نشستهاند، آن را از دست مي‌دهند. دکتر «رابرت لواين» معتقد است آدمها در مواجهه با زمان متفاوت هستند. اين روانشناس جامعه انسان‌ها را براساس فرهنگ احترام به زمان به 2 گروه تقسيم مي‌کند: گروه اول Clock Timeها هستند که هنوز معادل فارسي مشخصي ندارند و مي‌توانيم «زمان ساعتي» صدايشان کنيم. آنها وقتشان را با ساعت تنظيم مي‌کنند و بر زمان حاکم هستند. «زمان ساعتي‌ها» جوامع وقتشناس يا فرا وقتشناسي مثل ژاپن را مي‌سازند. ساکنان چنين جوامعي تند و هدفمند راه مي‌روند، جلسات و مذاکرات تجاري در اين کشورها سريع است و ساعتهايي دقيق دارند.

اما دسته دومي هم وجود دارند که به آنها Event Time مي‌گويند. اين آدم‌ها، وقتشان با حوادث طول روز رقم مي‌خورد. به همين خاطر هم مي‌شود به آنها بگوييم «زمان حادثه‌اي»، آنها برنامه مشخصي ندارند و به زمان اجازه مي‌دهند برايشان تصميم بگيرد. «زمان حادثهاي‌ها» کشورهاي وقتنشناس را تشکيل مي‌دهند. اين کشورها جهان سومي يا عقبمانده خوانده مي‌شوند. اهالي چنين جوامعي نمي‌دوند، پرسه مي‌زنند. مذاکرات تجاري هفته‌ها، ماهها و يا حتي سالها به طول مي‌انجامد. ساعت‌ها يا خوابند يا عقب وکارگران در كار اهمال مي‌کنند.

 

 

در همه دنيا احترام به زمان يکي از نشانه‌هاي جوامع پيشرفته است که به واسطه سازمان يافتگي و انضباط شهروندان به وجود مي‌آيد. مديريت زمان يکي از بحثهاي روز رسانه‌هاي گروهي اين کشورها است. با چند جستجوي ساده در اينترنت مي‌توان پيبرد که تعداد مقالاتي که درباره مديريت زمان و بهرهوري از وقت به رشته تحرير درآمدهاند از 4 هزار فراتر مي‌رود. اما متاسفانه مديريت زمان در کشور ما مورد توجه نبوده است.

 

هر چه داناتر شوي، از دست دادن وقت برايت آزاردهنده‌تر است. (دانته)

 

مردم ما معمولا تعريفي کلي و غيرشفاف از آن دارند و چندان ضرورياش نمي‌دانند و نتايج مفيد حاصل از جستجوي اين واژه و واژه‌هاي مشابه ناقص و از تعداد انگشتان دست کمتر است. يکي از اصلي‌ترين مضرات بياهميتي به وقت، وضعيت اقتصادي نامناسب در کشورهاي وقتنشناس است. هيچ مديري نمي‌تواند بدون احترام به زمان، انتظار بهرهوري اقتصادي داشته باشد. شايد براي همين هم در اوايل قرن نوزدهم اغلب کارخانهداران، نظام حقوق در برابر محصول را به هم زدند و دستمزدها را براساس ساعاتي که کارگران در کارخانه کار مي‌کردند پرداخت مي‌شد. به عبارتي کارخانهداران ساعاتکاري کارگران را از آنها خريداري مي‌کردند و ارزش ساعتها را به آنها نشان مي‌دادند.

 

آنها که زودتر مي‌رسند

محققان سالها است علل برخوردهاي مختلف آدمها را با زمان در کشورهاي گوناگون بررسي مي‌کنند. اين که چرا در يک کشور اگر نشستي ساعت 4:00 برگزار شود، ما 4:30 آنجا حاظر مي‌شويم و در کشوري ديگر همه راس ساعت 3:30 در جلسه حاضرند، يا چرا در خيلي از کشورها وقتشناسي به معناي محترم شمردن آدمهاي ديگر و وقتشان است و در برخي ديگر، وقتشناسي خندهدار به نظر مي‌آيد.

اگرچه مذهب، تفاوت‌هاي فطري، باورهاي سنتي و تربيت دوران کودکي در احترام به زمان موثرند ولي نقش فرهنگ اصليتر از بقيه است. يکي از جامعهشناسان مثال ساده اما روشني را از بيتوجهي متقابل به زمان مطرح مي‌کند. او مي‌گويد: اگر من بدانم که تو قصد داري دير کني، مسلماً برايم گران تمام مي‌شود که سر وقت باشم. پس من هم دير مي‌کنم.

 

مديريت در زمان!

برخلاف تصور عموم که مساله اصلي را در مديريت زمان، وقت مي‌دانند، زمان مسالهاي کاملا جنبي است. در حقيقت اصل اساسي در قدم اول درکي صحيح از اهداف و در قدم دوم فهم ارزش لحظه‌ها است. ما معمولا براي يک سال ارزشي بيش از ماه قائل هستيم. ماه مهمتر از هفته است، هفته مهمتر از روز، روز از ساعت مهمتر و ساعت از دقيقه. ثانيه هم اصلا به حساب نمي‌آيد. اما همگي نکتهاي را فراموش کردهايم. شايد براي کسي که يک دريا را بين دستهايش نگه داشته است، چکيدن قطره‌هاي کوچک از بين انگشتانش مهم نباشد. اما بعد از مدتي کوتاه خواهد ديد که دريايي از بين انگشتانش گذشته است. حضرت علي(ع) مي‌فرمايد:

سنگ‌هاي درشت را سنگ‌هاي ريز پا بر جا نگه مي‌دارند.

 

 اغلب کساني که در استفاده از وقت مشکل دارند، هدفهاي طلايي خود را جدي نمي‌گيرند و شکايت مي‌کنند که نمي‌دانند چه اتفاقي براي ساعتهاي از دست رفتهشان افتاده است. کارآمدي هر فرد در مديريت زمان، به روشنايي اهدافش بستگي دارد. هرچه اهداف روشنتر باشند، موفقيت فرد در مديريت زمان بيش‌تر است.

آدمها به هر چيزي زود عادت مي‌کنند. ما به تولد، مرگ و عشق عادت مي‌کنيم و عادت کردن ارزش همه چيزهاي دوست داشتنيمان را مي‌گيرد. يکي از چيزهايي که آدمها به آن عادت کردهاند، زندگي است و از آنجا که ما به عادتهايمان فکر نمي‌کنيم، از اصلاح و بازنگري زندگي روزانه ناتوان مي‌شويم. مديريت زمان نوعي تغيير نگرش نسبت به روشهاي عادي زندگي روزمره است. بسياري از مردم مي‌گويند برنامهريزي برايشان وقتگير است. آنها از محاسبهاي ساده عاجزند:

نيم ساعت برنامهريزي خوب، مساوي است با 23ساعت و نيم زندگي مفيد.

 

بانک زمان

·         ارزش يک سال را از دانشآموزي بپرسيد که در امتحانات پايان سال رد شده و قرار است يک سال ديگر کتاب‌هاي تکراري را ورق بزند.

·         ارزش يک ماه را از مادري بپرسيد که طفل نارس‌اش فقط يک ماه زودتر به دنيا آمده و حالا چکيده 8 ماه آرزوهاي طلايياش زير چادر اکسيژن تلف شده است.

·         ارزش يک هفته را از نويسنده هفته نامهاي بپرسيد که همه هفته گذشته سرش شلوغ بوده و در آغاز هفته جديد بايد گزارش‌اش روي ميز سردبير باشد.

·         ارزش يک ساعت را از دو چشم انتظاري بپرسيد که براي ديدن هم لحظهشماري مي‌کنند.

·         ارزش يک دقيقه را از مسافر جاماندهاي بپرسيد که يک دقيقه پيش قطارش بدون او راه افتاد.

·         ارزش يک ثانيه را از کسي بپرسيد که فقط يک ثانيه ترمزش دير گرفت و حالا به جسدي کف خيابان خيره شده است.

·         ارزش يک صدم ثانيه را از ورزشكاري بپرسيد که در المپيک نقره گرفته است.

 

هر دقيقه را مثل گنجي ذخيره کن. زمان براي کسي صبر نمي‌کند.

 

ادامه دارد...