با ترس دوست شويد 2

«جو هيامز» كه خود در چندين سبك رزمي تبحر دارد، درخصوص تمرين در كلاس تكواندوي استاد «بونگ سو هان» مي‌نويسد: (ذن در هنرهاي رزمي، ص 111)

«آن فقط يك پاي برهنه بود، ولي با اين حال من قادر به جلوگيري از فرود آمدن آن بر بدنم نبودم. به زحمت نفس مي‌كشيدم، دست‌ها و پاهايم مثل وزنه‌هاي سربي سنگين بودند. هر بار كه من حركتي مي‌كردم، او فرصت مي‌يافت تا با پايش ضربه‌اي به من بزند. اگر يك لحظه غفلت مي‌كردم، ممكن بود آرواره مرا از جا در بياورد و يا بشكند. البته حريف من دست نيز داشت، اما پاهايش مرا به شدت به وحشت انداخته بود.

وقتي مبارزه به اتمام رسيد، ديگر ناي حركت نداشتم و كاملاً انرژيم را از دست داده بودم. دهانم كاملاً خشك شده بود و مدام عرق مي‌ريختم استاد «هان» كه درحال تماشاي مبارزه ما بود، مرا صدا زد. به سوي او رفته، تعظيم نمودم و در سكوت منتظر اوامر او ايستادم.

او گفت شما نمي‌توانيد در داخل شياپ‌جانگ از ترس بگريزيد. در حقيقت شياپ‌جانگ محل مناسبي براي فراگيري نحوه رويارويي با ترس است. در اكثر موارد ما خود ترس‌ها را ايجاد مي‌كنيم و اين موضوع زماني كه با وضعيتي ناآشنا و غيرمعمولي مواجه مي‌شويم، بيش‌تر صادق است. اين همان حالتي است كه امروز شما دچار آن شده و در اثر ترس، اعتمادبه‌نفس خود را دست داديد.

ناگهان پايش را از روي كف اتاق بلند كرده و بدون اين‌كه هشداري به من بدهد، آن‌را به طرف سرم پرتاب كرد. من دستانم را به حالت دفاع گرفته و قدمي بلند به عقب برداشتم. استاد دستور داد: «حركت نكن، من قصد ضربه‌زدن به شما را ندارم» بار ديگر پايش را به‌سمت بالا از جا كنده و به فاصله يك مو از سمت راست آرواره‌ام آن را متوقف كرد (ضربه دوليوچاگي) سپس به‌سرعت پايش را به سمت چپ صورتم نزديك كرد (ضربه باندا دوليوچاگي) من هر بار كه با پايش تماس كوچكي با نوك بيني‌ام ايجاد مي‌كرد، فقط صداي به‌هم خوردن پارچه شلوارش را مي‌شنيدم. از ترس به‌شدت مي‌لرزيدم و كوچكترين تكاني نمي‌خوردم. او گفت: «بسيار خوب، همان‌طور بايست و مطمئن باش كه واقعاً در خطر نيستي» من هم طبق دستورش عمل كردم و فقط صداي به‌هم خوردن پارچه شلوارش را كه در اثر حركات سريع پايش ايجاد مي‌شد، مي‌شنيدم.

استاد «هان» پس از تمرين گفت: «شما بايد اعتمادبه‌نفس خود را براي غلبه بر احساس ترس، تقويت كنيد. من از يكي از شاگردانم مي‌خواهم كه هر روز ضربه‌هاي پا را بر روي شما تمرين كند، ولي ضربه‌اي به شما نزند تا ترس شما ريخته و اعتمادبه‌نفس بيابيد. شما فقط با حفظ آرامش خود بايستيد و هيچ عكس‌العملي نشان ندهيد. مطمئن باشيد كه ديگر نخواهيد ترسيد»

نزاع خياباني

جو هيامز مي‌نويسد: (ذن در هنرهاي رزمي، ص 144)

زماني كه تازه ورزش‌هاي رزمي را شروع كرده بودم، صحنه‌هاي خيالي را تجسم مي‌كردم كه من و همسرم در خياباني تاريك عبور مي‌كرديم. ناگهان چند نفر اوباش جلوي ما را گرفتند. سردستة آنها جلو آمد و من با ضرباتي قوي، همراه با غرش ترسناك، حمله او را دفع كردم. در گونه‌هاي مختلف خيال‌پردازي، حملات مختلفي از طرف آنها را دفع كرده و آنها را شكست مي‌دادم. وقتي هم كه اوباش پا به فرار مي‌گذاشتند، من در نظر همسرم يك قهرمان جلوه مي‌كردم.

پس از گذشت 25 سال كه مقداري در هنرهاي رزمي مهارت پيدا كردم، سناريوي ذهني‌ام تفاوت بسياري پيدا كرده است. اكنون مي‌دانم كه تنها دليل انسان‌ها براي جنگيدن، احساس عدم امنيت و اطمينان دروني آنها است. اين شخاص مي‌خواهند با جنگيدن، برتري خود را نسبت به ديگران اثبات كنند. اما فردي كه از خودش مطمئن است و احساس امنيت مي‌كند، نيازي به اثبات چيزي از طريق زور ندارد. در نتيجه او با سرافرازي و سربلندي ميدان را ترك مي‌كند. يك هنرمند واقعي رزمي اين‌گونه است. او در باطن آن‌قدر قوي است كه نيازي به نمايش ظاهري ندارد. هنر آن است كه بدون درگيري، پيروز شويد. در اين‌صورت در حالي كه از تحمل و صبر به‌خود مي‌باليد، با سربلندي قدم برمي‌داريد.

به‌هر حال، اطمينان داشتن به توانايي‌هاي خود، به معني انجام دادن كارهاي بي‌حساب و ريسك كردن نيست. روزي در يك برنامه تلويزيوني از من سؤال شد كه اگر كسي چاقويي را روي سينه‌ام بگذارد و كيف پولم را بخواهد، چه‌كار مي‌كنم؟ من هم بدون تأمل پاسخ دادم: «خوب پولم را خواهم داد. گاهي بايد جنگيد و گاهي هم بايد مصالحه كرد. اما زماني مي‌جنگيم كه ارزش آن را داشته باشد. به اين مي‌گويند پيروزي در باخت. من هيچ هنرمند رزمي را نمي‌شناسم كه به‌خاطر مقداري پول، زندگي خود را در خطر قرار دهد!»

ايجاد رقابت سالم براي رشد

«جو هيامز» در كتاب «ذن در هنرهاي رزمي» نقل مي‌كند:

روزي با حريف بسيار ماهري مبارزه داشتم. وقتي ديدم نمي‌توانم به سادگي بر او غلبه كنم، سعي در حركات خدعه‌آميز براي فريب داور و گرفتن امتياز نمودم، درحالي‌كه استاد پاركر شاهد مبارزه ما بود. پس از پايان مبارزه مرا صدا كرد و با گچ خطي را روي زمين كشيد.

-     پرسيد: «چگونه مي‌توان اين خط را كوتاه كرد؟»

من خط را بررسي كرده و جواب‌هايي به او دادم از جمله اين كه مي‌توان خط را تكه‌تكه كرد تا كوتاه ديده شود. او سرش را تكان داد و خط ديگري كه بلندتر از خط قبلي بود، در كنار آن كشيد.

-     گفت: «حالا اين خط چطور به‌نظر مي‌رسد؟»

                                                     

-     جواب دادم: «خوب، كوتاه‌تر»

-     استاد پاركر گفت: «هميشه بهتر است كه قابليت‌هاي خود را كه مانند اين خط است، افزايش دهيد. نه اين‌كه سعي در تخريب ديگران و كوچك نشان دادن قابليت‌هاي ديگران داشته باشيد»

اين درسي است كه سال‌ها در گوش من مانده و هميشه سعي در افزايش كارايي و مهارت‌هاي خود در مقابل حريف‌هاي ديگر داشته‌ام.

 

براي بزرگ كردن خود، با بدگويي، خدعه و نيرنگ، سعي در تخريب ديگران نكنيد. در غير اين‌صورت مطمئن باشيد كه ديگران نيز اين‌كارها را در مقابل شما انجام خواهند داد. براي ايجاد رقابت مثبت و فضايي سالم، بايد در افزايش قابليت‌هاي خود بكوشيد.

استاد «اياما» در كتاب «طريقت كيوكوشين» مي‌نويسد:

هنگامي كه در هنرهاي رزمي اثري از رقابت و مسابقات نباشد، در واقع تبديل به چيزي شبيه رقص چيني مي‌شود. در اين‌صورت به‌جاي توانايي و شاسته‌سالاري، سياست بر كلاس‌ها و عرصه ورزش حاكم خواهد شد. پيدايش هنرهاي رزمي براي تكامل جسمي و روحي انسان و كسب پيروزي است. به همين دليل در هنرهاي رزمي، نياز به حضور سبك‌هاي مهم، رقابت و مسابقات ضروري مي‌باشد. قبل از جنگ جهاني دوم، دو مكتب جودو در ژاپن رواج داشت. «كودوكان» كه با مهارت در پرتاب حريف شناخته مي‌شد و «بوتوكوكاي» كه در فنون گلاويز شدن در خاك مشهور بود. رقابت بين اين دو سبك، پويايي و شادابي خاصي به اين ورزش داده بود. اما با ادغام اين دو سبك، از سرعت پيشرفت و تنوع آنها كاسته شد.

 

سعي كنيد تكنيك‌ها را تا حد امكان، كامل و صحيح اجرا كنيد. براي اين‌كه مبارز خوبي شويد، نيازي نيست كه صدها فن و تكنيك را بياموزيد. در يك مبارزه واقعي، عملاً فقط چند تكنيك مشخص ردّوبدل مي‌شوند، آن هم با سرعت و دقت زياد. اين‌ها ضرباتي هستند كه بيش‌ترين كاربرد و امتياز را دارند. بنابراين كافي است كه آنها را تمرين كرده و چند تكنيك را به عنوان شگرد مبارزاتي خود، گسترش دهيد. به اين ترتيب مي‌توانيد مبارز خوبي شويد و سپس به توسعه و تمرين بر روي مهارت‌هاي ديگر بپردازيد.

زندگي در زمان «حال»

يك رزمي‌كار خوب، در هر زمان فكرش را بر روي يك هدف متمركز مي‌كند و از آن بهترين نتيجه را كسب مي‌نمايد. وقتي وارد كلاس مي‌شود يا قدم به ميدان مبارزه مي‌گذارد، تمام افكار گذاشته و آينده را كنار مي‌گذارد. فكر مشكلات زندگي، درگيري‌هاي شغلي و برنامه‌هايي كه براي آينده دارد را بايگاني كرده و پرونده «تمرينات رزمي» را باز مي‌كند. او نگران گذشته و آينده نيست. بلكه فكرش فقط مشغول چيزي است كه اكنون جريان دارد. او در زمان «حال» زندگي مي‌كند. اجازه نمي‌دهد فكرش از زمان حال گريخته و ذهن‌اش آشفته گردد. زيرا افكار غيرمنسجم، موجب هدر رفتن انرژي فرد و اجراي تكنيك‌هاي غيرضروري و ضعيف مي‌گردند. زماني كه فكر منسجم است، تمامي نيروهاي جسمي، ذهني و روحي، حاضر بوده و با تمركز و پيوستن به هم، «اتحاد مثلث» را تشكيل مي‌دهند.

براي زندگي در زمان «حال» و كنار گذاشتن افكار زائد و مزاحم كه مربوط به فعاليت كنوني نيستند، بهتر است قبل از شروع به تمرين يا مسابقه، با انجام تمرينات «ريلكسيشن» ذهن و جسم خود را آرامش بخشيده و از شر امواج فكري مزاحم راحت شويد.

پيروزي ملي‌پوشان ايراني در تورنمنت بين‌المللي تکواندو  کره جنوبي

مسابقات تکواندو کره جنوبي که روز نخست آن دوشنبه 14 شهريور ماه برگزار شد با پيروزي ملي پوشان کشورمان آغاز شد.

  • در وزن 58- کيلوگرم مهدي احمدي بازي نخست خود را با نتيجه 9 بر5 حريف چيني خود را شکست داد و ديدار بعدي را با حساب 8 بر5 تکواندوکاري از استراليا را مغلوب کرد و به ديدار يک چهارم نهايي راه يافت.
  • در همين وزن سارا خوش‌جمال‌فکري در دور اول به استراحت خورد و بازي دوم خود را با حساب 9 بر7 برابر حريفي از چين به پيروزي رسيد و در ديدار سوم با حريفي از کره جنوبي روبرو خواهد شد.
  • در دومين روز مسابقات تكواندو بين المللي كره جنوبي عليرضا نصرآزاداني در وزن 68- كيلوگرم در مصاف با حريفي از چين 9 بر 2 به پيروزي رسيد، در دور دوم با قرعه استراحت مواجه شد و در مبارزه سوم در پيكار با حريفي از كشور ميزبان كه قهرمان المپيك از چين تايپه را شكست داده بود با اقتدار 9بر 7 صاحب برتري شد تا صاحب گردن آويز طلا شود.

                                                                          

  • در بخش بانوان در همين وزن مرجان تاتلاري پس از پيروزي مقابل حريف قزاقستاني با قرعه استراحت رو برو شد و در ديدار رده بندي 5 بر 4 نتيجه را به حريفي از كشور كره جنوبي واگذار كرد تا به مدال برنز بسنده كند.
     خبرگزاري ايلنا

سومين دوره مسابقات تكواندو قهرماني خواهران بسيجي كشور در اراك آغاز شد

سومين دوره مسابقات‌قهرماني تكواندو خواهران بسيجي كشور روزشنبه با شركت ۳۰۰ ورزشكار از بيست استان‌كشور در سالن ورزشي علوم پزشكي استان مركزي به مدت 2 روز آغاز شد.

 

اسكرين سيورهاي جذاب تكواندو

   دريافت كنيد

   دريافت كنيد

   دريافت كنيد

   دريافت كنيد

   دريافت كنيد

نتايج مسابقات تكواندو قهرماني نوجوانان آسيا و اقيانوسيه در آلمان

مسابقات تكواندو قهرماني نوجوانان آسيا و اقيانوسيه روز جمعه ۲۸/۵/۸۴ در شهر آلماتي قزاقستان شروع شد و سه روز ادامه داشت، ‪   ۲۰كهتيم از آسيا و اقيانوسيه از جمله تيم تكواندو نوجوانان جمهوري اسلامي ايران شركت داشتند.

 تيم ايران با هفت تكواندوكار پسر و سه تكواندوكار دختر شركت كرده بود.  تيم تكواندو نوجوانان پسر ايران با كسب دو مدال نقره و دو برنز در رده پنجم مسابقات قهرماني آسيا و اقيانوسيه در آلماتي قزاقستان دست يافت  و تيم‌هاي كره‌جنوبي، قزاقستان، تايلند و چين مقام‌هاي اول تا چهارم را كسب كردند.

در آخرين روز اين مسابقات "بابك جزياري" تكواندوكار وزن ۵۵ كيلوگرم ايران ابتدا بر حريفان بحريني و ازبكستاني خود پيروز شد و در حالي كه در جريان ديدار با حريف ازبك خود آسيب ديده بود در ديدار بعدي خود به حريف تايلندي باخت و به مدال برنز دست يافت.

پيش از اين "رسول عزيزي" در وزن ۷۳كيلوگرم و "مسعود حاجي زاده زواره" در ۶۸كيلو گرم به مدال نقره و "محمد حقايق" در وزن ۷۸كيلوگرم مدال برنز اين مسابقات را كسب كرده بودند.

در بخش دختران نيز "فاطمه قره‌گوزلو" كه به مسابقه نهايي راه يافته بود در ديدار با حريف تايلندي خود نتيجه را پنج بر چهار به حريف واگذار كرد و به مدال نقره دست يافت.

در بخش دختران اين مسابقات تيم‌هاي كره‌جنوبي، ويتنام، تايلند، قزاقستان و چين مقام‌هاي اول تا پنجم را كسب كردند.

                                                   

"فرجام دانش" سرمربي تيم تكواندو نوجوانان ايران در گفت وگو با خبرنگار ايرنا گفت: ورزشكاران ايراني در اين مسابقات نتوانستند از توانايي‌هاي خود بصورت مطلوب استفاده كنند.

وي آسيب ديدگي"بابك جزياري" را يكي ديگر از دلايل ناكامي تيم ايران در اين مسابقات ذكر كرد.

"دانش" همچنين تاكيد كرد كه كشورهاي آسيايي براي آمادگي بيشتر خود جهت بازي‌هاي المپيك ‪ ۲۰۰۸و ۲۰۱۲ميلادي بر روي تيم‌هاي نوجوانان خود سرمايه‌گذاري خوبي داشته‌اند و با آمادگي بالايي در اين مسابقات شركت داشتند.  تيم‌هاي قزاقستان، تايلند و چين نيز با در خشش خود در اين مسابقات نشان دادند كه در رشته تكواندو به پيشرفت خوبي دست يافته‌اند.

آسيب‌هاي ورزشي

علل اصلي ايجاد صدمات ورزشي عدم آمادگي بدن، گرم نکردن بدن پيش از شروع فعاليت، استفاده از تکنيک‌هاي نادرست و نيز ماهيت رشته ورزشي است. شناخت و درمان آسيب‌ها، موضوعي است كه همه روزه مربيان و ورزشكاران در باشگاه‌ها و مسابقات با آن روبرو هستند. با آگاهي كافي از اين موارد و روش درمان صحيح آنها، مي‌توان از بروز مشكلات جدي براي ورزشكاران پيشگيري نمود. ارتقا دانش و سطح معلومات مربيان و ورزشکاران، داشتن سطح آمادگي بدني مطلوب و گرم کردن بدن قبل فعاليت، مي‌توانند از ميزان بروز آسيب‌هاي ورزشي بکاهند.

در تحقيق 5 ساله سازمان تربيت‌بدني آمريكا ذكر شده است كه شايع‌ترين آسيب‌ها در تكواندو، اكيموز (كبودي) با 40 درصد احتمال مي‌باشد و در مقايسه با ديگر رشته‌هاي رزمي، آسيب‌هايي مانند شكستگي و ترك‌خوردگي، كمتر ديده مي‌شود. ساير آسيب‌ديدگي‌ها با درصد كمتر، جراحات كوچك و دررفتگي انگشتان مي‌باشند كه تنها 10 درصد آنها اضطراري بوده‌اند. 70 درصد آسيب‌ها نيز در كساني كه تمرين نامنظم داشته و يا بدن خود را گرم نكرده‌اند، واقع شده است.

 

آمادگي در تمرين و مسابقات

1)      هميشه تلفن براي تماس در دسترس داشته باشيد و فهرست تلفن بيمارستان‌ها و اورژانس را در كنار آن قرار دهيد.

2)      جعبه كمك‌هاي اوليه شامل (پنبه، باند و چسب پانسمان، بتادين، لوازم آتل‌بندي، باندكشي و سنجاق) را در دسترس داشته باشيد.

3)      در تمرين و كلاس، هميشه تعدادي از هنرجويان آموزش‌ديده و آشنا به كمك‌هاي اوليه را جهت امداد فوري و بلاتكليف نبودن، تعيين نمائيد.

كمك‌هاي اوليه آسيب‌هاي ورزشي

روش‌هاي زير در برخورد اوليه با آسيب‌هاي حاد اسکلتي‌عضلاني بکار مي‌روند. آشنايي با آنها براي ورزشکار، مربي، پزشک تيم و هر فرد ديگري که مسئول درمان و برخورد ابتدايي با آسيب باشد لازم است. اصول برخورد با آسيب‌ها را در اصطلاح PRICE خلاصه نموده‌اند كه به شرح زير مي‌باشد:

1)      Protect محافظت و پيشگيري از آسيب بيشتر. مانند استفاده از بانداژ براي پيچ‌خوردگي مچ پا.

2)      Reset استراحت. که بسته به نوع آسيب، از استراحت مطلق آن تا استراحت نسبي را شامل مي‌شود.

3)      Ice سرمادرماني، در دو روز اول آسيب‌ديدگي، جهت كنترل علائم

4)      Compress كمپرس و گرمادرماني، در روزهاي بعد جهت تسريع در بهبود

5)      Elevate بالا نگه‌داشتن عضو نسبت به سطح قلب جهت تسهيل تخليه وريدي از ناحيه مربوطه

 

برخورد با مصدوميت شديد

1)      در ابتدا به مجاري هوايي مصدوم توجه كرده و هرگونه انسداد يا مانعي را برطرف مي‌کنيم. بايد مراقب آسيب ستون‌فقرات و گردن نيز بود.

2)      در مرحله بعد به نحوه تنفس مصدوم دقت مي‌شود. مي‌توان از تنفس مصنوعي و اکسيژن کمکي استفاده کرد تا تنفس منظم برقرار شود.

3)      سپس نوبت بررسي نبض فرد است. نبض شريان کاروتيد از لحاظ کيفيت، تعداد و ريتم لمس خواهد شد. در صورت فقدان اين نبض يا نبض راديال بايد عمليات احياء قلبي عروقي آغاز گردد.

4)      مرحله ارزيابي به معني مشاهده اندام‌ها و ساير قسمت‌هاي بدن است تا از وجود هرگونه خونريزي، شکستگي يا خون‌مردگي آگاه شويم. سطح هوشياري، اندازه و واکنش مردمک‌ها به نور، حرکات چشم و پاسخ‌هاي حرکتي مصدوم، كنترل مي‌شود.

5)      مصدوم را سريعاً به نزديك‌ترين مركز درماني انتقال دهيد. به‌خاطر داشته باشيد كه شما يك ورزشكار يا مربي هستيد، نه يك پزشك! بنابراين مهارت و شانس خود را امتحان نكنيد. اگر به ميزان آسيب‌ديدگي مصدوم مشكوك هستيد، به پزشك متخصص مراجعه كنيد.

يخ درماني

استفاده از يخ سبب کاهش خونريزي، تورم، التهاب، نيازهاي متابوليک ناحيه مجروح، درد و نيز اسپاسم عضلاني مي‌شود. در مقابل گرما موجب افزايش خون‌رساني و در نتيجه تورم، خون‌ريزي، درد و اسپاسم بيش‌تر خواهد شد.

براي سرمادرماني، يك قطعه يخ را به مدت يك دقيقه بطور ثابت بر روي عضو آسيب‌ديده نگه مي‌داريم تا در ناحيه مربوطه احساس کرختي به شخص دست دهد. حال با توجه به وسعت محدوده‌اي که بي‌حس شده، به آرامي يخ را به صورت دايره‌وار روي پوست ماساژ مي‌دهيم. اين ماساژ در آسيب‌هاي با وسعت متوسط 7 دقيقه و در نواحي بزرگ تا10 دقيقه طول مي‌کشد.

غوطه‌ور کردن عضو در آب يخ هم موثر است. اما تحمل آن براي مصدوم سخت است به علاوه نمي‌توان عضو را بالاتر از سطح قلب نگاه داشت. به عنوان قانوني کلي، در طي يک‌ساعت مي‌توان حداکثر 20 تا30 دقيقه از يخ استفاده کرد و حداقل 30 دقيقه نيز عضو را به حال خود گذاشت. مسلم است که اگر تحمل مصدوم به سرما کم باشد، بايد زمان استفاده از يخ را کاهش داد.

باندهاي فشاري

اين باندها را طوري روي عضو آسيب‌ديده مي‌پيچند که در هر دور، نصف پهناي دور قبلي را بپوشاند. فشار الاستيکي که اعمال مي‌شود، سبب کاهش تورم خواهد شد. البته بانداژ نبايد محکم انجام گيرد تا در بازگشت خون وريدي به طرف قلب اختلالي ايجاد کند. باندهاي الاستيک براي آسيب‌هاي حاد اندام تحتاني مناسب نيستند، چون قابليت محافظت اندکي ايجاد مي‌کنند.

در استفاده از باندهاي كشي احتياط كنيد. آنها با اعمال فشار، سبب كاهش خون‌رساني و در نتيجه طولاني‌تر شدن مدت درمان مي‌گردند. ضمن اين‌كه استفاده طولاني‌مدت از باندهاي محافظ، سبب تنبل شدن عضو و تضعيف مفاصل مي‌گردند. بنابراين فقط توصيه مي‌شود براي گرم‌كردن عضو، در مرحله كمپرس و بعد از اتمام يخ‌درماني استفاده شوند.

ماساژ درماني

ماساژدرماني يك تكنيك درماني غيرتهاجمي و غيرمخرب است كه عليرغم اثرات مفيد آن, درصورت استفاده صحيح هيچ‌گونه عوارضي ندارد. براي گروه‌هاي سني مختلف قابل اجرا بوده و آن نياز به زمان و مكان خاص و يا تكنولوژي و تجهيزات پيچيده‌اي ندارد. ماساژدرماني مي‌تواند به راحتي با طب كلاسيك همراه شده و هزينه نهايي درمان، طول مدت بيماري و عوارض ناشي از آنرا كاهش دهد. براي مثال، ماساژ به روش شياتسو (Shiatsu) با ايجاد توازن و هماهنگي از طريق منظم کردن كانال‌هاي انرژي بدن، در درمان خستگي مزمن و کمبود انرژي، دردهاي حاد مفاصل و اصلاح وضعيت بدن موثر است. اين روش به رهايي مفاصل، فعال شدن اعضاي بدن و کشش عضلات و تاندون‌ها کمک مي‌کند.

ماساژ عمومي، با تمرکز بر بخش‌هاي عمقي عضلات، گردش خون موضعي را افزايش داده و گرفتگي‌هاي عضلاني را برطرف مي‌کند. درمانگر در اين روش از فشار مستقيم يا مالش در طول عضلات و تاندون‌ها بهره مي‌گيرد و با وارد آوردن فشار ملايم در نقاط خاصي از بدن مانند نقاط ضدّ درد، سر و پا، به افزايش توان حرکت، آرامش عميق بدن، کاهش سردرد، تسکين کمردرد و درد مفاصل، تقويت دستگاه ايمني، رهايي از تنش‌ها و اصلاح وضعيت بدن کمک مي‌کند.

درمان توسط ماساژ به منظور کاهش درد، ريشه ديرينه‌اي دارد. بر اين اساس، اثرات درماني تکنيک‌هاي ماساژ چيني و ژاپني، سال‌ها است كه اثبات شده و توسط متخصصين بسياري به‌كار برده مي‌شود. اين روش براي به كسب سلامتي، تمدد اعصاب، کشيدگي عضلات، درد مفاصل، مشکلات گوارشي و ميگرن، اثرات درماني بسيار خوبي دارد. از ماساژ مي‌توان قبل، بعد و در حين تمرين، براي گرم كردن بدن، تقويت جريان خون و رفع خستگي و افزايش كارايي مبارز استفاده نمود.

در ماساژ غربي، هدف از ماساژ درماني، به دست آوردن تعادل با كار كردن روي ساختار فيزيكي بدن است اسكلت بدن به وسيله شبكه‌اي چند لايه از بافت‌هاي نرم كه عضلات، رباط‌ها و زردپي‌ها را در برمي‌گيرد، حمايت مي‌شود. ماساژي كه غربي‌ها ابداع كردند، بيش‌تر با بافت‌هاي نرم بدن سروكار دارد و هدف آن تقويت و متعادل كردن آنها است. يكي از چيزهايي كه خيلي اهميت دارد، اين است كه هر ماهيچه‌اي در بدن، تنها كار مخصوص به خودش را انجام دهد. به عنوان مثال تحمل وزن ستون فقرات به عهده عضلاتي است كه در اطراف آن قرار گفته‌اند و اگر تحمل اين وزن به هر دليل به ماهيچه‌هاي ديگر سپرده شود، به طور قطع باعث آسيب ديدن آنها مي‌شود. ماساژ علاوه بر آن كه باعث تقويت عضلات ستون فقرات مي‌شود، به پاها و كمر هم كمك مي‌كند تا در وضعيت مناسب خود قرار بگيرند. اين كارها، در مجموع فشار را از روي عضلات شكم برمي‌دارد.

اما ماساژ درماني در شرق بيشتر جنبه درون‌گرا دارد. هدف در اينجا حفظ جريان آزاد انرژي در اطراف بدن است در اين نوع ماساژ باز هم كسب تعادل، اهميت اساسي دارد اصطلاحي كه چيني‌ها براي اين موضوع به كار مي‌برند، حفظ تعادل بين 2 انرژي متضاد «يين» و «يانگ» است. چيني‌ها مركز انرژي بدن را محلي در شكم، به نام «هارا» مي‌دانند كه در واقع نقطه شروع گردش انرژي در بدن است. به اعتقاد آنها انرژي در مسيرهاي خاصي از بدن كه تعداد آنها 12 كانال است جريان دارد. (در زبان انگليسي اين مسيرها meridian ناميده مي‌شوند) هر يك از اين مسيرها با يكي از اعضاي بدن در ارتباط هستند. براي مثال كليه، مثانه، صفرا و شكم هر كدام مسير خاصي را در برمي‌گيرند. در طول اين 12 مسير، بيش از 350 نقطه حساس وجود دارد كه در طب سوزني اهميت خاصي دارند؛ چون به اعتقاد چيني‌ها هر يك از اين نقاط با عضوي از بدن در ارتباط هستند و تحريك آن نقطه، حتي اگر ظاهراً هيچ ارتباطي با عضو مورد نظر نداشته باشد، بر روي آن تاثير مي‌گذارد.

ماساژ ورزشي

با مشخص شدن اثرات ماساژ بر افزايش عملكرد بدن، ماساژ ورزشي در سال‌هاي اخير گسترش فراواني يافته و طرفداران زيادي در بين ورزشكاران و تيم‌هاي ورزشي دارد. متخصصان ماساژ در فدراسيون جهاني تكواندو، نتايج قابل توجهي براي ماساژ نام برده‌اند: بهبود جريان خون، رفع خستگي، ترميم بافت‌هاي آسيب‌ديده، تقويت سيستم عصبي و هماهنگي بهتر آنها با عضلات، افزايش تعادل روحي-رواني ورزشكار و كاهش زمان بازيابي (Recovery)

گرفتگي عضلات

 گرفتگي عضلات زماني روي مي‌دهد كه عضله دچار اسپاسم شده و در آن حالت باقي بماند. اين حالت مي‌تواند توسط هر عاملي كه در انقباض يا ارتجاع عضله دخالت دارد، ايجاد گردد. پيشگيري از اين مشكل بسيار ساده‌تر از درمان آن مي‌باشد و براي اين منظور آشنايي با مكانيسم و علل اسپاسم عضلات ضروري مي‌باشد.

·         گرفتگي عضلات قبل از ورزش، اغلب مربوط به عدم تعادل مواد معدني است. براي مثال كاهش يا افزايش نامتعادل كلسيم، سديم و پتاسيم، منجر به انقباض عضله و جلوگيري از بازگشت آن به حالت اول است. تشخيص مقادير غيرطبيعي اين عناصر، توسط آزمايش خون انجام مي‌گيرد. گرفتگي‌هايي كه به هنگام شروع ورزش رخ مي‌دهد، در موارد نادر مي‌تواند به علت كم‌كاري غده‌ي تيروئيد و يا عدم توانايي عضله جهت تجزيه قند باشد. دراين‌صورت آزمايش آدرنالين خون براي بررسي عملكرد تيروئيد انجام مي‌شود.

·     گرفتگي عضلات در شروع ورزش، به علت ناكافي بودن جريان خون در عضله مي‌باشد. در هنگام استراحت، قطر شريان‌ها براي رساندن خون كافي به عضلات، كافي است. در زمان ورزش، عضلات به مقدار بيشتري خون پراكسيژن نياز دارند. اگر قطر شريان‌ها براي رساندن اين مقدار خون به حدّ كافي نباشد، عضله به علت كمبود اكسيژن، دچار گرفتگي مي‌شود. تأكيد مي‌گردد كه قبل از تمرين و يا مبارزه، ابتدا بدن خود را به مقدار كافي گرم كرده و سپس با انجام حركات كششي، عضلات را آماده كنيد.

·         گرفتگي عضلات پس از ورزش، اغلب در اثر از دست دادن آب بدن ايجاد مي‌شود. با فعاليت طولاني در هواي گرم، مقدار زيادي مايعات از بدن به‌صورت عرق دفع مي‌شود. در اين صورت حجم خون كاهش يافته، غلظت آن افزايش مي‌يابد و در نتيجه خون كافي براي رساندن اكسيژن به عضلات وجود ندارد. با نوشيدن آب قبل‌از فعاليت و درصورت تعرق زياد هر 15 دقيقه يك‌بار، مي‌توان از بروز گرفتگي عضلات پيشگيري نمود.

اگر قبل از تمرين، بدن به اندازه‌ي كافي گرم و آماده نشده باشد، كشش و فشار بيش از حدّ بر روي عضلات (خصوصاً عضلات بزرگِ ران) موجب پارگي رشته‌هاي عضله و آسيب‌ديدگي آنها مي‌گردد. كشيدگي عضلات ران، به سادگي با احساس درد و سفتي در محل، قابل تشخيص است. هنگام اجراي ضربات پا (مانند آپ‌چاگي و آپ‌دوليوچاگي) احساس درد در ناحيه آسيب‌ديده بيشتر خواهد بود. مجدداً تأكيد مي‌گردد كه قبل از تمرينات پال‌چاگي و يا مبارزه، ابتدا بدن خود را به مقدار كافي گرم كرده و سپس با انجام حركات كششي، عضلات را آماده كنيد.

يكي ديگر از عوامل مهم اسپاسم، سرماخوردگي عضلات بدن به‌خصوص پس از فعاليت بدني و تعرق زياد است. كاهش تدريجي دماي بدن پس از ورزش، براي پيشگيري از اين مشكل ضروري است. ورزشكاران بايد در فصول سرد سال، مراقب سرماخوردگي عضلات خود پس از ورزش باشند. (به‌خصوص توجه به عضلات بزرگ ران پا، براي تكواندوكاران ضروري است)

علل مهم گرفتگي عضلات

1)      كمبود مواد معدني بدن و برهم خوردن تعادل الكتروليتي

2)      گرم نكردن بدن قبل از ورزش‌‌هاي قدرتي و يا كششي

3)      كمبود آب بدن و در نتيجه غلظت خون

4)      فشار بيش از حدّ تحمل و در نتيجه پارگي ميوفيبريل‌هاي عضلات

5)      سرماخوردگي عضلات بعد از تمرين

درمان گرفتگي عضلات

بدون درنظرگرفتن عامل ايجادكننده، درمان گرفتگي‌ها يكسان است. چنين عضله‌اي را بايد گرم نگه‌داشته و به‌طور متناوب آن‌را ماساژ داد. نوشيدن مايعات گرم، استفاده از پمادهاي گرم‌كننده طبيعي مانند «ترموراپ» و بادكش نمودن عضله‌ي گرفته، در درمان آن بسيار مؤثر مي‌باشد. استفاده از داروها و آمپول‌هاي شل‌كننده‌ي عضلات، به‌علت عوارض جانبي، در مراحل اوليه گرفتگي عضلات به‌هيچ عنوان توصيه نمي‌شود.

بگذاريد ذهن ناخودآگاه‌تان عمل كند

درجريان مسابقات استاني، متوجه شدم كه تعدادي از تماشاچيان با فرياد به يكي از مبارزين مي‌گويند: «كيهاپ بكش! كيهاپ يادت نره». اما او كه اتفاقاً مبارز خوبي هم بود، بازي خوبي را ارائه نداده و كاملاً مشخص بود كه در اجراي ضرباتش مردّد است. مربي او پيش من آمد و گفت: «ابوالفضل كارش خوب است، اما اگر هنگام اجراي ضربات كيهاپ نكشد، شانس موفقيتش در مسابقات كشوري بسيار كم مي‌شود. ما هرچه به او گفته‌ايم فايده‌اي نداشته. شما اين مطلب را به او تذكر بدهيد. اگر اين‌طور پيش برود حتماً خواهد باخت!» در پاسخ گفتم: «الان وقت ياد دادن نيست. او هرچه تاكنون ياد گرفته را بايد اجرا كند. توجه كنيد كه تكنيك‌ها از ذهن ناخودآگاه اجرا مي‌شوند و اگر ذهن او متمركز به كيهاپ كشيدن شود، نتيجه‌اش همين شك و ترديد در اجراي تكنيك خواهد بود. اين نكته را بايد در طول تمرينات از او خواست نه در زمين مسابقه»

سپس به سراغش رفتم و گفتم: «خيلي خوب بود. اصلاً به كيهاپ كشيدن فكر نكن، فقط هرچه بلدي را اجرا كن. اگر تكنيكي به ذهنت آمد، شك نكن، همان درست است. بگذار ذهنت آزاد باشد و كار خود را به‌خوبي انجام دهد» وقتي كه ابوالفضل در مسابقات بعدي بسيار خوب درخشيد و مدال طلا را تصاحب نمود، به قدرت ذهن ناخودآگاه يقين پيدا كردم.

حتماً اين ضرب‌المثل را به ياد داريد كه «كلاغ خواست راه‌رفتن كبك بياموزد، راه رفتن خود را فراموش كرد».

 

استاد «تاكوآن» در كتاب روانشناسي شمشيرزني مي‌نويسد:

«وقتي يك شمشيرزن روبروي حريف خود قرار مي‌گيرد، نه در مورد حريف مي‌انديشد، نه در مورد خودش. او در حالي كه شمشيرش را در دست دارد فقط مي‌ايستد و در حالي كه تمامي فنون رزمي را به فراموشي سپرده، آماده پيروي از دستورات ضمير ناخودآگاهش مي‌باشد. وقتي كه شمشير مي‌زند، ضرباتش به صورت ناخودآگاه و غيرارادي عمل مي‌كنند.»

 

ذهن بايد هميشه در جريان باشد. وقتي كه آن را متوقف مي‌كنيم، اين جريان قطع مي‌شود كه براي يك مبارز بسيار خطرناك مي‌باشد. اگر عصباني شده و يا دچار ترس شويد، ذهن‌تان از جريان باز خواهد ماند. در نتيجه كنترل شما روي جسم‌تان كم شده و از اجراي واكنش‌هاي غيرارادي ناتوان خواهيد شد. به اين ترتيب شكست خواهيد خورد. بگذاريد ذهن‌تان آزادانه عمل كند. همين‌كه توجه شما به جايي جلب شود، جريان آزاد ذهن دچار اخلال خواهد شد. به‌اين ترتيب اگر توجه شما صرفاً به حمله يا دفاع جلب شود، وقفه‌اي در ذهن‌تان ايجاد مي‌شود كه به نفع حريف است. زيرا اين وقفه، سرعت تصميم‌گيري و واكنش به‌موقع شما را كم مي‌كند.

پس از آن‌كه به شاگردان آموزش «ذهن ناخودآگاه» داده شد، يكي از آنها گفت: «من با اطمينان و سرشار از اعتمادبه‌نفس مبارزه مي‌كنم و مي‌دانم كه اگرچه شكست ناپذير نيستم، ولي دست‌كم قوي هستم. اما در حين مبارزه همه چيز به‌خوبي پيش نمي‌رود و هرچه منتظر عمل ذهن ناخودآگاه مي‌شوم، فايده‌اي ندارد و فقط حريف امتياز مي‌گيرد. هرچه بيش‌تر به‌اين موضوع فكر مي‌كنم، بيش‌تر مضطرب شده و كنترلم كمتر مي‌شود» به‌نظر شما ذهن ايشان آزاد بود؟ آيا درگير شدن با افكار مختلف، ذهن را متوقف نمي‌كند؟

اغلب ديده مي‌شود وقتي كه هنرجويي بر روي اجراي دقيق تكنيك‌ها متمركز مي‌شود و يا مكرراً از او خواسته مي‌شود كه دقت كرده و اشتباهاتش را اصلاح نمايد، در تمرينات موفق نبوده و قادر به بهبود تكنيك‌هاي خود نمي‌باشد. در حقيقت او در يك وضعيت انفعالي قرار گرفته و ذهنش آشفته است. به او بگوييد: «تنها ذهن آرام است كه قادر به تصميم‌گيري خلاق مي‌باشد. پس آرام باش و به خودت فشار نياور، آرامش بيش‌تر مساوي است با كيفيت و سرعت بيش‌تر» بهتر است كه از تعداد نكات آموزش بكاهيد و به او فرصت بدهيد تا ذهن خود را منظم و آماده كند.

هاله انرژي (Aura)

دنيا از بي‌نهايت رشته‌هاي انرژي تشكيل شده است، البته اين رشته‌هاي انرژيكي همان رشته‌هاي نور و آگاهي مي‌باشند كه از نور خداوند ناشي شده‌اند. (خداوند نور آسمانها و زمين است. سوره نور آيه 35) ما انسان‌ها تنها مخلوقاتي هستيم كه همه انواع انرژي‌هاي شناخته شده و شناخته نشده را به‌صورت فشرده شده و لطيف در وجود خود داريم و به همين دليل هم اشرف مخلوقات مي‌باشيم. نيروي حيات قدرتي است كه در كل ماده آفريده شده اثر مي‌كند و پويا و با شعور و زنده است.

تعدادي از اين رشته‌هاي انرژيكي از وجود ما در گذر هستند و تجمع اين رشته‌هاي انرژيكي، حوزه انرژيكي ما انسان‌ها را تشكيل مي‌دهد كه در توصيف، اين حوزه انرژيكي را هاله يا AURA مي‌ناميم. اين حوزه انرژيكي نسبت به نوع و شكل انرژي و نحوه تركيب انواع انرژي‌ها و تاثيراتي كه ما انسان‌ها با اعمال‌مان بر روي آن مي‌گذاريم، رنگ و فرم خاص خود را تشكيل مي‌دهد.

در نقاطي از وجود ما اين رشته‌هاي انرژيكي همديگر را قطع مي‌كنند كه به اين نقاط «چاكرا» گفته مي‌شود. البته نسبت به تعداد رشته‌هائي كه به‌هم مي‌رسند، چاكراهاي فرعي و اصلي تشكيل مي‌شوند. چاكرا يعني چرخه انرژي كه در روش‌ها و سيستم‌هاي مختلف نام‌هاي مختلفي بر آن نهاده‌اند. در مديتيشن به چاكرا، «چرخه‌هاي نور» يا «آگاهي» گفته مي‌شود، در سيستم‌هاي شمني، «گرداب انرژي» يا «آريماگ»، و در قرآن كريم با «سبع طرائق» شناخته مي‌شود.

اورا يا هاله، ميدان مغناطيسي است که در اطراف بدن فيزيکي وجود دارد. امروزه با عکاسي کرليان که توسط يک دانشمند روسي ابداع شده است ميتوان از اين ميدان انرژي عکسبرداري کرد. ميتوانيد در سايت‌هاي اينترنتي، عکسهاي بسياري را درباره هاله مشاهده کنيد. در بسياري از سيستمهاي هيلينگ (شفابخشي) و کار با انرژي، ديدن هاله لازم است.

در يك جمله بايد گفت: هاله انرژي لطيفي است كه اطراف بدن انسان را در برگرفته و از آن در برابر انرژيهاي مضر ماورايي و مادي حفاظت ميكند. مصرف سيگار, مشروبات الكلي و ساير مواد مخدر، هاله را فوقالعاده ضعيف ميكند.

هاله انسان توسط چاكراها ايجاد مي‌شود. مجموعه چاكراها مانند يك رنگين‌كمان متشكل از هفت رنگ است كه هر چاكرا طيفی از اين رنگين‌كمان را تداعی مي‌كند. زماني هاله كامل و متعادل است كه هرهفت رنگ اين مجموعه حضور داشته باشند.

 

 

مكان‌هاي مختلف هاله مخصوص به خودشان را دارند. مواد هم مي‌توانند امواج را نگه دارند. در مكان‌هاي محصور سطح انرژي به طور خاصي بالا مي‌رود و اين موضوع در مورد بچه‌هاي كوچك بسيار اهميت دارد. حضور فيزيكي والدين يا هر كسي كه حمايتشان مي‌كند، باعث مي‌شود كه احساس آرامش كنند. درصورتي كه در معرض انبوهي از امواج افراد غريبه قرار گرفتن، موجب برهم‌خوردن آرامش كودك مي‌شود. براي همين بهتر است در بيرون از خانه و محل‌هاي غريب، بچه را بغل كنيد تا احساس آرامش كند. ما مي‌توانيم به خودمان و ديگرانان كمك فراواني كنيم تا چاكراها ريلكس و باز بمانند. اگرچه اساسا امواج و شرايطي را جذب مي‌كنيم كه با تشعشعات انرژيمان مطابقت ندارند!

انرژي حياتي

دردهه 1880 فيزيكدان لهستاني برندة جايزة نوبل، ياكوب يوديكو ناركويچ(Yakub Yodiko Narkevitch)   شروع به پژوهش در مورد نوعي روش عكاسي با استفاده از شارژ الكتريكي با ولتاژ و فرکانس بالا، به جاي استفاده از نوركرد. اين روش او را قادر ساخت كه از انرژي‌هايي كه از موجودات زنده ساطع مي‌شود عكس بگيرد.

درجريان انقلاب كبير روسيه كشفيات ياكوب از بين رفت تا اين‌كه روش عكس‌برداري او در سال 1939 به شكل تصادفي دوباره توسط سيميون كرليان Semyon Kirlian كشف شد. علي‌رغم اين‌كه دراين روش از هيچ منبع نوري استفاده نشد، در هر بار عكاسي، هاله‌اي از انرژي كاملا مشهود بود. روش عكس‌برداري كرليان تا قبل از سال1960 جزو اسرار طبقه‌بندي شده اتحاد جماهير شوروي محسوب مي‌شد. تصاوير تهيه شده با استفاده از روش شارژ الكتريكي به عنوان مدركي علمي از وجود انرژي زيستي مطرح شد.

پژوهش‌هايي كه در ديگر نقاط دنيا انجام گرفت به اين كشف منجر شدكه نوري كه از يك سوژه منتشرمي‌شود، بسته به حضور نيروي حيات يا زندگي تغيير مي‌يابد. به عنوان مثال، ميدان انرژي برگي كه به تازگي از درختي كنده شده، همراه با خشك شدن آن كوچك‌تر مي‌شود. عكس‌هاي گرفته شده از انرژي دست درمان‌گران, افزايش چشمگيري را در تخلية انرژي به هنگام اجراي عمليات انرژي درماني نشان مي‌دهد.

روش عكاسي كرليان نشان داده است كه ظاهراً قالب يا طرح كلي انرژي مشهودي در سطح انرژي زيستي كه هر موجود زنده‌اي ازآنجا رشد مي‌يابد، وجود دارد. به عنوان مثال باروش عكس‌برداري كرليان توانسته‌اند در حالي كه نيمي از برگ اصلي بريده شده بود، تصويري از يك برگ كامل را ثبت كنند، كه اين به اثر فانتومي برگ Phantom Leaf Effect معروف است.

 

تصوير هالة يک برگ تازه  هاله در برگ نصف شده هنوز موجود است 

 

حوزه انرژي انسان (Energy Field) اطراف بدن انسان يا بيوفيلد (Biofield) در فرهنگ‌هاي مختلف به نام‌هاي متفاوتي از قبيل پرانا Prana, چي Chi, اورا Aura و بيوپلاسما Bioplasma , شناخته شده است. اين حوزه، حاصل مجموعه تشعشعات بدن و برآيند تاثيرات كليه شارژهاي الكتريكي منبعث از متابوليسم و فعاليت‌هاي شيميايي مداوم بدن مي‌باشند و با تكنيك‌هاي خاص آزمايشگاهي مي‌تواند اندازگيري, عكس‌برداري و حتي با تمرين و ممارست, حس شود.

 

تصويري از حوزه انرژي انسان  هاله دست انسان

 

اطلاعات بيشتر درباره بيوانرژي 

اطلاعات بيشتر درباره بيوفيلد

انرژي حياتي 2

انسان‌ها با تمركز و تقويت اين انرژي، قادر به اثرگذاري روي ديگران و حتي اشياء مي‌باشند. پژوهشگر معروف، «هاري پرايس» كه در سال‌هاي دهه 30 ميلادي در لندن، آزمايشات زيادي در خصوص قدرت‌‌هاي ذهني و روحي انجام داده است، در يك آزمايش جالب، از دختري كه توانايي‌هاي ذهني خوبي داشت، مي‌خواهد تا از فاصله‌اي دور، پيغامي را از طريق كليد دستگاه تلگراف مخابره كند. وي دستگاه را در ظرف شيشه‌اي قرار داده و دور آن را با حباب بزرگي كه از صابون و گليسيرين ساخته بود محصور مي‌كند. علي‌رغم تمام اين موانع، شاهدان تأييد كردند كه فرد مزبور توانست از فاصله دور چراغ كليد دستگاه را خاموش‌وروشن كند، در حالي كه حباب دست‌نخورده باقي مانده است. وي اعلام كرد كه از طريق تمركز و ارسال انرژي به كليد مزبور، قادر به انجام اين كار مي‌باشد.

 

دوربين عكس برداري از هاله           عكس از هاله انرژي يك انسان

 

تحقيقات انجام شده در ناساي آمريكا نشانگر آنند كه انسان قادر است بدون غذا زندگي كند. يكي از اين موارد خانم «گايري بالا» است. اين زن به مدت 56 سال غذا نخورد! او از انرژي‌هاي هوا و نور خورشيد تغذيه و بدن خود را شارژ مي‌كند. از او پرسيده شد: «مادر، فايده زندگي بدون غذا چيست؟» او گفت: «اثبات اين كه انسان چيزي نيست، جز روح، تشريح اين كه انسان قادر است با پيشرفت الهي، به جاي غذا،‌ با نور ابدي زندگي كند.» از ميان كشيش‌هاي مسيحي، كه بدون خوردن زندگي مي‌كردند، مي‌توان از «سينت ليدونيا» ، «اليزابت» از رنت، «سينت كاترين» از سينا، «دومينيكا لازاي»، «آنجلا» از فليگنو و بسياري ديگر نام برد. اگر انسان قادر باشد انرژي خود را از منابع كيهاني به دست آورد، پس مي‌تواند از پيامدهاي خارجي مصرف غذا جلوگيري كرده و به طول عمر خود كمك كند. (ماهنامه تپش، سه‌شنبه 29 دي‌ماه 1383)

يكي از اين افراد «دوراها بابا» بود، كه در سال 1989 درگذشت. بررسي شجره خانوادگي او نشان مي‌داد كه حداقل 250 سال سن دارد ولي وي عمر خود را 700 سال  ذكر مي‌نمود. او به تنهايي در كنار رودخانه «يومانا» در «ماتورا» بالاي سكوي چوبي 12 فوتي زندگي مي‌كرد. «بابا» هيچ‌گاه غذا نمي‌خورد و تنها از آب رودخانه مي‌نوشيد. وي ادعا مي‌كرد كه قادر است، به طور هم‌زمان در دو مكان مختلف باشد و قادر بود به مدت نيم ساعت بدون تنفس در زير آب باقي بماند. گفته‌اند، كه «بابا» زمان مرگش را پنج سال قبل پيش‌بيني كرده بود. افراد زيادي از سراسر جهان براي ملاقات با اين پيرمرد افسانه‌اي به هند مي‌رفتند. او در ميان سياستمداران بنام هند، از محبوبيت خاصي برخوردار بود. خانم «ايندرا گاندي»، آقاي «راجيو گاندي»، وزرا، كشيش‌ها، مرتاضان، فقير و غني همه براي ملاقات با «دوراها بابا» مي‌آمدند. «دكتر راجندرا پراشاد»، كه نخستين رئيس‌جمهور هند بود، مي‌گفت: زماني كه 73 سال داشتم، پدرم  مرا براي ديدن «بابا» به همراه برد. پدرم نيز در كودكي با پدش به ديدن «بابا» رفته بود. (ماهنامه تپش، سه‌شنبه 29 دي‌ماه 1383)

البته هدف از ذكر اين مطالب اين نيست كه تصميم بگيريد ديگر غذا نخوريد و يا از همين الان ديگر نفس نكشيد! بلكه فقط مي‌خواهيم بدانيد كه در اين دنيا چه مي‌گذرد. داشتن علم و معرفت (شناخت) نسبت به واقعيت‌هاي عالم، لازمه رشد و تكامل انسان است. دانستن نه تنها ضرري ندارد، بلكه موجب افزايش بار علمي و توانايي استدلال آدمي مي‌گردد.

استاد محمدرضا صديقي

 

 

 

غرور، بزرگ‌ترين آفت اخلاق

ذات ورزش تكبرآور و غرورآفرين است و هيچ مرز و قشري را نمي‌شناسد. ارتقاء كمربند و رسيدن به درجات بالا، قهرماني در مسابقات و مشهور شدن، مسائلي هستند كه هر تكواندوكاري با آنها مواجه بوده و ممكن است دچار كبر و غرور گردد.

·         مولا علي(ع): خود بزرگ‌ بيني‌ از «قدرت‌نمايي‌» سرچشمه‌ مي‌گيرد و قدرت‌نمايي‌ از فخرفروشي‌ و فخرفروشي‌ هم از تكبر.

·         تكبر به فرموده پيامبر(ص) اين است كه "مردم را كوچك شمرده و حقّ را قبول نكني". (بحار، ج73، ص 192)

·         رسول اكرم(ص) مي‌فرمايند: «منفورترين مردم نزد خداوند، متكبرترين آنها هستند» (بحار، ج73، ص 231)

·         امام باقر(ع) مي‌فرمايند: «هر کس به اندازة ذره‌اي تکبر در دلش باشد، محال است وارد بهشت شود.» (كافي، ج2، ص 309)

·         مولا علي(ع) نيز اشاره مي‌فرمايند: «تكبر خصلتي است كه خداوند فرشته‌اي را به‌خاطر آن از بهشت بيرون كرد... در تعجبم انسان براي كه فخر مي‌فروشد، درحالي كه اولش نطفه‌اي بدبو و آخرش لاشه‌اي متعفن است و در حال حيات نيز حامل نجاسات است» (بحار، ج73، ص 231)

فروتني و تواضع، خصلتي پسنديده بوده و در مقابل تكبر است. مانند درختي كه هرچه پربارتر و باارزش‌تر مي‌گردد، سر به‌زيرتر مي‌شود. پس لازم است كه هرچه علم و درجه انسان بالاتر رود، فهم و تواضع او بيشتر گردد. خداوند سبحان در قرآن كريم مي‌فرمايند: "مثل آنان كه علم داشته ولي به آن عمل نمي‌كنند، مانند الاغي است كه بار كتاب بردوش داشته ولي از آن هيچ بهره‌اي نمي‌برد." (سوره جمعه، آيه 5)

 

اَلتَواضُعُ رأسُ العقلِ و التَّکبُّر رأسُ الجهل.

فروتني اساس خردمندي  و تکبر و غرور، اساس جهل  و ناداني است. (مولا علي(ع))

پلنگ مغرور

در هنرهاي رزمي، از حيوانات مختلفي به عنوان نماد استفاده مي‌شود كه يكي از آنها پلنگ است. پلنگ موجود عجيبي است كه چيزي بالاتر از خودش را نمي‌بيند. مي‌گويند وقتي ماه را در آسمان مي‌بيند، با خود مي‌گويد: «اين كيست كه از من بالاتر است؟» بنابراين پلنگ مغرور با خشم به آسمان مي‌پرد تا با چنگال‌هايش ماه را بدرد، اما نتيجة تلاش‌هايش فقط زمين خوردن و خونين شدن است!

 

 

گاهي كساني كه به عنوان‌هايي در ورزش‌هاي رزمي مي‌رسند، مغرور از توانايي‌هاي خود و تعاريف ديگران، نه‌تنها خود و ديگران را، بلكه حتي خالق خود را نيز فراموش مي‌كنند. چنان‌كه گويي هميشه به اين‌صورت بوده و به اين صورت نيز باقي خواهند ماند. حتي جسارت را به جائي مي‌رسانند كه بر خداوند متعال نيز تكبر ورزيده و با عناد و نافرماني از قوانين الهي، بر آسمان چنگ مي‌كشند! دريغ از اين كه قدرت مطلق فقط در اراده خداوند است.

مقام استاد و مربي

حقّ استاد را مولا علي(ع) در حديثي زيبا فرموده‌اند: «مَن عَلَّمَني حَرفاً، فَقَد سَيِرَني عَبدا» هركسي كه به من چيزي بياموزد، مرا تا ابد بنده خود نموده است. هنرجويان تكواندو بايد بدانند كه احترام به مربي از اصول مهم اين رشته است. اميرمؤمنان در حديث زيباي ديگري مي‌فرمايند: «نسبت به بالاتر (مربي) خود احترام كن، همكار (هم‌رده) خود را گرامي بدار و در برابر زيردستان (شاگردان) خود متواضع و مهربان باش»

 

به احترام پدر و استادت از جا برخيز، حتي اگر فرمانروا باشي.

                                           (مولا علي(ع) - غررالحکم ح 2341)

 

«جو هيامز» در كتاب «ذن در هنرهاي رزمي» با عنوان دست بالاي دست بسيار است، مي‌نويسد:

در طي ساليان درازي كه عمر خود را صرف آموختن هنرهاي رزمي كردم، تنها با قرار گرفتن در كنار افرادي كه از خودم بيش‌تر مي‌دانستند، پيشرفت كردم و اين را آموختم كه دانسته‌هاي من در مقابل اساتيد بزرگ رزمي، بسيار اندك است. هر استادي، استاد بالاتر از خود را دارد و همه ما زير دست استادي برتر از خود تعليم ديده‌ايم. هنوز هم افراد بسياري وجود دارند كه در مهارت‌هاي مختلف رزمي از ما بهتر مي‌باشند. بروس‌لي هميشه از استاد هنگ‌كنگي خود «بيپ‌من» با تكريم فراوان ياد مي‌كرد و استاد بزرگ كنپو، «اِد پاركر» هميشه از استاد خود با احترام زياد نام مي‌برد. اين خصلت مردان بزرگ است كه از استاد خود هميشه به‌خوبي ياد كنند. مغرور شدن عين جهالت است. هر وقت كه فكر كرديد نيازي به آموختن از ديگران نداريد و همه چيز را مي‌دانيد، بدانيد كه از علم و هنر هيچ چيز نمي‌دانيد.

 

بهترين اساتيد و مربيان، دلسوزترين، جدّي‌ترين و سخت‌گيرترين آنها هستند. يكي از ويژگي‌هاي ورزش‌هاي رزمي، تحمل سختي و تمرينات مداوم است. به مصداق مثل «جور استاد، به زمهر پدر» بايد گفت كه اين سختي‌ها به‌نفع هنرجو بوده و به رشد و شكوفايي آنها مي‌انجامد.

 

آن كه ساعتي سختي آموختن را تحمل نكند، هميشه در خواري ناداني خواهد ماند

(رسول‌اکرم(ص) - عوال‌اللئالي ج1 ص258)

درمان تكبر

بهترين درمان تكبر، توكل است. «فَمَن يَتَوَكَّل عَلَي الله فَهُوَ حَسبَه» هر كس كه به خدا توكل كند، خداوند او را كفايت مي‌كند. امام محمد باقر(ع) نيز مي‌فرمايند: «هر كس كه به غير خدا توكل كند، خداوند او را به حال خود واگذارد». توكل در امور، دو نتيجه مهم به دنبال دارد:

1) دوري از غرور و تكبّر

2) ايمني از نا اميدي و تنهايي.

 

كسي كه مقدرات خود را به خداوند متعال كه بالاترين قدرت‌ها است واگذار كند و خود را در مقابل اراده حق‌ ناچيز بداند، به فروتني و افتادگي خواهد رسيد. يكي از مصاديق توكل، راضي بودن به رضاي حقّ و مقدم داشتن رضاي خدا بر رضايت خود است. همان‌گونه كه پيشواي شيعيان علي(ع) مي‌فرمايند: «اَفضَلُ العَمَلِ ما اُريدَ بِهِ وَجهُ‌اللهِ» بهترين اعمال, کاري است که براي خدا باشد. و صدّ البته رضاي حقّ، در مهرباني با مردم، عدالت و رعايت حق‌‌الناس است. اين روايات، بهترين جملاتي هستند كه در اين خصوص گفته شده و درس‌هايي كامل براي اهل تفكر مي‌باشد كه به ياري حقّ بايد در عمل به آنها كوشا بود.