تاثير فيلم‌هاي سينمايي رزمي

كليه صحنه‌هايي كه روي پرده سينما نمايش داده مي‌شوند، از پيش طراحي و برنامه‌ريزي شده‌اند. تمامي حركات ساختگي و از پيش تعيين‌شده مي‌باشند. بازيگران نيز بايد نقش خود را با مهارت انجام دهند تا تماشاگران تصور كنند كه صحنه‌ها واقعي مي‌باشند. بدل كاري و حقه‌هاي سينمايي نيز امري ضروري، و حرفه‌اي اجتناب‌ناپذير در سينما مي‌باشد. امروزه به كمك سيستم‌هاي انيميشن و تدوين كامپيوتري، خلق صحنه‌هاي خارق‌العاده و عجيب، چندان مشكل نمي‌باشد.

 

 

فيلم‌هاي سينمايي و تلويزيوني هرگز به اين منظور تهيه نشده‌‌اند كه براي ما آموزنده باشند. در واقع صحنه‌هاي مبارزاتي هنرپيشه‌‌هايي مانند «جكي‌جان» و «جت‌لي» فاقد هرگونه تكنيك و يا تاكتيك مفيد و كارآمد مبارزاتي مي‌باشند و تنها براي خوش‌آمد كارگردان و تماشاچي، مونتاژ و ساخته شده‌اند. در پرش‌ها و ضربات قهرمانان فيلم‌ها، به‌مراتب بيش از حدّ واقعي غلو و بزرگ‌نمايي شده و در مقابل، تخصص عده‌اي از بازيگران نيز در اين است كه با وارد آمدن ضربه‌اي هر چند كوچك، عكس‌العمل شديدي نشان داده و پرتاب شوند. به‌گونه‌اي كه بيننده تصور كند ضربه بسيار كارآمد بوده است.

 

 

در بسياري از فيلم‌ها، قهرمان داستان ساعت‌ها با افراد بي‌شماري نبرد كرده و در پايان با قدرتي بيش از شروع، كار را به نفع خود تمام مي‌كند. اين‌ها اَبر انسان نيستند، بلكه حاصل تخيلات نويسنده و كارگردان فيلم مي‌باشند. اين مطالب براي اين گفته شده كه توجه داشته باشيم، صحنه‌هايي را كه در فيلم‌ها مي‌بينيم، با مبارزات و درگيري‌هاي واقعي تفاوت زيادي دارند و نبايد هرگز الگويي براي آموزش، تمرين و به‌كار بردن آن تكنيك‌ها در مبارزات واقعي باشند. پوشيدن لباس‌هاي هنرپيشه‌ها، تقليد از حركات و اطوار آنها و كشيدن كيهاپ به سبك آنها، نمي‌تواند راهي براي قهرمان شدن باشد.

مروري بر سنت حسنه سلام

ضمن تبريك فرارسيدن ماه مبارك رمضان و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما عزيزان، اين بخش را به يكي از سنت‌هاي حسنه پيامبر گرامي اسلام اختصاص داده‌ايم. در حقيقت حديث زيبايي را از وجود نازنين آن حضرت ديدم كه مرا بر آن داشت تا درخصوص «سلام»، معني، ريشه و آداب آن تحقيق نمايم.

پيامبر اكرم(ص) مي‌فرمايند: «اَلا اُخبِركُم بِخَيرِ اَخلاقِ اَهلَ الدُنيا وَ الاخِرة؟ قالوا: بَلي يا رَسول الله. فَقال: إِفشاءَ السَّلام في العالَم» (ميزان‌الحكمه، ح8844) آيا مي‌خواهيد شما را به بهترين اخلاق دنيا و آخرت راهنمايي كنم؟ اصحاب گفتند: بله يا رسول الله. پس فرمودند: ترويج سلام در عالم.

امام باقر(ع) نيز مي‌فرمايند: «إنَّ الله يُحِبُ اِطعامَ الطَعام وَ إِفشاءَ السَّلام»  (ميزان‌الحكمه، ح8842) خداوند اطعام فقرا و ترويج سلام را دوست دارد. پس كسي كه در راه ترويج فرهنگ اسلام بكوشد، هم بهترين اخلاق اهل دنيا و آخرت را خواهد داشت و هم محبوب خداوند خواهد بود. (انشاء الله)

امروز بيگانگان به وسيله ابزارهاي پيشرفته اطلاع‌رساني، در حال ترويج فرهنگ خود هستند و با اين كار، مي‌خواهند فرهنگ ساير ملل را در فرهنگ خود هضم كنند. اين معضل گريبان‌گير اغلب كشورهاي جهان به‌خصوص كشورهاي آسيايي مانند ژاپن و كشورهاي مسلمان بوده و متأسفانه ديده مي‌شود كه عده‌اي از جوانان و ورزشكاران عزيز، با سلام ميانه‌اي نداشته و يا حتي ندانسته از الفاظ غريب ديگري بجاي سلام استفاده مي‌كنند. به همين دليل اين تحقيق به قصد ترويج اين سنت حسنه و رفع شبهات انجام شده است.

 

سلام چيست؟

تمامي اقوام جهان هنگامي كه به هم مي‌رسند، براي اظهار لطف و تحيت، الفاظي مانند سلام، Hello، هاي و غيره را بكار مي‌برند. درود و تحيّت، لفظي است كه كلام با آن آغاز شده و براي مخاطب آرامش و انرژي مثبت به همراه دارد. سلام نيز درود و تحيّتي است از طرف خداوند كه توسط معلم بزرگ اخلاق، رسول اكرم(ص) سنت شده است. از آنجا كه كار اين بزرگان بي‌حكمت نمي‌باشد، در حدّ توان بخشي از امتيازات سلام بر ساير تحيّات آورده شده است:

 

سلام يكي از اسامي حسناي الهي است

·         هو الذي لا اله الا هو الملك القدوس السلام المؤمن المهيمن العزيز الجبار المتكبر ... (سوره حشر آيه 23)

در اين آيه، سلام سومين نام مبارك خداوند ذكر شده است.

 

سلام درود و تحيت خداوند به بندگان برگزيده‌اش مي‌باشد

تحيّت از ماده «حيات» بوده و به معني «دعا براي حيات ديگري» است. مانند جملات «سلامت باشي»، «زنده باشي» و «خدا حفظت كند». سلامٌ عليكم تحيّتي الهي است به معني «خدا تو را سلامت دارد« و اين تحيّت، درود و درجه‌اي است كه خداوند به بهترين بندگانش مي‌دهد.

·         سلامٌ قولا من رب الرحيم (يس/58) سلام گفتاري است از سوي پروردگار مهربان.

·         سلامٌ علي المرسلين (صافات/181) سلام و درود بر فرستادگان خداوند.

·         سلامٌ علي نوحٍ في العالمين (صافات/79)

·         سلامٌ علي ابراهيم (صافات/109)

·         سلامٌ علي موسي و هارون (صافات/120)

·         سلامٌ علي آل ياسين (صافات/130)

 

بهشت دارالسلام است

·         و الله يدعوا الي دارالسلام ... (يونس/25) و خداوند شما را به سوي سراي سلامت و آرامش مي‌خواند.

·         لا يسمعون فيها لغوا و لا تأثيما. الا قيلا سَلاماً سَلاما (واقعه 26) هيچ حرف لغو و بيهوده‌اي نمي‌شنوند. فقط سلام است و درود.

·         دعواهم فيها سبحانك اللهم و تَحيّتُهُم فِيهَا سَلامٌ ... (يونس/10) نيايش آنها در بهشت سبحان الله و درودشان بر يكديگر سلام.

 

سلام، درود و تحيت فرشتگان به بندگان نيكوكار است

·         الذين تَتَوَفّهُم الملائكة طيبين يقولون سلامٌ عليكم ادخلو الجنته بما كنتم تعملون (نحل/32)

·         و سيق الذين اتقوا ربهم الي الجنته زمرا حتي اذا جاؤها و فتح ابوابها و قال لهم خزنتها سلامٌ عليكم طبتم فادخلوها خالدين (زمر/73)

 

سلام از شعائر اسلام است

اسلام يعني تسليم شدن در برابر حق تعالي. اسلام دين سلامتي، امنيت و آرامش است. اسلام ديني سالم و پاكيزه مي‌باشد و يك مسلمان از سلام كردنش شناخته مي‌شود. سلام يك لفظ عادي بشري نيست. بلكه گنجينه‌اي از بهترين درودها و تحيات مي‌باشد. الفاظي مانند «هاي» و «هِلّو» در ساير زبان‌ها هيچ‌گونه بار عاطفي و ريشه نداشته و از لحاظ ارزش و مرتبه به لفظ مبارك سلام نمي‌رسند.

سلام حاوي انرژي‌هاي مثبت بسياري است كه مؤمنين در برخورد با يكديگر به هم منتقل مي‌كنند. همان‌طور كه در حديث آمده است. «اگر مي‌خواهيد محبت‌تان در دل مردم بيفتد، در سلام مقدم باشيد»

 

آداب سلام كردن

·         خداوند مي‌فرمايند: و چون بر شما درود گفته شد، پس با درودي بهتر از آن پاسخ گوئيد و يا حداقل همان‌گونه درود او را جواب دهيد. كه خداوند بر همه چيز محاسبه‌گر است. «و اِذا حُيِيتُم بِتَحيَّةٍ فَحَيّوُا بِأَحسَنَ مِنها أَو رُدُّوها أِنَّ الله عَلي كُلِّ شَيءٍ حَسيبا» (نساء/86) حضرت سلمان(س) نقل مي‌كنند: فردي نزد پيامبر(ص) رسيده و گفت: «السلامُ عَلَيكَ». پيامبر(ص) پاسخ دادند: «عَلَيكَ و رَحمةُ الله» سپس فرد ديگري وارد شده و گفت: «السلامُ عَلَيكَ يا رسول الله و رَحمةُ الله» و پيامبر(ص) پاسخ دادند: «عَلَيكَ و رَحمةُ الله و بَركاتُه»

·         پيامبر اكرم(ص) مي‌فرمايند: «إذا تلاقَيتُم، فَتَلاقوا بِالتَسليم وَ التَصافُح. وَ إذا تَفَرقتُم، فَتَفَرَقوا بِالاِستغفار» زماني كه به‌هم مي‌رسيد، به يكديگر سلام كرده و دست بدهيد. و زماني كه از هم جدا مي‌شويد، براي يكديگر طلب آمرزش كنيد. (ميزان‌الحكمه، ح8835) و نيز مي‌فرمايند: «مَن بَدأ بِالكلام قَبلَ السَّلام، فَلا تَجيبُوه» اگر كسي قبل از سلام كردن سخن خود را آغاز نمود، جوابش را ندهيد. «وَ لا تَدُع اِلي طَعامكَ اَحداً حَتي يَسلّم» و هيچ كس را به غذايت دعوت نكن تا سلام نكرده باشد. (ميزان‌الحكمه، ح8840)

·         مولا علي(ع) در باب ثواب سلام مي‌فرمايند: «سلام هفتاد حسنه دارد كه 69 حسنه براي سلام دهنده و يك حسنه براي پاسخ‌گو مي‌باشد.» در عين حال سلام كردن مستحب است، اما جواب سلام دادن واجب! حتي اگر فرد در بين نماز باشد و بر او سلام شود، واجب است جواب سلام را بدهد. (منتها بايد لفظ سلام را مقدم بدارد. يعني «سَلامٌ عَلَيكُم» و اگر بگويد «عَلَيكُمُ السَّلام» نماز او باطل مي‌شود)

·         امام صادق(ع) نيز مي‌فرمايند: «البَخيلُ، مَن بُخِلَ بِالسَّلام» بخيل كسي است كه از سلام كردن هم اجتناب كند. (ميزان‌الحكمه، ح8838)

 

بر چه كساني نبايد سلام كرد؟

امام باقر(ع) نيز مي‌فرمايند: «بر اين افراد نبايد سلام كرد: (ميزان‌الحكمه، ح8863)

1)      مشركين و كفار (يهود، نصراني، مجوس و بت‌پرست) زيرا پيامبر اكرم(ص) مي‌فرمايند: «السَّلامُ تَحية لِمِلتِنا» سلام درود آئين ما است. (ميزان‌الحكمه، ح8834)

2)      شراب‌خوار.

3)      قمارباز.

4)      رباخوار.

5)      فاسقي كه آشكارا فسق مي‌كند.

6)      مردي كه خود را به شكل زنان درآورد. (كه بحمدالله در جامعه ما مرداني كه موهاي بلند داشته و همانند زنان از پشت مي‌بندند، وجود ندارد!!!)

7)      شاعري كه بر زنان مسلمان نسبت ناروا دهد.

زيرا اينان آشكارا به جنگ با خدا برخواسته و لايق درود و تحّيات الهي نيستند!

8)      كسي كه در حال قضاي حاجت مي‌باشد.

9)      كسي كه در حال نماز است، زيرا در وسط قرائت نماز حواسش پرت شده و ممكن است اشتباه كند.»

 

در اين روزها و شب‌هاي عزيز ما را از دعاهاي خير خود محروم نكنيد.

آموزش كوچينگ توسط مربي كره اي

يك دوره كلاس آموزش ويژه مربيان و يك دوره كلاس آموزش ويژه مبارزان، زير نظر مربي كره‌اي، خانم «دونگ سونگ چين» در مشهد برگزار شد. وي داراي دان پنج قهرماني مبارزه از كشور كره است كه در حال حاضر سرمربيگري تيم ملي تكواندو بانوان ايران را بر عهده دارد.

اين دوره‌هاي آموزشي از شانزدهم مهر ماه جاري آغاز شد و تا امروز در مجموعه ورزشي تختي مشهد ادامه داشت. طي يك هفته برگزاري اين دوره آموزشي ۴۵ مبارز و ۵۵ مربي، تازه‌ترين فنون تكواندو را از اين مربي كره‌اي فرا گرفتند.

من مي توانم

دانش‌آموزي را تصور كنيد كه براي امتحان مهمي آماده مي‌شود. اگر با خود فكر كند: «من نمي‌توانم» تفكرات منفي در ذهن او شكل گرفته و چهارچوب ذهني او مي‌گويد: «بي‌خود خودت را خسته نكن، تو كه نمي‌تواني، فقط به اندازه نمره قبولي كافي است، حالا اگر قبول نشوي چه مي‌شود؟» و به دنبال آن، مغز او به تمامي اعضاي بدن دستور «نمي‌توانيم» را صادر كرده و فرد عملاً نمي‌تواند از حداكثر توان خود استفاده كند. حتي به‌جاي درس‌خواندن، تا نيمه‌هاي شب به تماشاي فوتبال مي‌نشيند و با فراموش كردن مسئله، سعي در كاستن از رنج «نتوانستن» مي‌كند.

در مقابل اگر او اعتقاد داشته باشد كه «من مي‌توانم»، چهارچوب ذهني او با «تو بايد قبول شوي، اين درس‌ها كه چيز مهمي نيستند، تو از اين‌ها سخت‌تر را هم قبول شده‌اي، هيچ نگران نباش و سعي خودت را بكن» شكل مي‌گيرد. يقيناً اين دانش‌آموز با دانش‌آموز قبلي تفاوت خواهد داشت. زيرا مغز او به تمامي اعضاي بدن، فرمان «تلاش تا پيروزي» را مي‌دهد و به‌دنبال آن توانايي يادگيري و پاسخ‌گويي وي نيز بهتر خواهد بود.يك مثل قديمي مي‌گويد:

«اگر كسي فكر كند كه مي‌تواند و يا فكر كند كه نمي‌تواند، در هر دوصورت درست فكر كرده است»

 

ژاپني‌ها براي پيشرفت مداوم، اصولي به‌نام «كايزن» (Kaizen) تدوين نموده‌اند كه به‌معني «تمركز و توجه دائم به بهبود فرآيند» است. آنها براي پيشرفت دائم، شعاري به‌نام «آي‌كن» (I Can) يعني «من مي‌توانم» دارند كه بر اساس آن هيچ ناتواني و شكستي را قبول نمي‌كنند، بلكه هر شكست را تجربه‌اي براي موفقيت مي‌دانند. به‌نظر شما فلسفه «آي‌كن» در رشد و توسعه كشور كوچك و دورافتاده ژاپن تا چه حدّ مؤثر بوده است؟

 

دانشجويي در كلاس رياضيات خوابش برده بود، وقتي زنگ را زدند، بيدار شده و با عجله مسأله‌اي را كه روي تخته‌سياه نوشته شده بود، يادداشت كرد و به‌گمان اين‌كه استاد، آنها را به‌عنوان تكليف منزل داده است، تمام آن روز و شب در منزل براي حل آنها تلاش نمود. اما موفق نشد مسأله را حل كند.

در طي آن هفته دست از كوشش برنداشت ولي اعتقاد داشت كه «من مي‌توانم» بالاخره موفق شد مسأله را حل كرده و به كلاس آورد. استاد به‌كلي مبهوت شد! زيرا اين يكي مسائل غيرقابل حل رياضي بود كه وي براي نمونه روي تخته نوشته بود! اگر آن دانشجو مي‌دانست كه مسأله به‌عنوان «غيرقابل حلّ» شناخته مي‌شود، امكان نداشت بتواند آن را حلّ كند. زيرا ذهن او مي‌پذيرفت كه «بي‌خود خودت را خسته نكن. بزرگ‌تر از تو هم نتوانسته‌اند آن‌را حل كنند!» اما وقتي او باور داشت كه بايد آن را حلّ كند، سرانجام راه آن را يافت.

برگرفته از كتاب تمرينات ذهني تأليف خانم سخايي

ايمان به هدف

نمي‌دانم داستان «يك مايل در چهار دقيقه را شنيده‌ايد؟ از هزاران سال پيش مردم اعتقاد داشتند كه بشر نمي‌تواند مسافت يك مايل (1609 متر) را در كمتر از چهار دقيقه بدود. اما در سال 1954 مردي به نام «راجر بانيستر» Roger Bannister اين سدّ اعتقادي را شكست! وي خود را مقيد كرد كه اين ناممكن را ممكن سازد و لذا قبل از آن‌كه ركورد مزبور را بشكند، بارها آن‌را در ذهن خود تمرين كرده و اين كار را به‌قدري تكرار نموده بود كه تصوير روشن و واضحي از موفقيت در ذهن او شكل گرفت و مرجعي براي فرمان‌هاي بي‌چون‌وچرا به سيستم عصبي او شد.

بزرگ‌ترين جنبه موفقيت او اين بود كه راه را براي ديگران باز كرد. زيرا در همان سال 37 نفر ديگر ركورد فوق را پشت سر گذاشتند. در واقع ديگران نيز قبول كردند كه اين كار شدني است و موفقيت وي مرجعي شد براي ديگران تا كاري به‌ظاهر غيرممكن را ممكن سازند. به‌طوري كه در سال بعد (1955) نيز 300 دونده ديگر از مرز چهار دقيقه گذشتند. بانيستر بعد از موفقيت خود گفت:

كليد پيروزي پيش از آنكه فيزيولوژيك (جسمي) باشد، سايكولوژيك (رواني) است.

 

پشتكار و تمركز، نتيجه «ايمان به هدف» است. اگر به هدف خود اعتقاد نداشته باشم، چگونه مي‌توانيم با تمام توان آن را دنبال كرده و پشتكار داشته باشيم؟ البته «ايمان» نيز زماني ايجاد مي‌شود كه ما «تصور» خوبي از هدف داشته باشيم. وقتي در ذهن خود نتيجه را ترسيم كرده و «لذت» ناشي از هدف را حس كرديم، مي‌توانيم با ايمان و اعتقادي قوي، به سوي آينده‌اي كه براي خود ترسيم كرده‌ايم، حركت كنيم. بسياري مي‌گويند كه در هر كاري 1 درصد كار و 99 درصد پشتكار لازم است. اما به گفته انيشتين:

نيروي تصور ما، ده بار قوي‌تر از نيروي اراده و پشتكار است.

 

«جان استوارت ميل» درخصوص قدرت اعتقاد مي‌نويسد:

«ايمان و اعتقاد مانند قطب‌نمايي است كه ما را به‌سوي هدف راهنمايي مي‌كند و اگر به‌درستي به كار گرفته شود، بزرگ‌ترين نيرويي است كه منشأ پيشرفت و خوبي مي‌شود. به همين دليل است كه يك انسان با ايمان، معادل صد انسان علاقمند مي‌باشد. عقايدي كه فكر و عمل ما را محدود مي‌كنند، اثرات ويرانگري دارند كه مانع از رسيدن ما به خواسته‌هاي‌مان مي‌شوند.»

 

برگرفته از كتاب تمرينات ذهني تأليف خانم سخايي

اهميت تمرينات ذهني

نكته بسيار مهمي كه اغلب جدّي گرفته نشده و فراموش مي‌شود، تمرينات ذهني است. اگر ذهن با جسم هماهنگ عمل كند، نتيجه بهتري خواهيم گرفت. تمرينات ذهني، با تقويت نيمه راست مغز و هماهنگي سيستم عصبي، موجب مي‌شوند تا كارايي ما افزايش يابد. اگر براي يك‌بار به اين تمرينات بپردازيد، متوجه اهميت و تأثير مثبت آن خواهيد شد.

تمامي انسان‌ها، صرف‌نظر از نژاد و جنسيت، از لحاظ جسمي و سخت‌افزاري مشابه هم خلق شده‌اند. همه داراي دست و پا، مغز و سيستم عصبي مشابهي هستند. به ياد داشته باشيد كه تنها تفاوت انسان‌ها در علم، تجربيات و خاطرات آنها است. فرق يك دكتر با يك كارگر در علم و دانش او مي‌باشد. پس اگر كسي در هر گوشه‌اي از دنيا قادر به انجام كاري بود، ما هم مي‌توانيم. به شرطي كه مانند او آموزش ديده و تمرين كرده باشيم.

 

«ماسوتا تسو اوياما» بنيان‌گذار سبك كيوكوشين كاراته، در كتاب طريقت كيوكوشين مي‌نويسد:

«ورزش‌هاي رزمي تا حدّي به تمرينات جسمي نياز دارند، اما وحدت جسم و ذهن بيش از تمرينات بدني اهميت دارند. يكي از جنبه‌هاي مهم هنرهاي رزمي شرقي، تأكيد بر تمرينات ذهني و تقويت روح است كه متأسفانه بعضي از جوانان امروزي به آن توجهي نداشته و بيش‌تر اصرار دارند كه به آنان فقط فنون رزمي آموخته شود. آنها جنبه‌هاي ذهني و روحي را جزو مسائل نامفهوم مي‌دانند، چرا كه هيچ‌گاه به اين تمرينات نپرداخته و اثر آن را بر خود تجربه نكرده‌اند و انسان تا زماني كه چيزي را با حواس خود حس نكند، بر حقيقت آن واقف نخواهد شد. ذهن و پرورش آن بر استعداد جسمي ارجحيت دارد و تمركز بر نقاط انرژي بدن، روش اصلي پرورش ذهن است.»

استاد اياما 

«استاد پولادگر» رياست محترم فدراسيون تكواندو در كلاس هماهنگي امسال مربيان استان قم به نكته بسيار مهمي اشاره نمودند. ايشان فرمودند كه تجربه چندين ساله ما در مسابقات مختلف كشوي، جهاني و المپيك بيانگر اين مطلب است كه عملكرد و كارايي يك مبارز 1 درصد مربوط به جسم و 99 درصد مربوط به روحيه است. كسي كه چند سال تمرين و تلاش مستمر داشته، تكنيك‌ها و تاكتيك‌هاي رزمي را به‌خوبي فراگرفته و از لحاظ توان، استقامت و تغذيه زير نظر مربيان و پزشكان مجرب در شرايط مطلوب قرار داشته باشد، وقتي وارد زمين مسابقه مي‌شود، تنها روحيه و تسلط بر ذهن است كه در نتيجه مسابقه او تأثيرگذار خواهد بود. اگر يك درصد روحيه‌اش خراب شود، ديگر مغز او فرمان‌هاي صحيح و سريع به عضلات نخواهند داد و كارايي او به‌شدت پايين مي‌آيد.

استاد پولادگر 

«يوسف كرمي» يكي از افتخارات تكواندوي ايران و از مدال‌آوران المپيك 2004 آتن، در مسابقه خود با لوپز آمريكايي، بازي را با تفاضل يك امتياز واگذار كرده و با از دست دادن مدال طلاي المپيك، به مدال برنز اكتفا نمود. در بخشي از مصاحبه ايشان با ماهنامه هنرهاي رزمي (آبان 83) آمده است:

«اون روز يكي از بدترين روزهاي من بود. هرچي سعي كردم، نتونستم فكرم را با بدنم هماهنگ كنم. صبح كه اومدم تو سالن، حتي قبل از اين‌كه با حريف تايلندي مبارزه كنم، به دكتر بهرامي گفتم كه اصلاً دوست ندارم مسابقه بدم. نمي‌دونم، اصلاً حس‌وحال درست و حسابي ندارم... لوپز به‌هيچ وجه تكنيكي نيست، فقط كمي بد قلقه. من اون روز از لحاظ بدني هيچ مشكلي نداشتم و در واقع يكي از روزهايي بود كه كاملاً آماده بودم. اگه فقط با 60 درصد از كارم جلوش بازي مي‌كردم، راحت مي‌بردمش. اون هفت امتيازي كه گرفت، در حقيقت خودم بهش دادم... »

يوسف كرمي 

«هادي ساعي» نيز در اين خصوص مي‌گويد:

«يوسف كرمي هم در المپيك خوب بود، ولي تنها به دليل عدم تجربه حضور در المپيك، در يك ديدار شكست خورد. يوسف در آتن حتي 50 درصد توانايي‌هاي خود را نيز به نمايش نگذاشت، فشار رواني باعث باخت وي به حريف آمريكايي شد

هادي ساعي 

آندره آغاسي، كه يك ايراني مقيم آمريكا و قهرمان تنيس جهان است، راز موفقيت خود را چنين بيان مي‌كند:

«از سن ده سالگي، صدها بار در مسابقات تنيس شركت كرده و برنده شده‌ام! البته در عالم خيال، با تجسم واضح، روشن و مداوم پيروزي. اين تصور و تمرينات ذهني چنان آمادگي و اعتمادبه‌نفسي به من داد كه به‌راحتي و بدون هيچ استرسي، در مسابقات شركت كرده و اغلب برنده مي‌شوم»

 

آندره آغاسي 

 

شبيه‌سازي و تمرين ذهني، يكي از روش‌هاي شناخته شده و علمي در رشته‌هاي مختلف مانند پزشكي، نظامي، فضايي و خلباني است. نكته مهم اين است كه شبيه‌سازي، تلقين نيست بكه تمرين است كه براي تسلط بر تكنيك‌ها و كاهش استرس و اضطراب قبل از مسابقه، بسيار مفيد مي‌باشد. چه بسيار مبارزين قدرتمندي كه از لحاظ جسمي در بهترين حالت هستند، اما ذهن آنها آمادگي لازم را نداشته و قادر به تصميم‌گيري و هماهنگي در زمان مسابقه نيستند.

براي كسب موفقيت بايد ابتدا پيروزي را در ذهن خود تجسم كنيد و باور داشته باشيد كه مي‌توانيد. براي مثال يك ورزشكار رزمي كه هنگام مسابقه دچار اضطراب و استرس مي‌شود، مي‌تواند با استفاده از روش تجسم ذهني موفقيت خود را در برابر تمامي حريفان به ذهن نيمه‌هوشيار خود تلقين كند. ابتدا بايد جملاتي را مانند جملات زير تهيه كند: «من تمام حريفانم را شكست خواهم داد»، «هيچ‌كس نمي‌تواند در برابر من مقاومت كند»، «من از تمام حريفانم قوي‌تر هستم». سپس همراه با بيان اين جملات صحنه‌هاي موفقيت و پيروزي بر حريفان را نيز تجسم كند. اين تصويرهاي ذهني از موفقيت در آينده، احساس نشاطآوري را در وي به وجود ميآورد. يادتان باشد كه «راجر بانيستر» كسي كه براي اولين‌بار ركورد غيرممكن يك مايل در چهار دقيقه را شكست، مي‌گويد:

«كليد پيروزي پيش از آنكه جسمي باشد، رواني است.»

پروانه تهراني

خانم «پروانه محمدتقي‌پور تهراني» مربي تيم ملي بانوان كه اولين مدال مسابقات جهاني بانوان را در 25 سال گذشته كسب نموده است، در مصاحبه خود با روزنامه همشهري 3/8/1381 به نكته جالبي اشاره مي‌كند:

 پروانه تهراني

 

در بوسان، اولين مسابقه‌ام روز شنبه 20 مهرماه 81 بود. در وزن من 16 نفر بودند كه بدترين قرعه هم به من خورده بود. چون مسابقات تك حذفي برگزار مي‌شد، قرعه خيلي مهم است. روزي كه قرعه‌كشي انجام شد، به بقيه گفتند: قرعه‌تان خيلي خوب است. ولي كسي به من چيزي نگفت. به يكي از بچه‌ها استراحت خورده بود و به ديگري بحرين. اما بازي اول من با ويتنام بود.

ويتنام تيم قدرتمندي دارد و حريف من هم نايب قهرمان جهان بود. اما من اين را نمي‌دانستم. وقتي مسابقه تمام شد، بقيه گفتند: «مي‌دوني چه‌كار كردي؟» تازه آنجا فهميدم كه با چه حريف قدري مبارزه داشتم. اين هم يكي از شگردهاي مربيان بود. چون اگر اين را مي‌دانستم، مسلماً طور ديگري مسابقه مي‌دادم. حريف ابهت خاصي داشت و همه او را مي‌شناختند و احترامش مي‌كردند. اما من او را دو بر يك بردم!

 مسابقت بوسان كره

استفاده از هر دو نيمه مغز

مغز ما مانند بسياري از اعضاي بدن از دو نيمه تشكيل شده است: نيمه چپ و نيمه راست كه با يك شكاف به دو قسمت آشكار و تقريباً مجزا تقسيم شده‌اند و توسط يك رشتهْ ضخيم از عصب‌ها كه در قسمت زيرين مغز قرار دارند به هم متصل مي‌شوند. اين رشته‌ها همانند يك كابل بوده و به‌طور غيرقابل باوري سريع و قدرتمند هستند اما علي‌رغم اتصالي كه بين دو نيم‌كره وجود دارد، هر نيم‌كره به‌صورت مستقل عمل مي‌كند.

 دو نيمكره مغز

 

نيمه راست مغز، به مغز پيشين يا اوليه معروف است كه ادراكات معنوي، موسيقي، هنر، خلاقيت، درك تصاوير، الگوبرداري و ايجاد تصاوير ذهني را رهبري مي‌كند، درحالي كه نيمه چپ مسئول خواندن و نوشتن، ادراكات منطقي، احترام به قوانين و خاطرات است. به‌اين ترتيب، انسان‌ها از نيم‌كره راست خود براي مشاهده و تمركز روي كل تصوير استفاده كرده و از نيم‌كره چپ براي تمركز روي جزئيات استفاده مي‌كنند.

نتيجهْ آزمايشات آقاي Roger Sperry برنده جايزه نوبل سال 1981 كه منجر به نظريه «مغز دوقسمتي» گرديد، بسيار جالب است. وي طي يك عمل جراحي بر روي بيماري، قسمتي از مغز كه اتصال بين دو نيم‌كره را برقرار مي‌كرد، برداشت و دو نيم‌كره را كاملا از هم جدا كرد. پس از اين عمل جراحي، حال بيمار عادي به نظر مي‌رسيد اما پزشكان با برخي نتايج غيرقابل پيش‌بيني مواجه شدند. زماني كه بيمار تنها از دست و چشم راست استفاده مي‌كرد، مي‌توانست نام اشياء را بگويد (مثلاً مداد) ولي او نمي‌توانست بگويد كه اين شيء براي چه كاري استفاده مي‌شود. وقتي كه از دست و چشم چپ استفاده مي‌كرد، مي‌توانست موارد استفاده آن را شرح دهد، اما نمي‌توانست نام آن را بگويد. مطالعات بيشتر نشان داد كه جنبه‌هاي متفاوت كارايي مغز انسان، به‌طور مجزا در هر يك از نيم‌كره‌هاي چپ يا راست قرار دارند. اين الگوي كارايي، مطابق با مغز 90 درصد از انسان‌ها مي‌باشد.

آزمايشات و تصاوير اسكن شده از مغز انسان، بيان‌گر اين واقعيت مي‌باشند كه اغلب انسانها فقط از نيم‌كره چپ مغزشان استفاده كرده و از تمامي توان مغزي خود بهره نمي‌برند. نيم‌كره چپ، مسئول مهارت‌هاي عملي و رفتاري انسان بوده و نيم‌كره راست، مسئول محاسبات، خلاقيت و نوآوري است. اين همان چيزي است كه تفاوت انسان با ساير حيوانات را مشخص مي‌كند.

 

 

تفاوت يك مخترع و دانشمند با ساير مردم نيز در استفاده از توانايي‌هاي و خلاقيت‌هاي فكري نيم‌كره سمت راست است. تفاوت كساني كه فكر مي‌كنند، طرح مي‌دهند و روش‌هاي جديد خلق مي‌كنند، با كساني كه گوسفندوار فقط به دنبال آموخته‌هاي درست و يا غلط خود حركت مي‌كنند، بسيار است. همين تفاوت است كه انسان را با اختراعات و اكتشافات بي‌شمار به تمدن امروزي رسانده است. مغز انسان نيز همانند جسمش نياز به گرم‌كردن، نرمش، كشش و تمرين دارد. همانند عضلات كه با وزنه پرورش مي‌يابد، مغز انسان نيز نياز به وزنه و دمبل دارد. به همين دليل است كه محصلين رشته‌هاي رياضي و فني، توانايي‌هاي ذهني و خلاقيت بيشتري دارند.

ذهن مثل چتر نجات است، وقتي عمل مي‌كند كه باز شده باشد.

 

در گزارش تحقيقات به عمل آمده در دانشكده تربيت بدني دانشگاه بركلي آمريكا، آمده است كه بيش از  85 درصد ورزشكاران «خشك مغز» هستند. يعني خلاق نبوده و با تغيير رويه، رفع اشكالات وابداع روش‌هاي جديد ميانه خوبي ندارند. در حقيقت، حركات جسمي موجب رشد نيم‌كره چپ مغزشان مي‌شود، در حالي كه عدم توجه به تمرينات ذهني و به كار نبردن خلاقيت در كارها، سبب ضعيف ماندن نيم‌كره سمت راست آنها شده است.

 

تشخيص چپ مغزها

در حالي‌كه روي صندلي نشسته‌ايد، پاي راست‌تان را روي زمين قرار دهيد و آن‌را در جهت عقربه‌هاي ساعت، دايره‌وار بچرخانيد و در حين اين‌كار، عدد 6 را با دست راست‌تان در هوا بكشيد. در صورتي‌كه شما چپ مغز باشيد، جهت چرخش پاي شما تغيير خواهد كرد و شما هيچ كاري نمي‌توانيد بكنيد.

 

تشخيص راست مغزها

اين بار، پاي چپ‌تان را روي زمين قرار دهيد و آن‌را خلاف عقربه‌هاي ساعت بچرخانيد. در همين زمان ، عدد 9 را با دست چپ‌تان در هوا بنويسيد. در صورتي‌كه راست مغز باشيد، جهت چرخش پاي شما تغيير خواهد كرد و شما هيچ كاري نمي‌توانيد بكنيد.

 

چپ دست‌ها و راست دست‌ها

در زمينه كنترل بدن، قسمت چپ بدن ما، به سمت راست مغز و قسمت راست بدن ما به سمت چپ مغز متصل است. اين پديده ضربدري حتي در چشمان ما نيز به‌كار رفته است. به‌طوري‌كه آن‌ها داده‌هاي حسي خود را در قسمت‌هاي مخالف مغز پردازش مي‌كنند.

اما دليل اين‌كه افراد راست دست، كنترل بهتري روي پاي راست و در كل سمت راست بدن‌شان دارند و سمت چپ‌شان ضعيف‌تر است. انجام كار زياد، تمرين و تمركز بر روي دست راست مي‌باشد كه موجب افزايش توانايي آن شده و استفاده كم‌تر از دست و پاي چپ در امور روزانه و تمرينات ورزشي، عامل كنترل كمتر بر روي آنها مي‌باشد. البته اين اشكال با تمرين بيش‌تر بر روي سمت چپ بدن قابل جبران است. بنابراين پيشنهاد مي‌شود در امور روزانه مانند غذا خوردن و كتاب‌خواندن، از اندام‌هاي سمت چپ بيش‌تر استفاده كنيد.

 

اين پست كه از كتاب تمرينات ذهني تاليف خانم سخايي ذكر شد، مقدمه فصل روانشناسي يادگيري و هوش عاطفي مي‌باشد. درصورت درخواست خوانندگان، بخش‌هاي ديگر آن هم ذكر خواهد شد. فعلا خدانگهدار

درباره رياست محترم فدراسيون تكواندو

رياست محترم فدراسيون تکواندوي ايران، جناب آقاي «سيد محمد پولادگر» كه به‌حقّ يكي از بهترين و با اخلاق‌ترين اساتيد بوده و سال‌ها است كه فدراسيون تكواندو را به فدراسيون نمونه كشور مبدّل ساخته‌اند، راه را براي تمامي ما روشن نموده‌اند: «ورزش تکواندو در دفاع از دستاوردهاي انقلاب و ارزش‌هاي نظام جمهوري اسلامي ارزش دارد. در غير اين‌صورت اگر بخواهد تکواندو از چهار چوب فرهنگ اصيل اسلامي خارج گردد و فرهنگ بيگانه به آن تزريق شود، محکوم به فنا و نابودي است. ورزش وسيله‌اي است براي حفظ ارزش‌هاي اسلام و انقلاب، در اين‌صورت است که اين ورزش ارزش پيدا مي‌کند ... در فرهنگ ما «پورياي ولي» تنها به خاطر اين ارزش مي‌يابد که پهلواني است که نفس خودش را با سجاياي اخلاقي آراسته است. آنچه تختي را در دل‌ها زنده نگه داشته است، منش  پهلواني او بوده است، نه مقام جهاني»

استاد گران‌قدر «سيدمحمد پولادگر» از سال 1363 همکاري نزديکي با فدراسيون, در کميته‌هاي مختلف از جمله (فني, داوري, آزمون و مسابقات) داشتند و عمر خود را جهت رشد تکواندو کشور صرف نمودند. با تجربياتي که در گذشته کسب نمودند و با مديريتي که در اين رشته داشتند, توانستند بازوي محکم فدراسيون تکواندو شده و تکواندو ايران را با کمک همکارانشان در جهان به ظهور برسانند.

 رياست محترم فدراسيون تكواندو جناب آقاي «سيدمحمد پولادگر»

مديريت جديد تکواندو در اولين برنامه خود موفق شد در دوازدهمين دوره مسابقات قهرماني تکواندو آسيا و اقيانوسيه که در تاريخ 25 خرداد سال 1375 در شهر ملبورن استرليا برگزار گرديد, نايب قهرمان شده و اين سکّو را با اقتدار کامل کسب نمايد. اين حرکت آغازي بود براي افتخارات ديگر, پس از کسب عنوان نائب قهرماني آسيا و اقيانوسيه توسط تکواندوکاران ايران, فدراسيون تکواندو کشورمان با يک برنامه‌ريزي اصولي و منظم, خود را براي حضوري موفق در مسابقات جهاني تکواندو آماده نگهدارد.

در اوايل سال 1376 خبر مهمي به خانواده عظيم تکواندو کشورمان رسيد که سال‌ها بود آرزويش را داشتيم و آن حضور مسئولين تکواندو ايران براي اولين بار درکرسي‌هاي تصميم‌گيري «فدراسيون جهاني تکواندو» بود. جناب آقاي «سيد محمد پولادگر» طي حکمي از سوي «وون يونگ چوي» رئيس اتحاديه آسيايي تکواندو، براي 4 سال به عضويت اجرايي اين اتحاديه منصوب شد. حضور مسئولان تکواندو کشورمان در کرسي‌هاي تصميم‌گيري «فدراسيون جهاني تکواندو» موجب ارتقاء تکواندو کشورمان در جهان و مثمر ثمر در احقاق حق مبارزين ما در مسابقات مختلف بين المللي مي‌باشد.

انتخاب مجدد آقاي «سيد محمد پولادگر» با رأي قاطع به رياست فدراسيون تكواندو، براي تكواندوي ايران بسيار با ارزش و اميدواركننده بود. البته علت موفقيت چشمگير ايشان، تعهد و تخصص در رشته تكواندو است و زحمات و تلاش‌هاي ايشان و همكارانشان باعث پيشرفت تكواندو در ميادين جهاني و المپيك گرديد. به همين دليل فدراسيون تكواندو، به عنوان «فدراسيون نمونه كشور» شناخته شده است.

عوامل موثر بر سرعت

سرعت يعني طي مسافت در كمترين زمان ممكن. فرمول سرعت (v = d / t) مي‌باشد که در آن v سرعت، d فاصله تا هدف و t زمان است. براي مثال سرعت 10KM/H به مفهوم طي مسافت 10 كيلومتر در يك ساعت مي‌باشد. براي افزايش سرعت بايد به كاهش مسافت توجه داشت. يكي از عوامل موفقيت تكواندو پومسه، سرعت بسيار برتر آن نسبت به ساير سبك‌ها است. بنيان‌گذاران اين سبك، نسبت به نقش كاهش مسافت در افزايش سرعت، توجه خاصي داشته و سعي كرده‌اند حركات و زواياي اضافي را از تكنيك‌ها و سوگي‌ها حذف و سرعت را افزايش دهند. كاهش مسافت به مفهوم رسيدن سريع‌تر به مقصد است. براي مثال از آنجا كه كوتاه‌ترين فاصله بين دو نقطه، خط مستقيم است، برخلاف بسياري از سبك‌هاي رزمي ديگر، در تكواندو پومسه، حركت پا روي آپ‌سوگي در خط مستقيم مي‌باشد. (شكل A) در ضربه آپ‌چاگي نيز پاي ضربه‌زننده در كوتاه‌ترين فاصله و سريع‌ترين زمان به هدف اصابت مي‌كند. (شكل B)

 

بروس‌لی افسانه سينماي رزمي

بروسلی که نام اصلیاش «لی يون کم» بود در 27 نوامبر 1940 در سانفرانسيسکو از پدر و مادری چينی تبار به دنيا آمد. در سه سالگی همراه با خانوادهاش به هنگکنگ رفت. وی از پنج‌سالگي به مدرسه بازيگري رفته و پس از آموختن هنر بازيگري در تعدادی از فيلمهای هنگکنگی با نام «لی سيو لونگ» (به معنای اژدهای کوچک) بازی کرد. در نوزده سالگی به آمريکا بازگشت و در رشته فلسفه در دانشگاه واشنگتن مشغول به تحصيل شد. او در سال 1966 در مجموعه تلويزيونی زنبور سبز نقش کوچکی را بازی کرد.

اولين فيلم بروسلی در آمريکا مارلو نام داشت که در سال 1969 در آن بازی کرد. پس از آن به مدت سه سال در آمريكا براي بازي در فيلم تلاش نمود ولي موفق نشد. او مدت‌ها سرگردان بود و هيچ كارگرداني حاضر به قبول يك خارجي چشم‌بادامي نشد. زيرا هنر وي از ديدگاه غربي‌ها كه فقط با اسلحه و خون‌ريزي سروكار داشتند، نمي‌توانست تماشاگران را جذب سينما كند! بروس‌لي پس از اين‌كه نتوانست در آمريكا هنر خود را عرضه كند و با صدها پاسخ «نه» مواجه شد، با ايمان و پشتكار تمام، به تمرين فنون هنرپيشگي پرداخت و به هنگ‌كنگ رفت تا در تعدادی فيلم کمهزينه هنگکنگی به تهيهکنندگی «ريموند چو» نظير «اژدها وارد مي‌شود» بازي كرده و شاهكارهاي جاويدان خود را خلق كند.

نمايش اين فيلم شهرت و ثروت کلانی برای او به ارمغان آورد. او همان سال (1973) در فيلم بازگشت اژدها با کارگردانی خودش بازی کرد. اين آخرين فيلم کامل بروسلی بود. بازی مرگ آخرين فيلمی است که بروسلی در آن بازی کرده است، ولی اين فيلم به علت مرگ بروسلی نيمهکاره ماند و در سال 1978 با چند صحنه اضافی به نمايش در آمد.

بروس لي 

مرگ بروس‌لي

حقيقت مرگ بروسلی هنوز در پرده ابهام است. قتل او توسط باجگيران هنگکنگی به علت باج ندادن، ضربه کشنده يک ورزشکار رزمی، زندگی در يک خانه نفرين شده و مرگ به خاطر طلسم خانه، از شايعاتی بودند که درباره مرگ او رايج بود. اما پزشک و پليس علت مرگ او را نرسيدن اكسيژن به مغز به‌علت دوش گرفتن در زير آب داغ و پر از بخار گزارش كردند. جسد بروسلی بدون هيچ گونه نشانی از جراحت و يا ضربديدگی در آپارتمانش در هنگکنگ يافت شد.

قبر بروس لي 

تأثير بروس‌لي بر سينماي رزمي

با وجود زندگی کوتاه و بازی در چهار و يا پنج فيلم، بروسلی نقش تاثيرگذاری در ژانر سينمای رزمی دهه 1970 داشت. اين تاثير سالها بعد نيز ادامه داشت به طوری که هنوز سايه او روی بسياری از فيلمهای حادثهای هاليوود مانند ماتريس، ببر خيزران، اژدهای پنهان و باشگاه مبارزه ديده میشود و بسياری از رسانهها در سالگرد ‌مرگ او که در روز 20 ژوئيه 1973 اتفاق افتاد، بخشی از برنامههای خود را به اين شخصيت مشهور دنيای ورزش و سينما اختصاص مي‌دهند.

بروسلی همچنين يکی از عوامل اصلی پيدايش و گسترش سينمای ورزشی هنگکنگی و يا به طور کلی گونه سينمای هنرهای رزمی است. تاثير مستقيم او روی سينمای رزمی و نقش او در محبوبيت ستارههای اينگونه از فيلمها مانند «جت لي»، «جکی چان» و يا «ژان کلود ون دام»، که از او کاملا پيروی میکنند، غيرقابل انکار است. به‌گونه‌اي كه هنوز هم فيلم‌هاي وي طرفداران زيادي داشته و كتاب‌هاي بسياري درباره وي نوشته شده است.

وي كه براي اولين‌بار اقدام به ساخت فيلم‌هاي رزمي نموده و هنر رزمي شرقي را به دنيا معرفي نمود، تحول عظيمي را در سينما ايجاد كرده و منشأ توجه و توليد فيلم‌هاي رزمي ديگر شد. سالها پس از مرگ بروسلی، تهيهکنندگان و کارگردانان هنگکنگی، فيلمهائی کاملا شبيه با فيلمهای او میساختند و از بازيگرانی با ظاهر و فيزيک شبيه او و حتي با نام و تلفظ «بروس‌لی» فقط با تفاوت در املای اسامی، در اين فيلمها استفاده میکردند. ولی هيچ کدام از اين بازيگران ذرهای از شهرت و محبوبيت بروسلی را نمیتوانستند بهدست بياوردند، و فيلمها نيز با موفقيت چندانی مواجه نمیشدند. زيرا در تكنيك‌ها، مبارزات و رفتار بروس‌لي، مردانگي، گذشت و عزت‌نفس به‌وضوح قابل مشاهده بود و حتي ذره‌اي غرور و تكبر در او ديده نمي‌شد. در صحنه‌هاي زيادي از مبارزات او مي‌بينيم كه وقتي سلاح از حريف بدكردار او مي‌افتد، بروس‌لي نيز سلاح خود را بر زمين انداخته و با دست خالي به مبارزه ادامه مي‌دهد. اين برخلاف سينماي خشن غربي است كه با سنگين‌ترين و مخوف‌ترين سلاح‌ها، به جنگ بي‌دفاع‌ترين افراد رفته و آنان را به سادگي و بي‌رحمانه كشتار مي‌كنند.

 

سبك رزمي بروس‌لي

بروسلی علاوه بر بازيگری، طراحی صحنههای رزمی فيلمهايش را نيز به عهده داشت. او در کنار فعاليت در سينما به آموزش به علاقهمندان هنرهای رزمی مشغول بود. وي خود را منحصر به يك سبك نكرده و با فراگيري بوكس چيني و كره‌اي بر مهارت خود افزوده بود. برخلاف تصور و دوبلاژ فيلم‌هاي او، بروس‌لي كونگ‌فو كار نمي‌كرد و در تمرينات و مبارزات خود هيچ يك از ژست‌ها و تكنيك‌هاي متداول در كونگ‌فو را ندارد. شما در هيچ يك از فيلم‌هاي بروس‌لي حركاتي نظير مار و ميمون و درنا را مشاهده نمي‌كنيد. البته اين‌گونه حركات را مي‌توان به وفور در نسخه‌هاي بدلي بروس‌لي (نظير بروس‌لاي) ديد كه تفاوت زيادي با شگردهاي بروس‌لي واقعي دارند.

 نمونه اي از اجراي حركات كونگ فو توسط جت لي

پسر بروس‌لي

پسر بروسلی، براندونلی نيز بازيگر فيلمهای حادثهای بود. براندونلی سر صحنه فيلم کلاغ در سال 1994 به اشتباه توسط يک گلوله شليک شده از يک اسلحه مجروح شد و به علت خونريزی زياد پس از مدتی درگذشت. مر گ او نيز مانند مرگ پدرش شايعات زيادی را در پیداشت.

خانواده بروس لي 

مكث در روانشناسي آموزش

مغز و سيستم عصبي براي ضبط و تحليل اطلاعات جديد، نياز به فرصت دارند. بنابراين آموزش حجم زيادي از مطالب، در عمل ذهن را خسته و فلج كرده و از كارآيي هنرجو مي‌كاهد. يك مربي خوب، ابتدا مطلبي را به هنرجو آموزش داده و بدون آن‌كه وارد جزئيات و اهميت بحث شود، به او فرصت مي‌دهد تا مطلب را بياموزد و با حوصله به انتظار مي‌نشيند تا شاگرد خود به اهميت آن واقف گردد. درصورتي كه هنرجو زمان و انگيزه كافي داشته باشد، در جلسات بعدي با كارايي بهتر در كلاس حاضر شده و با كشف ارزش آن مطلب و آماده بودن ذهن هنرجو، موقعيت مناسب براي ادامه آموزش توسط استاد فراهم مي‌آيد.

مكث نيز جزئي از نت موسيقي بوده و به معناي تمام شدن موسيقي نيست. وقفه و سكوت نيز جزئي از روش تدريس است. يكي از نكات مهمي كه از روانشناسي آموزش يادگرفته‌ام اين است كه براي يادگيري بهتر دو اصل لازم است: وقفه و تكرار. زماني كه هنرجو تكنيك جديدي را مي‌آموزد، پس از مدتي تمرين، علي‌رغم اين‌كه تمام توجه و تلاش خود را به‌كار مي‌برد، نتيجه خوبي نمي‌گيرد. بلكه هرچه بيش‌تر تمرين مي‌كند، تكنيك را خراب‌تر اجرا مي‌كند. پس از گذشت چند روز وقتي دوباره شروع به تمرين مي‌كند، مي‌بينيد كه بهتر از جلسه قبل كار مي‌كند. حتما شما هم اين تجربه را داشته‌ايد.

مقابله با افكار منفي

بروس‌لي مي‌گويد: (ذن در هنرهاي رزمي، ص 118)

ذهن مانند باغي حاصلخيز است كه هرچه در آن بكاريد، رشد خواهد كرد. اين خواست شما است كه گل‌هاي زيبا در آن بكاريد، يا علف‌هاي هرز و مضر. رشد علف‌هاي هرز، گياهان زيبا و باارزش باغ ذهن را پژمرده و نابود خواهد كرد. پس به افكار منفي ذهن خود، اجازه رشد ندهيد. زيرا مانند علف‌هاي هرز، جرأت، شهامت  و اعتمادبه‌نفس شما را خفه كرده و نابود مي‌سازند. من هر وقت كه ترس و افكار منفي به ذهنم نفوذ كرده و آزارم بدهند، آنها را در كاغذي نوشته و مي‌سوزانم. به اين ترتيب، قبل از اين‌كه انها مرا تخريب كنند، من آنها را نابود مي‌كنم.

 

 

 

براي مقابله با «ترس از مبارزه» و تقويت اعتمادبه‌نفس، بايد به‌جاي شكست، هميشه موفقيت را در ذهن خود تجسم كنيد. جملات منفي مانند «من نمي‌توانم» را با جملات مثبتي مانند «من مي‌توانم» عوض كنيد. مطمئن باشيد كه افكار منفي، فقط با توجهات شما رشد مي‌كنند و اگر به آنها توجهي نكنيد، ضعيف و ناچيز خواهند شد.

نام هادي ساعي برروي بزرگترين كشتي اقيانوس پيماي كشور

تهران IranSports.Net_ بزرگترين كشتي كانتيتري اقيانوس پيماي در حال ساخت ناوگان دريايي كشور با نام ايران - ساعي نامگذاري شد. به گزارش شبكه‌اطلاع رساني مانا، اين كشتي بزرگ براي تقدير از خدمات افتخارآميز ورزشي "هادي ساعي" قهرمان تكواندو المپيك در ميادين ورزشي جهان ناميده شده است.

 

اين اقيانوس پيما توانايي حمل شش هزار و ۱۰۰كانتينر را دارد و داراي ۸۲هزار تن ظرفيت، ۳۰۰متر طول و ۴۰متر عرض و آبخور ۱۴/۵متر و سرعت ۲۵ گره دريايي است. كشتي ايران - ساعي از كشتي‌هاي نسل جديد كانتينري جهان است كه قادر است ۱۸هزار مايل دريايي را بدون توقف در آبراههاي بين‌المللي طي كند، اين كشتي هم اكنون تحت موسسه رده‌بندي لويدز آلمان و مجهزترين فناوري پيشرفته بين‌المللي، درحال ساخت است.

به اميد موفقيت هرچه بيشتر هادي ساعي، قهرمان جهان و افتخار ايران

خطر واقعي را بشناسيد

جو هيامز مي‌نويسد: (ذن در هنرهاي رزمي، ص 79)

قبل از اين‌كه شروع به فراگيري هنرهاي رزمي بكنم، به آساني در مقابل مهاجمين، فروشندگان سمج، دلالان و افراد زورگو مرعوب مي‌شدم و معمولاً عكس‌العمل‌هاي افراطي (خشم) يا تفريطي (بي‌عرضگي) از خود نشان مي‌دادم. به‌اين ترتيب با احساس خشم يا بي‌كفايتي، عصباني شده و خود را درگير جدال مي‌كردم. رفتار من در ميدان مسابقه نيز به همين ترتيب بود. يعني در مقابل حريف به‌سرعت هيجان‌زده و غضبناك مي‌شدم و سريعاً واكنش نشان مي‌دادم.

روزي «بروس‌لي» مرا به وسط پاركينگ خانه‌ام برد و خواست كه در حال ايستاده، پايم را بالا بياورم. سپس درحالي كه مرا دور پاي ثابت مي‌چرخاند، دايره‌اي به اندازه دوبرابر طول پايم، دور من كشيد و گفت: «اين دايره خطر تو است» سپس او بيرون از دايره ايستاد و شروع به رقص پا و انجام حملات تهاجمي كرد. من نيز در مقابل او گارد گرفته و آماده مبارزه شدم. بروس گفت: «چرا هيجان‌زده شدي؟ از اين فاصله ممكن نيست كه من بتوانم ضربه دست يا پايي به تو بزنم»

سپس با ادامه حركات خود، پايش را داخل دايره گذاشت. من يك‌بار ديگر هيجان‌زده آماده مقابله شدم. اين بار نيز بروس مرا سرزنش كرد و گفت: «من كه هنوز آن‌قدر به شما نزديك نشده‌ام كه بتوانم صدمه‌اي بزنم. آرام باشيد»

ناگهان بروس به داخل دايره يورش برد و من ناخودآگاه به عقب رفتم. او گفت: «بسيار خوب. حالا شما دايره خطر‌تان را به عقب حركت داديد و فاصله‌تان را با من حفظ كرديد. بنابراين هنوز جاي نگراني نيست و من تهديدي براي شما به‌حساب نمي‌آيم. حالا بگوييد اگر من بيرون از دايره خطر شما باشم، آيا مي‌توان به شما ضربه‌اي بزنم؟» گفتم: «راستش، نه» او گفت: «وقتي حريف در دايره خطر باشد، مي‌تواند به شما ضربه بزند و شما هم مي‌توانيد حملات او را پاسخ دهيد. بنابراين سعي كنيد بي‌جهت عصباني نشده و تا حد امكان فاصله خود را با خطر حفظ كنيد»

 

شما زماني مي‌توانيد حملات حريف را پاسخ دهيد كه وي در دايره عمل‌تان باشد. در غير اين‌صورت ضربات دست و پاي شما به او نخواهد رسيد. لازم نيست بي‌دليل هيجاني و خشمگين شويد و با اجراي تكنيك‌هاي غيرلازم و بي‌هدف، خود را خسته كنيد. تنها واكنش‌هايي را پاسخ دهيد كه واقعاً خطر محسوب مي‌شوند.

هنر شكستن اجسام (Kyukpa)

چهار مهارت اصلي تكواندو كه توسط فدراسيون جهاني تكواندو WTF استاندارد و مدون گرديده است. عبارتند از:

1)      مبارزه            Besides Sparring

2)      فرم                                Form

3)      دفاع‌شخصي          Self Defence

4)      شكستن اجسام          Breaking

 

تكنيك‌هاي شكستن اجسام، جزئي از هنر رزمي تكواندو مي‌باشند كه موجب تبحر و تسلط هنرجو در فنون رزمي مي‌گردند. دقت، سرعت و قدرت، سه اصل مهم در اين تكنيك‌ها مي‌باشند كه يك قاعده كلي در تكواندو است.

شكستن اجسام، يك راه خوب براي نمايش سرعت، قدرت و تمركز است كه بدون زخمي شدن خود و ديگران، بر روي اشياء غيرزنده اعمال مي‌گردد و به ورزشكار كمك مي‌كند تا باور نمايد كه بدن او يك سلاح قوي است.

 

مزاياي تمرينات شكستن اجسام

1)      ورزشكار با اين تمرينات، نحوه اجراي صحيح ضربات را با قدرت، سرعت و نفوذ زياد مي‌آموزد.

2)      ورزشكار مي‌تواند به قدرت واقعي ضربات خود آگاه گردد.

3)      تكنيك‌هاي شكستن اجسام، سبب پيشرفت، آرامش و اعتماد به‌نفس مي‌شوند.

4)      ورزشكار مي‌آموزد كه چگونه بدون آن‌كه آسيب ببيند، تكنيك‌هاي رزمي را اجرا كند.

 

نكات ارائه شده زير بخش‌هايي از كتاب «هنر شكستن اجسام» تاليف خانم سخايي مي‌باشد كه با بررسي عوامل فيزيكي و قواعد علمي، رازهاي نهفته شكستن اجسام را بازگو مي‌نمايد. از اساتيدي كه تجربيات مفيدي در اين رابطه دارند، صميمانه تقاضاي همكاري و تبادل دانش داريم.

عوامل مؤثر در قدرت ضربه

فرمول فيزيكي قدرت ضربه F=M.V/S مي‌باشد كه F در آن نيرو، M جرم ضربه‌زننده، V سرعت و S سطح مقطع تماس مي‌باشد. گلوله مثال خوبي براي تفهيم بهتر اين فرمول است. زيرا از هر سه پارامتر استفاده مي‌كند. مرمي يك فشنگ را تا حدّ امكان سنگين كرده و با استفاده از فلزات سنگيني مانند سرب و يا حتي فلزات بسيار سنگين راديواكتيو، جرم آن را بيش‌تر مي‌كنند. سرعت شليك و حركت گلوله نيز بسيار زياد است. حتي چند برابر سرعت صوت مي‌باشد و تا حدّ امكان با افزايش مقدار و كيفيت باروت، سعي در افزايش اين سرعت مي‌شود. نوك گلوله هم تيز است. يعني سطح مقطع تماس آن كم مي‌باشد. هرچه سطح مقطع تماس كم‌تر باشد، ضربه به داخل جسم نفوذ كرده و آن‌را مي‌شكافد. اكنون به بررسي اين سه عامل در شكستن اجسام مي‌پردازيم:

 

جرم ضربه‌زننده (M)

هرچه جرم ضربه‌زننده بيش‌تر باشد، قدرت بيش‌تري نيز خواهد داشت. فرق چكش با پتك در جرم و سنگيني آن است. به همين دليل، ضربات پا بسيار سنگين‌تر از ضربات دست مي‌باشند. زيرا جرم و وزن بيش‌تري دارند. يك فرد ماهر، با انتقال وزن و مركز ثقل خود بر روي ضربه، مي‌تواند موجب افزايش جرم مؤثر و در نتيجه توليد قدرت بيش‌تر گردد.

 

سرعت (V)

هر جسمي مي‌تواند تا حدّ معيني خم شدن را تحمل كنيد و پس از آن خواهد شكست. اگر شما بتوانيد قبل از اين‌كه جسم فرصت عكس‌العمل را داشته و بتواند به وضعيت قبل خود برگردد، آن را با سرعت به حدّ شكستن برسانيد، موفق خواهيد بود. درغير اين‌صورت صدمه خواهيد ديد. يك بوكسور اگر دستكش مخصوص بوكس را درآورد، دستان او تبديل به سلاحي زخمي و آسيب‌پذير مي‌گردند. هيچ كسي نديده است كه يك بوكسور بتواند در شكستن اجسام موفق شود، مگر اين‌كه رزمي‌كار باشد. تفاوت يك رزمي‌كار و يك بوكسور در سرعت و تكنيك اجراي ضربه مي‌باشد.

 

سطح مقطع تماس(S)

با كاستن از سطح مقطع تماس، نفوذ ضربه بيشتر شده و در مقابل، افزايش آن موجب پخش‌شدن نيرو و كاهش نفوذ مي‌گردد. دقت نمائيد كه ضربات را با مناطق ضربه‌زننده مجاز اجرا نمائيد. براي مثال در ضربات مشت بايد فقط از بندهاي دو انگشت وسط و اشاره استفاده كنيد تا ساير قسمت‌ها آسيب نبينند.

 

زاويه اصابت ضربه

بالاترين راندمان در انتقال نيرو، به هنگام وارد كردن ضربه عمودي بر جسم صورت مي‌گيرد. يك دليل ساده آن، افزايش ضخامت مؤثر در ضربه مورب است. براي مثال اگر ضربه در زاويه 90 درجه (عمودي) بر جسم وارد شود، بايد بر ضخامت 2 سانتي‌متر غلبه كند. اما اگر همين ضربه در زاويه 45 درجه زده شود، بايد بر ضخامت مؤثري در حدود 3 سانتي‌متر غلبه نمايد.

افزايش ضخامت مؤثر جسم، نيروي لازم براي غلبه بر آن را با توان 2 افزايش مي‌دهد. يعني اگر براي شكستن جسم با ضربه عمودي به 40 نيوتن فشار نياز بود، در زاويه 45 درجه، شكستن همان جسم به 90 نيوتن فشار نياز دارد!

 

به همين دليل، در تكنيك‌هاي دست و پا، تاكيد مي‌گردد كه ضربه بايد عمود بر هدف اصابت كند. مانند تكنيك‌هاي «دوليو چاگي» و «مومدوليو باندا دولوچاگي» اما در تكنيك‌هاي دفاعي، بايد دست با زاويه مايل در مقابل ضربه قرار گيرد تا از قدرت نفوذ ضربه بكاهد.

 

 

اگر انتقال توان را در دو بعد يك صفحه (عمودي و افقي) بحث نمائيم، علم مثلثات و ترسيم محورهاي مختصات، كمك شاياني به درك علت افت توان در ضربات مايل مي‌نمايد. دو محور Sin (عمودي) و Cos (افقي) محورهاي اصلي مختصات مي‌باشند كه از 0 تا حداكثر 1 (واحد) قابل اندازه‌گيري مي‌باشند. محور عمودي سينوس، بيانگر ميزان انتقال نيروي ضربه به جسم مي‌باشد كه در زاويه 90 درجه (عمود) به حداكثر خود رسيده و در ساير زوايا مقادير كم‌تري خواهد داشت.

 

همان‌طور كه از دايره مثلثاتي مشخص است، هرچه به زاويه 90 درجه نزديك‌تر شويم، مقدار سينوس زاويه بيش‌تر خواهد بود. كاهش راندمان انتقال توان در حالت مورب، به همراه افزايش ضخامت مؤثر جسم، شكستن آن را بسيار مشكل خواهد نمود و به همين ترتيب در دفاع‌ها قرار گرفتن در زاويه مايل، از قدرت تخريبي ضربه خواهد كاست.

ادامه دارد ...

نكات مهم در دفاع‌‌ها (ماگي)

    يكي از اصول مهم در تكواندو اصل دفاع مي‌باشد كه «ماگي» نام دارد كه از دو كلمه «ما» به معناي دفاع و «گي» به معناي اجرا تشكيل شده است.

    در كل دفاع دست به 3 صورت انجام مي‌گيرد: با «تيغه دست»، با «مچ دست» و با «پاشنه كف دست» و در سه قسمت اصلي بدن اجرا مي‌گردند:

1) آره                      از كمربند به پائين

2) مومتونگ             از كمربند تا استخوان ترقوه

3) الگول                  استخوان ترقوه به بالا

 

 

    توجه كنيد كه دفاع به‌معني سدّ كردن و تحمل ضربه نيست! بلكه بايد با تغيير مسير و نيروي ضربه، از اصابت آن به بدن خود جلوگيري كرده و يا حداقل شدت و سرعت آن كاست. به همين دليل تمامي دفاع‌ها با قسمت‌هاي نرم دست و يك شوك كوبشي، در زاويه‌اي مايل با ضربه قرار گرفته و آن را منحرف مي‌كنند. بنابراين قرارگرفتن در زاويه عمود بر ضربه نادرست و خطرناك مي‌باشد.

يوگا راز جوان زيستن

يوگا از ريشه «يوغ» و به معني از قيد و بند درآمدن بوده و نوعي ورزش براي رسيدن به آرامش و سلامتي است. قدمت يوگا به هزاران سال مي‌رسد اما درس‌ها و تمرينات يوگا حدود 2200 سال پيش، توسط شخصي بنام «پاتانجلي» جمع‌آوري و تنظيم شده است. حركات يوگا با حداقل فشار و فعاليت انجام شده و كاملاً با ورزش‌هايي كه با فعاليت شديد توأم مي‌باشند، متفاوت است. به همين دليل براي تمامي سنين، از نوزاد تا افراد سالخورده، بيمار و سالم قابل اجرا مي‌باشد. تمرينات يوگا موجب مي‌شود كه كليه اعضا و سيستم‌هاي جسمي و روحي بدن، فعاليت طبيعي و بهينه خود را بازيافته و نارسايي‌ها را از بين مي‌برد.

يوگا يک ورزش بسيار مفيد و يکي از تمرينات بسيار مؤثر در پرورش قوه تمرکز است که تأثيرات جسمي و رواني فوق‌العاده عالي دارد. يوگا نه تنها مي‌تواند تأثيرات عالي ورزش را، از نظر جسمي و سلامت در شما ايجاد كند، بلکه در ذهن شما نيز تأثيرات خارق‌العاده‌اي دارد. کساني که يوگا را در برنامه روزانه خود قرار مي‌دهند، عملاً شاهد اين تأثيرات شگرف هستند. کسي که يوگا كار مي‌کند، از توانايي‌هاي ذهني خود بيشتر استفاده مي‌کند. يوگا راهي است که در آن نيروهاي دروني انسان اعم از جسمي، رواني و روحي، پرورش مي‌يابند و پس از شکوفايي بين آنها توازن و تعادل برقرار مي‌شود.

محدود کردن يوگا فقط به يک سري حرکات، از درک نادرست مفهوم آن ناشي مي‌شود. يوگا به معني عميق کلمه، کليه مراحل و روش‌هايي را در برمي‌گيرد که شما را به اين هماهنگي، آرامش و تمرکز مي‌رساند. يوگا تنها يک تمرين براي تمرکز فکر نيست و فايده‌هاي جسمي و روحي بسياري دارد. همين که يوگا موجب آرامش مي‌شود، خود منشأ همه چيز است. رفع اضطراب و استرس، اعتماد به نفس، روحيه شاد، خلاقيت، تناسب‌اندام، زيبايي و جواني تنها گوشه‌اي از فوايد فراوان يوگا است.

         

يوگا را «راز جوان زيستن» مي‌دانند. بسياري از حرکات يوگا چين‌وچروک پوست را از بين مي‌برد و از به وجود آمدن آن هم جلوگيري مي‌کند. حتي يوگا از ريزش مو هم ممانعت مي‌کند. تعداد زيادي از حرکات يوگا براي فعال شدن غدد کم‌کار، بسيار مؤثر است. بيشتر بيماري‌هاي مفاصل مانند آرتروز، با يوگا درمان مي‌شود. انرژي ذهني و هاله را افزايش مي‌دهد و شخص را از جذابيت فوق‌العاده‌اي بهره‌مند مي‌سازد. يوگا تمرين مؤثري در تناسب اندام است و فرد، چه از چاقي فراوان و چه از لاغري مفرط رنج ببرد، يوگا به وي تناسب اندام مي‌بخشد. تمرينات يوگا ماهيچه‌ها را فشرده و سخت نمي‌كند، بلكه موجب استحكام و تعادل آنها مي‌شود و سلامتي جسم و روان به دنبال دارد. يوگا مي‌تواند در درمان كساني كه دچار اختلالات تنفسي (مثل آسم و تنگينفس)، اختلالات گوارشي، ناتوانايي‌هاي يادگيري، اختلالات مربوط به خواب (مثل بي‌خوابي‌ها، بدخوابي‌ها، كابوس ديدن) هستند، نقش موثري ايفا كند.

امروزه دستگاه‌ها و روش‌هاي زيادي ابداع شده و به بازار عرضه گرديده‌اند، كه مدعي سلامتي و از بين بردن ناهنجاري‌هاي بدن مي‌باشند. اما هيچ‌كدام از اين روش‌ها و ابزارها نتوانسته‌اند راه حل جامع، بدون عوارض و قابل اطميناني را ارائه دهند. ورزش‌هاي غربي به هيچ عنوان به اندازه ورزش‌هاي شرقي سودمند و كارآمد نبوده‌اند. زيرا عامل مهم روح و ذهن در آنها ناديده گرفته شده و چندان مورد اهميت قرار نگرفته است؛ و تنها به بعد جسماني، پرورش اندام و قواي فيزيكي توجه نموده‌‌اند. به دليل توجه فنون شرقي به مسئله روح و زواياي پيچيده آن، قدرت و سلامت روحي و جسمي آنان نيز بسيار بهتر و برتر مي‌باشد. به همين دليل غربي‌ها به ديده تعجب و ناباوري به اين سبك‌ها و اساتيد آن نگاه مي‌كنند. يوگا نيز هنري است كه از مشرق زمين نشأت گرفته و دنياي غرب و تمامي جهان، در برابر خواص بسيار عظيم روحي و جسمي آن، سر تعظيم فرود آورده‌‌اند.

                          

يوگا به مفهوم ارتباط و تعادل بين ذهن و جسم است و از طريق تمرينات يوگا مي‌توان هرگونه عدم تعادل و ناهماهنگي بين اعضاي بدن و سيستم دروني را برطرف نمود. اين ناهماهنگي‌ها مي‌تواند جنبه‌هاي متفاوتي داشته باشد، از جمله:

·         ناهماهنگي‌هاي جسماني؛ مثل خميدگي‌هاي اسكلت، گرفتگي‌هاي عضلاني و تقويت رباط‌ها.

·         اختلالات هيجاني؛ مثل انواع اضطراب‌ها، ترس‌ها، پرخاشگري‌ها و افسردگي‌هاي مزمن.

·         اختلالات رفتاري؛ مثل اختلال كمبود توجه و تمركز، بيش فعالي‌هاي دوران كودكي.

·         مشكلات ذهني/رواني؛ مثل كاهش قدرت ذهن، حافظه، استدلال.

 

رد پاي گوساله

روزي در ميان بيشه‌اي قديمي، گوساله‌اي همچون ساير گوساله‌ها به خانه مي‌رفت. در طول مسير خود، همانند روش هميشگي ساير گوساله‌ها، سراسر مرتع را به‌صورت پيچ‌درپيچ و بازي‌كنان طي كرده و هرجا كه علف تازه‌اي مي‌ديد، مسير خود را عوض مي‌كرد.

                                                     

 اگرچه از اين حكايت سال‌هاي زيادي گذشته و آن گوساله نيز تاكنون درگذشته است، اما ردّ پاي به جا مانده در مرتع، اساس حكايتي آموزنده گرديده. زيرا روزهاي بعد نيز همين مسير توسط گوساله‌هاي ديگر طي شد. بعد از آن نيز گله گوسفندي اين تجربه را تكرار كردند و به اين ترتيب، در كنار تپه و سبزه‌زار و در دل بيشه قديمي، راهي به‌وجود آمد كه تا كنون نيز پابرجا است. پس از آن انسان‌هاي زيادي نيز از آن مسير ناصاف و پيچ‌درپيچ كه مسير حركت آن گوساله بود، با زحمت زياد عبور كرده و در حالي‌كه با خشم و غضب ناشي از ناهمواري و طولاني بودن مسير، به كندي حركت مي‌كردند، غرلندكنان به‌فكر مسير بهتري بودند.

                 راه گوساله رو

اين مسير پر پيچ‌وخم به مرور تبديل به جاده‌اي شد كه مردم با زحمت از آن مي‌گذشتند. سال‌ها گذشت و آن مسير، راه اصلي دهكده شد و بدون اين كه انسان‌ها متوجه شوند، آن راه باريك و پر پيچ‌وخم، تبديل به راه پر ازدحامي شد و با تبديل شدن آن روستا به شهر، خيابان اصلي شهر گرديد. هر روز صدها نفر از اين خيابان پيچ‌درپيچ كه بنيان‌گذار آن گوساله‌اي در حال چرا بوده است، عبور كرده و در اثر ترافيك و نادرستي مسير، دچار خستگي و فشارهاي عصبي براي خود و ديگران مي‌شوند.

امروز صدها هزار نفر در مسير گوساله‌اي كه چند قرن پيش ايجاد شده، تردّد مي‌كنند و همه با ناراحتي و غرلند، از طولاني بودن و نادرستي خيابان گله مي‌كنند. خيلي‌ها هم نظر مي‌دهند و انتقاد مي‌كنند، اما ردّ پاي گوساله ديگر به‌راحتي قابل پاك شدن نيست و اين درحالي است كه عبور از اين راه نادرست، موجب از دست رفتن زمان با ارزش كاري (معادل صد سال) از مردم، در هر روز گشته و هزينه‌هاي زياد تصادفات، كنترل ترافيك و داروي اعصاب را بر جامعه تحميل مي‌كند. اغلب انسان‌ها بدون آن‌كه بينديشند كه آيا مسير بهتري وجود دارد، سعي در حفظ روش غلطي دارند كه به آن عادت كرده‌اند. اما مطمئناً درخت پير و سربه‌فلك كشيده كنار جاده كه سال‌ها قبل گوساله را ديده است، دائماً به اين ماجرا مي‌خندد.

 

ردّ پاي گوساله در زندگي روزمره

ظاهراً تمايل به حركت كوركورانه، بخشي از حركت ذاتي انسان‌ها است. به‌طوري كه از طلوع تا غروب خورشيد، بيش‌تر اعمال ما انسان‌ها تبعيت از ردّ پاهاي ناصحيح و بيراهه است. با كمي دقت مي‌توان ردّ پاهاي زيادي را در زندگي روزمره خود ديد.

·         استعمال دخانيات و مصرف جوش‌شيرين نيز از ردّ پاهاي استعمارگر پير جهان است كه ديگر به راحتي قابل پاك كردن نيست ولي هر روز شاهد اعتراضات و گزارشات آسيب‌شناسي زيادي در مورد آنها هستيم.

·         چند دهه است كه با معضل كندن و پر كردن خيابان‌ها مواجه هستيم. چرا بايد هميشه عمليات عمراني خيابان‌هاي شهر در فصل بارندگي انجام شده و مسير عبور مردم تبديل به مرداب گردد؟

·         واقعا چه كسي چاي شيرين را به سفره ما آورده و صبحانه را كه مهم‌ترين وعده غذايي مي‌باشد، به بدترين عادت غذايي مبدل نموده است. چه چيزي در چاي شيرين وجود دارد كه اكثر مردم عادت به هم زدن آن به سبك كودكان دارند؟

 

ردّ پاي گوساله در ورزش 

·        چرا عده زيادي هنوز فكر مي‌كنند كه ورزش صبحگاهي يعني دويدن مسيري طولاني و عرق ريختن؟ در حالي كه قند خون در پايين‌ترين سطح خود بوده و مفاصل بدن پس از استراحت شبانه، خشك است. آيا ديدن اين همه آسيب‌ديدگي و ساييدگي زانو، نبايد ما را به فكر بيندازد؟

·        يكي ديگر از رد پاهاي گوساله، ضرب و شتم هنرجويان تازه وارد به بهانه بدن‌سازي است. درحالي كه حداقل تا سه ماه طول مي‌كشد تا بدن آنها به ورزش عادت كرده و سفت شود!!! البته اين كار در رشته تكواندو وجود ندارد. حداقل تا آنجايي كه من مي‌دانم!

·         و اما يكي ديگر از رد پاهاي رايج، دو سرعتي و طناب‌زدن در زمان نرمش است. يعني در نيم ساعت اول شروع كلاس!!! البته با بهانه‌هايي مانند تقويت نَفَس و ... در حالي كه مي‌دانيم بهترين روش براي تقويت سيستم قلبي‌عروقي، ورزش‌هاي هوازي است نه سيستم اسيدلاكتيك. اما كي مربيان مدعي و به اصطلاح با تجربه از خواب بيدار مي‌شوند، خدا مي‌داند!!!

·        اغلب ديده مي‌شود كه مربيان براي سر وزن رسيدن شاگردان و كاهش وزن قبل از مسابقات، متوسل به شيوه‌هاي مضر و حتي خطرناكي مانند پوشاندن لباس‌هاي پلاستيكي و بادگير و دواندن ورزشكار و يا قرص ادرارآور مي‌شوند! و به اين ترتيب با از دست رفتن آب بدن، (حتي تا سه كيلوگرم كاهش وزن هم ديده شده) موجب كاهش شديد كارآيي بدن و افت توان ورزشكار مي‌گردند. اين درحالي است كه همه در كلاس‌هاي مربي‌گري، كتاب‌هاي تخصصي ورزش و تجربه چندساله خود با مضرات شديد اين روش‌ها آشنا شده‌اند.

  

از دست رفتن 2 درصد مايعات بدن (معادل 5/1 ليتر براي يك فرد 70 كيلوگرمي) حدود 20 درصد از توان جسمي ورزشكار را كاهش مي‌دهد!

(كليدهاي رژيم غذائي و تغذيه ورزشكاران ويژه مربيان، دكتر سيدحميدرضا نقوي، سازمان تربيت‌بدني، ص16)

 

وقتي هم كه از اين مربيان پرمدعا و از خود راضي سوال مي‌شود كه چرا اين كار را مي‌كنيد؟ مي‌گويند در فلان مسابقه، مربي فلان تيم مطرح هم همين كار را مي‌كرد!!! اين هم يك ردّ پاي ديگر!

·         و البته ده‌ها رد پاي ديگر وجود دارند كه بايد اصلاح شوند و در جاي خود به آنها اشاره خواهد گرديد. اگر شما هم روش‌هاي غلط رايجي را مي‌شناسيد با ذكر راه حل آن براي ما بنويسيد. سپاسگذاريم.

بيماري توجيه و بهانه تراشي

افراد ناموفق هميشه گرفتار يك بيماري فلج‌كننده هستند كه انديشه‌هاي آنان را سركوب مي‌كند. نام اين بيماري «بهانه‌تراشي» است. همه افراد متوسط، نوع خفيف اين بيماري را دارند و بيش‌تر افراد ناموفق، نوع پيشرفته آن را. «بهانه‌تراشي» مشخص‌كننده تفاوت بين افراد فعال و موفق و كساني كه به‌شكل رقت‌انگيزي به روش‌هاي غلط خود ادامه مي‌دهند و دائم نگران و مضطرب هستند، مي‌باشد. هرچه فرد موفق‌تر باشد، كمتر عذر و بهانه مي‌آورد.

 

اگر کسي بخواهد کاري را انجام دهد، حتماً راه آن را پيدا خواهد کرد,

و اگر نخواهد، حتماً بهانه آن را پيدا خواهد کرد.

 

اغلب مديران، نويسندگان، فرماندهان و رؤساي جمهور، ضعف‌ها و ناكاني‌هاي خود را با بهانه‌تراشي پنهان مي‌كنند و بيماري، نداشتن تجربه يا تحصيلات كافي و يا عدم همكاري ديگران را به‌عنوان دليل برمي‌شمرند. رؤساي جمهور آمريكا بزرگ‌ترين دروغ‌گويان به جامعه بودند. «ترومن» بهانه نداشتن تحصيلات دانشگاهي را مي‌گرفت و «كندي» جوان بودن و تجربه كم خود را دستاويزي براي توجيه اشتباهات خود كرده بود.

هنگامي كه فرد ضعيف، بهانه مناسبي براي كار نكردن خود يافت، به آن متوسل مي‌شود و با تكيه بر آن عدم موفقيت خود را براي خود و ديگران توجيه مي‌كند. به اين ترتيب هربار كه به بهانه‌اي متوسل مي‌شود، آن بهانه در ذهن ناخودآگاه او نقش عميق‌تري بسته و كم‌كم خودش هم باورش مي‌شود كه واقعاً همين‌طور است! انديشه‌هاي ما، چه مثبت و چه منفي، با تداوم و تكرار تقويت و تغذيه مي‌شوند. توجيه و بهانه‌تراشي هم يك ذهنيت تضعيف‌كننده و منفي است كه فرد با توسل به آن، به‌خود مي‌قبولاند كه «نمي‌تواند» و براي اثبات اين مطلب، شرايطي را ايجاد مي‌كند تا حرف خود را ثابت كند.

«من نمي‌تونم! چون حالم خوش نيست!»، «آخه نميشه! من كه بلد نيستم!»، «من ديگه براي اين كارها پير شدم! اين كار جون‌ترهاست!» چقدر از اين بهانه‌ها شنيده‌ايد؟ با چندين نفر در باشگاه برخورد كرده‌ايد كه حتي زحمت يك‌بار امتحان كردن تكنيك را به خود نمي‌دهند و با نگراني مي‌گويند: «استاد نمي‌تونم!» يكي از دوستان مقاله جالبي را كه دو صفحه بيش‌تر نبود، براي مطالعه از من گرفت تا براساس آن تحقيق دانشگاهي خود را بنويسد. دو هفته بعد كه او را ديدم گفت: «خيلي گرفتار بودم، هنوز فرصت نكردم مقاله را بخوانم!» با تعجب پرسيدم: «يعني واقعاً در اين دو هفته حتي 5 دقيقه هم فرصت نداشتي؟ چطور براي تماشاي تلويزيون، خواب و يا تخمه شكستن وقت پيدا مي‌شود، ولي براي اين كارهاي مهم وقت نيست؟»

اگرچه اين بيماري در حالت‌هاي گوناگوني پديدار مي‌گردد، اما خطرناك‌ترين نوع آن، بهانه بدشانسي، نداشتن هوش و نبوغ، فقدان تندرستي و يا سن مناسب است. تاريخ پر است از شرح حال كساني كه عليرغم «كودن» ناميده شدن، به دانشمندان بزرگي مبدل شده‌اند. حتماً زندگي‌نامه اديسون و يا انيشتين را شنيده‌ايد. يا انسان‌هايي كه علي‌رغم نقص جسماني، فلج، نابينايي و يا ناشنوايي، منشأ تحولات بزرگي در جامعه شده و نام خود را براي هميشه در تاريخ ثبت نموده‌اند. بنابراين مرحله اول برنامه موفقيت شما اين است كه خود را در برابر بيماري توجيه و بهانه‌تراشي، واكسينه كنيد. از همين حالا استفاده از كلمات «نمي‌توانم»، «نمي‌شود»، «شانس ندارم» و هرگونه توجيه ديگر را در بيان خود كنترل كنيد. به خودتان برچسب نزنيد و توانايي‌هاي خود را دست‌كم نگيريد. انسان‌هاي موفق به‌هيچ وجه خارق‌العاده نيستند. موفقيت آنها نيازمند هوش برتر و يا هيكل قوي نبوده و به بخت‌واقبال هم متكي نبوده‌اند. آنها فقط كساني بودند كه خود را دست كم نگرفتند و از اعتمادبه‌نفس بيش‌تري برخوردار بودند. توجيه نشانه ضعف است و انسان ضعيف را به وادي موفقيت راهي نيست! اگر ثروتمندترين مردم باشيد، خوش‌قيافه و زيبا شويد، يا بهترين اندام و استيل را داشته باشيد، فرد خوشبخت و موفقي نخواهيد بود مگر اين‌كه احساس ضعف و زبوني را از خود دور كرده و با كمال اعتمادبه‌نفس، مسئوليت كارهاي خود را برعهده بگيريد. هيچ‌كس در بازار با يك ميلياردر بي‌اعتبار و ضعيف‌النفس معامله نمي‌كند، مگر اين‌كه بخواهد سر او كلاه بگذارد. پس به شخصيت خود احترام گذاشته و خود را ضعيف نشان ندهيد.

بهترين روش مديتيشن

بهترين تمركز فكر را مي‌توانيد درحالت نماز خواندن به‌دست آوريد، زيرا حالت روحاني و جايگاه مقدس نماز، انرژي‌هاي كيهاني را بهتر و بيش‌تر به‌طرف ما هدايت مي‌كند. معني و مفهوم حقيقي مديتيشن، پناه گرفتن در نام و شخصيت متعال خداوند است. در موقع نماز خواندن اگر آهسته، عميق و آرام تنفس كنيد و با حالت ريلكس و آرامش كامل نماز بخوانيد و در خلاء كامل فكري به‌سر بريد. مستقيماً به عالم روشنائي متصل مي‌شويد.  وقتي كه نمازتان را خوانديد، به حالت سجده برويد و مهر را در پيشاني و وسط دو ابرو قرار دهيد (در قسمت چشم سوم) و بعد تمركزتان را به آن نقطه معطوف كنيد. براي تمركز بيشتر در اين حالت ذكر بگوئيد. در هر تمركز 100 بار ذكرتان را تكرار كنيد.

بهترين زمان تمركز را مي‌توانيد در صبح زود حدود ساعت 4 انجام دهيد (3 الي 7 صبح).  در اين ساعت به‌خاطر سكوت، فكر روشن و آرامي پيدا مي‌كنيد و يك جريان نافذ روحاني به شما مي‌رسد. همة يوگي‌ها، خردمندان، حكيمان و عرفا در اين ساعات روي ذكرهاي مقدس خداوند تمركز انجام مي‌دهند، اين تمركز به‌صورت امواج و ارتعاشات روحاني به تمام دنيا فرستاده و پخش مي‌شوند و شما هم مي‌توانيد از ارتعاشات روحاني آنها سود ببريد. اگر عبادات (دعا، ذكر، تمركز) خود را در اين ساعت شروع كنيد، ديگر احتياج به كوشش زيادي براي تمركز فكر نداريد. سكوت آن ساعت و ارتعاشات روحاني، شما را خود به خود به حالت مديتيشن عميق مي‌برد. وقتي كه به تمركز ذكر و ياد خداوند نائل گشتيم، شاد مي‌شويم. در واقع در وجود خدا غرق مي‌شويم (عشق به خدا). تنها در اين‌صورت است كه مي‌بينيم، مي‌شنويم و حس مي‌كنيم. رسيدن به معبود،  تكامل حقيقي است.

كاربرد مديتيشن در ورزش

مديتيشن (Meditation) در فرهنگ لغت به معني مراقبه، تفكر و پرهيزگاري است (واژه‌نامه روانشناسي، محمدنقي براهني) تكنيك‌هاي مديتيشن باعث مي‌شوند كه بدن، ذهن و احساسات بتوانند به سهولت به هماهنگي و تمركز برسند. تكنيك‌هايي كه باعث خالي شدن ذهن از محتويات زندگي گذشته و يا آرزوهاي آينده و سموم جسمي است. چرا كه ذهن شلوغ و سرگردان، هرگز نمي‌تواند در مسائل مختلف تمركز لازم را براي ارتقا توانايي‌هاي خود، و اتحاد با دو بعد جسماني و روحاني، ايجاد نمايد. همان‌طور كه قبلاً گفته شد، تمرينات مديتيشن موجب آرامش، سلامتي و طول عمر انسان مي‌گردند.

مديتيشن نوعي آگاهي از خويشتن واقعي و حقيقت زندگي است كه به فرد كمك مي‌كند تا از اين قدرت‌ها به نحو صحيح استفاده كند و از آن در جهت تسلط بر نفس خويش و جهان اطراف استفاده نمايد. يكي از رازهاي نهفته در مديتيشن، شناختن و  تقويت انرژي نهفته در انسان است. اين انرژي معمايي در هفت نقطه به موازات ستون فقرات از پائين‌ترين قسمت كمر (زيرنشيمن‌گاه) تا بالاي سر قرار دارد. آزاد شدن انرژي اين مناطق كه خود بستر آگاهي‌هاي متعدد محسوب مي‌شوند، سبب بروز قدرت‌هاي غيرمتعارف مي‌گردد و اساتيد اين فن، با دست‌يابي به اسرار و رموز اين نيروها در بدن و پرورش رواني آنها، توانسته‌اند به اعمال اعجاب‌انگيزي دست بزنند.

يكي از روش‌هاي مديتيشن، TM يا «مديتيشن متعالي» (Transcendental Meditation) است كه باعث افزايش لطافت انسان، توجه و احترام نسبت به خود، هستي و خداوند مي‌گردد. وقتي كه هيچ كار بدني و ذهني نمي‌كنيد و تمام فعاليت‌هاي شما متوقف شده است، زمان مناسبي براي تمرين مديتيشن است. هيچ كاري را حتي براي يك لحظه هم انجام ندهيد، تمركز كنيد و كاملا آرام باشيد. زماني كه مهارت لازم را كسب كرديد، مي‌توانيد به هر مدتي كه دوست داريد در آن وضعيت بمانيد. حتي مي‌توانيد تمام بيست‌وچهار ساعت روز را هم در آن حالت باشيد. به اين صورت پي مي‌بريد كه وجود شما مي‌تواند در يك حالت آرام و بدون تنش و اضطراب قرار بگيرد. بعدها مي‌توانيد در حالت مراقبه شروع به انجام كاري بكنيد، بدون اين‌كه در هشياري به وجود آمده، خللي وارد شود. بنابراين مديتيشن در حالت كار و فعاليت زندگي روزمره نيز امكان‌پذير است و معني آن اين نيست كه حتما بايد از زندگي و فعاليت‌هاي آن گريزان شويد. زندگي و تمرينات شما با فعاليت و انرژي زياد، لذت و خوشي فراوان،  پاكي و قداست بيش‌تر و آگاهي و خلاقيت ادامه مي‌يابد.

مديتيشن كاربرد بسياري را در افزايش تمركز فكر، خلاقيت، هماهنگي كاركرد عصبي و عضلاني، آرامش روحي و سرعت تصميم‌گيري (مخصوصاً در تنگي زمان) دارد. مديتيشن در ورزش قهرماني به عنوان دوپينگ رواني محسوب مي‌شود. شخص از طريق تمرين ياد مي‌گيرد چگونه انرژي محدود خود را به درستي مصرف كند و چگونه در طول تمرين و مسابقه از آن استفاده نمايد. همچنين مديتيشن درست تنفس کردن را به ما مي‌آموزد. عاملي که براي تقويت قدرت مغز ضروري است.

خداپرستي بدون خدا

ساختن و صيانت نفس كه هر تمدني خواهان آن است، در دل خود نطفه تخريب نفس را حمل ميكند. خواست چنين تخريبي به شيوههاي گوناگون از كنشهايي چون بازي و رقص و جشنهاي كارناواليستي و ورزشهاي مهيج گرفته تا مصرف الكل و موادمخدر و در حادترين شكلاش خودكشي، تجلي مييابد.

عبارات نقل شده برگرفته از يكي از انبوه كتابهايياند كه به «معنويت»، «آرامش»، «يگانگي دروني» و «به خود رسيدن» و غيره ميپردازند و امروزه به وفور در شكلهاي بسيار متنوع، چه ترجمه و چه تأليف، با طرح جلدهايي رنگارنگ و نوعاً مملو از طرحهايي چون مرشدي هندي با تسبيح و تني نيمه عريان، منظره غروب خورشيد، درياي بيكران، نور درخشنده، نقشهايي از ماندالاها، با تيراژهايي بالا و اكثراً چاپ دهم و دوازدهم در بازار يافت ميشوند. مولفان اين كتاب ها را اغلب انواع «سوامي»ها (لقبي هندي براي استاد يا حضرت) تشكيل ميدهند كه معروفترينشان در ايران سوامي موكتاناندا، سوامي ساتياناندا و سوامي ساتچيت آناندا هستند. البته به اين فهرست بايد «كريشنا مورتي» و اين آخري يعني «اشو» را هم افزود.

    سوامي اشو   مراسم سوزاندن جسد اوشو   سوامي چيداناندا   سوامي داياناندا

 

كمابيش تمام اين «روشن بينان» مهاجرتكردگان به غرب هستند و معروفيت آنها نيز مديون شرايطي است كه به نظر ميرسد فقط در غرب فراهم باشد. سنت شرقشناسي و شرقگرايي در غرب به سده نوزدهم ميرسد. در آغاز، دستاوردهاي اين سنت بيشتر براي متخصصان و خواص، گيرايي و اهميت داشت و بعدها، به‌خصوص پس از دهه شصت قرن بيستم و در آمريكا بود كه به نحو گستردهاي همه‌گير شد. اين «شرق» البته بيشتر همان شرق دور و آيين هندوئيسم و بوديسم است. موج معنويتگرايي عامهپسند در غرب، به جز برخي ريشههاي مسيحياش، در اصل خوراك خود را از آموزه هاي بوديستي ميگيرد (تاثير سنت پروتستان را نبايد ناديده گرفت. معنويتگرايي عامهپسند مسيحي اغلب در همين سنت نمود پيدا كرده است كه زمينهساز آن، فردگرايي ديني پروتستانيسم و تقليل دادن ديانت به ايمان در اين سنت بوده است). بررسي شاخه بزرگي از كتابهاي معنويتگرايي عامهپسند، نيازمند درك برخي امكانهاي دروني بوديسم و كردار يوگا است. نيچه در اواخر سده نوزدهم نكته جالب و روشنگري درباب بوديسم در قياس با مسيحيت به عنوان يكي از اديان ابراهيمي و نمونه دين «تمدنساز» به دست داده است. او مسيحيت و بوديسم را اديان نهيليستي و از اين حيث خويشاوند ميداند. ولي آنچه مهم است تمايز بنياديني است كه بين اين دو مي نهد. تمايزي كه قادر است اقبال انسان امروزي به معنويتگرايي عامهپسند (يا خداپرستي بدون خدا) را توضيح دهد. در كتاب ضدمسيح يا دجال (۱۸۸۸) مينويسد: «بوديسم هزار بار واقعگراتر از مسيحيت است... بوديسم پوزيتيويستي‌ترين ديني است كه تاريخ به ما نشان داده است... او ديگر نه از «نبرد با گناه» بلكه، با اداي حق واقعيت، از «نبرد با رنج» سخن مي‌گويد. او... خودفريبي مبتني بر مفهوم اخلاق را پيش‌تر كنار گذاشته است. به زبان من، جايگاه او فراسوي نيك و بد است.» و جلوتر مي‌نويسد: «اروپا هنوز براي او [بوديسم] پخته و بالغ نيست... بوديسم ديني است براي خاتمه و خستگي از تمدن.»

اين خستگي همان ناخوشايندي‌هايي است كه فرويد به فرهنگ و تمدن نسبت ميدهد. اخلاقيات مسيحي مبتني بر «احساس گناه» و تحميل آن بر فرد، در خدمت حفظ و صيانت همين تمدن است. تمدني كه الزامات آن، «رنج» ميآورد.

به نظر ميرسد عصر حاضر براي بوديسم «پخته و بالغ» شده باشد. اقبال گسترده به انواع يوگا و مديتيشن و تكنيك‌هاي كسب آرامش، كه همگي برخاسته از سنت بوديسم (با شعار «نبرد با رنج»)‌اند، گواهي است بر اين «بلوغ». بوديسم عاري از بسياري مفاهيمي است كه شالوده اديان ابراهيمي را تشكيل مي‌دهد: گناه، خداي متشخص، ايمان و غيره. اين امر وجهي از جاذبه بوديسم براي انسان امروزي خسته از «مفاهيم بزرگ» است. پوزيتيويسمي كه نيچه از آن حرف مي‌زند، امروزه در قالب انواع تكنيك‌هاي يوگا و مديتيشن تجلي يافته است. كلاس‌ها، دوره‌ها و انبوه كتاب‌هايي كه درباره يوگا و مديتيشن وجود دارد، همگي حاوي فنون و كردارهاي مشخصي‌اند كه معمولاً دعوي «علمي بودن» دارند. در اينجا ديگر حرف از «ايمان» به امر رازورانه نيست. «اشراق» و تعالي نفس همگي به ياري ممارست در كنترل تنفس و انجام مستمر برخي تكنيك‌ها كه گاهي رنگ «آئين» به خود مي‌زنند، تحقق مي‌يابد.

ورزش دختران

بسياري از دختران جوان و نوجوان، کمترين فعاليت را دارند و از ورزش و نيازهاي تغذيه‌اي خود غافل هستند. اين امر ضايعات جبران‌ناپذيري را براي آنان به بار مي‌آورد. اغلب دختران جوان دچار كمبود آهن و كلسيم هستند. به همين دليل، كم‌خوني و نرمي مفاصل و استخوان‌ها در آنها شايع مي‌باشد. بر اساس آمار ارائه شده از سوي اداره آموزش‌وپرورش، تنها ۲۰ درصد دختران دبيرستاني، ميوه و سبزي‌جات در روز مصرف مي‌کنند. مطالعات انجام شده بيان‌گر اين امر است که فقر آهن حتي در مقادير كم، مي‌تواند منجر به كسب نمرات پائين در دروس تحليلي مانند رياضيات شود. اين عامل يكي از علل برتري پسران در دروس رياضي است.

ورزش همراه با تغذيه صحيح، کمک مي‌کند که استخوان‌ها، عضلات و مفاصل قوي شده و وزن و فشارخون کنترل شوند. ورزش دختران جوان، عاملي مهم در پيشگيري از پوكي استخوان و شکستگي لگن در سنين بالا مي‌باشد. ضمن اين‌كه بر جرأت و چالاكي آنها مي‌افزايد. زنان ورزشكار، عكس‌العمل و توانايي بسيار بهتري در مواجهه با خطرات، بحران‌ها و حوادثي چون زلزله از خود نشان مي‌دهند. بنابراين لازم است خانواده‌ها دختران خود را به شركت در ورزش‌هاي گروهي و پرتحرک تشويق نمايند.

خواص خرما

خرما يك جانشين مناسب براي مواد قندي و شكر محسوب ميشود. به علاوه، يك درمان مناسب براي عارضه خستگي مزمن و نيز كساني كه از آنمي (كم خوني) رنج ميبرند، به حساب ميآيد. انواع متنوع خرماي خشكشده غني از آهن هستند. به علاوه، تمام انواع آن داراي حجم زيادي فيبر بوده و يك منبع غذايي از نظر پتاسيم به حساب ميآيند.

راهنمای تغذیه سه روز قبل از مسابقات

هيچ ماده غذايي وجود ندارد که بتوان در روز يا ساعات قبل از مسابقه مصرف نمود، تا بتواند عادات غذايي غلط را جبران کند. همان‌گونه که رسيدن به بالاترين ميزان آمادگي جسماني، ماه‌ها زمان مي‌برد، رسيدن بدن به وضعيت مطلوب تغذيه‌اي نيز ماه‌ها طول مي‌کشد. تغذيه مناسب در طول زمان تمرين به شما کمک خواهد کرد که سخت‌تر تمرين کنيد، حجم عضلات را افزايش دهيد و ذخاير انرژي مورد نياز براي بهترين کارآيي در رقابت را اندوخته نماييد. رعايت اصول صحيح تغذيه منحصر به شب مسابقه نيست. شما بايد مدت‌ها قبل از مسابقه، يك برنامه‌ريزي درست براي اين امر داشته و به غذاي قبل از مسابقه، به عنوان آخرين مرحله از آن برنامه نگاه کنيد.

اغلب افراد در صورتي‌که نزديک به فعاليت شديد غذا بخورند، مبتلا به گرفتگي و کرامپ‌هاي معده مي‌شوند. نوع و حجم غذاي مصرفي پيش از مسابقه، به عادات غذايي ورزشكار و زمان برگزاري مسابقه، بستگي دارد. برخي از ورزشکاران دوست دارند غذاي کم‌حجمي بخورند تا معده و اعصاب خود را آرام کنند. در حالي كه تعدادي ديگر، احساس ضعف و بدحالي پيدا مي‌كنند. تجربياتي كه طي ماه‌ها تمرين به‌دست آورده‌ايد، كمك مي‌كند تا بهترين برنامه و نوع غذا براي خود بيابيد. البته اين امر نياز به آزمون و خطا دارد. بنابراين اجازه ندهيد تا آخرين روزهاي قبل از يک مسابقه بزرگ، اين تجربه‌كردن‌ها وقت شما را بگيرند.

به طور كلّي، پروتئين و چربي کندتر از كربوهيدرات جذب مي‌شوند. بنابراين غذاهاي محتوي پروتئين و چربي بايد با فاصله بيشتري از مسابقه مصرف گردند. هضم غذاهاي پرحجم نيز زمان زيادي طول مي‌کشد، حال آن‌که غذاهاي کم‌حجم و مايع، سريع‌تر هضم مي‌شوند. براي آن‌که بهترين کارآيي را داشته باشيد، لازم است که به‌خوبي مايعات دريافت کنيد. تمام وعده‌هاي غذايي قبل از مسابقه، بايد محتوي ميزان زيادي نوشيدني به خصوص آب يا شربت ميوه، براي بارگيري قند طبيعي ميوه (فروكتوز) باشند.

خواص کشمش

كشمش يا انگور خشك شده براي تقويت طبيعي انرژي فوق‌العاده است. 100 گرم كشمش شامل حدود 70 گرم ساكروز، گلوكز و فروكتوز طبيعي است. (همگي جزو مواد قندي و كربوهيدرات هستند). اين ميوه براي افرادي كه از عارضه خستگي مزمن رنج مي‌برند، ايده‌آل است و نيز براي كساني كه نياز به انرژي بيش از حد نرمال دارند، مانند ورزشكاران و قهرمانان، صخره نوردها و دونده‌ها، منابعي عالي محسوب مي‌شود.

كشمش غني از آهن است. 100 گرم كشمش شامل بيش از 25% مواد لازم توصيه شونده در يك روز براي زنان است. همچنين، فيبر زيادي در آن وجود دارد كه به كاهش كلسترول و بهبود عملكرد روده‌ها كمك مي‌كند. در كنار آن، از پتاسيم مي‌توان نام برد كه موجب كاهش فشار خون و جلوگيري از دفع مايعات بدن مي‌شود. همچنين سلنيوم در كشمش وجود دارد كه براي پوست عالي است. به علاوه، در كشمش مقادير كمي از ويتامين A و مقادير مناسبي ويتامين B يافت مي‌شود. چون اين ماده غذايي غني از كالري است، براي كساني كه مبتلا به افسردگي، دلشوره و تشويش و مشكلات عصبي هستند، بسيار مناسب است. بنابراين بسياري از مربيان كشمش را به عنون يك غذاي كامل و به اصطلاح (دوپينگ) مي‌شناسند.

عقيده خوبي است كه هميشه كشمش خريداري شده از سوپر ماركت را قبل از مصرف بشوريد. چرا كه ممكن است شامل سولفور و روغنهاي معدني باشند.

دوپینگ

دوپينگ از واژه هلندي Doop به معني «غسل تعميد آيين مسيحي» گرفته شده و عبارت است از افزايش سطح عملكرد ورزشي به شكل مصنوعي و با استفاده از داروهاي نيروزا. كاربرد واژه دوپينگ، كمتر از صدسال قدمت دارد. مثال برجسته استفاده از اين مواد در بازيهاي المپيك 1988 سئول نمايان گشت. هنگامي كه مدال طلاي «بن جانسون» دونده كانادايي و دارندة ركورد جهاني 100 متر، به خاطر مصرف استروئيدهاي آنابوليك بازپس گرفته شد. نخستين مورد مرگ در اثر مصرف دارو در سال 1886 ميلادي، در يك مسابقه محلي دوچرخه‌سواري اتفاق افتاد و مرگ «كورت انمار جانسون» دوچرخه سوار دانماركي در المپيك 1960 رم در اثر مصرف آمفتامين، نيز خبري تكان‌دهنده‌اي براي جهان ورزش بود. مرگ «‌لين بياس» ستاره بسكتبال دانشگاه مريلند آمريكا و «دان راجرز» فوتباليست آمريكايي در سال 1986 بر اثر «اسيد وزلاكتيك» ناشي از دوپينگ بوده است.

آنچه عامل رشد اين معضل شده، نگرش غلط به ورزش است. ورزش قهرماني يك تجارت بزرگ است و احتمالاً يكي از بزرگترين صنايع رشد يافته در قرن حاضر مي‌باشد. منسوجات وابسته، توليدكنندگان كفش و وسايل ورزشي، تأمين‌كنندگان تسهيلات (نظير ساختمان‌ها) و صاحبان صنايع نو و جديد، به هيچ‌وجه مايل نيستند كه عقربه‌هاي ساعت‌شان در جهت عكس حركت كند. عصر سوداگرايي تفاوت بزرگي را ايجاد كرده است، عده زيادي به ورزش به عنوان شغلي با درآمد بالقوه و فوق‌العاده نگاه مي‌كنند. بسياري هم اصرار دارند كه ورزش در دنياي امروز نقش جنگ (مبارزه) را به عهده گرفته است و ميادين المپيك، صحنه‌هاي جنگ و كارزار است. بنابراين ممكن است كه قوانين جنگ را به‌كار برده و هر چيزي كه به سمت حمايت و پشتيباني از پيروزي گام بردارد، مطلوب و پسنديده بدانند. جاي شگفتي نيست كه بعضي با فلسفه پيروزي با هر قيمتي، از روش‌هاي نادرست استفاده كنند كه نابودي خود و اعتياد دارويي را به‌دنبال دارد. اما در حقيقت، اين‌كه فكر كنيم داروها تنها راه بهبود پتانسيل كاري هستند بسيار اشتباه است. زيرا راندمان شخص را برنامههاي تمريني جسمي، شرايط رواني مناسب و رعايت مسائل تغذيهاي، افزايش ميدهند.

مصرف دارو براي افزايش و بالا بردن كارآيي در ورزش مسئلة جديدي نيست. در بازي‌هاي يونان باستان، كساني كه از ميان رژيم‌هاي غذايي خاص، از تركيبات افزايش‌دهنده كارآيي استفاده مي‌كردند گناه‌كار شناخته مي‌شدند. در طول تاريخ، بسياري از داروهاي گياهي و صنعتي براي افزايش توانايي جسمي و ورزشي مورد استفاده قرار گرفته‌اند و هر كدام پس از مدتي به‌خاطر عوارض جانبي مختلف كنار گذاشته شده‌‌اند و هنوز اكسير مؤثر و بي‌خطري پيدا نشده است. برخي ورزشكاران از حدود 40 سال پيش، از هورمون‌هاي جنسي مردانه و مشتقات آنها براي نيروزايي استفاده مي‌كرده‌اند كه امروزه بسياري از آنها دچار عوارضي مانند سرطان كبد و ناتواني جنسي شده‌اند. اخيراً داروهاي جديدي مورد استفاده بعضي ورزشكاران قرار مي‌گيرد كه هنوز حتي اثر بخشي آنها در افزايش نيروي جسمي مورد مطالعه علمي قرار نگرفته است. كميته بين‌المللي المپيك استفاده از بسياري داروها را ممنوع كرده است و آزمايشات متعددي براي اطمينان از اين امر بر روي ورزشكاران رقابت‌هاي رسمي انجام مي‌دهد.

خواص درماني عسل

عسل نه تنها يك غذاي كامل، بلكه اكسيري پرارزش است كه سال‌هاي سال به عنوان دارو براي درمان بيماري‌ها استفاده شده است و حاوي حداقل ۸۰ ماده مفيد براي انسان است كه از اين لحاظ هيچ ماده غذايي در جهان ياراي رقابت با آن را ندارد. عسل تأثير بسيار مهمي روي عضلات قلب و تحريك و تقويت آن دارد و فشار خون را تنظيم و از سكته قلبي جلوگيري مي‌كند.

ابوعلي‌سينا درباره خواص عسل در كتاب معروف «قانون در طب» مي‌نويسد: «عسل دستگاه‌هاي دروني بدن را تقويت، نيرو را زياد و اشتها را باز مي‌كند. عسل جواني را جاودان و حافظه را نيرو مي‌بخشد. عسل در محو زخم‌هاي چركين و ريشه دار مؤثر است و به درمان آنها كمك مي‌كند، تاريكي ديد را مي‌زدايد و بهترين درمان عفونت‌هاي لثه است. همچنين دردهاي شكم، سرفه، مارگزيدگي، اختلالات تنفسي و دردهاي مفصلي را تسكين مي‌دهد.»

كاربرد عسل در التيام زخم‌ها به مصر قديم برمي‌گردد. عسل مي‌تواند به درمان زخم‌هايي كه التيام نمي‌يابند، كمك كند. محققان در پي يافتن دلايل علمي خواص ضد باكتري آن، دريافتند كه عسل از رشد باكتري‌ها مي‌كاهد، حتي باكتري‌هايي كه در برابر آنتي‌بيوتيك‌ها مقاوم هستند. برخي از شركت‌هاي داروسازي اقدام به ساخت تيوپ‌هايي محتوي عسل و باندهاي آغشته به عسل براي مداواي زخم‌ها نموده‌اند.

مطالعات و تحقيقات «رزكوپر» ميكروبيولوژيست و همكاران وي در دانشگاه ولز در كارديف نشان مي‌دهد، غلظت عسل هنگامي كه بر روي زخم‌ها و جراحات ماليده مي‌شود، از ورود هوا به درون زخم جلوگيري مي‌كند و چگالي بالاي آن رشد باكتري‌ها را كاهش مي‌دهد. شواهد جديد نشان مي‌دهد عسل داراي خواص ديگري نيز هست كه باكتري‌ها را از بين مي‌برد. عسل به هنگام رقيق شدن، پِرُاكسيد هيدروژن را تشكيل مي‌دهد كه از بين برنده باكتري‌ها بوده و در تميز كردن زخم به كار مي‌رود.

آندره آنلسون، محقق دانشگاه يورك بريتانيا كه بر روي زخم‌هاي مزمن كار كرده است با اين امر موافق است كه براي متقاعد كردن پزشكان شكاك، بايد آزمايش‌ها و مشاهدات باليني انجام شود تا اين پزشكان به معجزه عسل در درمان زخم‌ها پي ببرند. زخم‌هاي عفوني موجب ايجاد درد مي‌شوند و بستري شدن بيمار به مدت زياد در بيمارستان نيز بسيار هزينه بر است. معالجه اين جراحات و زخم‌ها تبديل به يك مشكل عمده شده است. زيرا استفاده دراز مدت از آنتي بيوتيك‌ها مي‌تواند منجر به ايجاد گونه‌هاي مقاوم از باكتري‌ها شود. به همين علت معالجات جايگزين طبيعي در حال كشف و بررسي است. اين معالجات شامل كاربرد عسل و لارو درماني (كرم مگس) Larval therapy است كه در آن لاروها بر روي زخم‌ها گذاشته مي‌شوند تا بافت‌هاي مرده را بخورند و باكتري‌ها را نابود كنند.

ساليان دراز است كه عسل براي معالجه جراحات و سوختگي‌ها به‌كار مي‌رود. خصوصيات معجزه‌آساي عسل آن را به اكسيري باارزش براي درمان بيماري‌ها مبدل ساخته است. در عسل، مقدار رطوبت كم و فشار اسمزي زياد بوده و واكنش آن اسيدي است. اين خصوصيات مانع رشد عوامل عفونت‌زا و ميكروب‌ها شده و غلظت عسل، پوشش ستروني بر روي زخم‌ها مي‌كشد. در عين حال، به دليل قابليت حل در آب، به سادگي شسته مي‌شود.

عسل حاوي تمامي ويتامين‌ها و ملاح مورد نياز براي بهبود زخم و جراحات بوده و به دليل جذب رطوبت، چرك و عفونت زخم را كشيده و مانع از تجمع و گسترش عفونت ميب‌گردد. عسل يك آنتي‌بيوتيك قوي است و هيچ موجود زنده‌اي در آن نمي‌تواند زندگي كند. حتي حشراتي مانند مورچه نيز از آن فراري بوده و به طرف آن نمي‌روند.

داروهاي دوپينگ

1)     هورمون‌هاي آنابوليك و استروئيدها.

باتوجه به كاربرد اين استروئيدها در ورزش بهتر است آنها را به دو گروه كاملاً متفاوت تقسيم كنيم: گروه قانوني شامل قرص‌هاي ضدبارداري مي‌باشد كه در بين ورزشكاران زن مورد استفاده قرار مي‌گيرد. يكي از اين عوارض آن، كاهش ويتامين C، احتباس آب، افزايش وزن بدن و اختلالات رواني به همراه تغييرات خلقي فوق‌العاده زياد مي‌باشد. البته عوارض جانبي آن بهطور قابل ملاحظه‌اي از فردي تا فرد ديگر متفاوت است.

گروه غيرقانوني شامل آنابوليكها و آندروژنها است كه ورزشكاران و به خصوص كساني كه ورزشهاي قدرتي انجام ميدهند، بهمنظور افزايش حجم عضله استفاده مي‌كنند. بايد قبول كنيم كه استروئيدهاي آنابوليك قرصهاي جادويي نيستند و عوارض جبران‌ناپذيري بر سيستم هورموني بدن به‌جا مي‌گذارند. گاهي ديده مي‌شود كه ورزشكاران براي تقويت خود و يا شركت در مسابقات، از داروهايي نظير «ناندرولون» استفاده مي‌كنند. درحالي كه به عوارض و زيان‌هاي آنها آشنا نيستند! مصرف هورمون‌هاي جنسي مردانه، عوارضي مانند ضعف قواي جنسي (در مردان و زنان) و اخلال در عملكرد غدد داخلي به‌دنبال دارد.

همچنين مصرف هورمون رشد انسان (HCG) در طيف وسيعي از ورزشكاران ديده شده است. اين گروه از ورزشكاران مواد مذكور را براي افزايش عملكرد مورد استفاده قرار ميدهند. نظرات و عقايد فراواني در اين زمينه وجود دارد اما هيچكس مصرف مواد مذكور را بدون عوارض جانبي نميداند.

2)     داروهاي ضدّاحتقان و بازكننده عروق

گشادكنندههاي رگها، حجم جريان خون را به قلب و عضلات اسكلتي افزايش ميدهند. در افراد غيرحرفهاي ممكن است مصرف اين داروها در كوتاهمدت داراي اثرات واضحي باشد، اما مصرف آنها در دراز مدت ميتواند به علت سازگاري طبيعي پاسخ عكس ايجاد كند.

3)     داروهاي تحريك‌كننده اعصاب مركزي و مواد مخدر (مورفين، كاكوئين، اكستازي و غيره)

مواد مخدر نيز كه براي كاهش احساس درد و ايجاد حالت خوشي استفاده مي‌شوند، فرد را دچار اختلالات ذهني و خطاي حسي مي‌كنند. اين محركها مسئول مرگ چند ورزشكار هستند. اينها گروه آمفتامين را تشكيل داده و با يك روش مشابه به آدرنالين باعث ميشوند كه فرد احساس خستگي نكند. داروهايي كه به اين گروه خيلي نزديك هستند شامل آدرنالين، افدرين و سودوافدرين ميباشند كه همگي آنها در ليست مواد ممنوعه قرار دارند.

4)     ويتامين‌ها و مكمل‌هاي غذايي

داروهاي حاوي ويتامين نيز به هيچ وجه نيروزا نيستند! شايد عده‌اي ناآگاهانه و يا با مشورت نادرست، به استفاده از اين مواد روي‌آورند و يا عده‌اي هم آگاهانه، پيروزي در مسابقه را توجيه خوبي براي عوراض زيان‌بار اين داروها مي‌دانند. اما در هر حال بايد منتظر عوارض كبد، ناراحتي‌هاي معده، ضعف اعصاب و بسياري از خطرات تهديد كننده سلامتي خود باشند. بنابراين به ورزشكاران عزيز توصيه مي‌شود از روش‌هاي طبيعي بي‌خطر افزايش كارايي ورزشي استفاده كنند.

دوپينگ خون

يكي از عوامل مهم در افزايش استقامت ورزشكاران، ميزان گلبول‌هاي قرمز خون و ظرفيت انتقال خون و اكسيژن به عضلات است. در روش دوپينگ خون، از ورزشكاران در شرايط تمرين و تغذيه مناسب يك واحد خون (حدود نيم ليتر) گرفته شده و در شرايط انجماد نگهداري مي‌كنند. سپس يك روز قبل از مسابقه، خون شخص را مجدداً به خودش تزريق مي‌كنند تا ميزان حجم و گلبول‌هاي قرمز خون افزايش يابد. اين روش در المپيك تابستاني 1984 به‌كار گرفته شد و دوپينگ محسوب مي‌شود. طي تحقيقي كه در كالج تربيت‌بدني استكهلم در اين خصوص انجام شد، مشاهده گرديد كه كارايي ورزشكاران در جذب اكسيژن 9 درصد افزايش يافته است. (م 7، ص 208)

از لحاظ فني دوپينگ خون به معناي استفاده از دارو نيست. هنگامي كه تزريق خون انجام ميشود، در فرد دريافتكننده ظرفيت حمل اكسيژن در اثر افزايش گلبولهاي قرمز موجود در گردش خون بيشتر ميشود. البته اين وضعيت كوتاه مدت است چرا كه وضعيت هومئوستاتيك بدن به زودي به حالت اوليه برگشته و سازگاري حاصل ميكند. يك مورد مرگ ناشي از دوپينگ خوني و همچنين عفونتهاي باكتريايي شديد مانند هپاتيت نيز در اين روش گزارش شده است.

البته به روش‌هاي ديگري نيز مي‌توان به اثرات اين روش دست يافت. براي مثال ورزشكار ميتواند در ارتفاعات بالا و هوايي سرشار از اكسيژن براي يك دوره طولاني تمرين كند تا بر ميزان هموگلوبين‌هاي خون و ظرفيت اكسيژن‌رساني خود بيفزايد.