خطر استامینوفن برای كبد

دانشمندان پس از‌ آن‌‌كه معلوم شد «مسكن استامینوفن» یكی از علل عمده از كار افتادگی كبد بوده است, نسبت به عواقب مصرف زیاد این دارو هشدار دادند. به گفته محققان, موارد سالانه از كارافتادگی كبد در اثر مصرف استامینوفن كه در ایالات متحده به نام تجاری «تایلنول» و‌ در بریتانیا به نام «پاراستامول» شناخته می‌شود, از 28 درصد درسال 1998 به 51 درصد در سال 2003 افزایش یافت.

به گزارش نشریه «نیوساینتیست» گروه محققان دریافتند كه مصرف تنها 20 قرص 500 میلی‌گرمی در یك روز, (حداكثر میزان توصیه شده 8 قرص 500 میلی‌گرمی در روز است) می‌تواند باعث مرگ شود. كارشناسان می‌‌گویند اعمال محدودیت بر فروش این دارو در بریتانیا, به كاهش موارد از كار افتادگی كبد در این كشور كمك كرده است. گروه مطالعه از كار افتادگی حاد كبد در ایلات متحده، كه با شركت پژوهشگران از دانشگاه‌های مختلف دراین كشور تشكیل شد، داده‌های 662 بیمار كه در فاصله سال‌های 1998 تا 2003 به خطر از كارافتادگی حاد كبدی بستری و درمان شده بودند را تجزیه و تحلیل كرد. از میان 275 موردی كه‌ به مصرف استامینوفن مربوط می‌شد، 48 درصد آن‌ها غیرعمدی، 44 درصد ناشی از تلاش برای خودكشی و ‌باقی نامعلوم بود. معلوم شد افرادی كه دچار مسمومیت غیرعمدی شده بودند, چندین داروی مختلف كه حاوی استامینوفن پنهان بوده است را مصرف كرده‌اند.

محققان دریافتند كه مصرف 10 گرم استامینوفن در روز می‌تواند باعث از كار افتادگی كبد شود. یكی از نویسندگان مقاله گفته است كه لازم است بیماران، پزشكان و داروخانه‌ها تحت آموزش‌های بیشتری در مورد خطرات این مسكن قرار گیرند. به‌علاوه وی خواستار اعمال محدودیت‌های وسیع‌تر بر فروش این دارو شد.

«جان‌اوگریدی» از مؤسسه «مطالعات كبد» در بیمارستان كالج كینگ لندن گفت: وضع محدودیت‌ها بر فروش این دارو در بریتانیا باعث شده‌است موارد بستری شدن بیماران به‌دلیل ازكار افتادن كبد در اثر مصرف استامینوفن, 30 درصد كاهش یافته است.

ماهنامه دانشمند, شماره 509, اسفند 1384

نشاط بهانه‌ای برای امید

ما باید یاد بگیریم كه دوباره بیدار شده و بیدار بمانیم؛ و البته نه به وسیله كمك‌های مكانیكی، بلكه توسط امید مطلق به سحرگاه و طلوع مهر

در زندگی ما انسان‌ها، ‌زمانی اتفاق می‌افتد كه درون‌مان به دور از هر چیزی، سرشار از نیروی هیجان است. دوستی برای احوالپرسی و گرفتن خبرهای تازه تلفن می‌كند و ما حتی نمی‌دانیم كه از كجا شروع كنیم؛ زیرا اتفاقات  بسیاری رخ داده است. ممكن است این رخدادها وقایعی بزرگ یا تنها اتفاقاتی كوچك باشند كه خیلی ساده با ایجاد انگیزه‌ای ما را صبح زود از رختخواب بیرون كشیده‌اند.

خبر خوب این است كه می‌توانیم این احساس امیدواری را به بقیه روزهای عمرمان هم وسعت داده و آن را تنها محدود به این زمان خاص نكنیم. تنها چیزی كه لازم است, یافتن یا ایجاد چیزی برای امید داشتن است. چنان‌چه اگر با هر كسی كه دوران یا دوران‌هایی سخت را در زندگی پشت سر گذاشته صحبت كنی، به قدرت نیروی امید به آینده پی‌خواهی برد.

اسرای اردوگاه‌های جنگی, با تمركز بر چیزهای جزیی مثل تماشای افراد از پشت حصار، وقایع خاص مثل بازی‌ها و یا داستان‌گویی، امید و روحیه خود را حفظ می‌كنند. به هر حال نیازی نیست خود را در چنین موقعیت بغرنجی  قرار دهید تا از تأثیر انرژی‌زای امیدواری بهره برید.

اگر كمی احساس ناراحتی و اندوه می‌كنید و یا حتی اگر چنین احساسی را ندارید، به وقوع چیزی خوب در آینده‌ای نزدیك برای خود تمركز كنید. آن چیز ممكن است رفتن به پیك‌نیك با یك دوست و یا خواندن كتابی خوب و یا گردش در پارك باشد. حتی می‌تواند كمی خارج از مسیر عادی زندگی, روزنه‌ای به منظور ایجاد اموری (چون یک نوشیدنی عالی) و یا فعالیت‌ها خاص (مثل رفتن به كلاس) كه سبب جوانی دوباره شما گردد، باشد.

اگر احساس می‌كنید كه چرا هیچ اتفاق تازه‌ای در زندگی‌تان رخ نمی‌دهد، این شمایید كه باید این اتفاق را به وجود آورید.

ماهنامه موفقیت شماره 47 – سال چهارم مرداده ماه 1381 صفحه 8

خدا کند که بیایی

چه انتظار عجیبی!!!

تو بین منتظران هم, عزیز من چه غریبی!!!

عجیب‌تر که چه آسان, نبودنت شده عادت

چه کودکانه سپردیم, دل به بازی قسمت

چه بی‌خیال نشستیم؛

چه کوششی؟؟؟

چه وفایی؟؟؟

فقط نشستیم و گفتیم؛

خدا کند که بیایی!!!

تکرار لزوماً موجب مهارت نمي‌شود

مطالعات اخير محققين نشان مي دهد، ساعات بي شماري را که ورزشکاران صرف تمرين در رشته‌هاي ورزشي مي‌کنند، ظاهرا کاري جز اتلاف وقت نيست! زيرا نتيجه اين تحقيقات حاکي از اين نکته است که تکرار هر حرکت لزوما منجر به بهتر انجام شدن آن نمي‌گردد.

مارک چرچلند (Mark Churchland) و همکارانش در دانشگاه استنفورد ايالت کاليفرنياي آمريکا، با آزمايشاتي که بر روي گونه‌اي از ميمون‌هاي دم‌کوتاه که شباهت بسياري به انسان دارند، انجام داده‌اند، چنين واقعيتي را کشف کرده‌اند.آنها ابتدا به تربيت ميمون‌ها پرداختند تا بتوانند يک حرکت ساده را صدها بار تکرار کنند.

تيم تحقيقاتي چرچلند که بر روي نحوه برنامه‌ريزي و محاسبات مغز نسبت به حرکت مطالعه مي‌کند، در پي آزمايشات انجام شده اعلام کرد : «سيستم عصبي به گونه‌اي نيست که بتواند يک حرکت ثابت را چندين بار، به حالتي کاملا مشابه تکرار نمايد.»

در اين آزمايشات تعدادي نقطه رنگي به ميمون‌ها نشان دادند و به آنها آموختند که با سرعت هاي متفاوت به سمت اين نقاط حرکت کرده و به آنها برسند. در طول انجام اين عمل، اعضاي تيم قسمتي از مغز ميمون‌ها را که کنترل حرکت در آن انجام مي‌گيرد، مورد بررسي قرار دادند و هر بار سرعت انجام حرکت را اندازه‌گيري نمودند.

در زمان انجام حرکات از ابتدا تا انتهاي آزمايش، تنها در چند مورد انگشت‌شمار، ميمون‌ها سرعت ثابتي داشتند. هر تغيير جزئي که در سرعت انجام حرکت مشاهده مي‌شد، ناشي از تغييرات کوچکي بود که در بخش مربوطه در مغز رخ داده بود.

پندار عمومي بر اين اصل استوار است که سرعت و نحوه انجام هر حرکت به فعاليت ماهيچه ها بستگي دارد، اما تيم چرچلند به اين نتيجه رسيده که 50 درصد از تفاوت هاي موجود در حرکات، به فعاليت سيستم عصبي مربوط است.

به بيان ديگر، از آنجائي‌که حالت و رفتار مغز ثابت نيست، تکرار يک حرکت، پرورش ماهيچه ها و تمرين زياد باعث نمي‌شود که بتوانيم حرکتي را در دفعات مختلف به يک صورت واحد انجام دهيم، اين مسئله علي‌الخصوص در پرتاب توپ و اجرای تکنيک در رشته‌هاي مختلف ورزشي و تماريني که بازيکنان به اين منظور انجام مي دهند، شايان توجه است.

به گفته کريشنا شنوي (Krishna Shenoy)، يکي از اعضاي تيم تحقيقاتي، پس از پايان دوره اوليه آموزش ميمون‌ها، با گذشت زمان هيچ‌گونه بهبودي در دقت آنها در انجام حرکات، حاصل نشد و در حقيقت تکرار زياد تنها کنترل ميمون ها را افزايش داد.

به عقيده محققين انسان و حيوان هر بار در انجام يک حرکت ثابت نوعي بديهه و خلاقيت را به کار مي‌گيرند، هر بار برخورد و عکس‌العملش متفاوت است. تلاش ورزشکاران براي رسيدن به حالتي ثابت در انجام مهارت هاي مختلف، ظاهرا روشي است که در طول تاريخ تکرار شده بدون اين‌که تاثير آن از نظر علمي به اثبات رسيده باشد.

اين تيم اميدوار است با پي بردن به روشي که مغز توسط آن کنترل حرکات را انجام مي دهد، بتواند نارسايي‌هاي عصبي در انسان را که منشاء بيماري‌هايي چون پارکينسون است، بهبود بخشد.

پرفسور پیتزافروش!!!

بعد از پست پروفسور ميرزايي يا بروسلي كداميك؟ رزمی‌کاران زیادی درخواست داشتند که مستندی درخصوص ماهیت ادعاهای میرزایی درخصوص امام زمانی و پیامبری به ایشان معرفی گردد.

جالب است که در ویژه‌نامه کژراهه جام‌جم 6/12/86 که درخصوص فرقه‌های ضاله و افرادی که مدعی ارتباط با امام زمان یا حتی پیامبری هستند منتشر شده, مقاله‌ای با عنوان پرفسور پیتزافروش و ادعای امام ‌زمانی و پیامبری! در صفحه 36 و 37 چاپ شده است که تماماً تاییدی بر مطالب ما می‌باشد. البته من تاکنون نمی‌دانستم که ایشان در سن 69 سالگی در آلمان به پیتزافروشی اشتغال دارند که به علم‌مان هم اضافه شد.

 

بخشی از مقاله این ویژه‌نامه به شرح زیر است:

  • ابراهیم میرزایی فرزند محمد متولد 1318 در خانواده کشاورز از شهر گرگان است. وی پس از عضویت در گارد جاویدان شاهنشاهی به یادگیری کاراته می‌پردازد و در سال 1350 با مجوز ارتش شاهنشاهی به چین رفته و آموزش‌های رزمی می‌بیند.
  • لقب پرفسور را شاگردان وی برای بزرگ‌نمایی به ایشان داده‌اند.
  • وی در اولین دوره ریاست جمهوری خود را کاندیدای شرکت در انتخابات کرد که به دلیل عضویت در گارد شاهنشاهی رد صلاحیت گردید و در پی این موضوع, یکی از مخالفان سرسخت جمهوری اسلامی شده و فعالیت خود را علیه نظام اسلامی آغاز کرد.
  • وی به دلیل فعالیت‌های خرابکارانه در سال 1363 دستگیر و به 6 ماه حبس محکوم شد.
  • در سال 1365 به ملارد کرج رفته و در ساختمان نیمه‌کاره‌ای اقدام به فعالیت نموده و در آنجا مدعی امام زمانی شده و فرارسیدن قیامت را اعلام نمود. (شاید شعارهای میرزایی ظهور کن 20 سال پیش یادتان باشد! البته می‌توانید از اساتید مطلع پیش‌کسوتی مانند استاد آذرپاد که ایشان را از ابتدا می‌شناخت, نیز بپرسید)
  • پس از درگیری با نیروهای امنیتی به ترکیه فرار کرده و با دستگیری توسط پلیس ترکیه به مدت 40 روز زندانی می‌گردد.
  • پس از آزادی از زندان ترکیه, به آلمان متواری شده و از آنجا ارتباط غیرمستقیم خود را از طریق فردی به نام (چ) با داخل کشور و هوادارانش حفظ می‌کند.
  • میرزایی پس از ادعای امام‌زمانی, ادعای الوهیت (خدایی) کرده و خود را صاحب حکم کلام می‌داند.
  • او بسیار عقده‌ای بوده و به دلیل جثه کوچکش احساس حقارت می‌کرده است. همواره 2 نفر از اوباش قدیم تهران ایشان را حمایت می‌کردند. (البته داشتن بادی‌گارد برای یک استاد مسلم رزمی که اشکالی ندارد!!!)
  • وی در کتاب کونگ‌فو توآ می‌نویسد که من در کودکی به چشم خود, له شدن پدر و مادرم را زیر زنجیر تانک‌های شوروی دیده‌ام!!! و این عقده را همیشه در سینه دارم.  البته من نمی‌دانم خانواده ایشان چه سرنوشتی پیدا کردند؟ شاید از سیستانی‌های هم مرز با افغانستان بوده‌اند. چون سیستانی‌های زیادی در گرگان زندگی می‌کنند. از گرگانی‌های محترم می‌خواهم که راهنمایی کنند
  • یکی از دوستان ما که دایی‌اش شاگرد مستقیم میرزایی بوده نقل می‌کند که روزی در حین تمرین بین ایشان و یکی از شاگردان ضربه‌ای ردّ و بدل می‌شود. این ضربه برای میرزایی گران آمده و دستور می دهند دست و پای شاگرد را با طناب بسته و در وسط زمین بنشانند. سپس آن‌قدر به او کتک می‌زند تا از هوش برود! شاید این هم یکی از شگردهای کلاس‌داری است!
  • اوج فعالیت گروه میرزایی در سال‌های 71 و 72 در قالب 4 باشگاه در زنجان بود که توسط دادگاه انقلاب زنجان از فعالیت‌شان جلوگیری شد. (من اصالتا زنجانی و متولد زنجان هستم. برادرم در آن سال‌ها به معبدهای کونگ‌فو (به باشگاه می‌گویند معبد) می‌رفت. اما خیلی زود از آنها کنار کشید. یادم می‌آید که یکی از دوستان صمیمی و جبهه‌ای او به نام موسی به کار خود ادامه داد و بعدها می‌دیدم که موهای بلند خود را زیر کلاه بافتنی بزرگی می‌پوشاند. او فردی ساکت بود که در ترمینال زنجان کار می‌کرد و اغلب برای تهیه بلیط به او مراجعه می‌کردیم. چندین بار دستگیر شد و با وساطت دوستانش آزاد می‌شد. قیافه‌اش خیلی شبیه درویش‌ها شده بود. می‌گفتند در بیرون از شهر تمرینات سخت رزمی می‌کنند و ریاضت می‌کشند. اما آخرین بار برادرم گفت که در یکی از جلسات شیطان‌پرستی در بیابان‌های اطراف زنجان با تعداد زیادی دختر و پسر در حال اجرای مراسم دور آتش دستگیر شده است و دیگر هیچ کاری از ما برنمی‌آید)
  • البته قبل از آن نیز در ارومیه فعالیت داشته و باشگاه خود را با نام دانشکده انشاء تن و روان در ارومیه اداره می‌کردند که خود من شخصاً شاهد اجرای یکی از برنامه‌های نمایشی گروه‌شان بودم.
  • این گروه پس از دوم خرداد 76 دوباره زنده شده و اقدام به جذب هوادار نمودند. در سال 78 با احکام و دستوالعمل‌های جدیدی اقدام به شعارنویسی و پخش شب‌نامه‌ها نموده و ادعای آخرالزمانی نمودند. به‌طوری که در پایان سال 80 تعدادی از گروه ایشان دستگیر و بیش‌از 4000 نسخه چاپی اطلاعیه وی توقیف می‌گردد.

 

تحقیق و مطالعه بیش‌تر درخصوص ایشان, موجب روشن شدن اذهان و آشنایی بهتر علاقمندان هنرهای رزمی با واقعیت‌ها می‌شود.

نتایج حضور در لیگ کرج

تيم پيشتازان قم با مربي‌گري خانم «سخايي‌وطن» و سرپرستی سرکار خانم لطيفه احمدیدر اولين حضور قدرتمند خود در مسابقات ليگ کرج که مهم‌ترين ليگ استاني کشور مي‌باشد, توانست از ميان 14 تيم شرکت‌کننده, تنها با تفاضل 1 امتياز عنوان چهارم ليگ را از آن خود کند.

اين مسابقات از سطح فني بالايي برخوردار بوده و رقابت‌ها بسيار فشرده و سنگين بودند. جا دارد از مسئولين برگزاري ليگ کرج, خصوصاً «سرکار خانم افتخاري» به‌خاطر برگزاري خوب و شايسته مسابقات تشکر شده و از زحمات زياد آنها در طول هفته‌هاي ليگ قدرداني گردد. اميدواريم با تلاش‌هاي اين عزيزان, مسابقات بعدي باشکوه‌تر و پربارتر برگزار شود.

هم‌چنين تيم پيشتازان قم بنابر اظهارات مسئولين برگزاري, به جهت منظم بودن در سالن, دقيق بودن و حضور به‌موقع, سر وزن بودن بازيکنان, رعايت حجاب و شئونات اسلامي, حفظ ادب و احترام در برخورد و رضايت ساير تيم‌ها, مفتخر به دريافت کاپ اخلاق و لوح تقدير به‌عنوان تيم نمونه در ليگ 86 کرج گرديد.

با توجه به تمرينات دقيق, برنامه‌ريزي شده و مستمر تيم پيشتازان در باشگاه استقلال قم, بازيکنان از لحاظ فني و تکنيکي در سطح بسيار خوبي قرار داشته و اميدواريم با چشم‌اندازي جديد و رفع اشکالات شناسايي شده, در مسابقات بعدي حضوري قدرتمندتر و درخشان‌تر داشته باشيم.

  

توپ را از جايي بزنيد, که ميمون مي‌اندازد

سال‌ها قبل, زماني که انگلستان سرزمين پهناور و پرگنج هندوستان را اشغال کرده بود, افسران و اشراف انگليسي براي پرکردن وقت و تفريح, زمين‌هايي را براي بازي گلف تدارک ديده و تمرين مي‌کردند. اما يک مشکل بزرگ براي اين‌کار وجود داشت. شرايط هندوستان با انگلستان متفاوت بود. ميمون‌هايي که در آنجا زندگي مي‌کردند, با شيطنت‌ها و اذيت‌هاي خود مانع انجام بازي مي‌شدند.

آنها با تماشاي بازي مي‌ديدند که انسان‌ها توپ گلف را به اطراف شوت مي‌کنند, بنابراين با سروصداي فراوان وارد بازي شده و توپ گلف را برداشته, به اطراف پرتاب مي‌کردند. حضور اين بازيکنان ناخوانده در زمين, موجب اخلال در بازي و نارضايتي زياد افراد مي‌شد. بنابراين تصميم گرفتند تا دورتادور زمين را حصار بکشند. اما اين کار هيچ تأثيري بر شرکت ميمون‌ها در بازي نداشت!

سربازان براي ميمون‌ها تله گذاشتند, سعي کردند آنها را بترسانند و دور کنند, اما هيچ نتيجه‌اي حاصل نشد. بنابراين تصميم گرفته شد, درختان اطراف زمين تخريب گردند, تا ميمون‌ها به جاي ديگري کوچ کنند و حتي براي آخرين راه‌حل, دستور تيراندازي مستقيم به‌طرف آنها صادر شد, اما جمعيت عظيم ميمون‌ها خيال نداشتند که از اين بازي جذاب و پرهيجان دست بکشند!

ديگر براي انگليسي‌ها راهي نمانده بود, جز اين‌که فکر ادامه بازي را از سر بيرون کنند و براي هميشه گلف را کنار بگذارند. اما اصل سازگاري و انعطاف‌پذيري حکم مي‌کرد که براي اين مشکل هم بالاخره بايد راه حلي پيدا شود. نتيجه اين شد که در قوانين بازي تغييراتي انجام داده و يک قانون ديگر را به آن اضافه کردند: ميمون‌ها هم جزو بازي هستند. اگر ميمون توپ را برداشته و اطراف پرتاب کرد, بازي بايد از ادامه پيدا کند. پس توپ را از جايي بزنيد که ميمون مي‌اندازد.

معضلات همیشگی داوری

هميشه شرايط آن‌طوري نيست که ما مي‌خواهيم. اگر همه چيز سهل و آسان به‌دست مي‌آمد, ديگر قهرمان شدن امري عادي و پيش‌پا افتاده بود. هنر اين است که با وجود تمامي موانع, موفق و پيروز شويم.

براي مثال, يکي از مشکلات اصلي ورزش‌هاي رزمي, معضل داوري در مسابقات است. مشکلي که به‌نظر نمي‌رسد تا آخر عمر تکواندو درست شود. مشکلات داوري دلايل زيادي دارد. از ناشي‌گري و ضعف داور گرفته تا خطاي دستگاه و حتي خداي ناکرده زدوبندهاي پنهان! به‌هرحال اگرچه آرزوي همه ما به حداقل رسيدن خطاها است, که با آموزش و تمرين کاربردي و بهتر داوران, استانداردسازي و تدوين قوانين, استفاده از تکنولوژي‌ها و تجهيزات برتر, فيلم‌برداري و بازنگري فيلم مسابقه و توجه داوران به وجدان و تعهدشان نسبت به خداوند و مردم, ميسر مي‌گردد. اما اين امر به‌خواست ما و به‌زودي محقق نخواهد شد.

بنابراين بايد خود و بازیکنان‌مان را مجاب کنيم که عليرغم تمامي معضلات پنهان و آشکار در مسابقات, خود را با شرايط سازگار نموده و با دلسردي و سرخوردگي, از ورزش و مسابقه کنار نکشند. نمي‌گويم خودمان را گول بزنيم يا به‌قول بعضي از مربيان: «هر ظلم و اجحافي که دل‌شان خواست در حق‌مان روا کنند, حق دارند!!! ولي ما حق نداريم حتي ناراحت شويم!!! چه برسد به اين‌که اعتراض کنيم و يا حتي گريه کنيم»

براي مثال, در مسابقات ليگ, منشي زمين به طرز کار دستگاه داوري مسلط نبوده است. براي مبارز آبي 5 امتياز و 1 خطا در سيستم داوري ثبت شده بود, که با تفاضل 2 امتياز از حريف خود بالاتر بود, اما در کمال ناباوري دست مبارز قرمز به‌عنوان برنده بالا رفت!!! چرا؟؟؟ اعلام شده که مبارز آبي 6 خطا داشته است!!! پس چرا سيستم1 خطا را نشان مي‌دهد؟؟؟ در جواب گفتند: 5 خطاي ديگر روي کاغذ ثبت شده!!!

همه مربيان و مبارزين, شرايط خرد کننده و بغض‌هاي در گلو مانده پس از يک ناداوري آشکار را ديده‌اند و با آن آشنا هستند, اما چه مي‌شود کرد؟ اگر شما راه بهتري سراغ داريد, حتماً به ما هم راهنمايي کنيد.

تقويت نفس با تمرينات سرعتي

يكي ديگر از اشتباهات رايج، دو سرعتي و طناب‌زدن در زمان نرمش است. يعني در نيم ساعت اول شروع كلاس!!! البته با بهانه‌هايي مانند تقويت نَفَس و ... در حالي كه مي‌دانيم بهترين روش براي تقويت سيستم قلبي‌عروقي، ورزش‌هاي هوازي است نه سيستم اسيدلاكتيك. تمرينات با شدت و سرعت زياد، به‌هيچ عنوان موجب تقويت نفس و توسعه سيستم قلبي‌عروقي نمي‌گردند، بلكه بالعكس عوارض زيادي هم دارند. اين تمرينات تنها براي سازگاري بدن و بازيابي اسيدلاكتيك طراحي شده و تنها يك‌بار در هفته آن هم در ست‌هايي با مدت 30 ثانيه مجاز است.

موفق باشید

سخایی‌وطن

استفاده از تردميل در منزل

ضرورت ورزش را به‌عنوان جزئي از وجود انسان نمي‌توان انكار كرد، چون عضلات انسان يا ورزش رشد كرده و در اين صورت كمتر دچار آسيب مي‌شود. اگر قصد کنترل وزن, بدن‌سازي و يا ارتقاء سلامتي‌تان را داريد، پياده‌روي و دويدن بهترين کار است. (البته در فضاي باز بهتر است). اين ورزش‌ها نياز به تجهيزات خاصي نداشته و هيچ استعداد خاصي را نيز نمي‌طلبند. اما مشکل اينجا است که راه رفتن يا دويدن تقريبا کاري نشدني است. زيرا:

1)   در حال حاضر و با وضعيت موجود شهر‌نشيني، امكان استفاده از مجموعه‌هاي ورزشي بيرون از منزل براي همه وجود ندارد و خيلي از افراد در اين زمينه با محدوديت مواجه هستند.

2)      ورزش بدون همراه اصلاً دل‌چسب نيست و حتماً بايد يکي دو نفر را هم با خود همراه کنيم.

3)   اغلب شرايط آب و هوايي در فصول مختلف سال اجازه ورزش در هواي باز را نمي‌دهد. روزهاي باراني, برفي, گرم و سرد سال زياد هستند.

4)      پياده‌روي در کوچه و خيابان, چندان امن به نظر نمي‌رسد.

5)   محدوديت‌هاي زيادي براي ورزش بانوان (حتي در سالن‌هاي ورزشي) وجود دارد و خانم‌ها براي ورزش از فضاي سبز و پارک‌ها سهم بسيار ناچيزي دارند.

يکي از تجهيزات ورزشي که مي‌تواند سلامتي شما را تضمين کند دستگاه تردميل است، که انجام ورزش‌هاي هوازي را بسيار آسان و راحت مي‌کند.  با استفاده از تردميل مي‌توانيد در هر ساعت از شبانه روز، در منزل خودتان ورزش کنيد و از يک تمرين ورزشي آسان لذت ببريد.

 

 

 

راه‌رفتن و دويدن كاري است كه ما مي‌توانيم انجام دهيم، اما اكثر اوقات براي انجام دادن آن‌ها به اندازه كافي انگيزه نداريم. اغلب گرفتار کارهاي روزمره شده و ورزش را فراموش مي‌کنيم. يا حداکثر پس از چند دقيقه خسته شده و به دنبال کارهاي خود مي‌رويم!

تردميل‌ ابزاري ورزشي است كه براي راه رفتن، دوي آهسته و دوي سريع در فضاي منزل ساخته شده، و امکانات جالب ديگري از قبيل نمايشگر ضربان قلب, مسافت طي‌شده و ميزان کالري سوزانده شده نيز در آنها وجود دارد. ويژگي مهم تردميل در اين است که ما را مجبور به حرکت مي‌کند, آن‌هم با يک نامه‌ريزي علمي. اگر هم کوتاهي کنيم, تسمه آن ما را به بيرون هدايت مي‌کند!

 

نکات مهم در رابطه با خريد تردميل:

1)   قدرت موتور تردميل بايد متناسب با وزن استفاده كنندگان باشد، چون خيلي از افراد دستگاهي با قدرت موتور پايين انتخاب مي‌كنند كه با فشار وارد آمده، دستگاه خراب و فرسوده مي‌شود.

2)   اگر شما يك ورزشكار حرفه‌اي نيستيد، اصلاً نيازي نيست براي شيب خودكار پول اضافي بدهيد. شيب كاربرد چنداني براي شما ندارد. ضمن اين‌كه استفاده نادرست از آن مي‌تواند منجر به آسيب‌هاي جدي زانو شود.

3)   افرادي كه دچار بيماري‌هاي قلبي‌-‌ عروقي هستند حتما بايد دستگاهي مجهز به سيستم كنترل ضربان قلب (HRC) كه بر روي سينه بسته مي‌شوند، خريداري كنند.

4)   متأسفانه نوع درجه يك اين وسايل ارزان نيست و همين باعث مي‌شود بسياري به سمت وسايل غيراستاندارد بروند. البته اگر بودجه شما براي اين كار كافي نيست، مي‌توانيد سراغ كاركرده آنها هم برويد. چون بسياري پس از خريدن آن انگيزه كافي براي كاركردن نداشته و بعداز مدتي كنار مي‌گذارند. بهتر است تردميلي بخريد كه هنوز گارانتي‌اش تمام نشده باشد.

5)      نصب و راه‌اندازي و کار کردن با تردميل بسيار راحت و آسان است.

6)      تردميل‌هاي با دکمه فشاري بسيار بهتر هستند چون شما مي‌توانيد به راحتي در حين انجام ورزش، آن را تنظيم کنيد. مدلي را انتخاب کنيد که صفحه نمايشگرش بزرگ باشد تا خواندن سرعت، شيب، زمان و مسافت را آسان‌تر شود.

7)   گارانتي دستگاه نيز يکي از گزينه‌هاي مهم مي‌باشد. دستگاه‌هاي خوب حداقل 5/2 سال ضمانت موتور و تسمه و 5 سال ضمانت مونيتور و ساير قطعات را دارند.

 

نکات مهم در رابطه با استفاده از تردميل:

1)   بايد بدانيم كه با چه سرعتي روي اين دستگاه راه برويم يا بدويم؟ چه شيبي را رعايت كنيم؟ چه زماني براي انجام اين ورزش در شبانه‌روز مناسب است؟ فراموش نكنيد بسياري از افرادي كه براي كاهش وزن به‌دنبال استفاده از اين دستگاه مي‌روند، افراد چاق و مسن مي‌باشند كه اغلب داراي مشكلات مفصلي هستند. چنين افرادي وقتي بدون برنامه از تردميل استفاده مي‌كنند، عوارض آنها چند‌برابر مي‌شود.

2)   بهترين زمان براي انجام اين ورزش 2 ساعت قبل از غذا خوردن است. در اين مدت از هيچ‌گونه ماده كافئين‌دار (مانند چاي و قهوه) نبايد استفاده شود، چون اين مواد ضربان قلب را بالا مي‌برند.

3)      لباس فرد بايد نخي آزاد، و مناسب باشد. در غيراين صورت تهويه پوستي درست انجام نمي‌گيرد.

4)      دماي اتاق بايد مناسب بوده و فضاي اتاق داراي تهويه خوب و غني از اكسيژن باشد.

5)      براي بهبود اکسيژناسيون, حرف زدن, آدامس جويدن, خوردن و آشاميدن در حين ورزش ممنوع است.

6)      مراقب باشيد با پاشنه ندويد. براي دويدن بهتر مي‌توانيد از کفش سبک با کفي نرم استفاده کنيد.

7)   آب ولرم را با عسل (به نسبت 5 درصد) و کمي آب‌ليمو يا آب پرتقال مخلوط کرده و قبل, حين و بعد از تمرين اندک‌اندک ميل کنيد. مقدار آن بسته به فصل سال و ميزان تعرق بدن‌تان از يک‌چهارم ليتر تا يک‌ونيم ليتر مي‌باشد.

8)      تأکيد مي‌گردد بلافاصله پس از دويدن و گرم شدن بدن, اقدام به نرمش‌هاي کششي و يوگا کنيد. ورزش با کشش مزاياي بسياري دارد.

9)   نوشيدن آب‌ميوه‌هاي طبيعي (مانند آب‌سيب, آب انگور, آب پرتقال و آب هويج) و هيدروکربورات‌هايي مانند کشمش, خرما و انجير, بلافاصله بعد از تمرين, در کاهش اسيدوز بدن و افزايش سرعت ريکاوري عضلات نقش زيادي دارند. به ياد داشته باشيد که هيچ‌کدام از اين‌ها چاق‌کننده نبوده و براي بيماران ديابتي نيز مفيد هستند. اکيداً از مصرف سانديس, نوشابه‌ها و آب‌ميوه‌هاي مصنوعي خودداري کنيد.

10)  اگر براي كاهش وزن، افزايش نفس، بهبود سيستم قلبي‌عروقي و استقامت، ورزش مي‌كنيد بايد تنها در سيستم هوازي فعاليت كنيد. سيستم هوازي تنها راه تندرستي و سلامتي است. درحالي‌كه ورزش‌هاي غيرهوازي عوارض سنگين و مخربي دارند. اين سيستم سه ويژگي مهم دارد:

1)      حداقل 30 دقيقه با ريتمي منظم طول بكشد. در اين مدت توقف مجاز نمي‌باشد.

2)      عضلات بزرگ بدن مانند (عضلات ران و باسن) در آن دخالت داشته باشند. (مانند دوچرخه‌سواري و دويدن)

3)   تنفس فرد به شماره نيفتد. به اين معني كه در اكسيژن‌رساني اخلال ايجاد نشده تا بدن به‌صورت هوازي اقدام به سوزاندن چربي‌ها كند.

11)  برنامه‌هاي تردميل بسيار مفيد و علمي هستند, در آنها مدت زمان گرم‌کردن اوليه و سرد کردن پايان تمرين, رعايت شده است. حجم تمرين نيز اغلب به‌صورت پيش‌فرض 30 دقيقه است که حداقل زمان براي ورزش هوازي محسوب مي‌شود. شدت تمرين را نيز مي‌توان براساس توانايي شخص تنظيم کرد. به اين ترتيب با يک برنامه صحيح ورزش خواهيد کرد. به شرطي كه شدت آن را زيادتر از حدّ تحمل خود نكنيد.

     

12)  شرط اساسي در تمرين، كنترل تنفس و ضربان قلب است. شدت تمرين هوازي بايد به‌گونه‌اي باشد كه بدن وارد آستانه لاكتيك نشده و خون‌رساني به مغز، كبد و اعضاي حياتي بدن كاهش نيابد. در اين صورت سيستم قلبي‌عروقي، استخوان‌بندي و مفاصل، عضلات و تاندون‌ها، مغز و اعصاب و غدد بدن فعال‌تر شده و موجب نشاط و سلامتي انسان مي‌گردد.

13)  اغلب افراد از اصول تمرين مطلع نبوده و متأسفانه مربيان بدن‌سازي نيز دانش چنداني را به آنها نمي‌دهند. بسيار ديده مي‌شود كه اشخاصي با ايمان و پشتكار زياد، اقدام به ورزش غلط و حتي مخرب مي‌كنند. صبح ناشتا هنوز چشمان‌شان باز نشده روي تردميل پريده و با حداكثر سرعت ممكن به مدت يك‌ساعت و يا بيش‌تر مي‌دوند.

۱۴) نتايج تحقيقات دانشمندان دانشگاه آريستوتل يونان حاکي است، فعاليت‌هاي ورزشي که با شدت کمتري انجام مي‌شوند در کاهش وزن تاثير بيشتري دارند. به گزارش رويترز، اين دانشمندان با مطالعه بر روي 14 زن داراي وزن طبيعي و اضافه وزن و مقايسه تاثير راه رفتن با سرعت ملايم بر روي تردميل هفته‌اي 4 بار با راه رفتن با سرعت بيشتر در همين مدت، دريافتند، وزن کساني که به طور ملايم به انجام اين فعاليت ورزشي مي‌پردازند، پس از 3 ماه به طور ميانگين 3 کيلو و 171 گرم کاهش مي‌يابد اين در حالي است که وزن کساني که به انجام فعاليت ورزشي شديدتر مي‌پردازند، 1 کيلو و 812 گرم کاهش مي‌يابد.‌ (سلامت ايران)

۱۵)   متأسفانه بسياري از افراد خيلي زود خسته مي‌شوند چون اصول صحيح ورزش را نمي‌دانند. به همين دليل اين دستگاه در منزل بسياري از افراد در گوشه‌اي خاك مي‌خورد يا تبديل به چوب‌لباسي شده است.

۱۶) حركت روي تردميل با راه رفتن روي زمين متفاوت است. چون تسمه زير پاي فرد در حال حركت است. اگر سرعت حركت تسمه تردميل بيش‌از توان حركتي فرد باشد, در حقيقت تردميل فرد را مي‌دواند و وادار به برداشتن گام‌هاي بلند مي‌نمايد که اين ناهماهنگي، در زانوي فرد شوك ايجاد مي‌کند. پس هنگام دويدن روي اين دستگاه بايد مراقب باشيد تا سرعت دستگاه, بيش‌از توان شما نشود تا زانوي‌تان آسيب نبيند.

۱۷) استفاده از تردميل براي كودكان به هيچ وجه توصيه نمي‌شود چون آنها مهارت حركتي لازم را ندارند و ممكن است سبب سقوط و آسيب‌ديدگي‌شان گردد.

۱۸)  قبل از شروع حرکت تسمه, روي آن نايستيد. چون براي استارت اوليه فشار زيادي به موتور وارد مي‌شود. ابتدا پاهاي خود را روي کناره‌هاي تردميل بگذاريد و پس از شروع حرکت تسمه, روي آن راه برويد تا موتور دستگاه‌تان سال‌ها براي شما کار کند.

۱۹)  در حين تمرين, لزومي ندارد که دستان خود را به دسته‌هاي تردميل بگيريد. بهتر است دستان خود را آزادانه حرکت دهيد تا ضمن افزايش هماهنگي و تعادل حرکت, به تنفس بهتر خود نيز کمک کرده باشيد. تنها زماني که مي‌خواهيد ضربان قلب خود را چک کنيد, دست خود را روي سنسورهاي ضربان قلب که روي دسته‌ها قرار دارند, بگيريد و براي کسب نتيجه دقيق‌تر, کف دست خود را حداقل 30 ثانيه به سنسورها بفشاريد. البته دقت HRC كه بر روي سينه بسته مي‌شود و ضربان قلب را مستقيماً حس کرده و به تردميل ارسال مي‌کند, بيش‌تر از سنسور دسته‌ها مي‌باشد.

۲۰) در آخر به ياد داشته باشيد كه ورزش در منزل با تردميل به‌هيچ وجه قابل مقايسه با ورزش در باشگاه و يادگيري مهارت‌هاي ورزشي نيست! البته استفاده از تردميل براي من مفيد است! چون به دليل سرکشي و اداره کلاس شلوغي که دارم, زمان تمرين در کلاس واقعاً براي من محدود است, براي تکميل تمرينات و افزايش آمادگي خودم نياز به کار در خارج از ساعات کلاس دارم. (اين هم از مزاياي مربي شدن است!!!)

 

كاهش موضعي چربي، حقيقت يا ادعا؟

در دهه اخير نسبت محيط كمر به باسن، به‌عنوان يكي از روش‌هاي سنجش تناسب بدن و سلامتي مطرح شده و بعد از درصد چربي، به‌عنوان دومين شاخص چاقي پذيرفته شده است. مطالعات بسياري نشان داده‌اند كه داشتن نسبت بالاي 95/0 براي مردان و 80/0 براي زنان، احتمال بروز گرفتگي شريان قلب، فشار خون، چربي خون، مرض قند، سكته مغزي و سرطان را افزايش مي‌دهد كه اين امر ناشي از افزايش ذخاير چربي در شكم و احشاء داخلي مي‌باشد.

 

توزيع چربي در نواحي بدن انتخابي نبوده و به عوامل جنسيت، وراثت و هورموني بستگي دارد. به‌طور كلي تجمع و ذخيره چربي در مردان بيش‌تر در ناحيه شكمي است كه به آن چاقي سيبي شكل (Android obesity) گفته مي‌شود. درحالي‌كه در زنان ذخيره چربي بيش‌تر در ناحيه باسن و ران‌ها صورت مي‌گيرد كه به آن چاقي گلابي شكل (Gynoid obesity) مي‌گويند.

 

نحوه ذخيره چربي در بدن

همان‌طور كه مي‌دانيد، هرگاه ميزان كالري دريافتي از غذاها، بيش‌از كالري مصرفي باشد، مواد غذايي اضافي به روش‌هاي مختلف تبديل به انواع گليسيريدها شده و در بافت سلولي ذخيره مي‌گردند. مهم‌ترين سلول‌هايي كه ظرفيت بالايي براي ذخيره چربي دارند، «آديپوسيت» نام دارند كه تا 90 درصد از حجم آنها را چربي تشكيل مي‌دهد. با افزايش كالري مازاد و نياز بدن به ذخيره آنها، تعداد آديپوسيت‌ها افزايش يافته و چربي‌هاي مازاد در آنها انباشت مي‌گردند. اين سلول‌ها بيش‌تر در ناحيه شكم، باسن و ران‌ها تجمع يافته و گسترش كمتري در ساير نواحي بدن دارند.

 

نحوه استفاده بدن از ذخاير چربي

هرگاه بدن نياز به انرژي داشته باشد، با ترشح هورمون ليپاز از كبد، فرمان چربي‌سوزي صادر شده و در صورتي كه اكسيژن كافي براي سوخت‌وساز فراهم باشد، تري‌گليسيريدها هيدروليز شده و به گليسرول و اسيدهاي چرب تجزيه مي‌شوند. به اين ترتيب انرژي آزاد شده از طريق خون به قسمت‌هاي مختلف بدن منتقل شده و در اختيار سلول‌ها قرار مي‌گيرند. بنابراين براي استخراج ذخاير چربي دو عامل مهم بايد وجود داشته باشند:

1)    وجود اكسيژن كافي در خون براي هيدروليز چربي لازم است. به اين معنا كه تنها ورزش‌هاي هوازي قادر به چربي‌سوزي هستند و تمرينات با حجم و شدت زياد كه در سيستم بي‌هوازي انجام مي‌شود، از قند خون استفاده كرده و نقشي در تجزيه چربي‌ها ندارند.

2)    ترشح هورمون ليپاز از كبد كه وابسته به هورمون تيروئيدي بوده, موجب سوخت‌وساز چربي مي‌گردد. نكته مهمي كه بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه ترشح هورمون انسولين كه در سيستم بي‌هوازي لاكتات براي استفاده از ذخاير قندي گليكوژن ضروري است، اثر مهاري بر هورمون ليپاز داشته و موجب كاهش ترشح ليپاز و در نتيجه كاهش تجزيه چربي‌ها مي‌گردد. بنابراين ورزش‌هايي كه در سيستم بي‌هوازي لاكتات (قندسوز) مي‌باشند، امكان چربي‌سوزي و استفاده از ذخاير چربي را كاهش مي‌دهند. به همين دليل اغلب ورزشكاران که در این سيستم فعاليت می‌کنند، داراي نسبت چربي بالا و چاقی در ناحیه شکم هستند.

 

باتوجه به نحوه سوخت‌وساز چربي‌ها، از آنجا كه اكسيژن و هورمون‌هاي محرك لازم براي چربي‌سوزي در سراسر سيستم گردش خون پراكنده مي‌شوند، هيچ علت فيزيولوژي براي هيدروليز انتخابي چربي از يك موضع خاص وجود نداشته و اثبات نشده است:

1)    در تحقيقي كه در سال 1971 روي بازيكنان برجسته تنيس به عمل آمد، محيط بازو و ضخامت چربي دست برتر (يعني دستي كه راكت را مي‌گيرد) و دست غير برتر را اندازه‌گيري كردند. همان‌طور كه مشخص است، اگر فعاليت عضلات يك ناحيه، منجر به كاهش چربي در آن منطقه گردد، بايد ضخامت چربي دست برتر، كم‌تر از دست ديگر باشد. اما در عمل مشخص شده كه چنين نيست! و ضخامت چربي هر دو دست برابر بودند. بزرگي محيط بازوي دست برتر، ناشي از حجم عضلات آن بود و ارتباطي به بافت چربي نداشت.

2)    در سال 1984 گروهي از محققان اثر 27 روز برنامه تمريني شديد دراز و نشست را روي كاهش بافت چربي شكم و باسن بررسي كردند. شدت تمرين به‌صورت صعودي افزايش مي‌يافت. طوري كه در روز اول 140 بار و در روز بيست‌وهفتم 336 بار تكرار انجام شد. در پايان متوجه شدند كه هيچ تفاوتي از لحاظ نسبت كاهش بافت چربي در ناحيه شكم، زير كتف و باسن وجود ندارد. يعني چربي از همه نقاط بدن به يك نسبت كاسته شده بود. البته در چنين تمريناتي كه ممكن است شما هم تجربه كرده باشيد، در هفته‌هاي اول كاهش زيادي در محيط شكم به‌دست مي‌آيد كه ناشي از افزايش تنش عضلاني است نه كاهش ذخاير چربي.

3)    در تحقيق ديگري نيز بسياري از ابهامات در اين رابطه برطرف گرديد. در اين تحقيق 19 فرد چاق با وزن 150 كيلوگرم در دو مرحله وزن‌شان را كاهش دادند. در مرحله اول 46 كيلوگرم و در مرحله دوم، 28 كيلوگرم از وزن خود كاستند. نتايج بررسي‌ها نشان مي‌داد كه علي‌رغم كاهش وزن، تعداد سلول‌هاي آديپوسيت ثابت مانده و تنها حجم آنها كاهش يافته بود و اين كاهش حجم نيز براي تمام آديپوسيت‌ها به يك نسبت بوده است. اين تحقيق آشكار كرد كه اولا تعداد سلول‌هاي آديپوسيت ذخيره‌كننده چربي كه در طي مراحل چاق شدن، افزايش يافته بودند، در مرحله لاغري و كاهش وزن, كم نشده و ثابت مانده‌اند. ثانياً كاهش انتخابي چربي از يك يا چند موضع خاص امكان‌پذير نبوده و تمامي سلول‌هاي آديپوسيت به يك نسبت كاهش حجم مي‌يابند. به اين ترتيب بايد مراقب بود كه چاق نشويم. زيرا امكان بازگشت به چاقي حتي درصورت اتخاذ رژيم سخت غذايي، زياد است كه علت آن آمادگي بدن براي ذخيره هرچه سريع‌تر چربي‌ها و افزايش اشتها و پرخوري مي‌باشد.

 

بنابراين با استناد به مدارك علمي و تحقيقات معتبر دانشگاهي، مي‌توان به‌طور قاطع گفت كه هيچ مدركي وجود ندارد تا از كاهش چربي در نزديكي عضلات فعال حمايت كند. تحقيقات انجام شده در دو دهه اخير، تبليغات رسانه‌اي عده‌اي افراد سودجو را كه مدعي اختراع دستگاه‌ها و يا ژل‌هايي براي لاغري موضعي هستند ردّ مي‌كند.

 

اداره FTC آمريكا (The Federal Trade Commission) تبليغات كمربندهايي كه با تحريك الكتريكي عضلات، مدعي لاغري بدون نياز به ورزش بودند، را ممنوع كرده است. طبق قانون افراد از ادعاي كاهش وزن و يا افزايش حجم عضلات با اين دستگاه يا روش‌هاي مشابه منع شده‌اند. حتي در سال 2005 يك جراح ارتوپد در كاليفرنياي شمالي، به دليل حمايت تبليغاتي از اين دستگاه به پرداخت 175000 دلار جريمه محكوم شد و فروشگاه‌هاي زيادي نيز به همين ترتيب مجازات شدند.

لازم به ذكر است كه اين مسئله در مورد انواع لباس‌ها، كرم‌ها و ژل‌ها، قرص‌ها و برچسب‌ها نيز صادق است زيرا اغلب آنها عوارض جبران‌ناپذيري داشته و تا به‌حال هيچ ماده‌اي كشف نشده است كه بتواند بدون عوارض و به‌طور هوشمندانه به ناحيه‌اي خاص از بدن برود و چربي‌هاي آنجا را مصرف كند.

باندهاي لاستيكي و كشي، گن‌هاي تنگ، لباس‌هاي حرارتي تنها موجب دفع موضعي آب از بدن شده و هيچ تري‌گليسيريدي را تجزيه نمي‌كنند. بنابراين به دنبال استفاده از آنها، با مصرف كمي مايعات، آب از دست رفته جبران شده و كاهش محيطي انجام شده به سرعت به حال اول بازخواهد گشت.

اگرچه بازار تبليغات چنين وسايل تجاري هماره داغ است، اما زماني داستان غم‌انگيزتر مي‌شود كه مي‌بينيم عده‌اي با عناوين فريبنده‌اي چون متخصص و دكتر، در رسانه‌هاي جمعي اقدام به تبلغ و فروش چنين محصولاتي مي‌كنند.

در نهايت توصيه مي‌كنيم كه با استفاده از دو اصل ساده «رژيم غذايي مناسب» و «تمرينات هوازي» به زيبايي، تناسب اندام و سلامت جسمي و روحي برسيد. در پايان از همه اساتيد بزگوار دعوت مي‌کنم تا با ارائه نظرات خود ما را در اين تحقيق ياري کنند.

 

منابع:

فيزيولوژي ورزش و فعاليت بدني, جک‌اچ ويلمور, دکتر ضياء معيني, نشر مبتکران, 1384

فيزيولوژي پزشکي, گايتون - هال, دکتر حوري سپهري, نشر انديشه رفيع, 1385

ماهنامه دانشمند, شماره 522 فروردين 1386

 

ايمان و پشتكار

روزي هونداي نوجوان به فكر آموختن شنا افتاد. بيشتر بچه‌هاي بزرگ‌تر مدرسه، مي‌توانستند شنا كنند. او از يكي از آنها خواست كه شنا را به او بياموزد. يكي از بچه‌ها گفت: «اين كه كاري ندارد! فقط يك (مداكا) قورت بده، خودبه‌خود شنا را ياد مي‌گيري» مداكا ماهي كوچك، سياه و بدمزه‌اي است و به بچه قورباغه شباهت دارد. هوندا با ساده لوحي به كنار رودخانه رفت و به راهنمايي عجيب‌وغريب او عمل كرد. يك مداكا گرفت و قورت داد و آب فراواني نوشيد تا هضم آن را آسان كند. سپس به خيال اين‌كه ديگر غرق نخواهد شد، در آب پريد؛ چند بار دست‌وپا زد و مقداري آب را بلعيد و سرانجام پذيرفت كه شنا بلد نيست. فكر مي‌كرد كه آن پسرك همه چيز را به او نگفته است. شايد هم بدن ضعيف و لاغر او بود كه اجازه نمي‌داد تا مانند همسالان خود شنا كند. هوندا آزرده خاطر بود، اما تسليم نشد. او نزد پسرك بازگشت تا علت را جويا شود. پسرك گفت: «من فكر مي‌كنم كه مداكاي كوچكي خورده‌اي. اگر يك‌بار ديگر به كنار رودخانه بروي و يك مداكاي بزرگ بگيري و قورت بدهي، حتماً موفق مي‌شوي»

سخن پسرك چنان محكم و مطمئن بود كه هوندا در آن ترديد نكرد. او به كنار رودخانه بازگشت و بار ديگر خود را آزمود، اما اين بار هم تلاش او سودي نبخشيد. هوندا هرگز تسليم اين فكر نشد كه نمي‌تواند مانند هم‌سالان خود شنا كند. شروع به دويدن در كنار رودخانه كرد و هر بار با بلعيدن يك مداكا به درون آب مي‌پريد. جريان پرقدرت و سريع آب او را دستخوش امواج مي‌كرد و تقريباً هر بار نزديك بود غرق شود.

«چند سال بعد از آن، دانستم كه معجزه فقط در نيروي اراده و پشتكار من نهفته است. تصميم گرفته بودم كه اگر به قيمت بلعيدن تمام مداكاهاي رودخانه هم باشد، شنا كردن را بياموزم.»

ايمان عميق به هر چيزي، نيروهاي عظيم باطني را بيدار مي‌كند تا بر محدوديت‌هاي چيره شوند. اين حكايت بر اهميت ايمان كه اصل اساسي موفقيت است تأكيد مي‌كند.

تجربه‌هاي موفق گذشته

یک ضرب‌المثل قديمي مي‌گويد: «موفقيت از هر چيزي موفق‌تر است» اين گفته بر يك اصل علمي استوار است. به نظر پژوهشگران، عامل عمده و اساسي انگيزش و تحرك در انسان، تصوري است كه از خود دارد. چه حقيقي باشد يا كاذب.

در يك آزمايش، به چند نفر ده معما داده شد تا راه حل آنها را بجويند. اين افراد پس از مدتي تحقيق و تفحص، نقطه نظرهاي خود را ارائه كردند. پژوهشگران براي اين كه بدانند تجربه‌هاي مطلوب يا نامطلوب گذشتة افراد تا چه ميزان در عملكرد آينده آنها مؤثر است، نتايج درست اين آزمايش را اعلام نكردند. به بياني ديگر، كار نيمي از افراد را مطلوب اعلام كردند و گفتند كه به هفت سئوال از ده سئوال پاسخ صحيح داده‌اند و نتيجة آزمايش نيمي ديگر را رضايت‌بخش اعلام نكردند و در حقيقت گفتند كه پاسخ هفت سئوال آنان نادرست است.

بارديگر ده پرسش ديگر در اختيار اين افراد قرار گرفت. ده نفري كه در دور اول كارشان مطلوب اعلام شده بود، اين بار واقعاً كارشان را نسبت به قبل بهتر انجام دادند و كساني كه پاسخ‌هايشان را نامطلوب دانسته بودند، اين بار واقعاً پاسخ‌هايي نامطلوب و بدتر دادند. ظاهراً آنچه ما را به فعاليت و تحرك بيشتر وا مي‌دارد، تجربه موفقيت‌هاي گذشته است كه در ذهن تداعي مي‌شود.

تجربه‌هاي ناموفق گذشته

يكي از علت‌هاي ترس از شكست، كه توان انديشه صحيح را سلب، و تمركز و انسجام تلاش آدمي را پراكنده مي‌كند، تجربه‌هاي ناموفق گذشته است. در چنين شرايطي، فرد تصوير تيره و تاري از شكست و ناكامي را به اشكال مختلف در ذهن خويش تصور مي‌كند. هر مانعي در مسير هدف‌هايش به اين احساس ويرانگر دامن مي‌زند، اعتماد به نفس او را در هم مي‌شكند و سلطان بي‌رقيب وجودش مي‌شود. به بياني ديگر، هر ناكامي چنان ذهنيت شكست را در فرد تقويت مي‌كند كه آن ذهنيت جزيي از سرشت او مي‌شود. او نتيجه مي‌گيرد كه زندگي يعني تحمل ضربه‌هاي سخت پي‌درپي و شكست‌ها و نامرادي‌هاي مداوم. هرگاه كسي را هم رأي و متفق خود نيابد، انگ ناداني و دورويي بر او مي‌زند. ترديدي نيست كه امواج منفي، تأثير فوق‌العاده زيادي بر روند زندگي انسان دارد، و او را به سوي تنگدستي و ناشادماني سوق مي‌دهد. به عكس، گرمي و نشاط از چهرة كساني كه معتقدند اقبال‌شان با نيك‌بختي آميخته، نمايان است. اختيار با شماست؛ با ياري گرفتن از اصول نوشته شده در اين كتاب، در ديدگاه خود تجديد نظر كنيد و به طور شگفت‌انگيزي پيشرفت و موفقيت را كه حق طبيعي و حيات شماست، به دست آوريد.

شگفت‌آور است كه بعضي از افراد، در برابر موفقيت از خود مقاومت زيادي نشان مي‌دهند. در اندرون ناكامان، گويي نيروي سهمگيني هست كه اجازه نمي‌دهد علت شكست خود را بشناسند. آنان به طور مداوم سخنان يأس‌آميزي مي‌گويند و گويي با منفي بافي‌هايي چون: (به هيچ وجه از پس اين كار برنمي‌آيم، من بداقبالم، باخت در پيشاني‌ام نوشته شده)، خود را هيپنوتيزم مي‌كنند. شمار زيادي از مردم بر اين باورند كه بايد در انتظار نشست، و ديد كه دست روزگار چه سرنوشتي را براي‌شان تدارك مي‌بيند. معناي اين اعتقاد اين است كه بايد نشست و ديد كه آيا معجزه‌اي رخ مي‌دهد يا خير؟

حال وقت آن است كه قلمي به دست گيريد با مرور زندگي گذشته خويش، بهانه‌هايي را كه مانع دستيابي شما به موفقيت شده گردآوري كنيد. به هنگام تهيه اين فهرست، بكوشيد كه با خود رك و رو راست باشيد. بگذاريد انديشه‌هاي كهنه و محدودكننده كه در مسير توانگري شما قد علم كرده‌اند، از عمق ذهن‌تان بجوشد و بالا آيد.

هنر رزم‌آوري سون‌تزو

«هنر رزم‌آوري» اثر سون‌تزو بزرگ‌ترين اثر نظامي باستاني چين محسوب مي‌شود که در جهان تاثيرات گسترده‌اي دارد. تاکتيک‌هاي جنگي و افکار فلسفي تشريح شده دراين اثر در ابعاد نظامي، سياسي و افتصادي مورد کاربرد عمومي قرار گرفته است. «هنر رزم‌آوري» سون‌تزو در 2500سال پيش به صورت کتاب درآمد. اين کتاب اولين اثر نظامي جهان است و در مقايسه با «تئوري جنگ» به قلم کلاوس ويتز اولين (اثر نظامي اروپائي 2300 سال) پيش‌تر تهيه شده است. سون‌تزو کارشناس بزرگ فن لشگرکشي و تدابير جنگي سلسله‌هاي بهار و پائيز چين (770-476 ق.م) موسوم به حکيم نظامي است. زماني سون‌تزو، براي دوري از آتش جنگ به کشور «وو» فرار کرد. پادشاه کشور «وو» از استعداد سون‌تزو بسيار قدرداني و وي را ژنرال خود کرد، سپس سون‌تزو با يک ارتش سي‌هزار نفري بر ارتش کشور «چو» با 200 هزار سرباز غلبه کرد و کشورهاي مختلف وقت را به لرزه انداخت. سون‌تزو تجربيات جنگ‌هاي سلسله‌هاي بهار و پائيز و قبل از آن را جمع‌بندي کرد و «هنر رزم‌آوري» را نگاشت. وي در اين کتاب سلسله قوانين نظامي و سيستم کامل تئوري نظامي را مطرح کرد.

هنر رزم‌آوري با بيش از 6 هزار هيروگليف به 13 فصل تقسيم مي‌شود و هر فصل يک نظريه اصلي دارد. براي نمونه، در فصل «فريب« علل برپائي جنگ و روابط جنگ با سياست و اقتصاد عميقاً تشريح شده است. سون‌تزو در اين فصل اظهار داشت: نتيجه جنگ منوط به 5 عامل اساسي يعني سياست، آب و هوا؛ موقعيت جغرافيائي؛ فرماندگان ارتش و قانونيت است؛ عامل سياسي مهم‌تر از ديگر عوامل است. در فصل «جنگيدن» چگونگي انجام جنگ و در فصل «تدابير حمله» چگونگي حمله به دشمن تشريح شده است. سون‌تزو طرفدار آن بود که تا حد امکان و با بهاي هرچه کمتر، به پيروزي‌هاي هرچه بزرگ‌تر دست يابد، براي رسيدن به اين هدف وي بر حيله‌هاي جنگي تاکيد مي‌کرد، وي خاطر نشان ساخت: بهترين حيله براي کسب پيروزي اقدامات سياسي بوده و شيوه ديپلماتيک بعد از آن است، توسل به زور و حمله به شهر تدابير بد واجتناب‌ناپذير محسوب مي‌شود.

 در کتاب هنر رزم‌آوري سون‌تزو نظرهاي فلسفي ارزشمندي گنجانده شده است، براي نمونه، وي گفته است: اگرخود و دشمنان را بشناسيد، خوب نبرد مي‌کنيد و شکست نمي‌خوريد. اين حرف زبانزد عامه چيني‌ها شده است. در اين کتاب نظرهاي ديالکتيکي فراواني پيدا مي‌شود. سون‌تزو سلسله تضادهاي مربوط به جنگ از قبيل دشمن و خود، مهمان و ميزبان، کم و زياد؛ قوي و ضعيف؛حمله و دفاع، پيروزي و شکست، سود و ضرر و شرايط تغيير آنها را آشکار و براساس تحقيقات اين تضادها راهبرد و تاکتيک‌هاي جنگي را عنوان کرده است. نظرهاي ديالکتيکي اين کتاب در تاريخ توسعه فلسفه چين جايگاه مهمي دارد. تدابير جنگي که در هنر رزم‌آوري سون‌تزو توصيف شده، مورد کاربرد عمومي فرمانداران نظامي چيني و خارجي زمان‌هاي مختلف قرار گرفته و در قلمرو تئوري نظامي جهاني تاثيرات گسترده‌اي برجاي گذاشته است.

اين کتاب به 29 زبان از جمله انگليسي، روسي، آلماني و ژاپني ترجمه شده و در سراسر جهان چند هزار نسخه آن چاپ گرديده است. دانشکده‌هاي نظامي برخي ازکشورها اين کتاب را تدريس مي‌کنند. گفته مي‌شود که در دوران جنگ خليج فارس در سال 1991، ژنرال‌هاي آمريكايي براساس قوانين كتاب هنر رزم‌آوري جنگ را هدايت نموده و از انديشه‌هاي نظامي سون‌تزو استفاده مي‌کردند. هنر رزم‌آوري سون‌تزو در ابعاد اجتماعي و تجاري و ورزشي نيز مورد کاربرد عمومي قرار گرفته است. بسياري از مديران، تاجران و مربيان در شركت‌ها، امور بازاري و رويدادهاي ورزشي از انديشه‌هاي سون‌تزو استفاده کرده‌اند.

خطاها در مسابقات كيورگي

فدراسيون جهاني تكواندو براي ايمني مبارزين، تشويق بازي جوانمردانه و تشويق مبارزين به اجراي تكنيك‌هاي برتر، اجراي برخي از تكنيك‌هاي تكواندو و حركات را در مسابقات ممنوع كرده است. بنابرين اگر مبارزي در مسابقات و اجراي تكنيك‌ها، هر يك اصول فوق را ناديده بگيرد، توسط سرداور جريمه خواهد شد.

خطاها در مسابقات كيورگي تكواندو به سه دسته تقسيم مي‌شوند:

1)      جويي: جويي يا تذكر، جريمه نيست و امتيازي از مبارز كم نمي‌شود. سرداور تنها به مبارز هشدار مي‌دهد كه از تكرار اين حركت خودداري نمايد.

2)      كيونگو: خطاهايي كه داراي شدت كمي باشند با كيونگو جريمه مي‌شوند. هر دو كيونگو به اندازه يك امتياز يا نمره منفي حساب مي‌شود. كيونگو فرد محاسبه نخواهد شد. خطاهاي كيونگو عبارتند از:

1)      بيرون رفتن از خط حد زمين (10 در 10 متر)

2)      فرار از مسابقه با پشت‌كردن به حريف

3)      زمين افتادن

4)      عدم مبارزه و كار نكردن

5)      گرفتن، بغل كردن يا هل دادن حريف

6)      ضربه‌زدن به هرقسمت از بدن كه زير كمر قرار دارد

7)      تظاهر به جراحت.

8)      ضربه‌زدن با نقاط غيرمجاز مانند سر يا زانو

9)      ضربه‌زدن به صورت حريف با دست

10)   رفتار يا گفتار ناشايسته مبارز يا كوچ

 

3)      گام‌جوم: خطاهايي كه داراي شدت زيادي باشند با گام‌جوم جريمه مي‌شوند. هر گام‌جوم به اندازه يك امتياز منفي است. خطاهايي كه جريمه گام‌جوم دارند، عبارتند از :

1)      ضربه‌زدن به حريف پس ازاعلام «گاليو» و قطه مسابقه توسط سرداور

2)      ضربه‌زدن به حريف زمين افتاده

3)      پرتاب‌كردن حريف بر زمين يا زمين انداختن حريف با گرفتن پاي او

4)      ضربه‌زدن عمدي به صورت حريف

5)      قطع روند مسابقه توسط مبارز يا كوچ

6)      رفتار يا گفتار بسيار ناپسند مبارز يا كوچ

عمل و عكس‌‏العمل, تحريف قانون سوم نيوتن!

این مقاله چند سال پیش در پی تبادل نظر با یکی از اساتید که برای آزمون به استان آمده بودندَ نوشته شده و پاسخی به یکی از سؤالات رایج در زمینه کاربرد علمی فیزیک در هنرهای رزمی است:

 

يكي از اشتباهات بزرگ، مشكل قانون عملي و عكس‌‏العمل است كه متأسفانه بسيار رايج مي‌باشد. طبق قانون سوم نيوتن براي هر عملي, عكس‌‏العملي است مساوي و در خلاف جهت آن. اين نيروها دو ويژگي مهم دارند: 1) از لحاظ اندازه كاملاً مساويند. 2) آنها در امتداد يك راستا ولي در جهت مخالف هم قرار دارند.

به اين ترتيب وقتي فردي در حالت ثابت روي زمين ايستاده باشد، نيرويي برابر وزن خود بر زمين وارد كرده و در مقابل زمين نيز نيرويي هم اندازه ولي مخالف آن در همان راستاي بردار نيرو، به فرد وارد مي‌كند. در اين‌صورت وي در حال تعادل خواهد بود. زيرا اگر نيروي فرد بيش‌از نيروي زمين باشد، وي به داخل زمين فرو مي‌رود و اگر نيروي زمين بيش‌از نيروي فرد باشد، به بالا حركت خواهد نمود.

هنگامي كه ما روي زمين راه مي‌رويم، با پاي خود نيرويي را به زمين وارد مي‌كنيم. در واقع زمين را به عقب هل مي‌دهيم. اما چون زمين بسيار بزرگ‌تر از ما است، از جاي خود تكان نمي‌خورد، بلكه زير پاي ما را محكم كرده و ما به جلو حركت مي‌كنيم. درحالي‌كه وقتي روي صفحه تردميل راه مي‌رويم، ما به جلو حركت نمي‌كنيم، بلكه اين زمين زيرپاي ما است كه به‌طرف عقب حركت مي‌كند. در اين حالت، نيروي عمل ما از نيروي عكس‌العمل صفحه تردميل (زمين) بيشتر شده و بر آن غالب مي‌شود.

براساس اين قانون، وقتي كه شما به جايي يا چيزي ضربه مي‌زنيد، نيروي به همان اندازه از طرف آن جسم بر شما وارد مي‌شود. تاكيد مي‌كنم اين نيرو دقيقاً در راستاي ضربه است، نه جهت ديگر. اگر نيروي عمل غالب شود، شيئ مي‌شكند و اگر نيروي عكس‌العمل غالب شود، دست شما مي‌شكند! مي‌بينيد كه در قانون سوم نيوتن، هيچ مفهومي ندارد كه عمل در يك دست باشد و عكس‌العمل در دست ديگر! عمل و عكس‌العمل بايد در راستاي يك خط و عكس يكديگر باشند. اين چيزي كه به عنوان «عمل و عكس‌العمل برطبق قانون نيوتن» به ما گفته شده است، از لحاظ فيزيك و مكانيك ردّ و غلط است.

به‌عنوان مثال در دفاع‌هاي الگول‌ماكي و يا مومتونگ‌ماكي، دست عمل به بالا يا بغل حركت مي‌كند، درحالي‌كه دست عكس‌العمل در يك راستاي ديگر حركت دارد. همين حالا يك بار اين تكنيك را اجرا كنيد و ببينيد كه آيا ربطي به قانون نيوتن دارد؟

يك مثال ديگر بزنيم. از همان ابتدا به ما گفته شده كه در تكنيك يوپ‌چاگي، عمل پاي ضربه‌زننده است و عكس‌العمل، دستي كه به موازات پا پرتاب مي‌شود! اما من هنوز قانع نشده‌ام كه دست چه ربطي به پا دارد، مگر عكس‌العمل نبايد هم اندازه و مخالف باشد، در اين تكنيك، نيروي دست هم‌اندازه پا نيست! و جهت آن نيز مخالف جهت ضربه نمي‌باشد! فكر مي‌كنم نيوتن هم از اين‌كه قوانين‌اش اين‌گونه تعبير و تحريف مي‌شوند، راضي نباشد!

نيروي عكس‌العمل در هنر رزمي تكواندو مفهوم ديگري دارد. درواقع اين يك تشابه اسمي يا بهتر بگوييم اشتباه لغوي است. نيروي عكس‌العمل در تكواندو، در واقع حركت اعضاي ديگر بدن براي تعادل، هماهنگي بهتر و افزايش نيروي تكنيك مي‌باشد. براي مثال وقتي كه با دست راست مشت مي‌زنيد، دست چپ را هم زمان به عقب مي‌كشيد و اين حركت باعث هماهنگي بهتر نيروي مشت شما مي‌شود.

سؤال مي‌شود كه «چرا وقتي از دست ديگر براي عكس‌العمل كمك مي‌گيريم، قدرت و سرعت ضربه‌مان بيشتر مي‌شود؟« اگرچه جواب اين سؤال را خواهيم گفت، اما بهتر است قبل از آن به مقدمه‌اي اشاره شود.

اغلب مردان عادت دارند، موقع راه‌رفتن دست خود را تكان بدهند. آيا آنها با دستان خود راه‌مي‌روند؟ حركت دست چه نقشي در راه‌رفتن آنها دارد؟ چرا خانم‌ها اين‌گونه راه نمي‌روند؟ چرا همين آقايان وقتي كيفي در دست دارند، دست خود را تكان نمي‌دهند؟ آيا از قدرت و سرعت راه‌رفتن‌شان كاسته مي‌شود؟ خير، اين تنها يك عادت است، مي‌توانيد به راحتي امتحان كنيد. حتي در برخي از كشورها مانند انگلستان، تكان دادن دست هنگام راه‌رفتن را عملي ناپسند و دور از ادب مي‌دانند.

نحوه مشت زدن بوكسورها با ما تفاوت دارد. آنها تنها با يك دست ضربه زده و دست ديگر را براي دفاع از مقابل شكم و صورت خود حركت نمي‌دهند. درحالي كه همه مي‌دانيم كه مشتان قوي و سريعي دارند!

دوندگان نيز موقع دويدن دست خود را تكان مي‌دهند. واقعاً فكر كرده‌ايد كه اين حركت دست چه نقشي دارد؟ عمل كدام است و عكس‌العمل كدام؟ آيا طبق قانون سوم نيوتن مي‌توان رابطه‌اي براي اين دو يافت؟ سال‌ها قبل دوندگان گمان مي‌كردند كه عضلات بالاتنه هيچ نقشي در سرعت دويدن آنها نداشته و تنها وزن بدن را سنگين مي‌كند. بنابراين به تقويت عضلات پاهاي خود پرداخته و عضلات دست، كتف و سينه را بي‌اهميت مي‌دانستند. درحالي كه دوندگان حرفه‌اي امروزه خوب مي‌دانند كه تقويت عضلات بالاتنه موجب افزايش شتاب، سرعت و ارتفاع پرش آنها مي‌شود. چيزي كه در مسابقات جهاني و المپيك ديده مي‌شود، دوندگاني با بالاتنه قوي و متناسب است. در واقع حركت دست چند نقش مهم در دويدن، پريدن، چرخيدن و راه رفتن دارد:

1)      حركت دست موجب هماهنگي بهتر اندام‌ها و در نتيجه حركت روان‌تر و بهتر مي‌شود.

2)      استفاده از حركت دست، با نزديك‌كردن مركز ثقل به محور دوران، موجب افزايش تعادل و سرعت چرخش مي‌گردد.

3)      در دويدن و پريدن بالا بردن دست موجب تغيير نقطه ثقل و گراني‌گاه بدن شده و در نتيجه موجب افزايش ارتفاع پرش و يا طول گام دونده مي‌شود. همين حالا مي‌توانيد پرش با استفاده از حركت دست و بدون آن را امتحان كنيد. (اين موضوع به تفضيل در كتاب آناتومي حركت بحث شده است.)

 

با توصيفات بالا بهتر است روح مرحوم نيوتن را از اين دغدغه خلاص كرده و حركات تكواندو را به‌گونه‌اي ديگر تعريف كنيم. شخصاً از كلمات «ضربه‌زننده» و «تقويت‌كننده» استفاده مي‌كنم. وقتي با دقت و نكته‌سنجي به اين موضوع نگاه كنيم، مي‌توانيم «تقويت‌كننده‌ها» را به چند دسته تقسيم كرد:

1)      تقويت‌كننده‌هاي چرخشي: در تكنيك‌هاي چرخشي نظير مومدوليو ديت‌چاگي، مي‌توان با كمك گرفتن از دست‌ها، سرعت چرخش را افزايش داد. همان‌طور كه توضيح داده شد، اين عامل موجب بهبود تعادل و افزايش سرعت دوران خواهد گرديد.

            

 

2)      تقويت‌كننده‌هاي وزني: با انتقال وزن بدن به سوي هدف، باعث افزايش جرم ضربه‌زننده و در نتيجه نيروي تكنيك مي‌شود.

 

3)      تقويت‌كننده‌هاي تعادلي: با استفاده از دست‌ها و يا زاويه بالاتنه، مي‌توان به حفظ تعادل و پايداري بدن كمك نمود. مي‌دانيم كه يك تكنيك، حداكثر توان خود را درحال تعادل بدن مي‌تواند منتقل نمايد. عدم تعادل موجب افت توان انتقالي و لطمه به خود ورزشكار مي‌گردد. براي مثال مي‌دانيم كه در تكنيك‌هايي مانند دوليوچاگي و يا يوپ‌چاگي، سر، كفل و پاها بايد در امتداد يك خط مستقيم باشند. اگر مانند تصوير زير بدن در يك راستا نباشد، علاوه بر نداشتن تعادل و سرعت، در اثر وارد شدن ضربه به جسمي، نيروي عكس‌العمل آن موجب فشار شديد به كمر مي‌شود و مانند چوبي كه از نقطه تنش خود مي‌شكند، لگن و كمر اين فرد آسيب خواهد ديد. (متاسفانه در كمربندهاي مشكي و دان‌هاي بالا نيز اشكالات زيادي در تكنيك‌هاي پايه ديده مي‌شود)

استاد اياما دان 10 كيوكشين كاراته، در كتاب خود مي‌نويسد: «تكنيك‌هاي پا فاقد تعادل و سرعت كافي هستند. توصيه مي‌كنم تا حدّ ممكن از تكنيك‌هاي پا استفاده نكنيد!» زماني كه آقايان با استاد باقي‌نژاد كلاس داشتند، پوستري از كلاس كاراته آنجا برايم آوردند كه سه مربي مطرح كاراته را درحال اجراي تكنيك پا نشان مي‌داد و جالب اين‌كه هرسه تكنيك‌شان درست نبود!

 

4)      تقويت‌كننده‌هاي شوكي: با استفاده از شوك كمر در تكنيك‌هايي مانند پاكات‌ها و يا شوك دست در دفاع‌هايي نظير الگول‌ماكي، مي‌توان بر قدرت و سرعت تكنيك افزود. اين شوك‌ها اغلب با چرخش عضو ضربه‌زننده همراه است. مانند چرخش ضربه مشت و يا دفاع الگول‌ماكي.

 

 

لازم به ذكر است كه در هر تكنيك، از چند نوع تقويت‌كننده استفاده مي‌شود تا از مجموع آنها بتوان به حداكثر نيروي ممكن دست يافت.

 

امیدوارم اساتید بزرگوار با ارسال نظرات ارزشمند خود درباره مطالب فوق؛ در ارتقاء سطح علمی تکواندو یاری نمایند.

 

پروفسورميرزايي يا بروسلي كداميك؟

اگه زماني واقعا بين پروفسورميرزايي و بروسلي مبارزه‌اي رخ مي‌داد كداميك پيروز اين نبرد تن به تن بودند؟

باسلام

از همين اول بگم من مطمئنم خيلي از دوستان عزيز به خاطر طرح اين سوال قراره از بنده ايراد بگيرند ولي من از طرح اين سوال منظور داشتم.

طرح اين سوال براي شما دوستان عزيز(وحتي خود بنده) فوايد زير را داراست:

1- باعث مي شود كمي بيشتر در مورد استاد ميرزايي و بروسلي تحقيق كنيد.

2-خود اين سوال و جواب و از همه مهمتر نظر شما دوستان باعث مي شود تا هم بنده و هم ديگر دوستان مطالب جديدي در مورد اين دو استاد به دست آوريم.

3-باعث مي شود كه متوجه شويد واقعا تا چه اندازه پروفسورميرزايي را ميشناسيد و مهمتر اينكه تا چه اندازه خودتون ايشان را قبول و باور داريد.اين همه در مورد پروفسور ميرزايي و بروسلي در وبلاگهاي مختلف و كتابها مي نويسند و ما هم اونها رو مي خونيم ولي آيا هيچ گاه در اين نوشته ها دقت و تامل كرده ايم؟ آيا وقتي مي گوئيم پروفسور ميرزايي آيا واقعا ايشان را در اين حد(پروفسور) قبول داريم؟

هر چند نمي‌شود به اين سوال جواب قاطعي داد ولي لطف كنيد جواب‌تون واضح و بدون تعصب باشد. (باتشكر)

 

 

آقای mehdi از وبلاگ رزمی‌کاران یزدی, در پست‌های متعددی در خصوص «کونگ‌فو» و مبارزه تخیلی پروفسور میرزایی با بروس‌لی مطرح کرده‌اند و  خواسته‌اند بدون هرگونه تعصبی به سوالت ایشان پاسخ داده شود.

ضمن عرض احترام به کلیه رزمی‌کاران در هر رشته ورزشی که هستند, منظور من از این پست, افزایش آگاهی خودم و سایر رزمی‌کاران است. بنابراین از کلیه اساتید درخواست دارم تا با همکاری و هم‌فکری پاسخ تعدادی از سؤالات رایج در خصوص رشته کونگ‌فو را به اطلاع کلیه علاقمندان برسانند.

1)      آیا «کونگ‌فو» ارتباطی با «گونگ‌فو» یا «فالون‌گونگ» که علمی در رابطه با هماهنگی محیط با انسان و کسب انرژی از طبیعت پیرامون است, دارد؟

2)      خواستگاه «کونگ‌فو» کجا است؟ چین یا ایران؟ اگر چینی است, چرا کشور چین آن را به رسمیت نمی‌شناسد و تنها وشو را به‌عنوان ورزش رزمی چین قبول دارد؟ اگر ایرانی است چرا اسمش را چینی گذاشته‌اند؟

3)      لابد جواب این است که آقای میرزایی «کونگ‌فو» را از چین آورده و در ایران به نام «کونگ‌فو توآ» رواج داده‌اند. پس اگر «کونگ‌فو» ریشه چند هزار ساله دارد و از چین آمده, چرا خود چین آن را قبول ندارد؟ چرا فدراسیون جهانی ندارد؟ مسابقات معتبر و رویداد مهمی ندارد؟ در حالی که وشو سبک معتبر و دارای فدراسیون مسابقات معتبر جهانی است.

4)      آقای میرزایی اصالتاً کجایی هستند؟ کی و کجا به‌دنیا آمده‌اند؟ کجا آموزش دیده‌اند؟ چرا به ایشان پروفسور می‌گویند؟ این عنوان را کی به او داده است؟ اگر هر صاحب سبکی پروفسور می‌شود, پس بحمدالله امروز ما پروفسور زیاد داریم!!!

5)      مسئولیت‌شان در دربار شاه چه بود؟ چرا در انتخابات ریاست جمهوری به‌ طرفداری و نفع بنی‌صدر خائن عمل کردند؟ چرا ادعای «امام ‌زمانی» کردند؟ هنوز خیلی‌ها شعارهای «میرزایی ظهور کن» دهه 60 را به یاد دارند! چرا با پوشش سالن مرغداری در کرج, منافقین دختر و پسر را مختلط آموزش می‌داد؟ که عکس تمرینات‌شان را در کتاب چاپ قدیم آقای دهقان هست! چطور شد ادعای پیامبری کرده و برای خود قرآن آوردند؟ شاید اطلاعیه‌ها و نوارهای ایشان را نشنیده باشید! چرا از ایران فرار کرده و به پاکستان و بعد هند فرار کردند؟ و در این درگیری پای‌شان تیر خورده و قطع شد؟ شاید بدانید که در هند هم با یک پا رو به ریاضت آورده و حتی کونگ‌فوکاران می‌گفتند با نگاه بطری نوشابه می‌شکند! بعد هم ادعای داشتن قدرت خدایی کرده است!!! (کونگ‌فوکاران عزیز دلخور نشوند, از واقعیات گریزی نیست, فقط جهت اطلاع است و اگر بخواهید اسناد و مطالب بیش‌تری از ایشان دارم که جالب و خواندنی است)

6)      چرا این هنر عظیم طی دو دوره قبل و بعد از انقلاب ممنوع اعلام می‌شود؟ (نقل از وبلاگ وبلاگ معبد انشا’ تن و روان یزد)

7)      بعد از ردّ صلاحیت و به رسمیت شناخته نشدن «کونگ‌فو» توسط کشور بزرگ و با سابقه چین, کونگ‌فوکاران کشورمان ریشه‌شان قطع شد و همین احساس بی‌هویتی موجب گردید تا عده زیادی از آنان به سبک‌هایی نظیر کیک‌بوکسینگ روی آورند. عده‌ای نیز که برای خود نام نشانی داشتند, اقدام به ایجاد سبک‌های جدید و متنوعی نظیر «نیو کونگ‌فو», «کونگ‌فو فایتینگ» و ده‌ها سبک دیگر نمودند. حتی مدعی سبک جدیدی به نام «کونگ‌فوی بروس‌لی» شدند که خدابیامرز بروس‌لی روحش هم از آن خبر نداشت! هیچ‌کدام از این‌ها در سطح جهانی شناخته‌شده و دارای هویتی مشخص و تعریف‌شده نیستند! عده کمی هم به کار خود ادامه داده و هم‌چنان نام «کونگ‌فو» را زنده نگه داشته‌اند!

8)      آیا این کونگ‌فویی که امروزه مطرح است یا حتی «کونگ‌فو توآ» و «کونگ‌فو پرتوآ» حاوی همان تکنیک‌هایی هستند که میرزایی بنیان‌گذاری کرده است؟ ایا خود میرزایی این همه تغییر ماهیتی و محتوایی در تکنیک‌های کونگ‌فو را قبول دارد؟ اگر امروز ایشان سروکله‌شان پیدا شود, چقدر کونگ‌فوی حاضر را تایید خواهد کرد؟ به خیلی‌ها چه کمربندی خواهند داد؟ آیا این صاحب سبک‌ها و مربیان حاضر به اطاعات از ایشان خواهند بود؟

9)      آخر تکلیف این کونگ‌فویی که نه چین قبولش دارد و نه میرزایی, چه می‌شود؟

10)   متاسفانه روش‌های غلط (از لحاظ علمی و پزشکی) و تمرینات بسیار اشتباه در «کونگ‌فو» بسیار دیده می‌شود. البته «کونگ‌فو» جدید خیلی بهتر و متعادل‌تر شده است, اما هنوز هم اشتباهات وحشتناکی به عنوان این‌که «کونگ‌فو» رشته‌ای خشن و قدرتمند!!! است و ضرباتش مرگبار است!!! توجیه می‌شوند! برای مثال یکی از آشنایان, پسر 6 ساله‌اش را برده کلاس «کونگ‌فو» و جلسه دوم پونز ریخته‌اند روی زمین و گفته‌اند باید روی‌شان راه بروی!!! توجیه‌شان هم این است که «کونگ‌فو» ورزشی بسیار خوب و پیشرفته است!!! هرکس نمی‌تواند نیاید!!! (البته موارد از این دست زیاد است)

11)   مستند بسیاری از مربیان این رشته‌ها, نه اصول علمی و نه آموزش‌های مربی‌گری و هماهنگی‌های سالانه مربیان است که باید توسط فدراسیون جهانی داده شوند! بلکه استناد آنها به فیلم‌های تخیلی سینمایی است که مثلاً در آن یک کونگ‌فو کار در هوا از این کوه به آن کوه دنده عقب شمشیر می‌زند و می‌پرد!!! آیا این تخیلات سینمایی می‌توانند مبنای آموزش‌های علمی جوانان بی‌گناه بسیاری باشند؟

شاید بپرسید که این اطلاعات را از کجا آورده‌ام؟ برادر و همسرم از سال‌های زیادی «کونگ‌فو» کار کردند و دست آخر رو به تکواندو آوردند. آنها خاطرات زیاد و جالبی از این رشته دارند!!!

در آخر هم از قول «حاج‌حسین مهره‌ساز» که از پیش‌کسوتان ورزش استان و مربی باسابقه جودو و ژیمیناستیک بوده و سال‌ها است که کونگ‌فو را رها کرده: «اگر سال‌های زیاد عمر و جوانی که صرف کونگ‌فو کردم را در رشته دیگری کار می‌کردم, خیلی بهتر رشد می‌کردم و به جای می‌رسیدم. افسوس که دیر فهمیدم و لطمه‌های جسمی زیادی خوردم»

البته ذکر این سؤالات به معنای نادیده گرفتن زحمات ورزش‌کاران این رشته‌ها نیست! و به معنی تأیید تکواندو و تبلیغ آن به‌جای کونگ‌فو هم نیست! یک بحث علمی و نقد دوستانه است! به‌قول آقا mehdi خوشحال می‌شویم جواب‌تون با رعایت ادب, واضح و بدون تعصب باشد. (باتشكر)

تفاوت سرعت در رشته های رزمی

ديروز (شنبه) برنامه فنون شرقي يه قسمتي رو پخش كرد تحت عنوان مستند رزمي در اون قدرت پاي يك تكواندو كار-كاراته كا و ووشوكار را با دستگاهاي خيلي مجهز و پيشرفته اندازه مي گرفتند و تمامي اون‌ها از بهترينها در سبك خودشون بودند.

در آخر قدرت پاي تكواندوكاره از همه بيشتر بود.بعد از او كاراته كاره و در آخر ووشوكاره به ترتيب داراي قدرتي ترين پاها بودند. و با تستهاي مختلفي كه گرفته بودند به اين نتيجه رسيدند كه يك تكواندوكار قادر با يك ضربه آدمو از پا در بياره(فقط با يك ضربه).

 

دوباره برنامه فنون شرقي يه قسمتي را پخش كرد تحت عنوان مستند رزمي كه ايندفعه سرعت دستهاي يك تكواندو كار را با يك ووشوكار مقايسه مي كردند. سرانجام بعد از اينكه سرعتها را با دستگاهاي بسيار مجهز و پيشرفته اندازه گرفتند به اين نتيجه رسيدند كه اگر بخواهند سرعت اين تكواندوكار را اندازه بگيرند فقط با دستگاهاي بسيار پيشرفته (مخصوص اين كار) اين امرامكان پذيرست و در حالت عادي اين امرامكان پذير نيست و حتي سرعتش از يك ووشوكار كه گفته ميشود سرعت مشت آنها افسانه اي است بيشترست!!!

 

برگرفته از وبلاگ رزمی کاران یزد

حرم مطهر حضرت معصومه(س)

  

 

امام صادق(ع) فرمودند: «آگاه باشيد كه حرم من و حرم فرزندان بعد از من قم است» (بحار ج ٦٠ صفحه ٢١٦)

شهر مقدس قم منور به حضور کريمه اهل بيت بووده و به اين ميزباني خود افتخار مي‌کند. نام مبارک ايشان فاطمه مي‌باشد و لقب «معصومه» را امام رضا(ع) به خواهر خود عطا فرمود: «هركس خواهرم معصومه را در قم زيارت كند، مانند كسي است كه مرا زيارت كرده است.» اين لقب، كه از سوي امام معصوم به اين بانوي بزرگوار داده شده، گوياي جايگاه والاي ايشان است.

مرحوم آيت اللّه سيّد محمود مرعشي نجفي، پدر بزرگوار آيت‌اللّه سيد شهاب‌الدين مرعشي(ره) بسيار علاقه‌مند بود كه محل قبر شريف حضرت صدّيقه طاهره, فاطمه زهرا(س) را به‌دست آورد. ختم مجرّبي انتخاب كرد و چهل شب به آن پرداخت. شب چهلم پس از به پايان رساندن ختم و توسّل بسيار، استراحت كرد. در عالم رؤيا به محضر مقدّس حضرت امام صادق(ع) مشرّف شد. امام به ايشان فرمودند: «عَلَيْكَ بِكَرِيمَةِ اَهْلِ الْبَْيتِ.» يعني به سراغ كريمه اهل بيت برو. ايشان به گمان اين‌كه منظور امام(ع) حضرت زهرا(س) است، عرض كرد: «قربانت گردم، من اين ختم قرآن را براي دانستن محل دقيق قبر شريف آن حضرت گرفتم تا بهتر به زيارتش مشرّف شوم.» امام فرمودند: «منظور من، قبر شريف حضرت معصومه در قم است.» سپس افزود: «به دليل مصالحي خداوند مي‌خواهد محل قبر شريف حضرت زهرا(س) پنهان بماند; از اين رو قبر حضرت معصومه(س) را تجلّي‌گاه قبر شريف حضرت زهرا(س) قرار داده است. اگر قرار بود قبر آن حضرت ظاهر باشد و جلال و جبروتي براي آن مقدّر بود، خداوند همان جلال و جبروت را به قبر مطهّر حضرت معصومه(س) داده است.

مرحوم مرعشي نجفي هنگامي كه از خواب برخاست، رخت سفر بسته و همراه خانواده اش نجف اشرف را به قصد زيارت كريمه اهل بيت ترك كرده و رهسپار ايران شد. ايشان و فرزند برومندشان تا آخر عمر در جوار حضرت معصومه(س) زندگي کردند و منشأ خيرات و برکات زيادي بودند. (كريمه اهل بيت، ص ٣٢)

آيت‌اللّه مرعشي نجفي بيش از 40 سال اولين کسي بودند که به‌محض باز شدن درب‌هاي حرم مطهر, زائر مرقد مطهر حضرت معصومه(س) بودند.

 

چادرهاي مسافرين و زوار حرم در يکي از شب‌هاي تابستان 86

 

آدرس سايت حرم www.masoumeh.com

مسجد مقدس جمکران

 

 

دستور ساختن مسجد مقدس جمکران توسط حضرت ولي عصر (عج) در 1053 سال پيش (شب سه شنبه، 17 رمضان 373 ه.ق) به شيخ حسن بن مثله جمكراني داده شده است. اين مكان مقدس، تحت توجهات خاصه حضرت بقيه الله الاعظم (ارواحنا فداه) قرار دارد و آن حضرت از شيعيان‌شان خواسته‌اند كه به اين مكان مقدس روي آورند، چرا كه اين مكان، داراي زمين شريفي است و حق تعالي آن را از زمين‌هاي ديگر برگزيده است.

برخي جمکران را همان ورجمکرد (محل حکومت جمشيد پادشاه ايراني ) مي دانند که دوران حکومتش به عصر طلايي ايران مشهور است، مشهور است که بناي اول جمکران را او نهاده و قلعه‌اي در آن بنا کرده است. هم اکنون بقاياي قلعه‌اي در در روستاي جمکران ديده مي‌شود که مختصات آن55*55 متر و قطر ديواره آن در پايه تا 4 متر است. در حديثي از حضرت علي(ع) به اين قلعه اشاره شده است.

بنابر تحقيقات يک نشريه آلماني خورآباد و جمکران دو محل سکونت دوره پيش از تاريخ در کناره غربي فلات مرکزي ايران است. همچنين آثار فراواني از تمدن‌هاي 4 الي 5 هزار ساله در منطقه جمکران بدست آمده است.

آدرس سايت جمکران www.jamkaran.info

چند نكته درباره نگرش مثبت

·         در دوراني كه مشغول بازسازي ذهني خود هستيد نسبت به گفتار و كردار خود مراقبت بيشتري داشته باشيد. هر كلمه يا عبارت ،حامل بار مثبت يا منفي است كه خودتان نيز آن را تشخيص مي‌دهيد.

·         از كلمات، عبارات و جملاتي استفاده كنيد كه حامل بار مثبت هستند. حتي اهداف خود را نيز با عبارات مثبت مشخص كنيد.

·         عادت كنيد دوربين‌هاي در زندگي خود نصب كنيد كه بهترين زاويه ديد را داشته باشند.

·         در معاشرت‌ها و انتخاب دوستان خود دقت كنيد.

·         از عبارات و كلمات تاكيدي مثبت استفاده كنيد و روزانه چندين مرتبه آن را تكرار نماييد.

·         فقط آن چيزي را كنترل كنيد كه از جانب شما قابل كنترل است و اجازه دهيد ساير امور در مسير خود حركت كنند. فقط به مسائلي بپردازيد كه در «حلقه نفوذ» شما قرار دارند. مشكلاتي كه در «حلقه نگراني» قرار دارند و ما نفوذي روي آنها نداريم، تنها بر غصه‌هاي ما افزوده و روحيه ما را ناتوان‌تر مي‌كنند. (شاید یه روز درباره حلقه نفوذ و حلقه نگراني مطلب بنویسم)

نگذاريد نگراني‌هاي بي‌مورد و مشكلاتي كه حلّ آنها از حوزه عمل شما خارج هستند، عمرتان را تباه كنند.

احاديث ناب

معلم بزرگ بشريت, خاتم رسولان, محمد مصطفي که سلام و صلوات خداوند و بندگان پاکيزه‌اش بر او خاندان مطهرش باد, مي‌فرمايند:

 

دانشمندي‌ كه‌ از علمش‌ سود برند، از هفتاد هزار عابد بهتر است‌.

بحارالانوار، ج‌ 75، ص‌ 173

 

هر كس‌ با خانواده‌اش‌ خوش‌رفتار باشد، بر عمرش‌ افزوده‌ مي‌گردد.

بحارالانوار، ج‌ 75، ص‌ 175

 

بهترين‌ چيزي‌ را كه‌ دوست‌ داريد درباره‌ شما بگويند، درباره‌ مردم‌ بگوييد.

بحارالانوار، ج‌ 65، ص‌ 152

 

غيبت‌ آن‌ است‌ كه‌ درباره‌ ديگران‌ چيزي‌ را بگويي‌ كه‌ خداوند آن را پوشيده‌ و مستور داشته‌ است‌.

و بهتان‌ آن‌ است‌ كه‌ عيبي‌ را كه‌ در ديگري نيست‌، به‌ او ببندي‌.

بحارالانوار، ج‌ 75، ص‌ 178

منفي‌باف‌ها

منفي‌ها همه‌جا هستند. بعضي‌ها علي‌رغم اين‌كه شما را در چاه مي‌اندازند، نيت بدي ندارند. مابقي هم افراد حسودي هستند كه نه‌تنها براي بهبود وضع خود تلاش نمي‌كنند، بلكه ظرفيت ديدن پيشرفت ديگران را هم ندارند. آنها دوست دارند زمين خوردن شما را ببينند، نه بلند شدن‌تان را.

«س.ا» يكي از دانش‌آموزان خوبی بود كه حتي موفق به گرفتن ديپلم خود هم نشد، اما وقتي فهميد «م.ر» كه او را تشويق به ترك تحصيل و بي‌ارزش بودن درس خواندن براي دختران مي‌كرد، در يكي از بهترين مدارس غيرانتفاعي درس خوانده و الان هم بي‌سروصدا دانشگاه مي‌رود، بسيار افسرده و گوشه‌گير شده است.

كساني كه براي‌تان آيه يأس مي‌خوانند، خودشان هميشه افراد ناموفقي بوده‌اند. آنها از لحاظ كارايي بسيار معمولي و يا در سطح پايين هستند. نظرات آنها مانند سم است. در برابر مردمي كه مي‌خواهند به شما به‌قبولانند كه ناتوان هستيد، موضع دفاعي بگيريد. نصيحت‌هاي منفي آنان، تنها رجزخواني‌هايي است كه در واقع موفقيت شما را اثبات مي‌كنند. اجازه ندهيد منفي‌باف‌ها نقشه‌اي كه براي كسب موفقيت داريد، نابود كنند.

منفي‌ها همه جا حضور دارند و به‌نظر مي‌رسد از بي‌اثر كردن اقدامات مثبت ديگران، خوشحال مي‌شوند. آنها می‌خواهند همه را مثل خودشان بکنند تا کسی بالاتر از آنها نباشد که برای‌شان موجب سرکوفت شود.

دوستان و نزديكان خود را از ميان افراد ناجوربين و منفي‌نگر انتخاب نكنيد. اين افراد براي مشورت در امور مهم مناسب نيستند، زيرا امواج فكري آنها شما را هم سياه مي‌كند. اگر با آدم‌هاي تنگ‌نظر دوست شويد، كم‌كم خودتان هم به يك آدم تنگ‌نظر مبدل مي‌شويد. با افراد بلندنظر و بزرگ‌منش كه به مسائل مثبت علاقه دارند، معاشرت كنيد.

 

مَن صَحِبَ جاهلاً نَقَصَ مِن عَقله.

هر که يار و همراه جاهل گردد، از عقلش کاسته شود. (مولا علي(ع))

توطئه غيرعمد

چندي پيش در روزنامه مطلبي را خواندم كه برايم جالب بود. نوشته بود كه هم‌صحبتي دختران با هم، تأثير زيادي در افسرگي و مشكلات روحي و رواني آنها دارد! اين تيتر ابتدا مرا شوكه كرد، چون دختران جوان نياز عميقي به هم‌صحبت، خصوصاً با گروه‌هاي هم‌سال خود دارند. اما با اندكي تفحص متوجه شدم كه واقعاً به نكته مهمي اشاره كرده است.

زيرا ذهن هر فردي بي‌چون‌وچرا برنامه‌ريزي مي‌شود. مادران، پدران، معلمان، دوستان و افرادي كه در زندگي هر فرد نفوذ دارند، طراحان و برنامه‌ريزان ذهن ناخودآگاه او هستند. آنان متأسفانه بدون توجه به تأثيرات زيان‌بخش و بار القايي منفي‌بافي‌ها خود، ذهن ديگران را با اطلاعات ناهنجار و برنامه‌نويسي‌هاي منفي پر مي‌كنند.

موارد بسياري پيش آمده كه گروه دوستان، شاگرد خوبي را از درس و كلاس دل‌زده كرده‌اند! و يا با منفي‌بافي‌های ناخواسته و نااميدي‌هاي خود انگيزه تمرين و پيشرفت را از قهرمانان به‌نام گرفته‌اند! يا حتي بسياري از دختران تحت تأثير اين‌گونه ياوه‌گويي‌ها از تشكيل زندگي و ازدواج وحشت دارند!

«ن.ب» از بچه‌هاي مطرح استان و بسيار فعال بود. اما مدتي است كه ديگر به‌طور جدي در كلاس حاضر نمي‌شود و حتي در تمرينات تيم و مسابقات هم شركت نمي‌كند، وقتي با او صحبت كردم، متوجه شدم كه عامل اصلي بي‌انگيزگي او، دوستاني هستند كه دور وبر او را گرفته و به عناوين مختلف وقتش را پر مي‌كنند. حالا او هم كه روزي الگوي ديگران بود، به بقيه مي‌گويد: «ول كن بابا، اين همه مدال آورديم به چه دردي خورد؟ خسته شدم! مي‌خوام شاد باشم!»

آنها اغلب در جمع‌هاي خودماني ساعت‌ها مي‌نشينند و از اين و آن غيبت مي‌كنند و دست آخر با تخريب روحي و رواني يكديگر ناخواسته موجب افسردگي، ناراحتي اعصاب و نااميدي هم مي‌شوند.

 

مولاي متقيان، حصرت علي(ع) مي‌فرمايند:

زبان درنده‌اي است كه اگر رها شود همه را مي‌درد.

دعای بی خوابی

بار ديگر وبلاگ‌مان را با حديثي گرانبها از وجود مقدس خاتم رسولان معطر می‌کنيم. دعاي بي‌خوابي در حديثي زيبا از رسول اكرم(ص) به‌شرح زیر آمده است:

 

اَلهُمَّ غارَتِ النُجُومُ وَ هَدَأتَ العُيونُ. وَ أَنتَ حَيُّ القَيومُ. يا حَيُّ يا قَيوم، أَنِم عيني وَ أهدِي لَيلي.

خدايا ستاره‌ها به غروب خود نزديك شده‌اند و چشم‌ها آرام گرفتند و تو زنده و پايداري.

اي زندة پايدار، چشمم را با خواب قرين ساز و شبم را با آرامش توأم فرما.

خواب خوب و رشد استخوان

دانشمندان در يك تحقيق علمي با نصب حسگرهايي بر روي استخوان پاي چند بره كه در سن رشد بودند، به اين نتيجه رسيدند كه بيش‌از 90 درصد رشد استخوان‌ها در زمان استراحت شبانه انجام مي‌شود. جالب‌تر آن‌كه اين رشد كه فقط در زمان استراحت وجود داشته است و هيچ رشدي در زمان حركت و جست‌وخيز آنها گزارش نشده است! محققان عقيده دارند كه در زمان ايستادن و حركت، فشار ناشي از وزن بدن بر روي بخش غضروفي استخوان‌ها، از رشد آنها جلوگيري كرده و تنها در زماني كه فرد در حال استراحت است، با كاهش فشار روي غضروف‌ها و ترشح هورمون رشد در هنگام خواب عميق، استخوان‌ها فرصت رشد پيدا مي‌كنند. بنابراين پس‌از فعاليت جسمي روزانه، داشتن يك خواب عميق شبانه، بيش‌از هر چيزي در رشد توده استخواني و افزايش قد مؤثر است. (ماهنامه دانشمند، ج 499، ارديبهشت 1383، ص 86)

ناك‌دانی

اگر ضربه موثري به مبارزي اصابت كند و داراي شرايط يک ضربه مؤثر باشد، سرداور مسابقه را قطع و شروع به شمارش مي‌نمايد. اگر مبارز پيش از شماره 8 آمادگي خود را براي ادامه مسابقه اعلام نمود، سرداور يك امتياز اضافي (جايزه) به حريف او مي‌دهد. اما اگر مبارز توان ادامه مسابقه را نداشت، سرداور شمارش را تا 10 ادامه داده و حريفش را برنده اعلام مي‌كند.

اعلام آمادگي با ايستادن و گارد گرفتن مشخص مي‌شود، البته بهتر است براي تشخيص بهتر داور كيهاپ نيز كشيده شود.

 

عسل و گردو چربي خون را پايين مي‌آورند

عسل و ميوه‌هاي مغزدار مثل گردو، فندق و پسته باعث کاهش کلسترول خون مي‌شوند. افرادي که تصميم دارند کلسترول خود را کاهش دهند بايد عسل، بادام، پسته و فندق را هم به ميوه‌ها و سبزي‌هاي رژيمي خود اضافه کنند. تحقيقات نشان داده که عسل حاوي مقادير زيادي آنتي‌اکسيدان است و مانند اسفناج، سيب، پرتقال و توت‌فرنگي مي‌تواند با راديکال‌هاي آزاد توليد شده در بدن که به سلول‌ها آسيب مي‌رساند، مبارزه کند.

در يک بررسي، 25 مرد (18 تا 68 ساله) در مدت پنج هفته آزمايش شدند و در اين مدت هر يک از آنها روزانه 4 قاشق غذاخوري عسل که در يک ليوان آب حل شده بود، مي‌خوردند. پس از پايان 5 هفته نشان داده شد که سطح آنتي‌اکسيدان‌ها در خون اين افراد نسبت به پيش بالاتر رفته و ميزان کلسترول آنها پايين‌تر آمده است.

در مطالعه ديگري هم نشان داده شده که مصرف ميوه‌هاي مغزدار مثل بادام با اين که خودشان حاوي چربي هستند، ولي چون چربي آنها از نوع چربي غيراشباع است، باعث کاهش ميزان کلسترول بد يا LDL شده است و در نتيجه خطر بيماري‌هاي قلبي را کاهش مي‌دهد هم عسل، هم بادام و فندق و ... تنها درصورتي که به اندازه و به همراه ساير ميوه‌ها و سبزي‌هاي مصرف شوند، تاثيرگذار خواهند بود. سايت iranmania

خواص نارنگی

نارنگي ميوه‌اي زمستاني و سرشار از ويتامين‌هاي A، B1، B2 و C است. همچنين حاوي پروتئين، چربي، قند و مقادير زيادي كلسيم و فسفر مي‌باشد و به همين دليل در تشكيل استخوان و پيشگيري از پوكي استخوان مؤثر مي‌باشد. منيزيم نارنگي نيز براي فعاليت عضلاني، دستگاه گوارشي و سيستم عصبي مفيد است.

نارنگي ميوه‌اي است سرد، مفرح قلب، رافع خفقان، كاهنده صفرا و حرارت كبد و معده است. به علت طبع سرد آن، براي افراد بلغمي مزاج كه طبع سرد و تر دارند مناسب نيست. نارنگي در لطيف كردن پوست دست و صورت، بهتر از ساير مركبات عمل مي‌كند و نوع شيرين آن در تسكين اعصاب اثر بيشتري دارد. اگر مي‌خواهيد شب راحت بخوابيد، نارنگي بخوريد.